بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "
نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت هفدهم
حدیث سی هزار مسئله
آقای طباطبائی در کتاب نقد کتب حدیث , حدیثی را از کتاب اصول کافی نقل کرده و می گوید :
5 : شيخ کليني در «باب مولد ابي جعفر محمد بن علي الثاني» از اصول کافي حديث غريب ديگري آورده است بدين صورت:
«علي بن ابراهيم، عن أبيه قال: استأذن علي أبي جعفر -عليه السلام- قوم من أهل النواحي من الشيعه فأذن لهم فدخلوا فسألوه في مجلس واحد عن ثلاثين ألف مسألة فأجاب -عليه السلام- وله عشر سنين»
يعني: «علي بن ابراهيم از پدرش روايت کرده است که گفت: گروهي از شيعيان از شهرهاي دور آمدند و از ابو جعفر دوّم (امام جواد -عليه السلام-) اجازة ورود خواستند. ايشان بدان ها اجازه داد و بر او وارد شدند و در يک مجلس، سي هزار مسئله از وي پرسيدند و همه را پاسخ داد در حالي که ده سال داشت»!
اين روايت از حيث سند، مقطوع است زيرا پدر علي بن ابراهيم که ابراهيم بن هاشم قمّي باشد معلوم نيست اين حکايت را از چه کسي شنيده؟ بويژه که به حضور خود در آن مجلس نيز اشاره اي نمي کند. امّا متن روايت بوضوح بر دروغ بودنش دلالت دارد! زيرا چگونه مي شود که در يک مجلس، به سي هزار مسأله پاسخ داد؟ گيرم که جواب مسائل بر امام جواد -عليه السلام- آسان بوده ولي پرسش کنندگان چگونه توانسته اند از سي هزار مسأله در يک مجلس (في مجلس واحد) سؤال کنند؟ مگر آن مجلس چند شبانه روز به طور انجاميده است؟!
پاسخ:
سند حدیث :
این ماجرا را علی بن ابراهیم که استاد مرحوم کلینی است از قول پدر خود ابراهیم بن هاشم قمی نقل می کند و این در حالی است که ابراهیم بن هاشم قمی هم زمان با امام جواد-علیه السلام- بوده و این مطلب به خوبی روشن می کند که سند مقطوع نیست بلکه مسند است.اما در جواب آقای طباطبایی که می گوید:« اين روايت از حيث سند، مقطوع است زيرا پدر علي بن ابراهيم که ابراهيم بن هاشم قمّي باشد معلوم نيست اين حکايت را از چه کسي شنيده؟ بويژه که به حضور خود در آن مجلس نيز اشاره اي نمي کند.» باید گفته شود؛ در لسان روایات وقتی کسی که هم عصر امام است حادثه ای را نقل می کند مثلا می گوید،چند نفر از امام سؤالاتی پرسیدند و امام نیز پاسخهایی فرمودند،خود نقل این ماجرا بیانگر آن است که ناقل در آن میان حضور داشته و نیازی به تاکید بیشتر ندارد؛بنابراین لزومی ندارد راوی پس از بیان مطلب بگوید من در آن مجلس حضور داشتم زیرا خود این بیان، نشانگر آن است که در مجلس حضور داشته است .
در مجموع سند روایت از نظر اتصال به معصوم مسند است و از لحاظ صحت نیز صحیح السند است.
متن:
نکتۀ اول که دارای اهمیت بسیار بالایی است این است که؛کسی که مطلب بالا یعنی بیان سی هزار مسأله در یک مجلس را می گوید امام معصوم نیست بلکه ابراهیم بن هاشم قمی است پس اصلا در متن مورد نظر ایراد به سخن معصوم نیست که بخواهیم بگوییم روایت دروغ است یا صحت دارد.در ادامه به وجوه و معانی مختلفی که ازبیان سی هزار مسأله می توان برداشت کرد می پردازیم. لازم به ذکر است که ما وجوه مختلف را برای توضیح بیان معصوم نمی گوییم بلکه برای روشن کردن سخن ابراهیم بن هاشم قمی به بیان این وجوه می پردازیم.
وجوه و معانی مختلفی که می توان از سی هزار مسأله برداشت کرد:
1- منظور از پرسیده شدن سی هزار سؤال، کثرت سؤال های پرسیده شده باشد نه تعداد واقعی سؤالات .این موضوع یعنی استفاده از عددی به عنوان کثرت، موضوعی تازه و بدیع نیست بلکه در بسیاری موارد صورت می گیرد مثلا در آیه 5 سورة سجده که می فرماید:
يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ في يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ
اوست كه از آسمان به سوى زمين امور را تدبير مىكند. آن گاه در روزى كه مقدار آن هزار سال از سالهايى است كه شما مىشماريد، به سوى او بالا مىرود.
عده ای از مفسرین معتقدند یکی از احتمالات در معنای هزار سال این است که هزار در معنای شماره ای نباشد بلکه برای نشان دادن تکثیر و فزونی باشد.
2- نقل این که حضرت سی هزار پرسش را در یک مجلس پاسخ دادند، برای نشان دادن این ویژگی امام-علیه السلام- باشد که بسیار سریع پاسخ سؤال ها را می دادند؛همان طور که مثلا برای کسی که دارای شنوایی قوی است بگوییم صدای بال زدن پرنده ای را از فاصلة هزار متری می شنود؛ در این مثال منظور ما از صدای بال زدن پرنده یا فاصلة هزار متری معنای حقیقی آنها نیست بلکه فقط می خواهیم ویژگی شنوایی قوی فرد را بیان کنیم.دربارة این نقل نیز می تواند سی هزار در معنای حقیقی خود نباشد بلکه برای بیان ویژگی سریع جواب دادن امام به سؤالات آمده باشد.
3- مردم سؤال های متعددی را برای پرسیدن از امام-علیه السلام- آماده کرده بودند وقتی یکی از این ها پرسیده می شد وحضرت پاسخ می دادند بسیاری از سؤالات افراد پاسخ داده می شد مثلا وقتی کسی از عطایا یا جوائز سلطان می پرسید و حضرت پاسخی جامع به او می دادند کسانی که سؤال مشابه داشتند یا بسیاری از سؤال هایی که دربارة این موضوع بود پاسخ داده می شد و به این صورت با یک پاسخ مسائل زیادی حل می شد.
4-باید به این نکته توجه داشت که افرادی از مناطق دور قرار بود نزد امام ع برسند لذا هریک سؤالات بسیار زیادی را از مناطق خود جمع آوری کرده بودند تا از خدمت آن حضرت بپرسند که در این میان بسیاری سؤالات مشترک و بسیاری در یک موضوع بوده اند وبا یک توضیح و پاسخ حضرت همة این ها پاسخ داده می شد .
برای تقریب به ذهن بیان این مطلب خالی از لطف نیست که مثلا دریک کشور وقتی قرار است یک طرح جدید اقتصای راه اندازی شود در ذهن مردم جامعه سؤالات بسیاری که با توجه به جمعیت شاید تعداد این سؤال ها به بیش از هزاران سؤال برسد، ایجاد می شود ولی مقام مسئول با حضور چند ساعته خود در یک برنامه به اکثر این سؤال ها پاسخ می دهد پس اگر بگوییم او در چند ساعت به هزاران سؤال پاسخ داد سخن اشتباهی نگفته ایم.
5- احتمال دیگر آنکه؛ از پاسخهای امام-علیه السلام- بتوان احکام بسیار زیادی استنباط کرد در واقع از اصولی که حضرت فرمودند بتوان فروع بسیاری را خارج کرد.در این صورت نیز یک پاسخ کوتاه می تواند جوابگوی بسیاری از سؤالات باشد.
6-از برداشت هایی دیگری که می توان نسبت به مجلس واحد داشت این که واحد را در معنای واحد نوعی یا واحد مکانی بگیریم؛ یعنی یک سری مجالسی باشد که به آن ها در مجموع مجلس واحد اطلاق شود یا اینکه منظور از مجلس واحد، یک جا ومکان واحد باشد. این چند وجه مذکور دربارة متن، وجوهی بود که به ذهن قریب تر بود وگرنه وجوه واحتمالات دیگری نیز وجود دارد که از بیان آن ها صرف نظر می کنیم.
نتیجه گیری:
همان طور که در پاسخ آمد سند مقطوع نبوده بلکه مسند است.دربارة خود متن نیز نکتة مهم آنکه این کلام سخن معصوم نبوده بلکه کلام ابراهیم بن هاشم قمی بوده است؛ بنابراین مطرح کردن متن به عنوان این که این متن، روایتی است دروغین یا جعلی از معصوم امری اشتباه ومورد ایراد است.اما دربارة سخن ابراهیم بن هاشم قمی نیز در متن پاسخ، وجوه ومعانی مختلفی برای« سی هزار مسأله» مطرح شد که کلام او را نیز قابل پذیرش و قابل باور می گرداند.
دیدگاهها