بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث " نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت چهل و پنجم

حدیث انس مردگان

آقای مصطفی طباطبایی اگرچه اعتقادی به آگاهی محدود برخی از اموات نسبت به زائر خویش ندارد اما به شیوه ای غیر علمی در صدد تناقض گیری از روایات این موضوع می باشد تا بدین وسیله زمینه بی اعتمادی به حدیث بالاعم و نفی توسل بالاخص را فراهم آورد لذا در کتاب " نقد کتب حدیث " می نویسد:

شيخ حر عاملي در «وسائل الشيعه» آورده است: «محمد بن يعقوب، عن علي بن إبراهيم، عن أبيه، عن ابن أبي عمير عن حفص بن البختري، عن جميل بن دراج، عن أبي عبدالله - -عليه السلام- - في زيارة القبور قال إنهم يأنسون بکم فإذا غبتم عنهم استوحشوا».[1] يعني: «محمد بن يعقوب (شيخ کليني)، از علي بن ابراهيم، از پدرش، از ابن ابي عمير، از حفص بن بختري، از جميل بن درّاج از ابو عبدالله صادق - -عليه السلام- - روايت کرده که دربارة زيارت قبور گفت: ايشان (مردگان قبور) با شما انس مي‌گيرند و چون از آنان غايب شديد به وحشت مي‌افتند»! شيخ حرّ عاملي در همان کتاب الطهاره از «وسائل الشيعه» روايت ديگري آورده بدينصورت: «محمد بن علي بن الحسين بإسناده عن صفوان بن يحيي، قال قلت لأبي الحسن موسي بن جعفر -عليه السلام- بلغني أن المؤمن إذا أتاه الزائر أنس به فإذا انصرف عنه استوحش قال: لا يستوحش»![2] يعني: «محمّد بن علي بن الحسين (شيخ صدوق)، به إسناد خود از صفوان بن يحيي روايت کرده که گفت من به أبي الحسن موسي بن جعفر - -عليه السلام- - گفتم: به من رسيده است که شخص مؤمن، چون زيارت‌کننده‌اي به سوي (قبرش) آيد، با او اُنس مي‌گيرد و همين که زائرش بر گردد به وحشت مي‌افتد! گفت: به وحشت نمي‌افتد»! مي‌بينيم که راوي اين حديث، ظاهراً مضمون روايت امام صادق -عليه السلام- را براي فرزندش (امام کاظم -عليه السلام-) نقل کرده و با تکذيب ايشان روبرو شده است! آيا ممکن است اين دو روايت متناقض، هر دو صحيح باشند؟ يا امامان با اقوال يکديگر مخالفت نموده باشند؟! شيخ حر عاملي که نمي‌خواهد حتي از روايات متناقض صرف نظر کند، در حلّ اين مشکل چاره‌اي انديشيده و در ذيل روايت کليني مي‌نويسد: اقول هذا مخصوص ببعض الزائرين دون بعض! يعني: «گويم که اين امر (وحشت‌ مردگان) ويژة برخي از زيارت‌کنندگان ايشان است نه همة آنها»! در صورتي که چنين تقسيمي در روايت نيامده و اگر توجيه مزبور درست بود لازم مي‌آمد که امام کاظم -عليه السلام- آن را براي سائل بيان مي‌نمود با اينکه ايشان روايت او را مطلقاً نفي فرمود. شفگتا از عالم اخباري که به ميل خود در روايت تصرّف مي‌کند و چيزي را که در حديث نيامده بدان مي‌افزايد! شک نيست که لاأقل، يکي از دو روايت باطل است و مي‌توان ادّعا نمود که هر دو حديث، ساختگي است (يعني اساساً مردگان با زيارت‌کنندگان انس نمي‌گيرند)!

زیر نویس:

1: وسائل الشيعة، ج 1، کتاب الطهارة، ص 210 و ج 2، ص 878، چاپ 20 جلدي مطبعه اسلاميه.

2: وسائل الشيعة، ج 1، کتاب الطهارة، ص 210، و ج 2، ص 878، چاپ 20 جلدي مطبعه اسلاميه 

پاسخ:

خلاصه نقدآقای مصطفی طباطبائی به شرح ذیل است:

1: این دو روایت متناقض است.

2: شيخ حر عاملي در صدد توجیه و جمع بین دو روایت برآمده و گفته است :اقول هذا مخصوص ببعض الزائرين دون بعض! يعني: « اين امر (وحشت‌ مردگان) ناشی از حضور برخي از زيارت‌ کنندگان ايشان است نه همة آنها»!

3: اگر توجيه مزبور درست بود لازم مي‌آمد که امام کاظم -عليه السلام- آن را براي سائل بيان مي‌نمود اماايشان روايت اول را مطلقاً نفي فرموده اند.

4: اساساً مردگان با زيارت‌کنندگان انس نمي‌گيرند!

برای بررسی قوت نقد ،توجه خوانندگان را به نکاتی جلب می کنیم :

1 - دو جمله، زمانی متناقض ارزیابی می شوند که تمام شرایط تناقض را داشته باشند. به عنوان نمونه ، اگر شخصی یک بار بیان دارد که “ من نمازم را در مسجد می خوانم ” و بار دیگر اظهار کند “ من در مسجد نماز نمی خوانم ". آیااین دو عبارت ، با یکدیگر تناقض دارند؟ پاسخ می دهیم :هم ممکن است متناقض باشند و هم ممکن است تناقضی نداشته باشند. اگر چنین سخنانی از یک عاقل حکیم صادر شده باشد می توانیم احتمال دهیم دو عبارت، ناظر به شرایط زمانی متفاوتی است .زیرا همه شرایط تناقض در عبارات فوق ذکر نشده است . به همین صورت این احتمال وجود دارد که دو روایت فوق الذکر قیودی داشته باشند که صریحا در متن روایت نیامده ولی سائل در شرایطی بوده که آن قیود و شرایط را درک می کرده است . به همین قیاس امکان دارد دو روایت در رابطه با دو گروه مختلف از اموات یا دو گروه متفاوت از زائرین بوده و لذا دو جواب مختلف به دو سوال مختلف داده شده باشد. مضافا بر اینکه زمان صدور دو روایت متفاوت بوده و احتمال تغییر شرایط سوال ، غیر منطقی نیست.

2 – احتمال دارد تا زمانیکه زائر کنار قبر برخی از اموات طلب مغفرت می کند وحشت ندارند و وقتی تنها می شوند واستغفار زائر به پایان می رسد وحشت می کنند. به عبارت دیگر انس میت به جهت خیراتی است که از این طریق به وی می رسد.

3 – احتمالات مذکور زمانی تقویت می شود که بدانیم جمیل بن دراج و صفوان بن یحیی از خواص ائمه بوده اند . لذا شایسته است تا جاییکه می توانیم به جمع دو روایت همت کنیم یعنی همان کاری که مرحوم شیخ حر انجام داده است.

آقای مصطفی طباطبایی ساده ترین مسیر را برگزیده و آن تضعیف و طرد هر دو روایت است زیرا ایشان اعتقادی به حیات برزخی و آگاهی برخی از اموات نسبت به برخی احوالات دنیا ندارد. لذا از هر طرف که کشته شوند به نفع ایشان است.

می گوییم اگر مشابه چنین عباراتی در آیات قران باشد آیا آقای طباطبایی باز هم از شیوه معمول خویش پیروی می کند یا اینکه دست به کار جمع و توجیه می شود؟ در کتاب " بازنگری در معانی قران" تلاش آقای طباطبایی در توجیه "اراده خدا در اضلال ناس " دیدنی است.

به دو آیه زیر دقت کنید :

...فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَة...(نساء3)

... وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُم...(نساء129)

خدای متعال در آیه اول عدالت ورزی بین زنان را امکان پذیر می داند و در آیه دوم آن را ممتنع اعلام می کند . قطعا خدای حکیم تناقض گویی نکرده است . لذا مبین کلام الهی ، مراد خدا را در دو آیه تشریح نموده و منظور از عدالت را در آیه اول عدالت ورزی در نفقه و در آیه دوم مساوات در محبت و علاقه قلبی ذکر می کند. تفاوت در جهت عدالت ورزی ، تناقض در دو آیه را منتفی می کند اگرچه چنین تقسیم بندی در ظاهر عبارات نیامده باشد .

بنابراین اگر روش آقای مصطفی حسینی طباطبایی را در نقد حدیث بپذیریم اتخاذ چنین شیوه ای منجر به پذیرش تناقض در برخی آیات خواهد شد. نتیجه ای که قطعا هیچ مسلمانی آن را بر نمی تابد.

به قول ادیب پارسی " یکی بر سر شاخ بن می برید".

نتیجه آنکه دغدغه نویسنده " نقد کتب حدیث " تواضع و احتیاط عقلی و شرعی در قبال سخن معصوم نیست بلکه بدست آوردن دستاویز و برکندن ریشه حدیث شیعه است . یک بام و دو هوای ایشان دلیل مدعای ماست.

البته طباطبایی نیت خویش را در پایان نقد آشکار کرده و می گوید : "مردگان با زیارت کنندگان انس نمی گیرند"

ولی روایات شیعه خلاف سخن طباطبایی را می گویند ملاحظه بفرمایید :

نَزُورُهُمْ فَقَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَيَعْلَمُونَ بِنَا إِذَا أَتَيْنَاهُمْ فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعْلَمُونَ بِكُمْ وَ يَفْرَحُونَ‏ بِكُمْ‏ وَ يَسْتَأْنِسُونَ إِلَيْكُمْ قَالَ قُلْتُ فَأَيَّ شَيْ‏ءٍ نَقُولُ إِذَا أَتَيْنَاهُمْ قَالَ قُلِ اللَّهُمَّ جَافِ الْأَرْضَ عَنْ جُنُوبِهِمْ وَ صَاعِدْ إِلَيْكَ أَرْوَاحَهُمْ وَ لَقِّهِمْ مِنْكَ رِضْوَاناً وَ أَسْكِنْ إِلَيْهِمْ مِنْ رَحْمَتِكَ مَا تَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُمْ وَ تُؤْنِسُ بِهِ وَحْشَتَهُمْ‏ إِنَّكَ عَلى‏ كُلِّ شَيْ‏ءٍ قَدِير.

از امام صادق عليه السّلام در خصوص زیارت مردگان سوال می شود و آن حضرت تایید می کنند.

سپس سائل عرض می کند: وقتى نزد ايشان مي رويم آنان متوجه ما مي شوند؟

حضرت می فرمایند: آرى بخدا قسم، ايشان متوجّه آمدن شما مي شوند و از عمل شما خوشحال مي گردند و به شما انس مي گيرند و از تنهايى بيرون مى‏آيند.

گويد: عرض كردم : هنگامى كه نزد آنان مي رويم چه بگوئيم؟

فرمودند اين دعا را بخوان : « اللّهمّ جاف الأرض عن جنوبهم و صاعد إليك ارواحهم و لقّهم منك رضوانا، و اسكن إليهم من رحمتك ما تصل به وحدتهم، و تؤنس به وحشتهم ، إنك على كلّ شي‏ء قدير »

يعنى: بار خدايا زمين را از پهلوهاى ايشان دور ساز ( كنايه از آنكه فشار قبر را از ايشان بگردان ) و روانهايشان را بسوى خود بالا ببر، و از جانب خويش خشنوديت را پيشوازشان فرست، و از رحمتت همنشينى براى آنان بگمار كه‏ دلتنگى و تنهائيشان را مبدّل به أنس و آرامى و وحشتشان را مبدل به أمن ساز، چرا كه تو بر هر چيز توانائى.

حتی افرادی برای اموات خودشان می روند ولی چون به طور گروهی دعا می کنند آثار آن همه اموات را شامل می شود . پس انس هم به زائر و هم به مزور بستگی دارد گاه میت در رنج است و با دعا و صدقه شفا پیدا می کند وقتی زائر برمی گردد دوباره به زحمت می افتد.

وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع الْمَوْتَى نَزُورُهُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ فَيَعْلَمُونَ بِنَا إِذَا أَتَيْنَاهُمْ فَقَالَ إِي وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَيَعْلَمُونَ بِكُمْ وَ يَفْرَحُونَ‏ بِكُمْ‏ وَ يَسْتَأْنِسُونَ‏ إِلَيْكُمْ‏.

مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِيِّ عَنْ جَمِيلِ بْنِ دَرَّاجٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي زِيَارَةِ الْقُبُورِ قَالَ إِنَّهُمْ يَأْنَسُونَ بِكُمْ فَإِذَا غِبْتُمْ عَنْهُمُ اسْتَوْحَشُوا.

وَ عَنْ عِدَّةٍ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْن‏ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ الْمُؤْمِنُ يَعْلَمُ مَنْ يَزُورُ قَبْرَهُ قَالَ نَعَمْ لَا يَزَالُ مُسْتَأْنِساً بِهِ مَا زَالَ عِنْدَ قَبْرِهِ فَإِذَا قَامَ وَ انْصَرَفَ مِنْ قَبْرِهِ دَخَلَهُ مِنِ انْصِرَافِهِ عَنْ قَبْرِهِ وَحْشَةٌ.

وَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْكُوفِيِّ عَنِ ابْنِ جُمْهُورٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ وَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ الْأَصَمِّ عَنْ حَرِيزٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع‏ زُورُوا مَوْتَاكُمْ فَإِنَّهُمْ يَفْرَحُونَ بِزِيَارَتِكُمْ وَ لْيَطْلُبْ أَحَدُكُمْ حَاجَتَهُ عِنْدَ قَبْرِ أَبِيهِ وَ عِنْدَ قَبْرِ أُمِّهِ بِمَا يَدْعُو لَهُمَا.

وَ رَوَاهُ الصَّدُوقُ فِي الْخِصَالِ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَلِيٍّ ع فِي حَدِيثِ الْأَرْبَعِمِائَةِ مِثْلَهُ إِلَّا أَنَّهُ قَالَ بَعْدَ مَا يَدْعُو لَهُمَا.

به طور خلاصه در پاسخ به آقای طباطبائی باید بگوئیم که نه تنها تناقضی بین دو روایت فوق وجود ندارد ، بلکه با اتکاء به قرائن دیگر قابل جمع است و در رابطه با اینکه چرا تقسیم مومنین خاص در روایت نیامده است می گوئیم توضیحات و درجات مومنین و قیود مکان و زمان در روایات دیگر مطرح شده است. 

لذا ادعای آقای طباطبائی مبنی بر تصرف مرحوم شیخ حر عاملی در روایت نیز با توضیحات فوق منتفی است . پس دو حدیث به دو جهت مختلف اشاره دارد.

گزینش چنین جمعی بین دو حدیث به تقوای الهی نزدیکتر و ارجح بر طرد می باشد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید