من سيد محمد تقي حسيني ورجاني هستم!

شرح حال

من سيد محمد تقي حسيني ورجاني و اهل ورجان قم هستم. پدرم مرحوم سيد مصطفي حسيني نام داشت. او مردي كشاورز و مؤمن و مادرم هم زني مؤمنه بود. من متولد 1332 و در روستاي ورجان قم به دنيا آ‌مدم. پدران و اجداد من اهل جاسب قم و نياكان ما از سادات جاسبي هستند. از دوران كودكي علاقه زيادي داشتم كه روحاني بشوم، ولي با امكانات مالی نامناسب اين امر میسر نمی شد. چندسالي را در تهران كار كردم تا اينكه براي تحصيل علوم حوزوي وارد حوزه علميه شدم.


يكسال در تهران در حوزه علميه حجتيه مشغول تحصيل بودم. سپس براي ادامه تحصيل به قم مراجعت كردم. مدتي در قم و در منزلي استيجاري به تحصيلات خود ادامه دادم. البته در خلال تحصيلات حوزوي مطالعات متفرقه بسياری نيز داشتم.
قبل از انقلاب در يكي از مساجد قم به عنوان امام جماعت انتخاب شدم. و اين مقدمه آشنایی من با برخی از بازاريان قم و همچنين انديشه هاي قلمداران گردید.
من تمام كتاب هاي حیدر علی قلمداران و كتاب هايي را كه در نقد كتاب هاي او نوشته بودند خواندم و با اكثر مدرسين حوزه كه اكثرا مدرسين خود من بودند مطالب وی را در ميان گذاشتم.
طی شش سال علاوه بر دروس حوزي با آقاي قلمداران نیز بحث و مناظره كردم . كم كم عقاید وی در من اثر گذاشت و موافق مطالب ايشان شدم و آن مخالفتي را كه با ایشان داشتم تبديل به دوستي و همراهی گردید . در ادامه اين سير با برقعي آشنا شدم و كتاب هاي او و ديگراني را كه در مسير تفكر و مشي سلفي بودند مطالعه كردم و به جرأت مي توانم بگويم كه تمام یا اغلب آثار ايشان را خواندم.
به هر حال مدتي طولاني همراه با دروس حوزوي كتاب هاي اين افراد را مطالعه و تحقيق می کردم. در اين جنگ و جدل ها توفيق اجباري نصیبم شد تا مایه علمی زیادی پیدا کنم زیرا پیگیری زيادی می کردم و به مطالعات بيشتري دست می زدم.
پس از مدتي به تهران آمدم و با آقای مصطفي حسيني طباطبايي آشنا شدم و با ايشان روابط صميمي پيدا كردم . سال ها با هم دوست و رفيق بوديم و در مسائل علمي بحث و مناظره داشتيم. در این مسیر توافقاتي با وي پیدا کردم و كتب جديد را من به ايشان معرفي مي كردم و مطالب جديد را كه به بازار مي آ‌مد به ايشان گزارش مي دادم و در حقيقت كمك فكري براي ايشان بودم و خيلي از كتاب هايي كه ايشان اصلا خبر از چاپ آنها نداشت به او معرفي و تهيه مي كردم و در ضمن مشاوره علمي هم با هم داشتيم و هر زمان هم كه ايشان نبود به جاي وي نماز جمعه و جماعات را در میان همفکرانش اقامه می نمودم و جلسات را اداره مي كردم. اين كار مدت‌ها طول كشيد و ما با یکدیگر 25 سال دوستي و رفاقت داشتيم. در اين دوران اصلا فكر نمي كردم كه از عقايدي كه جديدا به آن رسيده بودم برگردم. با بسياري از افراد بحث و مناظره علمي مي كردم و هيچ گاه حاضر نبودم كوتاه بيايم ولي بعد ازمدتي با بعضي از افراد برخوردهايي پيدا كردم و كم كم اين فكر به ذهنم خطور كرد كه در افكار و آراء خود بازنگری كنم، شايد اشتباهاتي داشته باشم و در اين بازنگري كم كم به برخی اشتباهات پي بردم.
ضمن بحث و مناظره اي كه با بعضي از دوستان داشتم كم كم به خیلی از عقاید خودم تا آن روز شک کردم و این شک تبدیل به يقين شد و كم كم مجددا به درستی بعضي از افكار گذشته خود پي بردم گر چه در آن زمان فكر مي كردم آن مطالب غلط و باطل است. و اين لطف خدا بود که شامل حال من شد.
من به دنبال تحقيقات و واقعه اي كه بعداَ خواهم گفت كم كم با آقای طباطبائي اختلاف پيدا كردم. و در نقد مطالب ايشان جزواتي نوشتم.
به هر حال من نزديك 30 سال با اشخاص مذکور زندگی کرده ام و كاملا با افكار و آثار آقایان قلمداران و برقعي و طباطبايي آشنا هستم و به دلیل اینکه خودم سال ها با آنها همراه بوده‌ام و بعد از آن متحول شدم، لذا مطالبي را كه عرض مي كنم كاملا با دليل و برهان است و اگر كسي طالب باشد مي توانم كتاب هاي مربوطه را ارائه داده و آماده ام تا به سوالات در اين زمينه پاسخ بدهم.
اميدوارم خداوند توفيق دهد تا بتوانيم در آن راهي كه رضاي اوست قدم برداريم.
إنشاءالله
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته

 

دیدگاه‌ها

0 # سیداحسان 1397-09-22 23:40
سلام..لطفا به من بگید که آیه بقیه الله چه ارتباطی به امام زمان دارد[censo red]
0 # هیئت تحریریه سایت 1397-12-19 23:40
سلام علیکم
>
>خدای متعال در آیه :
>وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُم ْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَنْ يَأْتِيَكُ مُ التَّابُوت ُ فيهِ سَكينَةٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ بَقِيَّةٌ مِمَّا تَرَكَ آلُ مُوسى‏ وَ آلُ هارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلائِك َةُ إِنَّ في‏ ذلِكَ لَآيَةً لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ
>از لفظ بقیه به معنای باقیمانده استفاده کرده است .
>
>در آیه :
>بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین
>
>خدا آنچه را که از راه مشروع در تجارت بدست می آید باقیمانده خدا نامیده است . به بیانی دیگر خدا اشخاص و اشیائی را در دنیا به خودش منتسب کرده و بدین وسیله آنان را بزرگ و محترم داشته است . همچون ناقه الله ، رسول الله ، بیتی ، کتاب الله ، کلام الله ، رسلی ، اولیاء الله
>حال همانطور که خدا آنچه را که در تجارت ، برای تاجران مومن باقی می گذارد به خود نسبت می دهد و آن را بقیه الله می نامد آن ولیی از اولیاء خدا که امروز خدا برای مومنین در دنیا نگه داشته شخص شخیص امام زمان ع است . با این توصیف حضرت حجه بن الحسن العسکری بقیه الله هستند .
>
>موفق باشید[cens ored]

شما مجاز به درج دیدگاه نیستید! شاید باید در سایت عضو و یا وارد شوید.