بسم الله الرحمن الرحیم

ثوابهای بیشمار در زیارت سیدالشهداء موجب تجری در گناه نیست

نقدنامه شماره 56 بر اعتراضات غیرمنصفانه مصطفی حسینی طباطبایی در نقد احادیث شیعه

آیا روایات مشوق زیارت موجب تجری بر گناه است ؟ 

مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب " نقد احادیث شیعه " چنین می نویسد:

9: شيخ طوسي در «مصباح المتهجد» در خلال اعمال ماه شعبان مي‌نويسد:
«روي محمد بن مارد التميمي قال: قال قال لنا أبو جعفر - -عليه السلام- - من زار قبر الحسين - -عليه السلام- - في النصف من شعبان غفرت له ذنوبه و لم تکتب عليه سيئه في سنته حتي يحول عليه الحول».[2]
يعني: «محمد بن مارد تميمي روايت کرده که ابو جعفر باقر - -عليه السلام- - براي ما گفت: هر کس در نيمة شعبان قبر حسين - -عليه السلام- - را زيارت کند گناهانش آمرزيده مي‌شود و در آن سال بدي‌هاي وي نوشته نخواهد شد تا آنکه يک سال بر او بگذرد»!
اين روايت هم از قماش روايات پيشين است و در جرأت دادن مردم به بدکاري، نقش مؤثري دارد.     

پاسخ

همان گونه که در متن سوال ملاحظه می شود آقای مصطفی طباطبایی ایراداتی را به روایات مشابه[1] وارد نموده ومورد نقد قرار داده است فلذا دلیلی بر ورود مجدد به اشکال در این روایت ندیده و با جمله
" اين روايت هم از قماش روايات پيشين است و در جرأت دادن مردم به بدکاري، نقش مؤثري دارد."
کار را تمام کرده است . ولی ما با توجه به این که هر اشکال در هر روایت ممکن است در محلی به طور مستقل ملاحظه شود پاسخی اجمالی به این شبهه خواهیم داد.


ابتدا لازم است ذکر شود که در باب فضیلت زیارت سیدالشهدا علیه السلام در ایام مختلف روایات بسیاری وجود دارد که همگی بیان گر عظمت این عبادت الهی است و شاید یک وجه این تعظیم و تاکید برآن این است که شهادت آن حضرت واصحاب بزرگوارشان به همراه وقایع مرتبط از قبل و بعد روز عاشورا اوج قله مقابله حق و باطل در درون یک دین است و معرفت نسبت به حق در این واقعه یعنی کسب اصل و اساس دین وجدا کردن حق از باطل ، صداقت از نفاق و توحید از شرک . لذا هیچ استبعادی برای بذل و بخشش بی حد خداوند متعال در این انتخاب نیست زیرا این مسیر، مسیر هدایت است و هدایت هدف بعثت انبیاء علیهم السلام . پس ثواب هر عبادتی متناسب ارزش هدایت گری آن است و در خصوص زیارت سید الشهدا علیه السلام  می توان گفت "آن چه خوبان همه دارند تو تنها داری" .
حال صرف نظر از این مطالب باید ببینیم که آیا وعده های خداوند متعال در بخشش گناهان ، بندگان را به سمت گناه تشویق می کند که اگر چنین باشد اساساً روش تربیتی اسلام که خداوند متعال در قرآن مجید آن را ارائه فرموده دارای اشکال خواهد بود.

 استغفار، عطیّه الهی برای جبران گناه

بر اساس روایات منقول از ائمه علیهم السلام ، وقتی بنده مومن مرتکب گناه می شود خداوند متعال مدّتی فرصت برای او قائل می شود تا شاید پشیمان شود وتوبه کند و این از الطاف بی کران اوست.
"وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فيهِمْ وَ ما كانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ يَسْتَغْفِرُونَ"[2]
ولی خدا، تا تو (پيغمبر رحمت) در ميان آنها هستی آنان را عذاب نخواهد كرد و نيز مادامی كه به درگاه خدا توبه و استغفار كنند باز خدا آنها را عذاب نكند.
لذا فرموده اند برای این امّت دو امان و دو حصن حصین است یکی "رسول الله" صلی الله علیه و آله و دیگری"استغفار"[3] اگرچه بدن مبارک پیامبر از میان شما رفته ولی استغفار مانده است پس  زیاد استغفار کنید.
خداوند می فرماید : كسانی كه از گناه توبه كنند و عمل صالح به جای آرند، پس خدا گناهان آنها را بدل به حسنات گرداند، و خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است.[4]
ودر جایی دیگر می فرماید : "كه البته حسنات ، سيّئات و بدكاريها را نابود می‏سازد."[5]

ودر روایتی که اهل سنّت نقل کرده اند وقتی پیغمبر توصیه می کنند که اگر گناه کردید با انجام عمل نیکو آنرا محو کنید ابوذر از پیامبر سوال می کند که آیا کلمه "لااله الاالله" از حسنات است و پیغمبر می فرمایند که  بله از افضل حسنات است.[6] 

 " لم تکتب عليه سيئه في سنته حتي يحول عليه الحول " فرصتی طلایی برای توبه

مهم ترین موضوعی که باید به آن پرداخت ، برداشت آقای طباطبایی از عبارت فوق است که بر این باور و استنباط ، با عمل زیارت ، خداوند متعال معصیت بنده خود را در یک سال مجاز شمرده است و زائر می تواند گناه کند و نگران عقوبت نباشد زیرا گناهی نوشته نمی شود که عقابی در پی داشته باشد.
بی شک این نحوه تفسیر از روایت مذکور نوعی شیطنت و بستن چشم بر روی واقعیّت است . همان گونه که آشکار است "ننوشتن گناه در یک سال" به معنی "مجوز گناه کردن در یک سال" نیست که آقای طباطبایی در تحلیل خود مطرح می کند و نتایج آن چنانی می گیرد بلکه وعده یک سال "فرصت برای توبه وبازگشت از گناه" است . به نظر می رسد این گونه روایات که نمونه های زیادی در منابع شیعه و اهل سنّت دارد در صدد بیان این مطلب است که :
1.خداوند متعال،  با طرح پاداشی بزرگ برای بعضی اعمال که به ظاهر کوچک وکم زحمت است مومنین را  به بیان اهمّیت آن اعمال توجّه داده ؛ لذا گاهی برای یک نگاه به ظاهر ساده مانند نگاه کردن به خانه خدا و یا نگاه به خطوط و آیات قرآن مجید ویا نگاه محبّت آمیز به والدین، اجر و ثوابی فوق تصوّر منظور می فر ماید.
2. چه بسا اعمال ساده و کم زحمت  بهانه ای برای بروز فیوضات و رحمت الهی ونیز انگیزه ای جهت ارتباط بندگان با پروردگار خود و راهی ساده برای بازگشت و جبران خطا و ماندن در صراط مستقیم است. وخداوند متعال توّابین را دوست دارد[7] و این امر خود دلیلی برای رحمت بی حدّ الهی است.
بنگرید چقدر ساده خداوند متعال دعوت به توبه می کند و چقدر کریمانه وعده بخشش "همه گناهان" را می دهد آنجا که می فرماید:


قُلْ يا عِبادِيَ الَّذينَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَميعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ

بگو ای بندگانم كه بر نفس خود ستم و اسراف كرديد از رحمت خدا نوميد مشويد كه خدا تمامی گناهان را می‏آمرزد، زيرا او آمرزنده رحيم است.[8]


3. خداوند به مومنین فرصت استغفار عنایت کرده ودر منابع شیعه وسنّی ذیل تفسیر آیات 97 و98 سوره یوسف ، آنجا که برادران یوسف از پدر می خواهند برای ایشان استغفار کند آن حضرت، پس از قبول ، امر دعا و استغفار را ( باتوجه به رحمت خداوند در تاخیر ثبت گناه[9] )  تا روز جمعه و یا سحر گاهان به تاخیر می اندازد[10]  فلذا هیچ مسلمان مومنی استغفار را زمینه ساز جرات به تکرار گناه نمی داند بلکه بسته بودن راه توبه است که تلقّی "گذشتن آب از سر" است و توقف درراه گناه را مساوی با ادامه  آن راه می نمایاند.
ودر جای دیگر با روشن کردن خطوط قرمز، مجدّداً از بخشش فراگیر گناهان برای هرکس که مشيّتش تعلّق گيرد می فرماید.

" إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ"[11]

خدا گناه شرك را نخواهد بخشيد و ما دون شرك را بر هر كه مشيّتش تعلّق گيرد می‏بخشد.

 فرصت برای استغفار

در پاسخ به این سوال که آیا گناه بندگان بلافاصله پس از ارتکاب ثبت می شود؟ توضیح این نکته خالی از لطف نیست که اگر چه خداوند متعال در اعطای پاداش سریع و کریم است تا جاییکه حتّی به نیّت خیر بندگان نیز ثواب عمل می دهد. _"نية المؤمن خير من عمله"_[12] ولی در عذاب نیز کریم است . چنان که در دعای بعد از زیارت حضرت رضا علیه السلام می خوانیم "الكريم في تأخير عقوبته"[13] یعنی رحمت خداوند عزّشانه  بر غضبش سبقت دارد[14]لذا در روایات متعدد این موضوع مطرح گردیده که وقتی بنده مومن مرتکب معصیت می شود خداوند به ملائک می فرماید در ثبت آن عمل هفت ساعت تامل کنند شاید در این مهلت بنده خاطی متنبه شده و توبه کند. 

"العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجله الله سبع ساعات فإن استغفر الله لم يكتب عليه شيء"[15]

  البته بدیهی است که معنی ساعات در این روایات، تقسیمات عرفی امروز شصت دقیقه_نیست بلکه زمانی بین صبح تا شب است چنان که در روایتی مشابه چنین آمده:      

"إن العبد إذا أذنب ذنبا أجل من غدوه إلی الليل ، فإن استغفر الله لم يكتب عليه"[16]

پس همان گونه که ملاحظه می شود خداوند متعال در ثبت گناه بندگان خاطی دستور به تامل فرموده وفرصتی کریمانه برای توبه وبازگشت داده تا از سر رحمت ومغفرت با بنده خاطی رفتار کند و در صورت پشیمانی و توبه ، او را مورد بخشش خود قراردهد.

 برخی از گناهان غیر قابل بخشش

البته این که چه گناهانی از رحمت خداوند متعال دور است موضوعی است که در قرآن و روایات به آن ها پرداخته شده و ما مختصری از آن را بیان می کنیم.

در روایاتی که در منابع شیعی و اهل سنّت آمده بعضی از گناهان غیر قابل بخشش است

و خطوط قرمز در حریم احکام می باشند و البته این طرز  تلقّی نباید به بسته بودن دست خداوند متعال در بخشش تعبیر شود بلکه هشداری حکیمانه برای بندگان است تا با اجتناب از کبائر خود و جامعه را به تباهی نکشانند .

اوّلین و بزرگترین کبائر، شرک است که خداوند متعال صریحاً می فرماید:

إِنَّ اللَّهَ لا يَغْفِرُ أَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ ما دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشاءُ[17] وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعيداً

خدا گناه شرك را نخواهد بخشيد و ما دون شرك را بر هر كه مشيّتش تعلّق گيرد می‏بخشد. و هر كه به خدا شرك آرد به گمراهی سخت و دور (از سعادت) در افتاده است.

امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام نیز در روایتی گناهان را به سه دسته تقسیم فرموده اند[18]

گناهانی که بخشیده می شوند وآن گناهانی است که در دنیا عقوبت آن چشیده می شود وخداوند متعال ابا دارد که برای یک گناه دو بار عذاب کند. دوم گناهانی که بخشیده نمی شوند و آن ظلم به بندگان خدا است و خداوند وعده داده که حق مظلوم را از ظالم خواهد ستاند و سوم گناهانی که پس از توبه باید به رحمت خدا وند متعال و قبول عذر بنده و توبه امید داشت ولی از احتمال عدم قبول عذر و در نتیجه عذاب الهی باید ترسید. و این حالت به خوف و رجا تعبیر شده است. لذا همان گونه که ذکر شد  در این صورت بنده خاطی مومن به هیچ وجه تجرّی در گناه پیدا نمی کند و مشوّقی در معصیت الهی برایش متصوّر نیست

یعنی اگربخشش هم در کار باشد این بخشودگی دارای شروط و قیودی است که با توجه به آن شرایط اگر چه بنده خاطی به رحمت پروردگار امیدوار است ولی خوف از آن شروط ، مانع از گستاخی و تجرّی در گناه می شود[19].

اصولاً اجتناب به بعضی از کبائر تیرگی ای بر قلب حاکم می کند که ممکن است فرصت توبه واستغفار به دست نیاید و بعضی دیگر متضمّن قصاص ودیات هستند اگر چه توبه باعث مغفرت الهی در روز جزا شود. از جمله این گناهان می توان به موارد ذیل که برگرفته از حدیثی نورانی[20] از معصوم علیه السلام است اشاره کرد:

نا امیدی از رحمت خدا ، قتل نفس، خوردن مال یتیم، خوردن ربا، سحر وجادو، زنا، شرب خمر،  ترک نماز و...  منابع اهل سنت نیز به بعضی از کبائر فوق اشاره کرده اند .[21]

حب به اهل بیت علیهم السلام و ثمرات آن در روایات منقول از اهل سنت

با وجود تمام مباحث فوق نکته قابل ذکری وجود دارد و آن هم روایات مربوط به حب اهل بیت نزد مسلمانان است.با توجه به گنجایش این نوشتار اشاره ای مختصر به این امر خواهیم داشت تا روشن شود که چه فضائلی برای مومنان در این ابراز محبت ها و زیارت ها ذکر گردیده.

1. عن ابن مسعود قال : عن رسول الله صلی الله عليه وآله قال :

 حب آل محمد صلی الله عليه وآله يوما خير من عبادة سنة[22]

2.     ابن مردويه ، أخبرنا عبد الباقي بن قانع ، أخبرنا محمد بن زكريا بن دينار ، أخبرنا عمير بن عمران ، أخبرنا سليمان بن عمرو النخعي ، عن ربعي بن خراش ، عن حذيفة ، قال : رأيت رسول الله ( صلی الله عليه وآله ) أخذ بيد الحسين بن علي فقال : " أيها الناس ، جد الحسين أكرم علی الله من جد يوسف بن يعقوب ، وإن الحسين في الجنة ، وأباه في الجنة ، وأمه في الجنة،وأخاه في الجنة ، ومحبهم في الجنة ، ومحب محبهم في الجنة " [23].

3. قال رسول الله ( صلی الله عليه وآله وسلم )

من مات علی حب آل محمد مات شهيدا

 ألا ومن مات علی حب آل محمد مات مغفورا له

 ومن مات علی حب آل محمد مات تائبا

 ... ألا ومن مات علی بغض آل محمد مات كافرا

 ألا ومن مات علی بغض آل محمد لم يشم رائحة الجنة[24]

4. روی أحمد بن حنبل في مسنده ( ج 1 ، ص 77 ) . قال : حدثنا عبد الله ، حدثني نصر بن علي الأزدي ، أخبرني علي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي ، حدثني أخي موسی بن جعفر ، عن أبيه جعفر بن محمد ، عن أبيه ، عن علي بن حسين ( رضي الله عنه ) ، عن أبيه ، عن جده أن رسول الله ( صلی الله عليه وسلم ) أخذ بيد حسن وحسين - رضي الله عنهما - فقال  "من أحبني وأحب هذين وأباهماوأمهما،كان معي في درجتي يوم القيامة[25] ".

5. اخرج الترمذي في صحيحه عن علي بن أبي طالب ( عليه السلام ) ان رسول الله صلی الله عليه ( وآله ) وسلم اخذ بيد حسن وحسين فقال :

من أحبني وأحب هذين وأباهما وأمهما كان معي في درجتي يوم القيامة[26]

خلاصه و نتیجه

1)با توجه به مطالب مذکور،  نه فقط فسادی در متن این روایت نیست ،  بلکه خداوند به مومنین فرصت استغفار عنایت کرده و این فرصت نزد هیچ مومن عاقل و بی غرضی ، تشویق و تجرّی در گناه شمرده نشده است.

2) زیارت سیدالشهداء علیه السلام از مصادیق هدایت طلبی وحق باوری است و فرصت دوری از گناه و دعا و استغفار است وچنانچه طبق روایت فرصت یک ساله برای خود کنترلی در مقابل گناه عطا شود به مثابه بهره برداری از کارت اعتباری است که خداوند متعال آن را نیز برای آزمودن در اختیار زائر قرار داده است.

3)خداوند متعال  برای استغفار مومنین برای ثبت گناه فرصت قائل شده و این فرصت ممکن است به بیست سال هم برسد .

4) عبارت " لم تکتب عليه سيئه في سنته حتي يحول عليه الحول " به معنی یکسال فرصت برای استغفار است نه مجوز برای ارتکاب گناه تا یک سال .

5) فرصت برای استغفار، الزاماً به معنی بخشش گناهان نیست زیرا بر اساس آیات قرآن و فرمایش امیرالمومنین علیه السلام بخشی از گناهان مانند شرک بخشیده نمی شوند. و بخشی در دنیا عقوبت دارند و در بخش دیگری که قابلیّت توبه دارند دارای قیود و شروطی هستند لذا امید به مغفرت الهی در حوزه خوف و رجاء است و باعث تجرّی در گناه نمی شود.

6) شرط حیات برای بهره گیری از فرصت استغفار لازم است وهیچ کس نمی تواند مطمئن باشد که در طول این یک سال حتماً از نعمت حیات بهره مند است . لذا بنده مومن نمی تواند به امید داشتن طول عمر ، از این یک سال فرصت ( با توجه به تحلیل آقای طباطبایی ) سوء استفاده نماید.

7) هیچ انسان مومنی قائل به سوءاستفاده و تجرّی در گناه با توجه به نعمت توبه نیست زیرا بسته بودن این باب است که انسان را نا امید می کند و این برداشت ناصحیح از ناحیه آقای طباطبایی است که برای رحمت خدا وند نیز مانعی به عنوان سوءاستفاده بهانه می کند.

8) فضائلی که اهل سنت در منقبت اهل بیت علیهم السلام بیان کرده اند حاکی از شان و جایگاه هدایتگری ایشان است و لذا این گونه ثواب ها اهمیت هدایت طلبی مومنان را تصویر می کند.

امید است خداوند متعال به همه ما و کسانی که غیر عامدانه برداشت ناصحیح از روایات نموده توفیق توبه واستغفار عنایت فرماید.


والسلام علی من اتبع الهدی
                                       
 
[1] - مراجعه شود به بخش نقد کتب دعا و زیارت ،کتاب «مصباح المتجهد»
[2] - الانفال (8): آیه(33)
[3] -
موسوعة أحاديث أهل البيت (ع) - الشيخ هادي النجفي - ج 1 - ص 220 - 222
 [ 418 ] 10 - الصدوق ، عن محمد بن علي ماجيلويه ، عن محمد بن يحيی ، عن محمد بن أحمد ، عن موسی بن جعفر ، عن الحسن بن علي بن بقاح ، عن صالح بن عقبة ، عن عبد الله بن محمد الجعفي ، عن أبي جعفر ( عليه السلام ) قال : سمعته يقول : كان رسول الله ( صلی الله عليه وآله وسلم ) يقول : « مقامي فيكم والاستغفار لكم حصن حصين من العذاب » فمضی أكبر الحصنين وبقي الاستغفار ، فأكثروا منه .

الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏3، ص: 181
و أخرج البيهقي في شعب الايمان عن ابن عباس رضی الله عنهما قال كان في هذه الامة أمانان رسول الله صلی الله عليه و سلم و الاستغفار فذهب أمان يعنی رسول الله صلی الله عليه و سلم و بقي أمان يعنی الاستغفار

[4] - الفرقان (25): آیه (70)  يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحيماً
[5] - هود(11 ): آیه 114   إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ
[6] - الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏3، ص: 354
و أخرج احمد و ابن مردويه و البيهقي في الأسماء و الصفات عن ابی ذر قال قلت يا رسول الله أوضئ قال اتق الله إذا عملت سيئة فاتبعها حسنة تمحها قال قلت يا رسول الله أ من الحسنات لا اله الا الله قال هي أفضل الحسنات‏

[7] - البقرة (2): آیه 222  ... إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ  ...خدا توبه گران و پاكيزه خويان را دوست دارد.

[8] -الزمر (39): آیه53  
[9] -ر-ک به پاورقی  15 و 16
   -الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏4، ص: 369
   قَالُواْ يَأَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِِينَ
قَالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبیّ‏ِ  إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
و أخرج أبو الشيخ و ابن مردويه عن ابن عباس رضی الله عنهما ان النبي صلی الله عليه و سلم سئل لم أخر يعقوب بنيه في الاستغفار قال أخرهم إلی السحر لان دعاء السحر مستجاب‏
و أخرج ابن جرير و أبو الشيخ عن ابن عباس رضی الله عنهما قال قال النبي صلی الله عليه و سلم في قصه قول أخی يعقوب لبنيه سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَكُمْ رَبِّي يقول حتی تأتي ليلة الجمعة
[11] - النساء(4):آیات 48و116
[12] - تفسير الثعلبي - الثعلبي - ج 3 - ص 399
وروی سليمان بن عمرو عن أبي حازم عن سهل بن سعد قال : قال رسول الله صلی الله عليه وسلم ( نية المؤمن خير من عمله ، وعمل المنافق خير من نيته ، وكل يعمل علی نيته ، وليس من مؤمن يعمل عملا إلا صار في قلبه صورتان ) .

[13] - موسوعة الإمام الجواد (ع) - السيد الحسيني القزويني - ج 2 - ص 118
( اللهم ! إني أسئلك يا الله الدائم في ملكه ، القائم في عزه ، المطاع في سلطانه ، المتفرد في كبريائه ، المتوحد في ديمومية بقائه ، العادل في بريته ، العالم في قضيته ، الكريم في تأخير عقوبته . البحار : ج 99 ، ص 52 ، ح 11

[14] - الطبقات الكبری - محمد بن سعد - ج 1 - ص 31
قال أخبرنا هشام بن محمد عن أبيه عن أبي صالح عن بن عباس قال لما نفخ في آدم الروح عطس فقال الحمد لله رب العالمين فقال الله له يرحمك ربك قال بن عباس سبقت رحمته غضبه

[15] - الكافي : 2 / 437 ح 3 .
الكليني ، عن علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، وأبي علي الأشعري ، ومحمد بن يحيی ، جميعا ، عن الحسين بن إسحاق ، عن علي بن مهزيار ، عن فضالة بن أيوب ، عن عبد الصمد بن بشير ، عن أبي عبد الله ( عليه السلام ) قال : العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجله الله سبع ساعات فإن استغفر الله لم يكتب عليه شيء وإن مضت الساعات ولم يستغفر كتبت عليه سيئة وإن المؤمن ليذكر ذنبه بعد عشرين سنة حتی يستغفر ربه فيغفر له وإن الكافر لينساه من ساعته
                                                                   
[16] - الكليني ، عن علي بن إبراهيم ، عن أبيه ، عن ابن أبي عمير ، عن محمد بن حمران ، عن زرارة قال : سمعت أبا عبد الله ( عليه السلام ) يقول : إن العبد إذا أذنب ذنبا أجل من غدوه إلی الليل ، فإن استغفر الله لم يكتب عليه ( 2 ) .
 الرواية صحيحة الإسناد . والروايات في هذا المجال كثيرة إن شئت راجع الكافي : 2 / 437 ، ووسائل الشيعة : 11 / 351 ، ومستدرك الوسائل : 12 / 119 ، وغيرها من كتب الأخبار .
[17] - النساء(4) : آیات 48 و116
[18] - الكافي ج : 2 ص : 443
بَابٌ فِي أَنَّ الذُّنُوبَ ثَلَاثَةٌ
1-  عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ رَفَعَهُ قَالَ صَعِدَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع بِالْكُوفَةِ الْمِنْبَرَ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَی عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ الذُّنُوبَ ثَلَاثَةٌ ثُمَّ أَمْسَكَ فَقَالَ لَهُ حَبَّةُ الْعُرَنِيُّ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ قُلْتَ الذُّنُوبُ ثَلَاثَةٌ ثُمَّ أَمْسَكْتَ فَقَالَ مَا ذَكَرْتُهَا إِلَّا وَ أَنَا أُرِيدُ أَنْ أُفَسِّرَهَا وَ لَكِنْ عَرَضَ لِي بُهْرٌ حَالَ بَيْنِي وَ بَيْنَ الْكَلَامِ نَعَمْ الذُّنُوبُ ثَلَاثَةٌ فَذَنْبٌ مَغْفُورٌ وَ ذَنْبٌ غَيْرُ مَغْفُورٍ وَ ذَنْبٌ نَرْجُو لِصَاحِبِهِ وَ نَخَافُ عَلَيْهِ قَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ فَبَيِّنْهَا لَنَا قَالَ نَعَمْ أَمَّا الذَّنْبُ الْمَغْفُورُ فَعَبْدٌ عَاقَبَهُ اللَّهُ عَلَی ذَنْبِهِ فِي الدُّنْيَا فَاللَّهُ أَحْلَمُ وَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ يُعَاقِبَ عَبْدَهُ مَرَّتَيْنِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الَّذِي لَا يُغْفَرُ فَمَظَالِمُ الْعِبَادِ بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَی إِذَا بَرَزَ لِخَلْقِهِ أَقْسَمَ قَسَماً عَلَی نَفْسِهِ فَقَالَ وَ عِزَّتِي وَ جَلَالِي لَا يَجُوزُنِي ظُلْمُ ظَالِمٍ وَ لَوْ كَفٌّ بِكَفٍّ وَ لَوْ مَسْحَةٌ بِكَفٍّ وَ لَوْ نَطْحَةٌ مَا بَيْنَ الْقَرْنَاءِ إِلَی الْجَمَّاءِ فَيَقْتَصُّ لِلْعِبَادِ بَعْضِهِمْ مِنْ بَعْضٍ حَتَّی لَا تَبْقَی لِأَحَدٍ عَلَی أَحَدٍ مَظْلِمَةٌ ثُمَّ يَبْعَثُهُمْ لِلْحِسَابِ وَ أَمَّا الذَّنْبُ الثَّالِثُ فَذَنْبٌ سَتَرَهُ اللَّهُ عَلَی خَلْقِهِ وَ رَزَقَهُ التَّوْبَةَ مِنْهُ فَأَصْبَحَ خَائِفاً مِنْ ذَنْبِهِ رَاجِياً لِرَبِّهِ فَنَحْنُ لَهُ كَمَا هُوَ لِنَفْسِهِ نَرْجُو لَهُ الرَّحْمَةَ وَ نَخَافُ عَلَيْهِ الْعَذَابَ
[19] -ر-ک به پاورقی 20
[20] - وسائل الشيعة (آل البيت) - الحر العاملي - ج 15 - ص 318 - 321
( 20629 ) 2 - وعنهم ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن عبد العظيم بن عبد الله الحسني قال : حدثني أبو جعفر الثاني ( عليه السلام ) قال : سمعت أبي يقول : سمعت أبي موسی بن جعفر ( عليه السلام ) يقول : دخل عمرو بن عبيد علی أبي عبد الله ( عليه السلام ) فلما سلم وجلس تلا هذه الآية * ( الذين يجتنبون كبائر الاثم والفواحش ) * ( 1 ) ثم أمسك ، فقال له ‹ صفحه 319 › أبو عبد الله ( عليه السلام ) ما أسكتك ؟ قال : أحب أن أعرف الكبائر من كتاب الله عز وجل ، فقال : نعم يا عمرو أكبر الكبائر الاشراك بالله يقول الله : * ( ومن يشرك بالله فقد حرم الله عليه الجنة ) * ( 2 ) وبعده الاياس من روح الله لان الله عز وجل يقول : * ( ولا ييأس من روح الله إلا القوم الكافرون ) * ( 3 ) ثم الامن من مكر الله لان الله عز وجل يقول : * ( فلا يأمن مكر الله إلا القوم الخاسرون ) * ( 4 ) ومنها عقوق الوالدين لان الله سبحانه جعل العاق جبارا شقيا ، وقتل النفس التي حرم الله إلا بالحق لان الله عز وجل يقول : * ( فجزاؤه جهنم خالدا فيها ) * ( 5 ) إلی آخر الآية ، وقذف المحصنة لان الله عز وجل يقول : * ( لعنوا في الدنيا والآخرة ولهم عذاب عظيم ) * ( 6 ) وأكل مال اليتيم لان الله عز وجل يقول : * ( إنما يأكلون في بطونهم نارا وسيصلون سعيرا ) * ( 7 ) والفرار من الزحف لان الله عز وجل يقول : * ( ومن يولهم يومئذ دبره إلا متحرفا لقتال أو متحيزا إلی فئة فقد باء بغضب من الله ومأواه جهنم وبئس المصير ) * ( 8 ) وأكل الربا لان الله عز وجل يقول : * ( الذين يأكلون الربا لا يقومون إلا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ) * ( 9 ) والسحر لان الله عز وجل يقول : * ( ولقد علموا لمن اشتراه ما له في الآخرة من خلاق ) * ( 10 ) والزنا لان الله عز وجل يقول : * ( ومن يفعل ذلك يلق آثاما * يضاعف له ‹ صفحه 320 › العذاب يوم القيامة ويخلد فيه مهانا ) * ( 11 ) واليمين الغموس الفاجرة لان الله عز وجل يقول : * ( ان الذين يشترون بعهد الله وأيمانهم ثمنا قليلا أولئك لا خلاق لهم في الآخرة ) * ( 12 ) والغلول لان الله عز وجل يقول : * ( ومن يغلل يأت بما غل يوم القيامة ) * ( 13 ) ومنع الزكاة المفروضة لان الله عز وجل يقول : * ( فتكوی بها جباههم وجنوبهم وظهورهم ) * ( 14 ) وشهادة الزور وكتمان الشهادة لان الله عز وجل يقول : * ( ومن يكتمها فإنه آثم قلبه ) * ( 15 ) وشرب الخمر لان الله عز وجل نهی عنها كما نهی عن عبادة الأوثان وترك الصلاة متعمدا أو شيئا مما فرض الله عز وجل لان رسول الله ( صلی الله عليه وآله ) قال : من ترك الصلاة متعمدا ( 16 ) فقد برئ من ذمة الله وذمة رسوله ، ونقض العهد وقطيعة الرحم لان الله عز وجل يقول : * ( لهم اللعنة ولهم سوء الدار ) * ( 17 ) قال : فخرج عمرو وله صراخ من بكائه وهو يقول : هلك من قال برأيه ، ونازعكم في الفضل والعلم
 
21- الدر المنثور في تفسير المأثور، ج‏2، ص: 147
 و أخرج ابن حبان و ابن  مردويه عن أبی بكر بن محمد بن عمرو بن حزم عن أبيه عن جده قال كتب رسول الله صلی الله عليه و سلم إلی أهل اليمن كتابا فيه الفرائض و السنن و الديات و بعث به مع عمرو بن حزم قال و كان في الكتاب ان أكبر الكبائر عند الله يوم القيامة اشراك بالله و قتل النفس المؤمنة بغير حق و الفرار يوم الزحف و عقوق الوالدين و رمی المحصنة و تعلم السحر واكل الربا واكل مال اليتيم

[22] - مسند أحمد ج 1 ص 77
[23] - مناقب علي بن أبي طالب (ع) وما نزل من القرآن في علي (ع) - أبي بكر أحمد بن موسی ابن مردويه الأصفهاني - ص 73
[24] - شرح إحقاق الحق - السيد المرعشي - ج 33 - ص 69 - 71
منابعی که این روایت را نقل کرده اند:
 العلامة أحمد علي محمد علي الأعقم الأنسي اليماني في ( تفسير الأعقم ) ( ص 625 ط 1 دار الحكمة اليمانية )
 ذكر الكلام المتقدم في الكشاف . ومنهم الفاضل المعاصر الأستاذ أحمد أبو كف في كتاب ( آل بيت النبي صلی الله عليه ‹ صفحه 70 › وآله في مصر ) ( ص 233 ط دار المعارف - القاهرة )
الشيخ محمد خير المقداد في ( مختصر المحاسن المجتمعة في فضائل الخلفاء الأربعة - للصفوري ) ( ص 183 ط دار ابن كثير )
[25] - مقتل الحسين ، ص 67 . قال الخوارزمي : وبه [ أي : بالإسناد المتقدم في كتابه ، قال : عن محيي السنة هذا ، أخبرنا الشريف المفضل بن محمد الجعفري بأصبهان في سكة الخوز ، أخبرنا الحافظ أبو بكر أحمد بن موسی ابن مردويه .
[26] - مسند أحمد ج 1 ص 77 - تاريخ بغداد ج 2 ص 287 - تهذيب التهذيب ج 10 ص 430 - كنز العمال ج 6 ص 217 وقال : أخرجه الطبراني عن علي عليه السلام وفي ج 7 ص 102 قال : أخرجه الترمذي وغيره - فضائل الخمسة من الصحاح الستة ج 1 ص 300

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید