بسم الله الرحمن الرحیم

آیا وعده ثواب های زیاد معیار ساختگی بودن حدیث است؟

نقدنامه شماره 58 بر اعتراضات غیرمنصفانه مصطفی حسینی طباطبایی در نقد احادیث شیعه

 مبالغه در ثواب اعمال

مصطفی حسینی طباطبایی در مکتوب " نقد کتب حدیث " به نقد نهمین مورد از آثار مرحوم مجلسی  در کتاب «حليه المتقين» پرداخته و می نویسد :

" يکي از راه‌ های شناخت احاديث ساختگی آنست که در خلال حديث، وعده ثواب ‌های عجيب و غريب و بسيار مبالغه‌آميز درباره  کاری سهل و آسان آمده باشد مانند آنچه مجلسي در کتاب «حليه المتقين» می‌نويسد که:

«از حضرت رسول -صلى الله عليه - منقول است که هر که با پای خود برود به خانه خويشان به ديدن ايشان يا برای آنکه مالی به ايشان برساند، حقتعالی ثواب صد شهيد او را کرامت فرمايد و به عدد هر گامی که بردارد چهل هزار حسنه در نامه اعمالش نوشته شود و چهل هزار گناه محو شود و چهل هزار درجه برای او در بهشت بلند شود و چنان باشد که صد سال عبادت خدا به اخلاص کرده باشد»![1]

با اين حساب، شهيدان راه خدا بسيار زيان کرده‌اند! زيرا اگر به جای رفتن به ميدان جهاد و شهادت، مثلاً بسوی خانه خاله و عمّه خويش رهسپار می‌شدند هر بار، دويست برابر بيشتر از ثواب شهادت، بهره مي‌بردند! آيا چنين روايت غلوآميزی، ساختگی و مجعول نيست؟! "

پاسخ

مقدمه:

اختصاص پاداش بزرگ برای کارهای کوچک امری نیست که حتی در عرصه دنیای مادی قابل توجیه نباشد. در همین دنیا و برای همین انسانهای نیازمند نیز پسندیده تر آن است که شخص به تناسب دارایی خویش بذل و بخشش نماید.

 

 می گویند شبی حاتم طائی در بیابان گم شد و به چادر چوپانی پناه برد مرد چوپان در خلال صحبت ها پی برد که مهمان وی هوس کباب دارد . چوپان تنها بز خود را که بوسیله شیرآن ارتزاق می کرد ذبح و گوشت آن را کباب کرد و سر سفره گذاشت. روز بعد مهمان عزم رفتن کرد و  از میزبان خواست که اگر به شهر آمد سراغ حاتم را بگیرد و پیش وی برود. مدتها گذشت و روزی چوپان به شهر رفت و سراغ حاتم را گرفته و نزد او مهمان شد . حاتم به رسم جوانمردی از وی پذیرایی کرد و هنگام بازگشت هزار گوسفند به او هدیه داد.

اطرافیان به حاتم اعتراض کردند که این چه بخششی است که در مقابل یک بز ماده پیر کم ارزش ،هزار گوسفند پروار بخشیدی و حقا که در جوانمردی بی نظیری.

حاتم جواب داد که : نه ! او از من بخشنده تر است زیرا او تمام دارایی خود را نثار من کرد و من فقط بخش ناچیزی از ثروتم را به او دادم.

حال صرف نظر از اینکه روایات مذکور صحیح و یا بنابر اعتقاد آقای طباطبایی ساختگی باشند ، آیا از خدای کریم و بخشنده ای که فقط با ذکر چند کلمه به عنوان شهادتین کفر و گناه تمام دوران حیات مشرکین را می بخشد[2]

و یا خود می فرماید : اى بندگان من كه [با ارتكاب گناه‏] بر خود تجاوز كار بوده‏ايد ! از رحمت خدا نوميد نشويد، يقيناً خدا همه گناهان را مى‏آمرزد زيرا او بسيار آمرزنده و مهربان است .[3] 

و یا آنجا که به کفار می فرماید: اگر از كفر خود بازايستند [و به اسلام روى آورند] گناهان [ى چون جنگ با پيامبر و بازداشتن مردم از راه خدا، و منع كردن مؤمنان از ورود به مسجدالحرام‏] از آنان بخشيده خواهد شد،[4]

چنین بخششهایی دور از انتظار است و یا با چنین بخششهایی از مایملک او کاسته  می شود ؟

البته اگر بندگان تنگ نظر صاحب خزائن رحمت الهی شوند مسلّماً در بذل و بخشش امساک خواهند کرد چنانکه می فرماید:

قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِكُونَ خَزائِنَ رَحْمَةِ رَبِّي إِذاً لَأَمْسَكْتُمْ خَشْيَةَ الْإِنْفاقِ وَ كانَ الْإِنْسانُ قَتُوراً    

 [به اين كافران و مغروران به امور مادى دلفريب‏] بگو: اگر شما مالك خزانه‏هاى رحمت پروردگارم [مانند باران، اموال، ارزاق و...] بوديد، در آن صورت از ترس [تهى‏دستى و كم‏شدنش‏] از انفاق كردن آن بخل مى‏ورزيديد و انسان همواره بسيار بخيل و تنگ‏نظر است.[5]

 حال با ذکر این مقدمه به نقد می پردازیم:

نقد:

الف : آیا بیان ثواب زیاد برای عملی سهل و آسان معیاری برای صحت و سقم حدیث است !!!

 اولاً آن چه مسلّم است هیچ یک از علمای علم حدیث به چنین معیاری برای تشخیص درجات روایات تکیه نکرده اند و نهایتاً اگر درک بخشی از روایت برای ایشان مقدور نباشد با جمله "والله اعلم" قضاوت راجع به روایت را به خدا و یا سایر متخصصان واگذاشته اند چنان که مفسران در کشف معانی آیات قرآن نیز چنین رفتار می نمایند .

ثانیاً کم یا زیاد بودن ثواب و یا عقاب برای یک عمل در قبال عملی دیگر، قابل سنجش با عقل محدود بشری نیست بلکه گاهی خدا عملی را بیشتر دوست دارد و یا به حکمت ناگفته ای، عملی را در زمان و مکان خاصی ترجیح می دهد.

قطعا ما به همه حکمتهای الهی آگاه نیستیم لذا شایسته است از قضاوت در این موارد پرهیز کنیم . حد فهم ما انسانها این است که با ملاحظه میزان ثواب و عقاب در این روایات به عمق حسن و یا قبح عملی نزد پروردگار رحیم و عزیز ، آن هم در شرایط خاص پی می بریم و بس .

ثالثاً قرار دادن ثواب و عقاب دوعمل مختلف در کفه های یک ترازو و برآورد میزان سنگینی هر کدام ، بدون لحاظ شرایط و مقدمات و ظرف تحقق آن اعمال ، کاری عجولانه و نسنجیده است و عملکرد شخصی را تداعی می کند که دزدی می کرد و مال دزدی را به فقرا می بخشید سپس در توجیه عمل خود اظهار می کرد که در ازای دزدی ،یک گناه و در مقابل انفاق ده ثواب دارد و تفاضل آن یعنی نه ثواب در کارنامه عملش ذخیره می شود.

دزد توجه ندارد که ثواب عمل منوط به تقوی و صحت مقدمات آن است  إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقينَ [6] و یا در خصوص منافقین داریم : لَنْ يُتَقَبَّلَ مِنْكُمْ [7]

ب : آیا شهیدان در مقایسه با عاملان به صله رحم زیان دیده اند ؟

 در فهم و تحلیل حدیثی آقای طباطبایی برای مقایسه دو عمل " جهاد شهدا و صله رحم"  ، این فرض مستتر است که دو نفر با ویژگی های مشابه و همزمان و در شرایط یکسان به دو عمل جهاد و صله رحم  امر شده اند و سپس در پایان کار به آنان گفته اند اجر صله رحم در نزد خدا مثلا صد برابر بیش از جهاد سخت با کافران و شهادت است ، بدیهی است با چنین مفروضاتی ، جهادگر عاقل احساس غبن و خسران می کند و در موارد آتی ،عمل ساده تر و با ثواب بیشتر را برمی گزیند .

اما اگر کسی اندک آشنایی با محتوای منابع دینی داشته باشد در می یابد  مقایسه ثوابها عموما در مستحبات و نوافل است و الا امور واجب تکلیفی گزینشی نیست . آنگاه که تکلیف بر جهاد و شهادت است جایگزینی آن با صله رحم هیچ وجه شرعی ندارد و قطعا مراد حدیث هم این نیست.

 اما اگر نگاه و نیت مومن این باشد که همواره مطابق اوامر و نواهی خدا عمل کند و در شرایطی قرار دارد که توفیق جهاد از او سلب شده و یا زمینه چنین واجبی برایش فراهم نیست ولی امکان صله رحم دارد به دستور حدیث عمل کرده و قطعا هم خدا چنین ثواب بزرگی را به او عطا خواهد کرد .

بنابراین با ملاحظه همه منظومه دین ، تحلیل آقای طباطبایی صحیح نبوده و هیچ انسان متدینی چنین برداشتی از حدیث مذکورنخواهد کرد. بلکه همواره تلقی متدینین از چنین حدیثی ، اهمیت فوق العاده صله رحم می باشد ، نه نفی و تحقیر جهاد در راه خدا و شهادت .

مضافا بر اینکه هیچ عمل واجبی جایگزین و یا نافی عمل واجب دیگر نیست مثلاً نمی توانیم نماز واجب را جایگزین حج واجب کنیم لذا به طریق اولی هیچ عمل مستحبی نمی تواند جایگزین عمل واجب شود. بدیهی است که در روایات _و نیز همین روایت_ توصیه نشده که به جای انجام عمل واجب جهاد ، عمل مستحب صله رحم انجام شود.

با عنایت به این موارد ، در می یابیم که :

حدیث مذکور در مقام جایگزینی عملی  به جای عمل دیگر نیست و همچنین ظرف انجام اعمال می تواند وزن ثواب آنها را تغییر دهد و در نهایت ملکوت افعال به بیان حاملان علم الهی بر ما روشن می شود و ما نمی توانیم با مقیاس های عادّی ، وزن اعمال را سنجیده و به آنها ثواب خاصی را اختصاص دهیم.

در پایان نظر خوانندگان را به این نقل تاریخی جلب می کنیم :

وقتی مسلمانان از سریه ای باز گشتند پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله   خطاب به ایشان فرمودند "مرحبا به قومی که جهاد کوچکتر را انجام دادند ولی هنوز جهاد بزرگتر باقی مانده " سوال کردند که جهاد بزرگتر چیست و حضرت فرمودند : "جهاد نفس"[8]

مبتنی بر تحلیل آقای طباطبایی در کتاب نقد حدیث ،  قاعدتاً باید مجاهدان مذکور احساس غبن کنند که چرا به جای آن همه زحمت و زخم و درد ، در مسجدالنّبی به تهجّد و عبادت و خود سازی که جهاد اکبر است نپرداخته اند؟                       

 والسلام علی من اتبع الهدی

 


[1]. حلية المتقين، ص 193، ص چاپ تهران، چاپ مطبوعاتي حسيني 1362.
[2] -

الف :الخلاف - الشيخ الطوسي - ج 5 - ص 469

روي عن النبي عليه السلام أنه قال : الإسلام يجب ما قبله ( 1 ) . وفي بعضها : التوبة تجب ما قبلها ( 2 ) .

‹ پاورقى ص 469 › ( 1 ) رواه أحمد بن حنبل في مسنده 4 : 199 و 204 و 205 ، وابن سعد في طبقاته 7 : 497 ، والمتقي الهندي في كنز العمال 13 : 374 حديث 37024 وفيها : " الإسلام يجب ما كان قبله " . ( 2 ) الميزان الكبرى 2 : 170 .

ب: فتح الباري - ابن حجر - ج 7 - ص 149

وان الكافر إذا شهد شهادة الحق نجا من العذاب لان الاسلام يجب ما قبله

ج: نيل الأوطار - الشوكاني - ج 1 - ص 379

عن عمرو بن العاص : أن النبي صلى الله عليه وآله وسلم قال : الاسلام يجب ما قبله رواه أحمد .

د: الديباج على مسلم - جلال الدين السيوطي - ج 2 - ص 10

وقيل الإيمان يجب ما قبله من الخطايا
[3] - الزمر39/آیه53
[4] -الانفال 8/آیه 38
[5] -الاسرا 17/ آیه 100
[6] -المائده(5)/ آیه 27
[7] -التوبه(9)/ آیه 53
[8] -شرح أصول الكافي - مولي محمد صالح المازندراني - ج 1 - ص 262

روي عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) أن النبي ( صلى الله عليه وآله ) بعث بسرية فلما رجعوا قال : « مرحبا بقوم قضوا الجهاد الأصغر وبقي الجهاد الأكبر ، قيل : يا رسول الله ما الجهاد الأكبر ؟ قال : جهاد النفس »
 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید