بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت نوزدهم

حدیث بول

آقای طباطبائی در صفحه ۱۰۱ کتاب نقد کتب حدیث با نقل روایتی از کتاب وسائل الشيعه چنین می گوید : 

 " شيخ حر عاملي در «کتاب الطهاره» از وسائل الشيعه روايت عجيبي آورده است بدين صورت که مي‌نويسد:

«محمد بن الحسن الطوسي بإسناده عن محمد بن أحمد بن يحيي، عن يعقوب بن يزيد عن ابن أبي عمير، عن داوود بن فرقد عن أبي عبدالله -عليه السلام- قال کان بنو إسرائيل إذا أصاب أحدهم قطرة بول قرضوا لحومهم بالمقاريض و قد وسع الله عليکم بأوسع ما بين السماء و الأرض و جعل لکم الماء طهورا، فانظروا کيف تکونون»  

يعني :

«محمّد بن حسن طوسي – که خدا از او خشنود باد – به اسناد خود از محمّد بن احمد بن يحيي، از يعقوب بن يزيد، از ابن ابي عمير، از داود بن فرقد از ابو عبدالله صادق - -عليه السلام- - روايت نموده که گفت: چون بر پيکر فردي از بني اسرائيل قطره‌اي بول مي‌رسيد، آنان گوشت‌هاي پيکرشان را با قيچي‌ها مي‌چيدند! ولي خداوند کار طهارت شما (مسلمانان) را بيشتر از فاصلة ميان آسمان و زمين وسعت داده و آب را وسيلة پاکي شما قرار داده است. پس بنگريد که شما چگونه (شکرگزار) مي‌باشيد»!

اشکال :

آيا چنين کاري در ميان بني‌اسرائيل مرسوم بوده است که بمحض چکيدن قطره بولي بر بدنشان – بجاي شستن آن – پيکر خود را قيچي مي‌کردند؟! (بيچاره کساني که به بيماري سلسله البول دچار بودند)! پس چگونه از اين حکم دردناک، هيچ خبر و اثري در تورات ديده نمي‌شود؟! و آيا خداوند عادل و حکيم و مهربان براي پاک کردن يک آلودگي طبيعي، چنين حکمي را صادر مي‌کند؟! و آيا براي نشان دادن سهولت احکام اسلام، لازمست به چنين دروغ‌هايي متوسّل شد؟!

ساختگي بودن اين حديث و امثال آن، بقدري روشن است که به تحقيق در اسناد آنها نياز نداريم."

 پاسخ :

 آقای طباطبائی بر اساس رویه معمول خود ، قبل از بررسی و تحقیق کافی ، روایت را عجیب و ساختگی و دروغ تلقی کرده و ساختگی بودن آنرا بدون تحقیق در متن و اسناد آن ، بدیهی فرض کرده اند . ما ضمن بررسی  خود که در فرازهای ذیل آمده است ، نشان خواهیم داد که نویسنده مذکور بار دیگر عجولانه قضاوت کرده و دچار اشتباه شده است . 

 1 – نویسنده نقد کتب حدیث می نویسد : "شیخ طوسی در تهذیب با سند صحیح روايت را نقل کرده است .در نتیجه سند این حدیث از نظر شیخ صحیح  بوده و آقای طباطبائی نتوانسته آنرا رد کند .

 2 - آقای طباطبائی می نویسد :  "آيا چنين کاري در ميان بني‌اسرائيل مرسوم بوده است که بمحض چکيدن قطره بولي بر بدنشان – بجاي شستن آن – پيکر خود را قيچي مي‌کردند؟! "

در جواب به ایشان می گوئیم :

اولا : حکم مقراض محل اصابت بول  در روایت به اجمال ذکر شده  واساسا در این حدیث به فرعیات حکم ویا تخصیصات آن پرداخته نشده است. روح حدیث بیان سختی در احکام بنی اسرائیل درمقابل احکام اسلام است . مثلا آیا این حکم مربوط به مقاطع زمانی و مکانی خاص بوده یا خیر؟ آیا این حکم مربوط به اصابت بول خود فرد است یا از خارج به شخص اصابت کند ؟ آیا این حکم در مورد انسان مریض مستثنی شده یا خیر؟ آیا تمام  محدوده اصابت بول بایستی مقراض شود یا بخشی از آن کفایت می کند؟ وسوالات دیگری که در روایت به آن نپرداخته است.

همانند اینکه کسی بدون اطلاع از  احکام مسلمین در رابطه با " طهارت " اشکال کند :

چرا انسان باید خود را با سنگ و یا کلوخ تطهیر کند ؟ وچگونه در آپارتمانها امروزی ممکن است انسان خود را با سنگ و کلوخ تطهیر کند و آیا این گونه طهارت باعث عفونت و هزار بیماری عفونی و یا زخم مجاری ادرار نمی شود ؟

در جواب چنین شخصی می گوییم  آری این حکم در اسلام وجود دارد اما برای  جائی که آب موجود نیست  تطهیر با کلوخ   حکمی خاص از احکام طهارت است  .

 ثانیا : خداوند متعال بعضی از طعامهای را برای گروهی یا اقوامی به دلیل ارتکاب به پاره ای از گناهان حرام کرده و  مجازات بسیار شدیدی را بر ایشان وضع کرده است . این یک واقعیت است که از قران ثابت میشود.

 به آیات زیر توجه کنید :

 الف : و بظلم مِنَ الَّذينَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَيْهِمْ طَيِّباتٍ أُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدِّهِمْ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ كَثيراً (160) نساء

ترجمه : برای گروهی از یهودیان ، و به دلیل مخالفت فراوان با راه خداوند ، بعضی از نعمتهائی را که بر ایشان حلال شده بود ، حرام کردیم .

در آیه فوق نعمتهائی برای گروهی از یهود حرام شده است .

 ب : وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنَّكُمْ ظَلَمْتُمْ أَنْفُسَكُمْ بِاتِّخاذِكُمُ الْعِجْلَ فَتُوبُوا إِلى‏ بارِئِكُمْ فَاقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُمْ فَتابَ عَلَيْكُمْ إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحيمُ (54) بقره

ترجمه : و هنگامیکه موسی به قوم خود گفت : ای قوم به دلیل گوساله پرستی به خودتان ظلم کردید ، پس به درگاه پروردگارتان توبه کنید و خوتان را بکشید ، همانا هداوند بسیار توبه پذیر و بخشنده است .

 در آیه فوق خداوند به قوم موسی توصیه می کند که پس از توبه ، خودشان یا نزدیکانشان را به قتل برسانند . آقای طباطبائی با منطق خویش  این دستور خداوندی را چگونه توجیه می کند؟ آیا  حکم به ساختگی بودن این آیه الهی  می کند ؟ بدیهی  است  با پذیرش چنین احکامی در کتاب الهی ،  پذیرش مشابه آن در کلام معصوم  چه مانعی دارد؟.

ج : وَ لَقَدْ عَلِمْتُمُ الَّذينَ اعْتَدَوْا مِنْكُمْ فِي السَّبْتِ فَقُلْنا لَهُمْ كُونُوا قِرَدَةً خاسِئينَ (65) بقره

 ترجمه : به تحقیق شما کسانی از خودتان را که روز شنبه از فرمان الهی سرپیچی کردند ، شناختید . پس ما به ایشان امر کردیم که بوزینگان ...... باشید .

توجه می فرمائید که چرا باید خدای مهربان کسانی را به دلیل ماهیگیری در روز شنبه  بوزینه کند ؟ چرا این امر باعث تعجب نویسنده نشده است ؟

 3- نویسنده می گوید  : پس چگونه از اين حکم دردناک، هيچ خبر و اثري در تورات ديده نمي‌شود؟!

می گوییم اینکه یهود منکر امری باشد و یا  در کتاب تحریف شده اش  موجود نباشد دلیل صحت و سقم آن مطلب نیست ، به دلیل آنکه آنان خیلی از حقایق را انکار می کنند ولی قران آنها را بیان می نماید . یهود بشارت به پیامبر اسلام را هم انکار می کند آیا این ادعای یهود ملاک می شود؟

قران میفرماید آنها در کتبشان تحریف کردند ، یعنی کم و یا زیاد نمودند و ممکن است این  یک حکم الهی بوده وآنها برای آنکه به این حکم عمل نکنند ، آنرا تحریف کرده اند .

 4- آقای طباطبائی می گوید : و آيا خداوند عادل و حکيم و مهربان براي پاک کردن يک آلودگي طبيعي، چنين حکمي را صادر مي‌کند؟!

جواب : بین بعضی از احکام ما مسلمانان با احکام مشابه آن برای قوم یهود تفاوت ماهوی مشاهده می شود . خدای مهربان  برای هر دو حکم  به دو گونه متفاوت و مختلف برخورد کرده است . مثلا به قوم یهود بخاطر ماجرای گوساله دستور داد همدیگر را بکشید  ، ولی به مسلمانان فرموده است : خدای دیگری را نخوانید ،‌کسی را نکشید ، زنا نکنید و اگر چنین کردید و توبه کنید و عمل صالح انجام دهید ،  خدا شما را بخشیده وگناهانتان را تبدیل به حسنات میکند .

ملاحظه می شود که برای یک عمل مشابه ، دو حکم مختلف ، یکی سهل الوصول و دیگری مجازاتی سخت را قرار داده است .

گاهی حکم به جهت گناهان مکرر سخت و دردناک می شود مانند حکم سارق حرفه ای  و حکم کسی که برای اولین بار سرقت می کند.

 بنابراین مجازاتهای دردناک بنابر حکمت ومصلحت های خاصی توسط خدای متعال در قران هم تشریع شده واین نکته بدیعی نیست که آقای طباطبایی را اینگونه نگران ساخته وایشان را وادار به جعلی قلمداد نمودن حدیث کرده است کافی بود ایشان دقت بیشتری در آیات قران می نمود.    

 در پایان خوانندگان محترم را  به این آیه ارجاع می دهیم که نشان می دهد خدای متعال سختیهای احکام یهود را برای امت اسلام  برداشته واین امت  را مورد رحمت خویش قرار داده است و پیامبرش را رحمه للعالمین نامیده است :

 

                "   ویضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم "   اعراف 157

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید