بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت اول

 

 آقای طباطبائی در کتاب خود می نویسد : 

"در کتاب «عيون اخبار الرضا» اثر شيخ صدوق آمده است:

و بهذا الإسناد قال قال رسول الله - صلى الله عليه و{ آله } و سلم- يا علي إن الله تعالي قد غفر لک و لأهلک و لشيعتک و محبي شيعتک و محبي محبي شيعتک ....[1] الحديث

يعني: «با اين اسناد (که قبلاً ذکرش گذشت) پيامبر خدا -صلى الله عليه وسلم- فرمود: اي علي، همانا خداوند متعال تو را آمرزيد و خاندانت و پيروانت و دوستان پيروانت و دوستان دوستان پيروانت (همگي را آمرزيد)»!

در اين حديث چنانکه ملاحظه مي‌کنيد مبالغه‌اي شگفت صورت گرفته است، اعلام مي دارد که هر کس (هر چند کافر و ظالم و فاسق باشد) دوستان دوستان شيعيان را دوست بدارد نزد خداي سبحان آمرزيده مي‌شود! بي‌شک اين سخن، کلام نبوي -صلى الله عليه وسلم- نيست و دروغ آن چنان آشکار است که نياز به بررسي سند ندارد. "

.

 

مقدمه :

قبل از پرداختن به پاسخ ، ضروری است به این نکته اشاره کنیم که هدف آقای طباطبایی از بیان این مطالب ، به هیچ وجه معرفی احادیث ناصحیح به زعم ایشان در کتب روایی معتبر شیعه نیست ، بلکه بروز حقد و کینه و حسد در باب فضائل و مناقب اهل بیت علیهم السلام  می باشد .

با این مقدمه،به کالبد شکافی نقد آقای طباطبایی پیرامون روایتی که ایشان بدون دلیل آن را دروغ آشکار می داند ، می پردازیم.

افزودن ذهنیات و قضاوت پیشین به ترجمه روایت توسط آقای طباطبائی :

ایشان عبارات (هرچند کافر و ظالم وفاسق باشند ) و (صرفاً با ادّعای دوستی) را از ناحیه خود به ترجمه روایت افزوده و می گوید:

" در اين حديث چنانکه ملاحظه مي‌کنيد مبالغه‌اي شگفت صورت گرفته است، اعلام مي دارد که هر کس (هر چند کافر و ظالم و فاسق باشد) دوستان دوستان شيعيان را دوست بدارد نزد خداي سبحان آمرزيده مي‌شود!"

ضرب المثلی می گوید : خود گویی وخود خندی ؟عجب مرد هنرمندی!

" ایشان در ترجمه روایت ، قضاوت خود را اضافه می کند و می گوید خداوند متعال "بدون هیچ قید وشرطی" هر کافر و ظالم وفاسقی را "صرفاً با ادّعای" دوستی با دوستان شیعیان امیرالمومنین علیه السلام می آمرزد؛در حالی که سیاق این روایت واساساً این گونه روایات به هیچ وجه مبیّن چنین ادّعایی نیست."

حالا برای روشن ترشدن مفهوم روایت ، به نکات ذیل توجه فرمایید:

اعتقاد شیعه بر آنست :

 1)   دست خداوند متعال در افعالش باز است ، فلذا اگر بخواهد کسی را به هر دلیل بیامرزد و یا عذاب نماید احتیاج به بیان آن دلیل ندارد[1].

2)   افعال خداوند متعال حکیمانه است ، ولی لازم نیست که ما از حکمت او مطلع باشیم و اساساً ظرف وجودی انسان چنین استعدادی ندارد.[2] ولی هرکجا لازم باشد این حکمت ها بیان می شود[3].

3)   خداوند متعال وعده فرموده است که بندگان از رحمت او ناامید نشوند زیرا او همه کناهان رامی بخشد[4] و اگر کسی توبه کند علاوه بر بخشش گناهان توبه کننده را به ثواب مبدّل می فرماید[5].

حال با ذکر مطالب فوق و با توجه به این که دست خداوند متعال را برای افعالش باز می دانیم به آیات ذیل که هریک مبیّن شرایط و استثنائات در امر مغفرت الهی است توجه فرمایید.

   خداوند متعال شرک را بالاترین ظلم ها معرفی فرموده[6] و مشرک وکافر را از دایره مغفرت خود خارج کرده است .[7]

 

خداوند متعال ،شرط محبت را تبعیّت از پیغمبر خود قرارداده است[8] و در محلی دیگر ، اطاعت و تبعیّت از اولی الامر را که انطباق آن با امیرالمومنین و یازده فرزند بزرکوارشان علیهم السلام در محل خود اثبات شده است را هم سنگ محک اطاعت و تبعیّت از خود و پیامبر خود بیان فرموده[9]؛ لذا بسیار بی معنی است که ما کسی را محبّ بدانیم ولی رنگی از محبوب نداشته باشد و اگر این محبوب ، محبوب خداوند متعال باشد با دعای او محب را مورد مغفرت خود قرار می دهد.[10] و این دعا و طلب مغفرت از طرف دیگر نیز مقبول است لذا مشاهده می شود که دوستان دوستان دوستان ...شیعیان و مومنین نیز اگر هم سنخ باشند مورد رحمت و مغفرت الهی قرار خواهند گرفت[11] و آقای طباطبایی مایل نبوده به این نکات توجه نماید.

در اینجا از آقای طباطبایی سوال می کنیم که:

 آیا همواره کسانی که مورد مغفرت خداوند متعال قرار گرفته اند "کافر و ظالم و فاسق" هستند که در تعبیر خود از دوستان شیعیان چنین برداشتی را بیان می کند؟ (به رابطه محب و محبوب توجه فرمایید) .

 اگر چنین باشد چه قضاوتی _العیاذ بالله_ در باره آیه "لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ"[12]_خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلّم_ و همچنین سایر کسانی که خداوند متعال ،در قرآن مجید به ایشان وعده مغفرت و یا امر به طلب مغفرت فرموده است باید داشت؟  

 

 سوال دیگر اینکه آیا محبّ شیعه ی مومن، الزاماً کافر وظالم وفاسق است؟

 

برای روشن شدن پاسخ این سوال ، بهتر است به این روایات که نظیر آن فراوان در

منابع شیعی ذکر گردیده است توجه فرمایید.

امیر مؤمنان علی علیه السلام فرمودند:

«شیعیان ما کسانی هستند که در راه ولایت ما به یکدیگر بخشش می‏کنند و در راه

دوستی ما با همدیگر دوستی می‏نمایند و برای زنده کردن فرهنگ ما به دیدار یکدیگر

می‏روند و در حال خشم ستم نمی‏کنند و در حال رفاه اسراف نمی‏ نمایند و مایه

برکت همسایگان می‏باشند و با مردم معاشرت آمیخته با صفا و صمیمیت دارند.[13]»

«از شیعیان ما نیست کسی که در شهری زندگی کند و در آنجا شخص(غیرشیعه) از

او با تقواتر باشد.[14]»

 مردی به همسرش گفت: به محضر حضرت زهرا سلام الله علیها برو و از او بپرس که

آیا من از شیعیان آنها هستم یا نه.

او نزد حضرت زهرا سلام الله علیهاآمد و پیام همسرش را ابلاغ کرد،

حضرت زهرا سلام الله علیها به او فرمود:

«به شوهرت بگو اگر به آنچه ما دستور می‏دهیم عمل کنی، و از آنچه نهی می‏کنیم

ترک کنی، از شیعیان ما هستی و گرنه از شیعیان(حقیقی) ما نیستی.»

....شیعیان از برترین‏های بهشت هستند، و آنان (از محبّان ما) که رفتار خلاف کنند

گرچه جزء شیعیان(حقیقی) ما نیستند، ولی گناهانشان بر اثر گرفتاری‏ها و بلاها یا

انواع سختی‏ها در عرصه‏های قیامت یا در طبقه اعلاء دوزخ پاک می‏گردد، و سرانجام

حـب ما آنها را نجات داده و از دوزخ به بهشت نزد ما می‏آورند.[15]»

امام رضا علیه السلام فرمودند:

"احدى از شيعيان ما نيست كه مرتكب گناه يا خطائى شود مگر آنكه به او غمى

رسد كه گناهان او را از او ببرد و كفاره گناهانش شود[16]."


از روایات فوق چنین نتیجه می شود که:

اولاً شیعیان ومحبین آن ها باید متخلّق به اخلاق محبوب خود _اهل بیت علیهم

السلام_  باشند.

ثانیاً استبعادی نداردکه محبّین مرتکب گناه نشوند ولی چنانجه خطایی از ایشان

سرزد،موفق به توبه می شوند و خداوند متعال نیز وعده مغفرت به توّابین فرموده

است.

ثالثاً برای کسانی که محب اهل بیت علیهم السلام  بوده و مرتکب خطایی شوند واز

توبه غفلت نمایند

به شرطی مورد مغفرت الهی واقع می شوند که هزینه های گناه خود را در دنیا ،

برزخ وقیامت به صورت ابتلائات و عذاب پرداخت نماید(البته همان گونه که قبلاً ذکرشد

دست خداوند متعال برای بخشش باز است و اگر بر اساس حکمت خود بخواهد بدون

هیچ هزینه ای بندگان گناهکار را مورد رحمت ومغفرت

خود قرار می دهد.)

حبّ به اهل بیت علیهم السلام وثمرات آن در روایات منقول از اهل سنت:

در اینجا برای اطلاع آقای طباطبائی و برای روشن شدن این مطلب که روایت مورد

تعجب و نقد آقای طباطبایی،چندان عجیب نبوده است ، به ذکر روایات منبع اهل سنت

که درجات بالاتری از مناقب اهل بیت علیهم السلام را در بر دارد و به طریق اولی

ممکن است اسباب تحیّر ایشان را فراهم نماید می پردازیم تا سهم کوچکی در این

عرض ارادت داشته باشیم.

1.   عن ابن مسعود قال : عن رسول الله صلى الله عليه وآله قال :

 حب آل محمد صلى الله عليه وآله يوما خير من عبادة سنة[17]

2.   ابن مردويه ، أخبرنا عبد الباقي بن قانع ، أخبرنا محمد بن زكريا بن دينار ، أخبرنا

عمير بن عمران ، أخبرنا سليمان بن عمرو النخعي ، عن ربعي بن خراش ، عن حذيفة

، قال : رأيت رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) أخذ بيد الحسين بن علي فقال : " أيها

الناس ، جد الحسين أكرم على الله من جد يوسف

بن يعقوب ، وإن الحسين في الجنة ، وأباه في الجنة ، وأمه في الجنة،وأخاه في

الجنة ، ومحبهم في الجنة ، ومحب محبهم في الجنة " [18].

3.     قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله وسلم )

من مات على حب آل محمد مات شهيدا

 ألا ومن مات على حب آل محمد مات مغفورا له

 ومن مات على حب آل محمد مات تائبا

ومن مات على حب آل محمد مات مغفورا له مؤمنا مستكملا للإيمان

ألا ومن مات على حب آل محمد بشره ملك الموت بالجنة ثم منكر ونكير

 ألا ومن مات على حب آل محمد يزف إلى الجنة كما تزف العروس إلى بيت زوجها

 ألا ومن مات على حب آل محمد فتح الله له في قبره بابين إلى الجنة

 ألا ومن مات على حب آل محمد جعل الله قبره مزارا لملائكة الرحمة

 ألا ومن مات على حب آل محمد مات على السنة والجماعة ، ألا ومن مات على بغض

آل محمد جاء يوم

القيامة مكتوب بين عينيه آيس من رحمة الله

 ألا ومن مات على بغض آل محمد مات كافرا

 ألا ومن مات على بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة[19]

4.   روى أحمد بن حنبل في مسنده ( ج 1 ، ص 77 ) . قال : حدثنا عبد الله ، حدثني نصر بن علي الأزدي

، أخبرني علي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي ، حدثني أخي موسى بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن أبيه ، عن علي بن حسين ( رضي الله عنه ) ، عن أبيه ، عن جده أن رسول الله

( صلى الله عليه وسلم ) أخذ بيد حسن وحسين - رضي الله عنهما - فقال  "من أحبني وأحب هذين وأباهماوأمهما،كان معي في درجتي يوم القيامة[20] ".

5.   اخرج الترمذي في صحيحه عن علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ان رسول الله صلى الله عليه ( وآله ) وسلم اخذ بيد حسن وحسين فقال :

من أحبني وأحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي يوم القيامة[21]

 آقای طباطبائی حقائق کتاب و سنت را دروغ می پندارند:

با اشاره ای مختصر به نقل روایت مورد انتقاد ، از منابع اهل سنّت ، روشن می گردد که نه تنها این روایت دروغ نیست بلکه متفقٌ علیه بین شیعه وسنّی است و آقای طباطبایی به دلیل نامعلومی!؟ خود را به تجاهل زده است.

 

قال الرسول صلی الله علیه و آله وسلم: " يا علي إن الله قد غفر لك ولذريتك و ولدك و لأهلك ولشيعتك ولمحبي شيعتك " .

 الصواعق المحرقة لابن حجر الشافعي ص 96 و 139 و 140 ط الميمنية بمصر وص 159 و 130 و 233 ط

المحمدية بمصرينابيع المودة للقندوزي الحنفي ص 270 وص 301 ط اسلامبول وص 361 ط الحيدرية النهاية لابن الأثير ج 3 ص 276 ط الخيرية بمصر

 فرائد السمطين ج 1 / 308 ح 247 .

الحافظ ابن المغازلي في «المناقب»

العلامة الخطيب الخوارزمي في «المناقب» (ص 234 ط تبريز)

العلامة الحموينى في «فرائد السمطين»

العلامة ابن حجر الهيتمى في «الصواعق» (ص 96 ط الميمنية بمصر)

العلامة المولى محمد صالح الترمذي في «المناقب المرتضوية» (ص 99 ط بمبئي)

العلامة المناوى في «كنوز الحقائق» (ص 202 ط بولاق)

العلامة البدخشي في «مفتاح النجا» (ص 61)

العلامة القندوزى في «ينابيع المودة» (ص 270 ط اسلامبول)

العلامة المحدث السيد أبو بكر بن شهاب الدين العلوي الحضرمي من علماء القرن

الرابع عشر في «رشفة الصادي» (ص 81 ط مصر) و منهم العلامة الأمر تسرى في

«أرجح المطالب» (ص 475 ط لاهور)

و في (ص 660، الطبع المذكور)

مجمع البيان في تفسير القرآن 9 / 28 - 29 ،

 شواهد التنزيل 1 / 141 - 142 . 2 )

فرائد السمطين ص 38 - 39 .

و ده ها ناقل و کتاب دیگر ، که ذکرآن در این مجال ممکن نیست و برای دسترسی به

آن منابع بهتر است به کتب و نرم افزارهای[22] مربوطه  مراجعه شود.

همان گونه که ملاحظه شد ، این روایت و روایات مشابه ، متفق القول فی مابین

شیعه و سنی است و از تایید عقلی و سندی برخوردار می باشد.و کسی که این

رابطه روشن را درک نکند باید در علم خداشناسی خود تجدید نظر نموده و قدرت و

اختیار وعظمت خداوند متعال و همچنین ، عزت و ارج ائمه طاهرین را با  عقل و ترازوی

حقیر خود نسنجد.

             

                                                                                                       

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[1] - سوره آل عمران (3) آیه 129

وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ غَفُورٌ

رَحيمٌ و براى خدا است آنچه در آسمانها و زمين است هر كه را بخواهد ميآمرزد، و هر

كه را  بخواهد عذاب ميكند، و خدا آمرزنده مهربان است . (و اينكه بيان نكرده چه

کسی را ميآمرزد و چه كس را عذاب ميكند براى آنست كه مكلّف در خوف و رجاء و

ترس و اميد بوده از عذاب خدا ايمن و از رحمت او نوميد نباشد، حضرت صادق (عليه

السّلام) فرموده: لو وزن رجاء المؤمن و خوفه لاعتدلا يعنى اگر اميد و ترس مؤمن وزن

شده و سنجيده گردد هر آينه برابر خواهد بود، و اينكه آمرزش و كيفر را بمشيّت و

خواست خود موكول ساخته براى آنست كه مشيّت او از روى حكمت است، پس

نمي خواهد مگر آنچه را كه حكمت اقتضاء كند و سزاوار گرداند)

 

[2] -مراجعه کنید به آیات 65 تا 82 سوره کهف در ملاقات حضرت موسی وخضر

علیهما السلام

 

[3] -به آیاتی که خداوند متعال خودرا حکیم معرفی فرموده مراجعه نمایید.

 

[4] - سوره زمر(39)آیه 53

قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ

جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ

بگو: اى بندگان من آن چنان بندگانى كه بر خودشان اسراف و زياده روى كرده اند، از

رحمت و مهربانى خدا نااميد نشويد كه البتّه خدا همه گناهان را ميآمرزد، محقّقا او

بسيار آمرزنده مهربان است‏.

 

[5] -سوره فرقان(25)آیه70

 إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ

غَفُوراً رَحيماً

مگر آن كس كه توبه و بازگشت نمايد و (بخدا و رسول) ايمان آورد، و كار شايسته

انجام دهد، پس خدا تبديل و عوض گرداند بديهاى آن گروه را به خوبيها و خدا آمرزنده

مهربان است‏.

 

[6] -ْ قالَ لُقْمانُ سوره لقمان(31)آیه 13

وَ إِذلاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يا بُنَيَّ لا تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُلْمٌ عَظيمٌ

13- ويادآور هنگامى كه لقمان به پسرش در حالى كه او را پند ميداد گفت: اى پسرك

من، بخدا شرك نياور زيرا شرك) هر آينه ظلم و ستم بزرگی است

 

[7] - سوره نساء (4) آیه 48

إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏

إِثْماً عَظيماً

براستى خدا نميآمرزد كسى را كه برايش شريك و انباز قرار دهد (مگر آنكه توبه كرده

بتوحيد و يگانه دانستن او باز گردد) و جز شرك (هر گناهى) را (اگر چه كبيره و بزرگ و

بى توبه باشد) ميآمرزد (ليكن نه براى هر كس بلكه) براى كسى را كه بخواهد (او را

بيامرزد، و او كسى است كه قابليّت و شايستگى دارد كه از رحمت خداى تعالى

بهره‏مند گردد) و (پس از آن سبب نيامرزيدن مشرك را ياد آورى نموده ميفرمايد:)

كسى كه بخدا شرك آورد و براى او انباز گيرد پس بدروغى كه بافته گناه بزرگى را

(كه همه گناهان پيش آن كوچك است) بجا آورده است‏

 

[8] - سوره آل عمران(3) آیه 31

قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ

31- (اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله به يهود كه ميگويند: ما دوستان خدا هستيم، و

بنصارى كه ميگويند: ما براى اينكه خدا را دوست داريم حضرت عيسى (عليه السّلام)

را بزرگ ميشماريم) بگو: اگر شما خدا را دوست داريد پس (دين و آئين) مرا پيروى

كنيد تا خدا هم شما را دوست بدارد، و گناهانتان را بيامرزد، و خدا بسيار آمرزنده

(گناهان پيروان من و) مهربان (بايشان) است‏

 

[9] -سوره نساء (4) آیه 59

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ

اى كسانى كه (بخدا و رسول) گرويده‏ايد از (اوامر و نواهى) خدا و (دستورهاى)

پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و اولو الامر و فرمانداران از خودتان (دوازده امام: امير

المؤمنين و يازده فرزندش عليهم السّلام) اطاعت و پيروى كنيد .

(مراد از اولو الامر ائمّه و پيشوايان دين مقدّس اسلام «صلوات اللَّه عليهم اجمعين»

هستند براى علم و دانش و فضل و برترى و عصمت و پاكى ايشان از هر گناهى، و

قطعا مقصود از آن امراء و پادشاهان و جز آنان نيستند، زيرا خداى تعالى منزّه و پاك

است از اينكه مردم را امر نمايد به پيروى كسى كه او را معصيت و نافرمانى كند)

 

[10] -سوره نساء (4) آیه 64

وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ لِيُطاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا

اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحيماً

و هيچ فرستاده شده و پيغمبرى را نفرستاديم مگر براى اينكه بسبب اذن و فرمان خدا

از (اوامر و نواهى) او فرمان برند، و اگر ايشان (منافقين) آن گاه كه بخود ستم كردند

(پشيمان شده و) نزد تو آيند و از خدا آمرزش (گناهانشان را) بخواهند و پيغمبر صلّى

اللَّه عليه و آله هم براى ايشان آمرزش بخواهد (و تو براى آنان آمرزش بخواهى)

هرآينه خدا را توبه پذير (از گناهكاران و) مهربان (بر آنها) مييابند .

 

[11] -سوره حشر(59)آیه 10

وَ الَّذينَ جاؤُ مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا وَ لِإِخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقُونا بِالْإيمانِ وَ لا تَجْعَلْ

في‏ قُلُوبِنا غِلاًّ لِلَّذينَ آمَنُوا رَبَّنا إِنَّكَ رَؤُفٌ رَحيمٌ

و كسانى (مؤمنين و گرويدگانى) كه پس از ايشان (مهاجرين و انصار تا روز قيامت)

آمدند (پيشينيان از خودشان را بسبب ايمان آوردن بخدا و رسول دوست ميدارند، و

براى خودشان و اينان دعاء ميكنند و خداى تعالى را ميخوانند و) ميگويند: پروردگارا

(گناهان) ما را و (گناهان) برادران (همكيشان) ما را كه بايمان آوردن و گرويدن (بخدا و

رسول) بر ما پيشى گرفته‏اند بيامرز، و در دلهاى ما براى آنان كه (بتو و بپيغمبرت)

ايمان آورده‏اند كينه و دشمنى قرار مده، پروردگارا محقّقا تو بخشاينده بسيار مهربانى

(كه خواسته ما را روا سازى)

 

[12] -سوره فتح(48)آیه 2

لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ ...

تا خدا گناه گذشته و آينده‏ات را (گناهى كه مشركين آن را گناه ميدانستند) بيامرزد

(چنان كه حضرت رضا عليه السّلام بمأمون فرمود: كسى نزد مشركين از آن حضرت

گناهكارتر نبود، زيرا مشركين سالها سيصد و شصت بت را ميپرستيدند، و چون پيغمبر

اكرم ايشان را به كلمه توحيد «لا آله الّا اللَّه» دعوت نمود گفتند: أَ جَعَلَ الْآلِهَةَ إِلهاً

واحِداً إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عُجابٌ ...

 

[13] -اصول کافی، ج2، ص 236و237

[14] - بحارالانوار، ج۶۸، ص۱۶۴

[15] -بحارالانوار، ج۶8، ص 1۵۵

[16] -عیون اخبارالرضا علیه السلام ج 1 ص 262

[17] - مسند أحمد ج 1 ص 77

[18] - مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر

أحمد بن موسى ابن مردويه الأصفهاني - ص 73

[19] - شرح إحقاق الحق - السيد المرعشي - ج 33 - ص 69 - 71

منابعی که این روایت را نقل کرده اند:

 العلامة أحمد علي محمد علي الأعقم الأنسي اليماني في ( تفسير الأعقم ) ( ص 625

 ط 1 دار الحكمة اليمانية )

 ذكر الكلام المتقدم في الكشاف . ومنهم الفاضل المعاصر الأستاذ أحمد أبو كف في

كتاب ( آل بيت النبي صلى الله عليه ‹ صفحه 70 › وآله في مصر ) ( ص 233 ط دار

المعارف - القاهرة )

الشيخ محمد خير المقداد في ( مختصر المحاسن المجتمعة في فضائل الخلفاء الأربعة

- للصفوري ) ( ص 183 ط دار ابن كثير )

[20] - مقتل الحسين ، ص 67 . قال الخوارزمي : وبه [ أي : بالإسناد المتقدم في

كتابه ، قال : عن محيي السنة هذا ، أخبرنا الشريف المفضل بن محمد الجعفري

بأصبهان في سكة الخوز ، أخبرنا الحافظ أبو بكر أحمد بن موسى ابن مردويه .

 

[21] - مسند أحمد ج 1 ص 77 - تاريخ بغداد ج 2 ص 287 - تهذيب التهذيب ج 10 ص 430

 - كنز العمال ج 6 ص 217 وقال : أخرجه الطبراني عن علي عليه السلام وفي ج 7

ص 102 قال : أخرجه الترمذي وغيره - فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج 1 ص 300

[22] -مانند نرم افزار کتابخانه اهل بیت علیهم السلام

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید