بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث " نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت چهل و چهارم
حدیث مازلت مظلوما
آقای مصطفی حسینی طباطبایی در" نقد کتب حدیث شیعه " روایت ذیل را از کتاب بحارج/41/ح/2 نقل می کند: أبو الفتح الحفار بإسناده أن عليا (ع) قال مازلت مظلوما مذ کنت! قيل له: عرفنا ظلمک في کبرک، فما ظلمک في صغرک؟! فذکر أن عقيلا کان به رمد، فکان لا يذرهما حتي يبدؤوا بي! يعني: «ابوالفتح حفّار به اسناد خود آورده است که علي عليه السلام گفت: من همواره مورد ظلم و ستم قرار گرفتهام ! گفته شد (اي امير مؤمنان) ستمي را که در سنين بزرگي بر تو رفته است شناختهايم ولي ظلمي که در کودکي بر تو شد چيست؟ پاسخ داد: عقيل (برادر بزرگترم) درد چشم داشت و هيچ گاه بر دو چشمش دارو نميريختند مگر آنکه براي راضي شدن او ، از من آغاز کرده و نخست بر ديدگان من دارو ميريختند!»
سپس مشار الیه ، مطابق رویه خویش در برخورد با احادیث شیعه ، با طرح این مطلب که عقیل بیست سال از علی ع بزرگتر بوده است ، چنین اظهار نظرمی کند که منطقی نیست برای راضی کردن برادر بزرگتر به استفاده از دارو ، به برادر کوچکتر ، آن دارو را بدهند . و در نهایت نتیجه می گیرد حدیث مذکور جعلی است.
آقای مصطفی طباطبایی با محتوای حدیث فوق الذکر به گونه ای برخورد می کند که گویا در صحنه های زندگی امیر مومنان ع و برادرانشان حضور داشته و همه قرائن حالیه را شاهد بوده است و لذا به قطع نظر می دهد که چنین واقعه ای امکان تحقق ندارد. وی برای اینکه به افاضات خویش رنگ علمی بزند معمولا یکی از رجال سند احادیث را نشانه گرفته و افراد ساده اندیش و نا آگاه را می فریبد. چراکه کمتر کسی از ناقلان حدیث را می توان یافت که توسط حداقل یک رجالی، تنقیص نشده باشد. لذا تور نویسنده نقاد بدون صید نبوده و همواره خود را پیروزمند میدان می نمایاند.
سؤال این است که آیا هیچ احتمال دیگر در این حدیث قابل فرض نیست ؟ می دانیم که علی ع همواره مورد توجه خاص جناب ابوطالب و رسول خدا ص بود بطوریکه شخص پیامبرپس از چندی تکفل وصی خویش را از عمو تقاضا می نماید. اما عقیل نه تنها به ندای اسلام لبیک نگفت بلکه در بدر ، مقابل عمو و برادر خویش ایستاد . حضور وی در دربار معاویه خود از ضعف ایمان وی حکایت می کند. با این اوصاف آیا این امکان وجود ندارد که برادر بزرگتر از همان ابتدا، نسبت به برادر کوچکتر حسدورزی داشته و یا روحیات خاصی بر او حاکم بوده که از هر فرصتی در صدد آزار علی ع بر می آمده است .بطوریکه استفاده از داروی چشم را، مشروط به استعمال آن در برادر خویش نماید. این احتمالات زمانی تقویت می شود که ما در حدیث دیگری می خوانیم :
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 20 ص 283 «ما زلت مظلوما منذ قبض الله نبيه حتي يوم الناس هذا، و لقد كنت اظلم قبل ظهور الاسلام، و لقد كان اخي عقيل ، يذنب اخي جعفر ، فيضربني»
ترجمه : من از آن روزي كه رسول خدا از دنيا رفته است، هميشه مورد ستم بوده ام، تا امروزي كه در آن زندگي مي كنيم، حتي قبل از ظهور اسلام نيز من مورد ستم برادرم «عقيل»واقع مي شدم، زيرا هر گاه برادرم جعفر خطا مي كرد عقیل ، مرا مي زد!!
شاید بتوان با قرینه فوق ، فضای رفتاری عقیل با علی علیه السلام را بیشتر درک کرد. و فهم واقع بینانه تری نسبت به حدیث مازلت بدست آورد. اما با توجه به روحیات آقای مصطفی طباطبایی می توان پیش بینی کرد که ایشان با خدشه در قسمت دوم حدیث، تلاش دارد به خواننده القا کند قسمت اول حدیث یعنی مظلومیت امام متقین پس از وفات پیامبر ، نیز ساخته و پرداخته راویان جاعل است. اما علیرغم نیت نامیمون نویسنده " نقد کتب حدیث شیعه " ، عبارت " ما زلت مظلوما ..."از تواتر لفظی برخوردار است و تردید در داستان عقیل نمی تواند لطمه ای به این واقعیت مسلم تاریخی بزند. آنچه محور حدیث است همانا مظلو میت مولای ما علی ع می باشد که به شهادت منابع شیعه و سنی از تواتر برخوردار است لذا دراصل مظلومیت بعد ازرحلت پیامبر ص، شک و شبهه ای نیست. حدود 37 مورد عبارت " مازلت مظلوما " در روایات شیعه و سنی آمده که در13مورد آن داستان درد چشم عقیل نقل شده و در 24 مورد ، این داستان ذکر نشده و خطبه 6 نهج البلاغه یکی از آن مدارک است:
"فوالله مازلت مدفوعا عن حقی مستاثرا علی منذ قبض الله نبیه صلی الله علیه واله وسلم حتی یوم الناس هذا "
ترجمه : سوگند به خدا من همواره ازحق خویش محروم ماندم وازهنگام وفات پیامبرص تا امروز مرا ازحقم بازداشته وبه دیگری اختصاص دادند.
احاديث دسته اول نیز دلالت بر این دارد كه امير المؤمنين علي عليه السلام هميشه و به ويژه در دوران كودكي مورد ظلم و ستم واقع مي گرديد، و برادرش «عقيل» او را اذيت مي كرد، حتي در دوران بزرگسالي و زمامداري آن حضرت نيز آزار «عقيل» ادامه داشت، زيرا وي گرفتار دنيا بود، و صبر و شكيبايي لازم را نداشت، و حتي در جنگ هاي امير المؤمنين با منافقين ، در «جمل» و «نهروان» و «صفين» شركت نكرد و سر از دربار بنی امیه درآورد . در حضور حضرت امام باقر عليه السلام سخن از عوامل تضعيف «امير المؤمنين» و نقش «بني هاشم» در یاری آن حضرت پيش آمد، آن بزرگوار فرمودند: اگر حمزه سيد الشهداء«و جعفر طيار» زنده بودند، دشمنان ما نمي توانستند برعلي عليه السلام تفوق یابند، ولي در آن زمان آنان شهيد شده بودند، و در عوض دو نفر باقي ماندند كه ضعيف و ذليل بودند، از نظر ايماني جديد الاسلام، و از «طلقا» و آزاد شدگان به حساب مي آمدند، آنان: «عباس بن عبد المطلب» عموي علي عليه السلام و «عقيل» برادر آن حضرت بودند!! در اين حديث شريف به همان اندازه اي كه از«حمزه و جعفر»مدح و ستايش شده ، به همان مقياس از بي تفاوتي و حقارت «عباس و عقيل» انتقاد گرديده است. مظلومیت امام و مقتدای شیعیان به اندازه ای بود که رسول گرامی اسلام بر ایشان گریسته است . نبی مکرم در آخرين جمعه ماه«شعبان»، در مورد عظمت و ارزش ماه مبارك رمضان وتكليف روزه داران سخن مي گفت. علي عليه السلام برخاست و سؤال كرد:
يا رسول الله! بهترين اعمال در اين ماه چيست؟! پيامبر فرمود: اجتناب از كارهاي حرام، و سپس خاتم النبیین شروع به گريه كرد!! علي عليه السلام عرض كرد:
يا رسول الله! چرا گريه مي كنيد؟ پيامبر خدا فرمود: «كاني بك و انت تصلي لربك و قد انبعث اشقي الاولين شقيق عاقر ناقه ثمود، فضربك ضربه علي قرنك فخضب منها لحيتك. . .» ترجمه : گويا تو را در حال نماز می بینم که بدترين و شقي ترين اشخاص (ابن ملجم مرادي لعنه الله عليه) که همپایه پي كننده «شتر صالح»است ، بر فرق تو شمشيري مي زند، و با خون آن محاسن تو را رنگين مي سازد. علي عليه السلام پرسيد يا رسول الله! آيا در آن زمان دينم در سلامت است؟ پیامبر تایید می فرمایند.
والسلام علی من التبع الهدی
یا علی