بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت ابراهیم شیعه چه کسی است؟

نقدنامه شماره 55 بر اعتراضات غیرمنصفانه مصطفی حسینی طباطبایی در نقد احادیث شیعه

 

آقای مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب نقد حدیث شیعه چنین می نویسد :

5 - در تفسير «برهان» اثر محدث بحراني، ذيل آية شريفة وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ (صافات / 83)
«شرف الدين النجفي قال روي عن مولانا الصادق - -عليه السلام- - أنه قال (في) قوله عزوجل: «و إن من شيعته لإبراهيم» أي إبراهيم -عليه السلام- من شيعة علي -عليه السلام-».[1]!
يعني: «شرف الدين نجفي گفته است که از مولاي ما امام صادق - -عليه السلام- - روايت شده دربارة اين سخن خداوند که مي‌فرمايد: «و ان من شيعته لابراهيم گفت: مراد اينست که ابراهيم -عليه السلام- از پيروان علي -عليه السلام- بود»!

هر کس به متن قرآن مجيد در سورة صافّات بنگرد، خطاي اين تأويل را بوضوح در مي‌يابد. در آن سوره، خداوند مي‌فرمايد:
سَلاَمٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ * إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ * ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ * وَ إِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ .((صافات / 79-83)
«سلام بر نوح در ميان جهانيان باد ما اين چنين نيکوکاران را پاداش مي‌دهيم او از بندگان با ايمان ما بود. آنگاه ديگران را (با طوفان) غرق ساختيم. و همانا ابراهيم از پيروان او بود».
چنانکه ملاحظه مي‌شود ذکر از علي -عليه السلام- در آيات پيشين نيامده تا ضمير «شيعته» بدو باز گردد امّا نام نوح -عليه السلام- در آيات قبل بتصريح آمده است و معلوم مي‌شود که ابراهيم -عليه السلام- پيرو راه نوح بود و مبارزات توحيدي وي را به دنبال مي‌کرد. آيا اين روش تفسيري صحيح است که هر جا ذکري از «شيعه» بميان آمد ما فوراً آن را با شيعيان علي -عليه السلام- منطبق سازيم و به سياق عبارت توجه نکنيم؟ و آيا حق داريم چنان تفسيري را به امامان -عليه السلام- نسبت دهيم؟ روايتي که شرف الدين نجفي نقل کرده نه سند متّصلي دارد و نه با متن قرآن سازگار است.
[1]. البرهان في تفسير القرآن، اثر هاشم ابن سليمان البحراني، ج 4، ص 20 چاپ تهران (چاپخانه آفتاب).

پاسخ:

1- این روایت در مستدرک الوسائل مرحوم حاجی نوری با سند کامل و متصل ذکر شده است. لذا اشکال وارده از طرف آقای طباطبایی بر سند حدیث مردود است و نشان از تسرع ایشان در نفی احادیث دارد.

2- ناقد عجول در برخورد با لفظ " شیعه " ، آن را در روایت به معنای اصطلاحی ترجمه کرده است در حالیکه در روایت معنای لغوی کلمه ( یعنی " پیرو " ) مد نظر است و این نشان از بی دقتی و شاید سوء نیت آقای طباطبایی دارد .

3- آقای طباطبایی در اعتراض به حدیث می نویسد :
" آیا این روش تفسیری صحیح است که هر جا ذکری از شیعه به میان آمد ما فوراً آن را با شیعیان علی علیه‌السلام منطبق سازیم و به سیاق عبارت توجه نکنیم ؟ "
منتقد زیرک در صدد است تا به خواننده القاء کند احادیث موجود در منابع شیعی ، به جهت عدم انطباق با سیاق جعلی است. حال آنکه در برخی آیات قران به هیچ روی سیاق ، کاشف از معنا نبوده و بلکه در مواردی سیاق شکسته شده است.
از آنجاییکه مهمترین ایراد آقای مصطفی طباطبایی بر حدیث ، مخالفت آن با سیاق قران و طرح نزدیکترین مرجع ضمیر است لذا بر این ایراد متمرکز شده و نشان خواهیم داد چنین ادعایی به چه میزان قابل دفاع است.

بحث سیاق

سیاق آیات به معنای هارمونی و یکنواختی موضوع در چند آیه متوالی می باشد که به خواننده در فهم بهتر آیات کمک می کند .
مثال اول : آیات حدود 150 تا 159 آل عمران در مورد کسانی صحبت می‌شود که ایمان ضعیف دارند و در اطاعت از وجود مقدس حضرت رسول صلی‌الله علیه وآله ، جدیت ندارند . چندان اهل شرکت در جنگها نیستند و از سرسپردگی به کفار هم بدشان نمی‌آید ،.
در آیات فوق حضرت خاتم انبیا صلی‌الله علیه واله مامور می‌شوند تا با این افراد سست ایمان خوش رفتاری کرده و آنان را به اسلام جذب کنند در پایان هم مأمور به مشورت با آنان می‌شوند .
با توجه به سیاق آیات و به حکم عقل درمی یابیم که نباید با این‌ قبیل افراد در امور مهم دینی و اجتماعی مشورت کرد زیرا صلاحیت مورد نیاز را ندارند.

مثال دوم : در برخی از آیات قرآن ، مرجع ضمیر لزوما نزدیک به ضمیر نیست و گاهی نیز مرجع ضمیر ذکر نمی شود. در چنین مواردی مرجع ضمیر با استفاده از قرائن داخلی و یا قرائن موجود در خارج از قران شناخته می شود.
در آیه 10 سوره نجم می خوانیم " فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏ " مسلم است معبود همواره ذات مقدس خداوند جلیل است و وحی فقط از جانب او بر نبی مکرم ص نازل می شود اگرچه مرجع ضمیر در آیه ذکر نشده است .
یا در آیه اول سوره قدر می خوانیم انا انزلناه فی لیله القدر در این سوره مرجع ضمیر "ه" ذکر نشده و سیاق کمکی به ما نمی کند بلکه قرائن نقلی مرجع ضمیر ( یعنی " قران " ) را مشخص می نماید .

یا در آیه وضوء ، اهل سنت و همچنین آقای مصطفی طباطبایی عامل نصب " ارجلکم " را به فعل " امسحوا " که نزدیکتر است بر نمی گردانند بلکه آن را به فعل دورتر یعنی " اغسلوا " ارجاع می دهند و این برداشت از آیه را منکر نشمرده و بر این اساس به جای مسح ، پاهای خود را می شویند .

مثال سوم : در آیه سوم مائده عبارت " الیوم یئس الذین ...الیوم اکملت لکم ... دینا " هیچ پیوندی با قبل و بعد خویش ندارد . به وضوح در این آیه سیاق شکسته شده و مدلول عبارت مذکور تناسبی با سایر اجزاء ندارد. هر چند مخالفین شیعه بخواهند توجیهات خنکی ارائه کنند .
یا در آیه دوم و سوم نساء عبارت " فانکحوا ما طاب لکم ...الا تعولوا " پیوندی با اجزاء قبل آیه ندارد و قطعا سیاق شکسته شده است .

نتیجه : استدلال به سیاق در آیات قرآن ، امری قطعی و مسلم نیست زیرا ترتیب همه سور و آیات قران مطابق نزول نمی باشد. با قرائن مختلف تاریخی و نقلی و عقلی می توان توالی برخی از آیات را منتفی دانست .

آیا حضرت ابراهیم علیه السلام پیرو نوح نبی بود؟

1- حضرت ابراهیم ، از لحاظ زمانی ، بعد از حضرت نوح بوده اند ، برخی از مفسرین قرآن ، ایشان را تابع دین حضرت نوح می‌دانند ،اما این نظر صحیح نیست زیرا اگر تقدم و تأخر زمانی ، ملاک پیروی پیامبری از پیامبر دیگر باشد، باید حضرت موسی را تابع حضرت ابراهیم ، و حضرت عیسی را تابع حضرت موسی و حضرت محمد صلی‌الله علیه واله را تابع حضرت عیسی بدانیم .

2- آیات قرآن نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و پیامبر اسلام را پیامبرانی اولوالعزم و صاحب شریعت می نامد که مبلغ صرف شریعت قبل نیستند . یعنی از سنخ پیامبران تبلیغی نبوده و خود صاحب رسالتی جدید می باشند .
3- آقای مصطفی طباطبایی که خود متوجه این نکات بوده برای توجیه پیروی ابراهیم از نوح ، مسئله مبارزات توحیدی آن دو را طرح نموده است در حالیکه اعلای کلمه توحید هدف اولیه همه پیامبران الهی است و انحصاری به نوح نبی ندارد و در فاصله نوح و ابراهیم پیامبرانی دیگر چون هود و صالح بودند که ندای توحید سرمی دادند. خدای متعال کلمه توحید را شعار واحد همه انبیاء نامیده و این به معنای پیروی پیامبری از پیامبر دیگر نیست . در حالیکه کلمه شیعه از نظر لغوی تبعیت و فرمانبری را می رساند .

4- عظمت و بزرگی حضرت ابراهیم چنان در قران توصیف شده که نمی توان ایشان را شیعه نوح نامید . به نمونه‌های برگزیده زیر از میان مثال‌ها و نمونه‌های متعدد توجه بفرمائید .
الممتحنة : 4 قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ في‏ إِبْراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ...
ترجمه : به‌درستیکه برای شما در امر ابراهیم و کسانی که با او بودند ، نمونه‌ای نیکو بود . آنهم زمانی است که به قوم خود گفتند : ما از شما و آنچه که جز خداوند می پرستید ، بی‌ زاریم .
الأنعام : 161 قُلْ إِنَّني‏ هَداني‏ رَبِّي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ ديناً قِيَماً مِلَّةَ إِبْراهيمَ حَنيفاً وَ ما كانَ مِنَ الْمُشْرِكينَ
ترجمه : بگو همانا پروردگارم مرا به راه مستقیم هدایت کرده است . دین پایدار و آیین و پاکی که ملت ابراهیم است که از لوث شرک ، پاکیزه مبرا بود .
در این آیه شریفه پیامبر اکرم صلی‌الله علیه‌وآله ، به راه مستقیمی که دین و ملت حضرت ابراهیم علیه‌السلام است هدایت شده‌اند .

نتیجه : با توجه به آنچه عرض شد اگر در معنای آیه شریفه " وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم " ضمیر را به نوح بر نگردانیم و از قرینه روایی استفاده کرده و مرجع ضمیر را تعیین نماییم کاری بدیع انجام نشده که موجب شگفتی آقای مصطفی طباطبایی گردیده است .

ابراهیم شیعه علی علیه السلام

این نکته که حضرت ابراهیم شیعه امیر مومنان است مبتنی بر روایاتی است که موضوع آن مربوط به دنیا نیست بلکه به عوالم ذر و میثاق برمی گردد. ما سخن در این مورد را به زمانی دیگر موکول می کنیم

بیان برخی روایات

همان‌طورکه قبلاً هم اشاره شد ، حدیث مورد استناد آقای طباطبایی ، در کتب دیگری مثل مستدرک الوسائل با سلسله کامل سند ، درج شده است . و با سوءنیتی که آقای طباطبائی دارد ، فقط به تفسیر برهان که همین حدیث را بدون ذکر کامل روات آورده، استناد کرده است .
در اینجا ، برای اطمینان خاطر علاقه‌مندان ، به سه مورد حدیث از سه معصوم بزرگوار اشاره می‌شود :
1- حدیث حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه وآله
مستدرك الوسائل، ج‏4، ص :398 روایت شماره : 5010- 4
الشَّيْخُ الْجَلِيلُ فَضْلُ بْنُ شَاذَانَ بْنِ خَلِيلٍ رَحِمَهُ اللَّهُ فِي كِتَابِ الْغَيْبَةِ، حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ سِنَانٍ عَنْ الْمُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ جَابِرِ بْنِ يَزِيدَ الْجُعْفِيِّ عَنْ سَعِيدِ بْنِ الْمُسَيَّبِ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ سَمُرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص: لَمَّا خَلَقَ اللَّهُ تَعَالَى إِبْرَاهِيمَ الْخَلِيلَ كَشَفَ عَنْ بَصَرِهِ فَرَأَى نُوراً إِلَى جَنْبِ الْعَرْشِ فَقَالَ إِلَهِي مَا هَذَا النُّورُ قَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ هَذَا نُورُ مُحَمَّدٍ صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي إِلَى أَنْ ذَكَرَ أَنْوَارَ الْأَئِمَّةِ ع ثُمَّ قَالَ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ إِنِّي أَرَى أَنْوَاراً قَدْ أَحْدَقُوا بِهِمْ لَا يُحْصِي عَدَدَهُمْ إِلَّا أَنْتَ فَقَالَ يَا إِبْرَاهِيمُ هَذِهِ أَنْوَارُ شِيعَتِهِمْ شِيعَةِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ إِبْرَاهِيمُ فَبِمَا تُعْرَفُ شِيعَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ بِصَلَاةِ إِحْدَى وَ خَمْسِينَ وَ الْجَهْرِ بِ بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْقُنُوتِ قَبْلَ الرُّكُوعِ وَ تَعْفِيرِ الْجَبِينِ وَ التَّخَتُّمِ بِالْيَمِينِ فَقَالَ إِبْرَاهِيمُ اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ شِيعَةِ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ‏ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى قَدْ جَعَلْتُكَ مِنْهُمْ فَلِهَذَا أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى فِيهِ فِي كِتَابِهِ- وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ قَالَ الْمُفَضَّلُ بْنُ عُمَرَ قَدْ رُوِّينَا أَنَّ إِبْرَاهِيمَ لَمَّا أَحَسَّ بِالْمَوْتِ رَوَى هَذَا الْخَبَرَ لِأَصْحَابِهِ وَ سَجَدَ فَقُبِضَ فِي سَجْدَتِه‏
شیخ بزرگوار فضل بن شاذان بن خلیل که رحمت خدا بر او باد ، در کتاب " غیبت " آورده است که حدیث که برای ما، محمد بن سنان از مفضل بن عمر از جابر بن یزید جعفی از سعید بن مسیب و او هم از عبدالرحمن بن سمره که گفت : رسول خدا صلی‌الله علیه واله فرمودند ؛ همینکه خدای تعالی ابراهیم خلیل را خلق کرد ، پرده از چشمش برداشت ، پس او نوری را در کنار عرش دید ، گفت ، : خدای من این نور چیست ؟
خدا گفت : ای ابراهیم ، این نور محمد ، برگزیده من از میان خلقم است ... تا اینکه نور امامان علیه‌السلام را ذکر کرد .
سپس فرمود : پس ، ابراهیم گفت : همانا من نورهایی می‌بینم که در اطراف ایشان گرد آمده اند که تعدادشان را جز تو کسی نمی‌تواند بشمارد .
پس ، خدا گفت ، ای ابراهیم ، این ، انوار پیروان ایشان است . شیعه علی‌ بن‌ابی‌طالب امیرالمؤمنین علیه‌السلام .
ابراهیم گفت : شیعیان علی بن ابی‌طالب ، چگونه شناخته می‌شوند ؟ خداوند تعالی گفت : به پنجاه و یک رکعت نماز خواندن و بسم‌الله را بلند گفتن و قنوت قبل از رکوع و پیشانی بر خاک گذاشتن و انگشتردر دست راست کردن .
پس ، ابراهیم گفت : خدایا مرا از شیعیان امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب قرار بده .
خدای تعالی گفت : به تحقیق که تو را از ایشان قرار دادم . پس از این روی ، خداوند تعالی در مورد او در کتاب خود ( قرآن ) چنین نازل کرده است : " وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيمَ و همانا از پیروان او ، ابراهیم است . "
مفضل بن عمرگفت : برای ما روایت شده که همینکه ابراهیم ، احساس کرد که مرگش نزدیک است ، این خبر را یارانش نقل کرد و به سجده رفت و در حال سجده قبض روح شد .

کتاب مستدرک الوسایل ج 4 بَابُ اسْتِحْبَابِ الْقُنُوتِ فِي الرَّكْعَةِ الثَّانِيَةَ
2 : از حضرت علی علیه‌السلام
مرحوم سید بن طاووس رحمه‌الله در کتاب کشف المحجه که خطاب به فرزندش نگاشته ، از کتاب رسائل مرحوم کلینی، نامه‌ای از امیرالمؤمنین علیه‌السلام ، نقل کرده که آن حضرت ، پس از جنگ نهروان ، در پاسخ سؤالی از طرف برخی از سپاهیانشان ، نوشتند و دستور دادند که در نمازهای جمعه ، برای مردم ، قرائت شود و ده نفر از یاران خاص خود را بعنوان شاهد معرفی فرمودند تا هنگام قرائت نامه ، حاضر و گواه باشند ، این نامه ، اشاره‌ای است به وقایع بعد از شهادت حضرت رسول اکرم صلی‌الله علیه واله و خیانت ها و جنایت های غاصبین تا زمان نگارش .
همچنین ، ابراز ناخرسندی آن امام بزرگوار ، از سهل‌انگاری ها و کوتاهی های لشکریانشان در مقابله با شاخ شیطان یعنی معاویه و پیروانش
در این جا چند خط از ابتدای این نامه شریف که مورد استناد ما ، در موضوع مورد بحث ، قرار گرفته ، نقل می‌شود:
بحار الانوار ج 30 جلد 7 فصل 16 نقل از کتاب کشف المحجه
بحار جلد 30 ص 8 حدیث 1 بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ: مِنْ عَبْدِ اللَّهِ عَلِيٍّ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ إِلَى شِيعَتِهِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُسْلِمِينَ، فَإِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ وَ هُوَ اسْمٌ شَرَّفَهُ اللَّهُ تَعَالَى فِي الْكِتَابِ وَ أَنْتُمْ شِيعَةُ النَّبِيِّ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ كَمَا أَنَّ مِنْ شِيعَتِهِ إِبْرَاهِيمَ اسْمٌ غَيْرُ مُخْتَصٍّ، وَ أَمْرٌ غَيْرُ مُبْتَدَعٍ، وَ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ، ...
بنام خداوند رحمان و رحیم ، از بنده خدا امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به مؤمنین و مسلمین از شیعیانش . پس ، خداوند می‌فرماید : " و همانا از پیروان او ابراهیم است " و آن ، ( شیعه ) اسمی است که خداوند تعالی در کتاب، آنرا شریف و ارجمند قرار داده است !
و شما ، پیرو ( شیعه ) پیامبر، محمد صلی‌الله علیه واله هستید همانطور که ابراهیم (ع) از پیروان اوست . این ، اسمی است که اختصاص به کسی ندارد و امری نو و جدید نیست ...

3 - از حضرت امام صادق علیه‌السلام
البرهان تفسیرالقرآن سید هاشم بحرانی
البرهان ج 4 ص 601
8992/ 3- قال: و يؤيد هذا التأويل- أن إبراهيم (عليه السلام) من شيعة أمير المؤمنين (عليه السلام)- ما
رواه الشيخ محمد بن العباس، عن محمد بن وهبان، عن أبي جعفر محمد بن علي بن رحيم، عن العباس بن محمد، قال:
حدثني أبي، عن الحسن بن علي بن أبي حمزة، عن أبيه، عن أبي بصير يحيى بن أبي القاسم، قال: سأل جابر بن يزيد الجعفي جعفر بن محمد الصادق (عليه السلام) عن تفسير هذه الآية: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ.
فقال (عليه السلام): «إن الله سبحانه لما خلق إبراهيم (عليه السلام) كشف له عن بصره، فنظر، فرأى نورا إلى جنب العرش، فقال: إلهي، ما هذا النور؟ فقيل له: هذا نور محمد صفوتي من خلقي. و رأى نورا إلى جنبه، فقال: إلهي، و ما هذا النور؟ فقيل له: هذا نور علي بن أبي طالب ناصر ديني. و رأى إلى جنبهما ثلاثة أنوار، فقال: إلهي، و ما هذه الأنوار؟ فقيل له: هذا نور فاطمة، فطمت محبيها من النار، و نور ولديها: الحسن، و الحسين. و رأى تسعة أنوار قد حفوا بهم؟ فقال: إلهي، و ما هذه الأنوار التسعة؟ قيل: يا إبراهيم، هؤلاء الأئمة من ولد علي و فاطمة.
فقال إبراهيم: إلهي، بحق هؤلاء الخمسة، إلا ما عرفتني من التسعة. فقيل: يا إبراهيم، أولهم علي بن الحسين، و ابنه محمد، و ابنه جعفر، و ابنه موسى، و ابنه علي، و ابنه محمد، و ابنه علي، و ابنه الحسن، و الحجة القائم ابنه.
فقال إبراهيم: إلهي و سيدي، أرى أنوارا قد أحدقوا بهم، لا يحصي عددهم إلا أنت؟ قيل: يا إبراهيم، هؤلاء شيعتهم، شيعة أمير المؤمنين علي بن أبي طالب. فقال إبراهيم: و بم تعرف شيعته؟ فقال: بصلاة إحدى و خمسين، و الجهر ببسم الله الرحمن الرحيم، و القنوت قبل الركوع، و التختم في اليمين. فعند ذلك قال إبراهيم: اللهم، اجعلني من شيعة أمير المؤمنين. قال: فأخبر الله في كتابه، فقال: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏ ».
شیخ محمد بن عباس از محمد بن وهبان از ابی جعفر محمد بن علی بن رحیم ، از عباس بن محمد ، گفت :پدرم برایم روایت کرد از حسن بن علی بن ابی حمزه از پدرش از ابی بصیر یحیی بن ابی القاسم که گفت : جابر جعفی از حضرت ابا عبد الله امام صادق علیه‌السلام در مورد آیه شریفه وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم سوال کرد .
حضرت فرمودند : همینکه خدای تعالی ، حضرت ابراهیم را خلق کرد ، پرده از چشمش برداشت و او نگاه کرد و در کنار عرش ، نوری دید . ‌گفت : خدای من این نور چیست ؟ به او گفته شد : این نور محمد ، برگزیده من از میان آفریدگانم است و نور دیگری در کنار او دید گفت خدای من ، این نور، چیست ؟ گفته شد : این دوره علی‌بن‌ابی‌طالب ، یاور دین من است . در کنار او سه نور دیگر دید . گفت خدای من ، این نور ها ، چیست ؟ به او گفته شد : این ، نور فاطمه است که دوستدارانش را از آتش ، جدا می‌کند و نور دو فرزندش حسن و حسین اند . پس گفت : خدایا ، نه نور دیگر می‌بینم که همراه آنان اند . گفته شد: ای ابراهیم ، اینان ، امامان از فرزندان علی و فاطمه اند . گفت : خدای من ، به حق این پنج نفر سوگند ، این نه نفر را به من معرفی کن . پس گفته شد : ای ابراهیم اولینشان ، علی پسر حسین است و پسر او محمد و پسر محمد، جعفر و پسر جعفر ، موسی ، و پسر موسی ، علی و پسر علی ، محمد و پسر محمد، علی و پسر علی، حسن ، و پسر حسن ، حجت قائم . ابراهیم گفت : ای خدا و سرور من ، نور های دیگری می‌بینم که اطراف آنان اند . تعدادشان را جز تو کسی نمی‌تواند بشمارد و گفت شد : ای ابراهیم ، اینان ، پیروانشان و شیعه امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب اند .
پس ابراهیم گفت : و پیروان او چگونه شناخته می‌شوند؟
گفت : با خواندن پنجاه و یک رکعت نماز در شبانه روز و بلند گفتن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم و قنوت قبل از رکوع و انگشتر در دست راست کردن پس ، در این هنگام ، ابراهیم گفت : خدایا مرا از پیروان امیرالمؤمنین قرار بده .
امام صادق علیه‌السلام فرمودند : پس خدا در کتابش (قرآن ) خبر داد .پس گفت : وَ إِنَّ مِنْ شيعَتِهِ لَإِبْراهيم

بیان برخی تفاسیر اهل سنت

نمونه‌هایی از نوشته‌های تفاسیر اهل تسنن ذیلاً آورده می‌شود:
1 - البحر المحیط فی‌تفسیر اثر ابو حیان اندلسی (قرن 8 ) ج 9 ص 109: و الظاهر عود الضمير في مِنْ شِيعَتِهِ على نوح ...
و قال الفراء: الضمير في مِنْ شِيعَتِهِ‏ يعود على محمد صلى اللّه عليه و سلّم
یعنی : ظاهر اینستکه ضمیر مِنْ شِيعَتِهِ به نوح بر می‌گردد ...
و فراء گفته است : ضمیر در مِنْ شِيعَتِهِ به محمد صلی‌الله علیه وآله برمی‌گردد

2 - بحرالعلوم اثر نضر بن محمد سمرقندی (قرن 4 ) ج 3 ص 145 : قوله عز و جل: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏
قال مقاتل: يعني: إبراهيم من شيعة نوح- عليه السلام- و على ملته. و قال الكلبي يعني: من شيعة محمد صلّى اللّه عليه و سلم إبراهيم، و على دينه، و منهاجه. و ذكر عن الفراء أنه قال: هذا جائز. و إن كان إبراهيم قبله كما قال: حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ [يس: 41]. يعني: آباءهم ذريته الذين هو منهم.
یعنی ؛ در مورد فرمایش خداوند عزوجل که فرموده است وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏ مقاتل (ابن سلیمان ) گفته است : یعنی ابراهیم از پیروان نوح بود و کلبی ‌گفته است : یعنی از پیران محمد صلی‌الله علیه وآله ، ابراهیم ، و بر دین و روش او بود . و از فراء نقل شده است که گفت : این امر جایز است گرچه ابراهیم( ع ) قبل از او ( حضرت محمد صلی‌الله علیه وآله) بوده است . همچنان که گفته است : ...فرزندان آنها را در کشتی سوار کردیم ...
3 – زاد المسیر فی علم التفسیر اثر ابن جوزی ( قرن 6 ) : ... و الهاء في «شيعته» عائدة على نوح في قول الأكثرين و قال ابن السّائب: تعود إلى محمّد صلى اللّه عليه و سلّم، و اختاره الفرّاء.
4 – معانی القرآن اثر ابوزکریا یحیی بن زیاد فراء ( قرن 2 ) : و قوله: وَ إِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْراهِيمَ‏
إن من شيعة محمّد لإبراهيم صلّى اللّه عليه و سلم. يقول: على دينه و منهاجه، فهو من شيعته، و إن كان إبراهيم سابقا له. و هذا مثل قوله (وَ آيَةٌ لَهُمْ أَنَّا حَمَلْنا ذُرِّيَّتَهُمْ) أي ذرّيّة من (هو منهم) فجعلها ذرّيّتهم و قد سبقتهم. ...
5 – مفاتیح الغیب اثر فخر رازی ( قرن 6 ) : وی نیز هر دو قول را نقل کرده اما می‌گوید : بخاطر اینکه قبل از این آیه ، نوح را ذکر کرده ، انتساب ضمیر به نوح ، قوی تر است
همانطور که ملاحظه شد ، فخر رازی از باب ظاهر آیه ، حضرت نوح را مرجع ضمیر و مصداق آیه می‌داند .
5 - عبدالوهاب بن محمد هم از ابی نعیم که با سندش از ابی هریره همین حدیث را نقل کرده است
6 – لاهیجی گیلانی هم در شرح گلشن راز ، پس از ذکر فضائلی از حضرت امیرالمؤمنین علیه‌السلام حدیث شماره 4 ( نقل شهاب الدین احمد ) را آورده است.

والسلام
هیئت تحریریه

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید