بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت نهم

حدیث باهتوا

 

آقای طباطبائی به آیه شریفه ( وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ)  برای رد بهتان به بدعت گذار در دین  استشهاد کرده است .

 

در پاسخ باید بگوئیم :  

 

خداوند در قران می فرماید : (فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى‏ عَلَى اللَّهِ كَذِبا .

آیا بدعت گذار در دین مصداق افتراء زننده بر خدا نیست و آیا این حق برای خدا محفوظ  نیست که به مانند خود او با او رفتار نماید ؟

حکم بدعت گذار در دین (که بهتان زننده به خداست )  با حکم مشرک مشمول آیه مورد استشهاد آقای طباطبائی (وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ ) یکسان نیست و ما نباید به روش قیاسی این دو حکم را یکسان ببینیم ، چون هر موضوعی حکم خاص خود را دارد و دلیل ندارد حکم بدعت گذار با حکم سب اله مشرکین یکسان باشد . مضافا به اینکه در قران می بینیم  خداوند دیگران را مورد توهین و تحقیر قرار داده و فرموده است :

 مثلهم كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً .

یا فرموده  :  تَبَّتْ يَدا أَبِي لَهَبٍ وَ تَبَ‏  .

یا فرموده :  وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ  

یا فرموده :   فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ

و همه اینها را با لحن تحقیر و توهین  آورده  است .

یکی از نکاتی که باید مورد توجه آقای طباطبائی قرار گیرد این است که بحث مقابله به مثل را قران مطرح کرده است و در مقابل  یک سری از آیات که میفرمایند: أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى یک سری دیگر از آیات هم وجود دارند که میفرمایند : (و الذينَ کَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزآءُ سَيِّئَهٍ بِمِثلِها  يونس/ 27)

 و نيز: (و جَزآءُ سَيِّئَهٍ سَيِّئَهٌ مِثلُها - شوري/ 40)- و کيفر بدي، بدي ديگري مانند آنست)

و باز قرآن مي فرمايد: (فَمَنِ اعتَدَي عَلَيکُم فَاعتَدُوا عَلَيهِ بِمِثلِ مَا اعتَدَي عَلَيکُم (بقره/ 194) هرکس به شما ستم و سرکشي کرد، به مانند سرکشي و ستم اش به او ستم نماييد.)

سوال این است : کسی که بدعت در دین میگذارد ، چه مجازاتی نسبت به وی باید اعمال گردد ؟ فعلا ما صدد بیان مصادیق " سیئه مثلها " نیستیم ، و البته واضح است که " جَزآءُ سَيِّئَهٍ بِمِثلِها " هر سیئه ای را نیز در بر نمی گیرد . ولی این مطلب را هم نمی پذیریم که روایت " باهتوا " خلاف عقل است . اهل بدعت که در واقع به خدا و رسول و دين او دروغ مي بندند، بدترين انواع خيانتها را مرتکب مي شوند و قرآن کريم مي فرمايد: (وَ لا تَکُن لِلخآئِنينَ خَصِيماً – (نسآء/ 105) و حمايتگر خائنان مباش). اکنون از آقای طباطبائی نویسنده مقاله بايد پرسيد که انگيزه اش از دفاع و حمايت از بدعت گذاران در دین (اهل بدعت و ريب) چيست؟ و در برابر قرآن که مي فرمايد: وَ لاَيجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَي أَلاَّ تَعْدِلُواْ (مائده / ۸) «دشمني با گروهي، شما را به بي‌عدالتي درباره آنها وادار نکند، چرا در راستاي دشمني با اميرالمؤمنين عليه السلام و کتب روايي شيعيان ، از مسير عدالت (مقابله به مثل با اهل ريب و بدعت) منحرف گشته و در دفاع و حمايت از خائنان سينه چاک مي کند که مبادا به آنان ستم شود؟! (…أم يَخافُونَ أن يَحِيفَ اللهُ عَلَيهِم وَ رَسُولُه (نور/ 55) آيا مي ترسند که خدا و پيامبرش به آنان ستم نمايند؟)

خلاصه مطالب و نتیجه :

1 –آقای طباطبائی در کتاب حقارت سلمان رشدی به محتوای حدیث باهتوا عمل نموده و حتی برای بهتان و تمسخر وی به قران استشهاد کرده است . البته ما عمل آقای طباطبائی را در برابر سلمان رشیدی رد نمی کنیم اما میگوئیم : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ ؟ الصف : 2

2 - ما روش آقای طباطبایی را که بر اساس آن روایت : باهتوا " را خلافت عقل می داند ، مردود می دانیم ، زیرا این روش برخی وقایع قرانی از  قبیل کشتن بچه توسط خضر نبی ، مجازات بوزینه شدن برای ماهیگیری  را پاسخ نمی دهد ، بعلاوه اینکه تمام  این وقایع به پشتوانه امرالهی ویا عقل نبوی انجام پذیرفته است .

3 -  قبح بدعت گذاری در دین  تبعات بسیار سنگینی دارد و برخورد و مجازات آنرا نیز شارع مقدس تعیین می کند و بسیاری از مجازات و حدود ها جنبه بازدارندگی دارند ، مثل اینکه خدا حد زنا را مشخص کرده و این عمل باز دارنده است تا دیگران به سراغ عمل زنا نروند .

4 -  تهمت زدن قبح ذاتی ندارد مگر آنکه مصداق ظلم واقع شود و حال آنکه در مورد بدعت گذار این مجازات مصداق ظلم نخواهد بود .

مانند اینکه در دین حکم زنا ی محصنه  سنگسار می باشد . درحالی که حقوق بشر امروز چنین حکمی را نقض حقوق انسانها یا به عبارت دیگر مصداق ظلم می داند . آیا آقای طباطبائی  حکم اسلام را می پذیرد یا برداشت و قیاس واضعان اعلامیه حقوق بشر را ؟

5 – یکی از مباحثی که سخن آقای طباطبائی را در رد حدیث باهتوا تضعیف می کند ، جایگاه بحث مقابله به مثل در قران با رعایت حدود و موازین آن است که مبتنی بر آن  تحقیر و بهتان به بهتان زننده به خدا هرگزخلاف عقل نخواهد بود.

6-  روایت مورد بحث در رابطه با مصادیق تهمتهایی که بعنوان مجازات بدعتگذار رواست و همینطور اتهاماتی که جنبه بازدارنده برای سایر بدعتگذاران خواهد داشت ساکت است ولذا در صورت آثار مخرب احتمالی برای مومنین به حکم دیگر شرع  میتوان در انتخاب مصادیق تهمت  دقت لازم را نموده ویا موقتا در اجرای مجازات بدعتگذار تاخیر نمود اما این بدان معنا نیست که اصل مجازات خلاف عقل است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید