بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت چهاردهم

حدیث آل فرعون

 

آقای طباطبائی در کتاب"  نقد کتب حدیث "حدیثی را از تفسیر برهان ذیل آیه 130 سوره صافات نقل و  پیرامون آن چنین می گوید :

"7- در تفسير «برهان» اثر محدّث بحراني ذيل آية 130 از سورة «صافات» آمده است:

«ابن بابويه قال حدثنا محمد بن الحسن، قال حدثنا محمد بن يحيي العطار، عن محمد بن أحمد، عن ابراهيم بن اسحق، عن محمد بن سليمان الديلمي، عن أبيه، قال قلت لأبي عبدالله -  - عليه السلام - جعلت فداک من الآل؟ قال: ذرية محمد -  صلى الله عليه وسلم - قال: قلت: فمن الأهل؟ قال: الأئمة   - عليه السلام-  فقلت قوله عزوجل: أدخلوا آل فرعون أشد العذاب؟ قال: و الله ما عني إلا ابنته».[1]

يعني: «ابن بابويه (شيخ صدوق) گفت محمد بن حسن ما را حديث کرد، گفت محمد بن يحيي عطار ما را حديث کرد، از محمد بن احمد، از ابراهيم بن اسحق، از محمد بن سليمان ديلمي، از پدرش گفت به ابوعبدالله صادق - عليه السلام - گفتم: فدايت شوم «آل» چه کساني هستند؟ پاسخ داد: فرزندان محمد - صلى الله عليه وسلم- گفت پرسيدم: پس «اهل» چه کساني هستند؟ پاسخ داد: ايشان، امامان –  عليهم السلام- اند. گفتم: اين سخن خداوند چه مي‌شود که فرمود: (ادخلوا آل فرعون اشد العذاب ( آل فرعون را در سخت‌ترين عذاب وارد کنيد) پاسخ داد: سوگند بخدا که مراد خداوند از آل فرعون، جز دخترش کسي نيست»!

اين روايت از حيث سند و متن، مخدوش است زيرا اولاً در سند آن، نام «محمد بن سليمان ديلمي» آمده که نجاشي دربارة او مي‌نويسد:

«ضعيف جداً لا يعول عليه في شيء»[2]!

«او جدا ضعيف است و در هيچ چيز اعتماد بدو نتوان کرد»!

علامة حلّي نيز دربارة محمد بن سليمان ديلمي گويد:

«ضعيف في حديثه، مرتفع في مذهبه»[3]!

«او در حديث ضعيف است و در مذهب، از اهل غلو شمرده مي‌شود»!

ثانياً در اين حديث، آل فرعون را به معناي دختر او معرّفي نموده است با آنکه خلاف اين معنا در قرآن آمده است و مثلاً مي‌فرمايد:

فَأَنجَيْنَاكُمْ وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَوْنَ وَأَنتُمْ تَنظُرُونَ.                           (بقره:50)

«پس شما (بني‌اسرائيل) را نجات داديم و آل فرعون را غرق کرديم در حالي که (آن منظره را) مي‌ديديد».

و نيز مي‌فرمايد:

وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ. (انفال / 54)

«و آل فرعون را غرق کرديم و همگي ستمگر بودند».

از سوي ديگر، آل فرعون که غرق شدند کساني جز «سپاهيان فرعون» نبودند چنانکه در قرآن کريم مي‌خوانيم:

)فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ( (قصص /40

«پس او (فرعون) و سپاهيانش را گرفتيم و آنها را در دريا افکنديم بنگر که سرانجام ستمگران چگونه بود».

و نيز مي‌خوانيم:

فَأَتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِيَهُم مِّنَ الْيَمِّ مَا غَشِيَهُمْ.(طه: 78)

«پس فرعون با سپاهيانش ايشان (بني‌اسرائيل) را دنبال کرد و دريا آنان را فرو پوشاند...».

بنابراين، آل فرعون که در دريا غرق شدند يا در قيامت گرفتار شديدترين عذاب‌ها خواهند شد، منحصر به يک دختر (دختر فرعون) نيستند چنانکه روايت مذکور ادّعا دارد. بويژه که از آنها در آية مورد بحث با ضمير «جمع مذکر» ياد شده است چنانکه مي‌فرمايد:

وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ * النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوّاً وَعَشِيّاً وَ يَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ(. (غافر / 45- 46)

(شاهد سخن، ضمير جمع مذکّر در «يعرضون» است).

1 . البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص 35.     2 . رجال النجاشي، ص 258.          

 3  . خلاصة الأقوال، ص 404. "

 نقد و بررسی سخنان آقای طباطبائی :

از بررسی  نقد تفسير آية 130 از سورة «صافات»  در تفسیر «برهان» اثر محدّث بحراني توسط آقای طباطبایی این طور نتیجه گیری می شود که:

اولا : ایشان  ادعا کرده اند که سند این روایت ضعیف است.

ثانیاً : در حدیث مورد بحث ،  امام صادق علیه السلام منظور از واژه "آل فرعون" در آیه شریفه «أدخلوا آل فرعون أشد العذاب » را دختر فرعون معرفی کرده و فرموده اند :

« و الله ما عني إلا ابنته»

 در صورتی که از ظاهر قرآن استنباط می شود منظور آیه، پیروان و سربازان فرعون می باشد. لذا با وجود این مغایرت ، نمی توان گفت این روایت از ناحیه معصوم علیه السلام صادرشده است.

در تحلیل این ادّعا، صرف نظراز بررسی سند و اعتبار راوی مورد نقد آقای طباطبایی ،که در جای خود قابل بررسی است، باید به یک موضوع کلّی توجه نمود وآن این که معنی" آل"در آیات مورد استناد آقای طباطبایی ، الزاماً کلّ قوم فرعون نیست ، چنانکه آیات قرآن نیز مراد از  بکار گرفتن واژه " آل " را  گاهی به معنای جنود ، بعضی  مواقع  به معنای تابعین و زمانی هم به معنای اصحاب و خویشاوندان ،  درنظر گرفته است .

حال بهتر است با کاربرد کلمه "آل" در قرآن مجید بیشترآشنا شویم :

 در دائره المعارف قرآن کریم  - مرکز فرهنگ و معارف قرآن  (جلد 1) ذیل واژه " آل" چنین می خوانیم(1) :

آل: اهل، خانواده، پيروان، شخص .

اين واژه، 25 بار فقط به صورت مضاف در قرآن آمده است. سيزده بار به «فرعون»، چهار بار به «لوط»، دو بار به «ابراهيم» و «يعقوب» و يك بار نيز به هر يك از واژه‌هاى «موسى» «هارون» «داود» و «عمران» اضافه شده است.

اهل لغت و مفسّران براى «آل» چهارمعنا ذكر كرده‌اند : «اهل و خانواده» «پيروان» «شخص» و «نزديكان خاص».  «آل» در قرآن بيشتر به معناى «پيروان» است.

آل به معنای اهل و خانواده :

 اين معنا، شايع‌ترين معناى «آل» است؛ از اين رو، هنگام كاربرد اين واژه بدون قرينه، فقط اين معنا به ذهن مى‌آيد. شايد تبادر معناى خانواده موجب شده تا بعضى لغويان، آن را فقط به همين معنا بدانند. به نظر برخى لغويان، «آل» در اصل، «اهل» بوده، «هاء» به «همزه» تبديل؛ سپس تخفيف شده و كلمه «آل» پديد آمده است؛ زيرا مصغّر كلمه «آل»، «اُهَيْل» است و تصغير، كلمات عرب را به ريشه لغوى آن‌ها باز مى‌گرداند. برخى از لغويان و مفسّران نيز همين نظر را تأييد كرده‌اند.  برخى، از جمع بين آيه "إِلاَّ ءَالَ لوط نَجَّينـهُم بِسَحَر ( فقط خانواده لوط بود كه سحرگاهشان رهانيديم قمر/54‌، 34)" و " فَأَسرِ بِأَهلِكَ بِقِطع مِنَ الَّيل ( پس پاسى از شب گذشته، خانواده‌ات را حركت ده هود/11، 81) " نتيجه مى‌گيرند كه آل، همان اهل است.

آل به معنی پيروان:

اين معنا (پيروان كسى كه آيين و مسلك خاّصى دارد) در قرآن بيش از معانىِ ديگر آمده است. در آيه «و‌أَغرَقنا ءَالَ فِرعَون ( و ما پيروان فرعون را غرق گردانيدیم(انفال/8‌،54) از لشكر فرعون به «آل» تعبير شده است ، چون با او بر يك عقيده بودند.

آل به معنی شخص:

گاهى مقصود از آلِ فلان، خودِ شخص است.  دليل‌اين‌كه ‌از شخص، به آل او تعبير مى‌كنند، توجّه دادنِ ديگران به مقام و شأن او است. اين معنا، هم مورد نظر مفسّران است و هم در اشعار عرب آمده است. به نظر برخى مفسّران، در آيه «وَبَقيَّةٌ مِمّا تَرَكَ ءَالُ موسى و ءَالُ هـرون» (بقره/2،248)، «إِنَّ اللّهَ اصْطَفى ءَادمَ و نوحاً وَ‌ءَالَ إبراهيمَ وَ ءَالَ عِمران عَلَى العالَمين» (آل‌عمران/3،33) مقصود، شخصِ موسى، هارون، ابراهيم و عِمران است.

آل به معنی نزديكان خاص:

چهارمين معناى واژه «آل»، كسانى هستند كه رابطه خاصّى با انسان دارند؛ چه اين رابطه از طريق خويشاوندى و نزديكى با فرد حاصل شود، چه با دوستى. براين‌اساس، منظور از آل‌محمد(صلى الله عليه وآله)، نزديكان خاصّ حضرت خواهد بود. علاّمه طباطبايى، براساس همين معنا، مقصود از «آل‌ابراهيم» و «آل عِمران» در آيه «إِنَّ اللّهَ اصطَفى ءَادَم و‌نوحاً و ءَالَ إبرهيمَ وَ ءَالَ عِمرن عَلَى العـلَمين» (آل‌عمران/3، 33) را نزديكانِ خاصّ ابراهيم و‌عمران و كسانى مى‌داند كه به آن دو ملحق ‌مى ‌شوند.

نتیجه:

خمیر مایه اشکال آقای طباطبائی به متن حدیث ، غیر از بحث سند ، ناشی از این اعتقاد است که هر جا کلمه واحد و یکسانی در قران بکار برود لزوما دارای یک معنا ی واحد است و با این دیدگاه ایشان ، روش قران به قران را هم به کار می برد و لذا میگوید هر جا واژه "آل" استفاده شده منظور "پیروان" است.

بنابر این  اگر هر کلمه فقط یک معنا و یک مصداق داشته باشد  ، ایراد واستدلال آقای طباطبایی درست خواهد بود ، اما اگر یک کلمه دارای چند معنا باشد ،  و مصادیق دیگری را هم بتواند در بر بگیرد ، در اینصورت  باید قراین را در بیان  معنای کلمه لحاظ کنیم .

به عنوان شاهد مثال درآیاتی چون :

" فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِين  (قصص / 40) و

وَأَغْرَقْنَا آلَ فِرْعَونَ وَكُلٌّ كَانُواْ ظَالِمِينَ(. (انفال / 54)

به دلیل اینکه  موضوع هر دوآیه غرق شدن در دریاست ، و در یک آیه می فرماید" جنودش را غرق کردیم" و در آیه دیگر  از "غرق شدن  آل فرعون" حکایت می کند ، لذا نتیجه گیری می کنیم  که مراد از واژه "آل" در آیه دوم  همان "جنود" است .

البته واضح است که "جنود فرعون" بخش محدودی از" آل فرعون" و پیروان و همفکران او بوده اند ونه همه آنان ، لذا می توان گفت که به کلمه فراگیر"آل" تخصیص زده شده و این واژه محدود شده است . بنابراین  استبعادی ندارد که در آیه" أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ"، دایره این تخصیص را محدود تر شده تا جاییکه واژه "آل" به یک شخص یعنی  دختر فرعون اطلاق شود.

در جایی دیگر می فرماید :

"قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبيراً" (2)

 گفتند: «اى عزيز، او پدرى پير سالخورده دارد.»

"قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ " (3)

يكى از آن دو زن گفت: اى پدر او را اجير كن .

که در این دو آیه مقصود از واژه "اب" همان کلمه "پدر" است.

و در جایی دیگر می فرماید:

" إِذْ قالَ لِأَبيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْني‏ عَنْكَ شَيْئاً " (4)

هنگامى كه بپدر خود (عمويش، يا به پدر مادرش كه او را پدر ميناميد) گفت: اى پدر من ، چرا ميپرستى چيزى (بتى) را كه نميشنود، و نمى‏بيند، و تو را از چيزى بى‏نياز نمی گرداند

"يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا" (5)

- اى پدرم شيطان را عبادت و پرستش مكن (فرمان مبر) كه محققا شيطان  فرمان خداى بسيار بخشنده را نبرد

ودرآیات فوق "اب"رابرای "عمو" بکار برده است .

همان  گونه که ملاحظه می شود در یک جا واژه "اب" کاربرد اصلی خود لغت به معنی "پدر"  را دارد و در جای دیگر ، مراد از "اب" ، "عمو" می باشد ، فلذا در این گونه مواقع برای یافتن معنای مورد نظر باید قرائنی باشد که منظور آیه را آشکار نماید.

 حالا می گوییم چه اشکالی دارد که مراد از بکارگیری واژه "آل" ، یکی از نزدیکان باشد . همان طور که در معنای آل ذکر گردید ، ملاحظه می شود که مراد از این واژه می تواند افراد نزدیک، مثل همسر یا فرزندان را هم در بر بگیرد ودر این آیه استبعادی ندارد که منظور از کسانی که عذاب می شوند "النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا" ذرّیه فرعون یعنی" دخترش" باشد نه شخص دیگر،

و این امر از نظر لغوی اشکالی ندارد و فقط نیاز به قرینه دارد و  قرینه ما در این مقام ، روایت معصوم علیه السلام است.حال باید سوال کنیم :

کجای این امر اشکال دارد و به چه دلیل این طرز بیان مغایر و مخالف قرآن است وچگونه با آن تناقض دارد؟!

 پاورقی ها :

 (1)    التحقيق فى كلمات‌القرآن‌الكريم؛ التبيان فى تفسيرالقرآن؛ التفسير الكبير؛ تفسير نمونه؛ الجامع لأحكام‌القرآن، قرطبى؛ قاموس قرآن؛ لسان‌العرب؛ مجمع‌البحرين؛ مجمع‌البيان فى تفسير القرآن؛ المعجم الإحصايى؛ معجم مقاييس‌اللغة؛ مفردات الفاظ القرآن؛ الميزان فى تفسير القرآن. محمدحسن ناصحى

(2)    یوسف 78

(3)    قصص 26

(4)    مریم  42

(5)    مریم  44

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید