بسم الله الرحمن الرحیم

خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

قسمت دوازدهم

برخوردهای گزینشی در استفاده از شان نزول آيات قرآنی

 

مصطفی طباطبايي در تفسير خويش به گونه اي وانمود مي كند كه آگاهي از شان نزول آيات قرآن، ياريگر انسان در فهم قرآن بوده، و البته اطلاق و شمول آيه را محدود نخواهد کرد . اما عملكرد وی در مواجهه با شان نزول آيات الهي ، برخلاف ادعای مذکور است .

 شان نزول آيات و جايگاه آن در تفسير مصطفي طباطبايي

وی مي نويسد :

"بايد توجه داشته باشيم شان نزول آيات هرچند ما را در فهم قرآن ياري مي دهند  ولي مفهوم هر آيه اي را محدود به خود نمي كنند و به اصطلاح (( المورد لا يخصص الوارد)) و به تعبير ديگر ((العبره بعموم اللفظ لا بخصوص السبب )) چه در غير اين صورت ، آيات شريفه قرآن محدود به يك عصر و منحصر به اشخاص معين خواهند شد كه اين معنا مخالف با خاتميت اسلام و بر خلاف اجماع مسلمين است اما در مورد شان نزولهاي گوناگون كه نقل شده ، ما وظيفه داريم آنها را به قرآن عرضه كنيم و با آيات ، تطبيق دهيم و بدون تدبر در متن قرآن هر گونه شان نزولي را نپذيريم .( راهي به سوي وحدت اسلامي، ص 143)"

ايشان در جاي ديگري نظر خود را اينگونه توضیح مي دهد :

"هر متني كه در زمان و مكان ويژه اي پديد مي آيد ، از معاني و تعابير خاصي برخوردار است. براي فهم هر متن لازمست كه ديدگاه خواننده به افق تاريخي آن نزديك گردد تا متن مزبور را به خوبي درك كند. البته متن قرآني چنانكه گذشت پيام جهاني به همراه دارد و مخصوص قوم عرب نيست، به همين جهت غالبا حوادث جزيي را تجريد مي نمايد و خصوصيات آنها( مانند اسامي اشخاص و غيره) را حذف مي كند و صورت كلي بدانها مي بخشد تا در هر زمان و مكاني در خور بهره برداري و پندپذيري باشد، با اين همه ، آگاهي از اسباب نزول آيات و احوال عرب در صدر اسلام ، ما را در فهم قرآن ياري مي دهد و در اين باره مي توان به كتب تاريخي و سيره نبوي (ص ) رجوع كرد و از كتابهاي اسباب النزول اثر واحدي نيشابوري (م 468 ه .ق) و لباب النقول ، اثر جلال الدين سيوطي (م 911ه.ق) بهره گرفت و البته گزارشهاي آنان را با متن قرآن سنجيده و نقادي نمود.

(دقايق معاني در كلام رباني ،ص 15) "

البته در مواردي نيز اين گونه وانمود مي كند كه نياز مبرمي به دانستن شان نزول در فهم قرآن نيست :

"از چهره هاي بارز قرآن اين است كه غالبا در آيات خود، قرائني گذاشته كه زمينه لازم را براي استدلال به معنای صحيح بدست مي دهد و از اين رو با تعمق در آيات قرآن مي توان به كشف معاني پرداخت و نياز مبرم در اين زمينه به روايت و شان نزول نيست.

(بيان معاني در كلام رباني ، ج 1،ص 368)"

اما سيره عملي مصطفی طباطبايي در مواجهه با شان نزول هاي منقول، منطبق با ادعایش نیست. ما براي روشن شدن اذهان به طور اجمال، سيره عملي وي را در اين زمينه ذکر می کنیم :

منابع و مراجع تفسيري مصطفي طباطبائي :

1.منبع و مرجع اصلي آقاي مصطفي طباطبايي در یافتن شأن نزول آيات ، تفسير جامع البيان في تفسير القرآن و يا همان تفسيرطبري است. و در مرحله بعد تفاسير مطرح اهل سنت همچون انوارالتنزيل واسرارالتاويل تاليف بيضاوي و تفسيركشاف زمخشري و در موارد بسيار محدود و به دلايل خاص تفسير مجمع البيان مرحوم طبرسي می باشد.

براي مثال:

در ذيل آيه 57 سوره زخرف (و لما ضرب ابن مريم مثلا اذا قومك منه يصدون) مي نویسد :

"طبري چند شأن نزول براي آيه نقل كرده كه مشهورترينش اين است . مي گويد وقتي آيه نازل شدكه ..."

(بيان معاني دركلام رباني ج11ص37)

واقعا اگر آقای طباطبایی به توضيحات طبري تحت عنوان شأن نزول آيه مراجعه نمی کرد چگونه مي توانست معنایی را برای آيه فوق حدس بزند؟

 رأي شخصي در گزينش شأن نزول آيات قرآن

ملاك آقاي طباطبايي در بررسي صحت و سقم شأن نزول هاي منقول ، صرفا رأي و نظر شخصي وي بوده است. به عبارت ديگر سند ناقلين شأن نزول و شخصيت راويان و همچنين اتصال سند وتطابق آن با سنت رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) و همخواني با آيات قران ، همگي بي اعتبار و فراموش شده  و تنها نظر و رأي آقاي طباطبايي به عنوان تنها ملاك معتبر باقي مانده است . براي مثال  در توضيح آيه 34 سوره ص  (و لقد فتنا سليمان و ألقينا علي كرسيه جسدا ثم أناب) مي گويد :

" وهمانا ( باز هم ) سليمان را آزموديم وبرتخت ( پادشاهي )  او جسدي بيافكنديم .پس به توبه ( نزد خدايش )  بازآمد.

مفسران شأن نزول هاي مختلف براي آيه فوق گفته اند كه مطلوب تر از همه اين است كه سليمان چند زن داشت وهمواره مي گفت كه از اين زنها فرزنداني بيابم كه مرا در امر مملكت ياري خواهند كرد و سلطنت من باقي خواهد ماند ولي هيچ يك ازهمسرانش اولادي نياورد و تنها يكي حامله گرديدكه فرزند  سقط شده آورد و اهل حرمش جسد بي جان آن طفل سقط شده را آورده برتختش نهادند ."

 (بيان معاني دركلام رباني ج11ص26)

آيا آقاي طباطبايي این شان نزول انتخابی خویش را بر قرآن عرضه کرده و از قرآن تایید گرفته است ؟

از كدام آيه  قران اثبات شده كه حضرت سليمان (ع) چندین زن داشته ؟ خداوند در قرآن مي فرمايد : (ألقينا علي كرسيه جسدا) ما بر تختش جسدي را افكنديم .

اما آقاي طباطبايي براساس شأن نزول مطلوب خويش مي نويسد :

" اهل حرم حضرت سليمان آن جسد را برتختش نهادند"

آيا اين شأن نزول با آيه قرآن مطابقت دارد؟!

نتیجه: اگر شأن نزول منقول ( فارغ ازسند وتطبيق با قرآن وسنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله  ) با نظر وعقيده شخصي آقاي طباطبايي منطبق بود ، نقل شده و مهر تأييد مي خورد ، بلكه بسط وتفصيل هم داده مي شود ( مانند مواردي كه قرار است موضوعيت داشتن شخص رسول خدا صلي الله عليه و آله زير سوال برود و يا عصمت حضرتش مخدوش گردد ) ، اما اگر شأن نزول منقول ، برخلاف نظر و عقيده شخصي آقاي طباطبايي باشد ، وي به هر طريق ممكن و با هرتوجيهي آن شأن نزول را مخدوش می کند، مانند شأن نزول هاي مرتبط با ولايت اميرالمومنين علی عليه السلام .

گاهی شأن نزول نقل شده متفق عليه تمامي مسلمين می باشد ولي با نظر آقاي طباطبايي منطبق نیست در اینصورت وي با بي اعتنايي كامل ازآن شان نزول عبور كرده و موضوع را مسكوت مي گذارد ،‌ مانند مقام محمود و مقام شفاعت رسول خدا (صلي الله عليه و آله ).

اكنون به ذکر نمونه ای از این دست پرداخته و قضاوت را به خوانندگان محترم واگذار می کنیم .

در ديدگاه آقاي مصطفي طباطبايي ؛ شخص رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) صرفا طريقيت داشته و  اصلا موضوعيت ندارد ، لذا بحث عصمت رسول خدا ( صلي الله عليه و آله) ، منحصر در ابلاغ وحي بوده و در موارد ديگر دليلي بر عصمت ایشان وجود ندارد بلكه در رد و انكار عصمت آن حضرت استدلال  مي كند. اين بحث را در مبحث نبوت تفصیل داده و شواهد آن را ذکر کرده ایم.

اکنون به ترجمه و تفسير آيه 105سوره نساء نظر مي افكنيم :

(إنا أنزلنا إليك الكتاب بالحق لتحكم بين الناس بما أريك الله و لاتكن للخائنين خصيما).

ما اين كتاب را به حق برتو نازل كرديم تا طبق آنچه خدا نشانت داده ،بين مردم حكم كني ، پس مدافع خائنين مباش.

آقاي طباطبائي مي نویسد :

" نوشته اند كه اين آيه و چند آيه ي بعد ،به هنگامي نازل شد كه سه برادر به نام بشر، بشير و مبشر كه فقير بوده و به تازگي اسلام آورده بودند ، نقبي به خانه همسايه خود زده ،ثروت او را به يغما برده  و گناه اين كار را به گردن شخصي يهودي ، كه در ميان مسلمانان بد خواهي داشت، مي افكنند. خبركه به پيغمبر رسيد ، از آنجا كه به طور كلي مسلمانان صدمات بسيار از يهوديان ديده و مخالفين آن مرد يهود منظما در مذمت وي به گوش پيغمبر نجوا نموده و از سوي ديگر سه برادر هم اظهار اسلام كرده بودند ،حق را به جانب ايشان مي دهد ،اما نزول آيه فوق و سلسله آيات بعد حقيقت را روشن ساخته و متعاقبا ، برداران خيانتكار و تهمت پيشه ، به سوي مشركين فرار مي كنند.

آيه به روشني در ملامت پيغمبر است كه قرآن _اين كتاب مملو از حق و عاري از باطل_  بر تو و همه مسلمانان نازل شده تا فقط متاثر از آن بين مردم حكم كنيد ، نه تحت تاثير تحريكات محيط... البته بشر جائزالخطاست و ممكن است در موقعيتي ،شخص قاضي ، واقعا به همين ترتيب اقدام نموده ، ولي شواهد چنان به او عرضه گردد كه در تشخيص مقصر حقيقي ، دچار اشتباه شود... چنانكه پيامبر اكرم _ صلي الله عليه و آله وسلم _ به اصحاب خود فرمودند (( در امور جاري زندگي  و مواردي كه وحي خدا به من نمي رسد من هم بشري مثل شما هستم ، و برخي از شما براي رفع اختلاف نزد من مي آئيد و برخي بهتر از برخي ديگر سخن گفته ، ممكن است چنان تحت تاثيرم قرار دهيد حقي را به نا حق دهم ، حقي كه بدين ترتيب ، با خدعه و لفاظي از من گرفته شود ، قطعه اي از آتش است. (سنن ابن ماجه ، ج2،ص777،و مسند حنبل ، ج2،ص308، و كتب ديگر).

...مسلم است كه خطاب خدا به امت اسلام نيز هست ...ولي از جهتي پيغمبر هم مخاطب است زيرا او نيز به حسب جنبه بشري خود بدون نيت بدي ، دچار خطا شده بود كه هرگاه تذكر خداوند نبود ، نتايج ناحقي به بار مي آمد .(پاورقي : ...پيغمبر بشري بود  و هرچند در مرتبه اعلاي انسانيت ، ولي عاري از اشتباه نبوده است ) "

(بيان معاني در كلام رباني ،ج2،ص429)

نقد و بررسي :

علاوه بر آنكه ما  بررسي شان نزول طرح شده در آيه فوق و همچنين نقد آن را به مبحث نبوت ارجاع مي دهيم ، هم اكنون توجه شما را جلب می کنیم به عنايت خاص آقاي طباطبايي در گزینش شان نزولي كه در آن به نحوي چهره إلهي رسول خدا _صلي الله عليه و اله  _مخدوش شود و ايشان مورد عتاب خداوند قرار گيرند ، ‌و يا پيامبر اسلام _صلي الله عليه و اله _ شخصيتي عامي ، عادي و بسيار متاثر از محيط اطراف معرفي شود ، به گونه اي كه سريعا با هر برخورد يا اتفاقي ، عكس العمل نشان دهد و حكم خداوند را در آن زمينه نداند و يا رعايت نكند.

در حالیکه شان نزول های دیگری وجود دارد که کاملا مغایر با شان نزول مذکور است .

براستی چرا مصطفی طباطبایی تنها این شان نزول را مستند خویش قرار داده است ؟!

ادامه دارد...

 

دیدگاه‌ها

0 # علی 1396-08-19 01:33
خب منظور شما چیست؟ آیا هر کس که با عقاید انحرافی شما مخالف بود محکوم است؟[censo red]
0 # هیئت تحریریه 1396-08-25 12:58
منظور نقد علمی است. ممنوم می شویم اگر مطلبی به خطا نقد شده با استناد به شواهد قرآنی، برای ما ارسال نمایید.
>
>با تشکر هیئت تحریریه[ce nsored]

شما مجاز به درج دیدگاه نیستید! شاید باید در سایت عضو و یا وارد شوید.