بسم الله الرحمن الرحیم

خدا به وسیله انبیاء و اولیاء قیام به قسط می کند

نقدنامه شماره 57 بر اعتراضات غیرمنصفانه مصطفی حسینی طباطبایی در نقد احادیث شیعه

خدا به وسیله انبیاء و اولیاء قیام به قسط می کند

مصطفی حسینی طباطبایی در صفحه 119 کتاب خویش موسوم به " نقد احادیث شیعه " که در ضمیمه اشاره شده، نسبت به یکی از احادیث منقول از امام باقر (علیه السلام) ذیل آیه ی شریفه «شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزيز الحکيم» به نقادی پرداخته و مطابق رویه معمول، حدیث مذکور را تخطئه می نماید. 

امام باقر (علیه السلام) در رابطه با این آیه می فرمایند:

در «شهد الله انه لا اله الا هو » خداوند تبارک و تعالي گواهي بر (يگانگي) خويش مي‌دهد و او همچنان است که خود گفته اما درباره « و الملائکه » خداوند فرشتگان را با تسليم در برابر پروردگارشان، گرامي داشته است و آنها نيز راست گفتند و گواهي (بر يکتايي خدا) دادند چنانکه خداوند بر يگانگي خود گواهي داد. امّا درباره «و اولوا العلم قائما بالقسط » همانا اولوا العلم، پيامبران و جانشيان ايشانند که قسط را بپا داشتند و قسط در ظاهر، همان عدل است و عدل در باطن، امير مؤمنان -عليه السلام- است».

 

آقای طباطبایی مطلبی را راجع به قول قائما بالقسط بیان می دارد این که اگر قرار باشد مطابق حدیث، ائمه و پیامبران اولوالعلمی باشند که قسط را به پا می دارند، باید لفظ آیه قائمین بالقسط باشد، و نتیجه گرفته است که قطعا امام باقر (علیه السلام) این نکته را متوجه می شده اند و لذا حدیث مجعول است.

البته این گونه برخورد با احادیث شیعه، به صرف این که نکته ای از حدیث به مذاق آقای طباطبایی خوش نمی‌آید، رفتار جدیدی از سوی ایشان نیست، و ما به کرات شاهد این موضوع بوده ایم و انتقاد خود را بارها به نگاه یکجانبه گرا و مغرضانه نسبت به منابع حدیثی شیعه به اطلاع ایشان رسانده ایم. با این وجود مطابق رویه خود به پاسخ این شبهه نیز می پردازیم.

در مورد این حدیث به دو نکته اشاره می گردد:

·     - نکته اول این که آیا به دلیل ایراد نحوی وارده می توان حدیث را رد نمود یا خیر؟

·     - نکته دوم این که دلالت روایت تا چه حد است؟

نکته اول :

بر طبق ایراد نحوی که ایشان به این حدیث وارد می کند، باید قائما بالقسط عبارت حالیه برای اولوالعلم و به صورت قائمین بالقسط می آمد و این را دلیلی بر بطلان حدیث دانسته اند. ما توجه شما را به آیاتی از قرآن جلب می نماییم که دقت در آنها حایز نتایج جالبی خواهد بود:

- فَأْتِيا فِرْعَوْنَ فَقُولا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعالَمين‏ / شعرا 16

- هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا في‏ رَبِّهِمْ فَالَّذينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيابٌ مِنْ نارٍ يُصَبُّ مِنْ فَوْقِ رُؤُسِهِمُ الْحَميم‏ / حج 19

ملاحظه می کنید که در آیه اول حضرت موسی و هارون (علیهم السلام) نزد فرعون می آیند و می گویند که ما فرستاده پروردگار جهانیان هستیم. مبتدا به صورت جمع آمده ولی خبر آن به صورت مفرد می باشد . یعنی به جای فقولا انا رسولا رب العالمین! ، رسول رب العالمین ذکر شده است . در آیه دوم هم به همین شکل است یعنی به جای هذان خصمان اختصما ! به صورت جمع " اختصموا " به کار رفته است.

اگر قرار باشد مطابق سیره جناب طباطبایی در برخورد با روایات، بخواهیم با آیات قرآن هم برخورد کنیم، باید بگوییم قطعا خدا این موضوع را می دانسته و در نتیجه این آیات العیاذ بالله جعلی بوده و به قرآن اضافه شده است. حال آن که نه ما و نه جناب طباطبایی هیچ گاه در مقابل قرآن چنین روشی را دنبال نمی کنیم، علماء تفسیر با بیان مناسبی چنین اختلاف نحوی را توضیح می دهند مثلا می گویند معنای آیه این است که هر یک از موسی و هارون به تنهایی رسول پروردگار هستند.

پس چرا ایشان در نظرات خود انصاف را رعایت نکرده و در مقام توضیح برنیامده و این چنین منابع حدیثی شیعه را ضعیف و غیرقابل اعتماد جلوه می دهد! آیا آقای طباطبایی با اتخاذ چنین روشهایی آب به آسیاب دشمنان اسلام  نمی ریزد و راه آنان را در خرده گیری به اسلام و قران هموار نمی کند ؟!

نکته دوم:

بر خلاف نظر آقای طباطبایی، روایت در مقام این نیست که قائما بالقسط را به اولوالعلم نسبت دهد. ما هم قبول داریم قائما بالقسط جمله حالیه برای الله است. اما نکته ای که در این جا مطرح است این است که اگر امام (علیه السلام) می فرمایند اولوالعلمی که قسط را برقرار می کنند پیامبران و جانشینان ایشان هستند، مقصود این نیست که قائما بالقسط در آیه حال برای اولوا العلم است بلکه مقصود توضیح این موضوع است که خداوندی که قسط را به پا می دارد به دست اولیائش این کار را انجام می دهد. مثالی از قرآن می آوریم:

إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَماناتِ إِلى‏ أَهْلِها وَ إِذا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كانَ سَميعاً بَصيراً

می دانیم که خداوند متعال عدالت را برقرار می کند اما مطابق این آیه با وسیله این کار را انجام می دهد و این کارگزاران و حاکمان منصوب خدایند که بین مردم به عدل حکم می کنند و بدین طریق عدالت الهی پیاده می‌شود. کما این که در جایی دیگر می فرماید: قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ... لذا این موضوع نفی برقراری عدالت از جانب خداوند نیست.

در مورد این روایت هم، قضاوت اینگونه است. قائما بالقسط جمله حالیه برای الله است ولی خداوند متعال چگونه این قسط را پیاده می سازد؟ امام باقر (علیه السلام) در حدیث می فرمایند: که این اولوالعلم هستند که به قسط حکم می کنند. لذا امام در مقام توضیح بیشتری از آیه می باشند نه بیان صرف و نحو، لذا در این مقام ایراد نحوی گرفتن به حدیث، ناشی از فهم ناصحیح از مراد امام (علیه السلام) می باشد.

و السلام من اتبع الهدی...

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید