بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث " نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت چهل و یکم
حدیث دفن در حرم
آقای مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب نقد حدیث ، در ادامه بررسی روایات منقول در کتب حدیثی شیعه به بررسی حدیثی منقول از امام صادق علیه السلام می پردازد و با بیان نکاتی، به زعم خویش این حدیث را در تناقض با آیات و روایات دیگر دانسته و به جعلی و مخدوش بودن آن حکم می نماید. نویسنده در این نوشتار بر آن است که با بررسی استدلالات آقای مصطفی حسینی طباطبایی، سخن ایشان را به عیار نقد بیازماید.بنابراین امانت حکم می کند در نخستین گام، استدلال آقای مصطفی حسینی طباطبایی را بصورت کامل نقل کند.
ایشان می نویسد :
۶: شيخ حر عاملي در «کتاب الطهاره» از وسائل الشيعه مينويسد:
مُحَمَّدُ بْنُ يَعْقُوبَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ يَعْنِي ابْنَ بَزِيعٍ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ هَارُونَ بْنِ خَارِجَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع
يَقُولُ مَنْ دُفِنَ فِي الْحَرَمِ أَمِنَ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ فَقُلْتُ مِنْ بَرِّ النَّاسِ وَ فَاجِرِهِمْ قَالَ مِنْ بَرِّ النَّاسِ وَ فَاجِرِهِمْ.
معني: «محمّد بن يعقوب (شيخ کليني) از محمّد بن يحيي، از احمد بن محمّد بن عيسي، از محمّد بن اسماعيل بزيع، از ابي اسماعيل سرّاج، از هارون بن خارجه روايت کرده است که گفت: از ابو عبدالله صادق - -عليه السلام- - شنيدم که ميگفت: هر کس در حرم (خدا) دفن شود، از بزرگترين ترس (فزع قيامت) در امان است! (هارون بن خارجه گفت) از امام صادق -عليه السلام- پرسيدم: چه از مردم نيکوکار باشد و چه از بد کارانشان؟ پاسخ داد: چه از مردم نيکوکار باشد و چه از بدکارانشان».!
اين روايت با دهها آية قرآن مخالفت دارد که در آنها تصريح شده است هر شخصي در گرو اعمال خويش است و تنها سعي و عمل وي برايش کارساز خواهد بود مانند:
كلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ. (طور / ۲۱)
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلاَّ مَا سَعَى. (نجم / ۳۹)
پس خاک و زمين، بدکاران را از فزع قيامت ايمن نميسازد بلکه اعمال نيک است که موجب نجات و امنيت ايشان خواهد شد چنانکه در قرآن کريم ميخوانيم:
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ * وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ. (نمل / ۸۹-۹۰)
«هر کس نيکي آورد (پاداشي) بهتر، از آن اوست و ايشان در آن روز از ترس (فزع قيامت) در امان خواهند بود. و هر کس بدي آورد، ايشان با چهرة خويش در آتش سرنگون خواهند شد، آيا جز در برابر آنچه ميکرديد جزا مييابيد؟».
چه بسيار بدکاران اموي و نواصب (دشمنان ائمه -عليه السلام-) که در حرم خدا (با توجه به اينکه حرم، مساحت وسيعي دارد دفن شدهاند، آيا دفن آن فاجران و ستمگران از وي يارانشان، موجب ايمني آنها از حوادث ترسناک قيامت خواهد شد؟!
اين روايت، امنيت و آسودگي آخرت را امري اعتباري و بيريشه نشان ميدهد در حالي که عذاب و ثواب و ترس و امنيت اخروي، از نفسانيات آدمي و اعمال انسان سرچشمه ميگيرد نه از مکاني که در آن دفن شده است و بر اين معنا، دلائل گوناگوني از قرآن و حديث دلالت مينمايد که در اينجا از آوردن آنها خودداري ميورزيم زيرا که مسئله بر خردمندان و اهل درايت، روشن است.
پاسخ :
پاسخ این شبهه بر مبنای چهار اصل زیر بدین گونه می باشد:
۱- ترجیح برخی از زمان ها و مکان ها نسبت به برخی دیگر.
این یک واقعیت انکار ناپذیر است که همه زمانها و مکانها از نظر رتبی در سطوح گوناگون ارزشی قرار دارند. توجّه
خاصّخداوندبهبرخىمكانها،زمانهايااشخاص،موجبمىشودتاآنهادر زمرهشعائرالهىقرارگیرند و عمل در چنین زمان يا مكانی باعث می شود تا ثواب بیشتری به انجام دهنده آن عمل تعلّق گیرد. برای مثال، اگر كسي در صحرای عرفات يا در ماه مبارك رمضان قرار بگيرد عمل او از ارزش بيشتري نزد خداوند برخوردار است. در جای دیگری خداوند متعال برای صفا و مروه ارزش خاصي قائل شده است:
إِنَ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإِنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌ (۱۵۸ بقره)
أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّا جَعَلْنا حَرَماً آمِناً وَ يُتَخَطَّفُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِهِمْ أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ وَ بِنِعْمَةِ اللَّهِ يَكْفُرُونَ (۶۷ عنکبوت)
و يا در آيه ديگري حضور شخص پيامبر(ص) در بين مردم داراي چنين ارزشي است كه خداوندعذاب را از قوم برمي دارد:
و ماكانَ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنْتَ فيهِمْ وَماكانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ (۳۳ انفال)
وخداوند مادامى كه تودربين آنهاهستى عذابشان نمىكند ونيزمادامى كه ازخدا طلب آمرزش كنند، آنان راعذاب نخواهد كرد.
بايد توجه داشت كه در عين اينكه آنان شایسته عذاب الهی هستند، و جایگاه آنها جایگاه غضب و عذاب است، مادامی که پیامبر اکرم(ص) در بین آنها حضور دارند آنان دچار عذاب نمی شوند. و اين تاخير عذاب الاهي تنها و تنها به علت حضور پيامبر رحمت (ص) در بين ایشان است و نه به علت مثلا استغفار آنان، چرا كه استغفار موجب بخشايش الاهي است و استحقاق عذاب را از بين مي برد. به بیان ديگر ممكن است اثر برخي از اعمال ، تاخير در عذاب باشد همان گونه كه كسي كه در حرم دفن گردد، از فزع اكبر كه هنگام نفخ صور مي باشد در امان خواهد بود اما اين دليل بر در امان بودن وي در قيامت نخواهد بود.
2- فزع اکبر مربوط به نفخ صور می باشد.
آقای مصطفی حسینی طباطبایی این گونه القا مینماید که رهایی از فزع اکبر به معنای بهشتی شدن می باشد. و بر این اساس می گوید: چگونه گناهکاران به راحتی از فزع اکبر می گذرند؟!
باید خاطر نشان کرد که فزع اکبر، آغاز مواقف قیامت می باشد و تکلیف نهایی فرد پس از عبور از تمامی مواقف قیامت مشخص می گردد.
به هر حال فزع اکبر مربوط به آخرین موقف نبوده و در زمان نفخ صور بوقوع می پیوندد. در این زمان گروهی به سلامت از این موقف عبور می نمایند . ولی عبور از این مرحله بمنزله اتمام کار نمی باشد.
باید توجه داشت كه فزع اکبر مربوط به نفخ صور اول می باشد که در پی آن همه می میرند و ایمن شدن از وحشت این صور ، دلیل بر این نیست که همه گناهان شخص آمرزیده شده است. مويد سخن ما آیاتی است که فزع را به زمان نفخ صور نسبت داده است.
وَ يَوْمَ يُنْفَخُ فِي الصُّورِ فَفَزِعَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ وَ كُلٌّ أَتَوْهُ داخِرينَ (
۸۷ نمل)
و (به خاطر آوريد) روزى را كه در «صور» دميده مىشود،وتمام كسانى كه درآسمانها و زمين هستند در وحشت فرومىروند، جزكسانى كه خدا خواسته ، وهمگى با خضوع درپيشگاه او حاضر مىشوند.
خداوند متعال گروهی را در آیه از فزع استثنا کرده است، بنابراین مي توان گفت بخشی از این افراد كساني هستند كه در حرم الاهي دفن شده اند.البته تمام این الطاف الهی فرع بر ایمان افراد است به عبارت دیگر اگر فرعون در حرم پیامبر دفن شده بود قطعا چنین رحمتی شامل حال او نخواهد شد و این از مجموعه آیات و روایات به راحتی نتیجه می شود.حال چگونه آقای مطصفی طباطبایی خود را به تغافل زده و یک روایت را مجزا از سایر روایات معنا و سپس طرد می کند.
۳- ایمنی از فزع اکبر رو آوردن به حسنه ای خاص می باشد.
آقای مصطفی حسینی طباطبایی برای اثبات ادعایش مبنی بر اینکه کسی ، به صرف دفن در حرم نمی تواند از فزع اکبر عبور کند به این آیه استناد کرده است:
كُلُّ امْرِئٍ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ. (طور ۲۱)
گفته شد خدا به مشیتش مقدر کرده تا گروهی ، از فزع اکبر ایمنی یابند اما در آیه سومی که ایشان بدان استدلال نموده است مطلب دیگری معلوم می شود:
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَهُم مِّن فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ(نمل ۸۹)
كسي كه حسنه بياورد پاداشى بهتر از آن خواهند داشت و آنان از وحشت آن روز در امانند.
حال ما از آقای مطصفی طباطبایی می پرسیم این چه حسنه ای است که افراد به واسطه آن از فزع اکبر در امان خواهند بود . بدیهی است هر یک از مسلمین حداقل دارای یک حسنه می باشند.بعنوان مثال اولین حسنه برای هر مسلمان اقرار به شهادتین است . با این وصف همه مسلمین می بایست در امان باشند. از طرفی دیگر در آیه ۹۰ می فرماید:
وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلاَّ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (۹۰ نمل)
این آیه که در مقابل آیه 89 آمده است یعنی کسانی که دارای یک سیئه باشند به آتش دوزخ وعده می دهد. حال کدام مسلمانی وجود دارد که مرتکب یک سیئه نشده باشد؟
باید گفت به بیان شما این دو آیه ، متناقض می شود. روشن است که در آیه ۸۹ خداوند متعال به یک حسنه خاص (ال عهد) اشاره و در مقابل در آیه 90 به یک سیئه خاص متذکر شده است. ما با رجوع به روایات در می یابیم که آن حسنه ، ولایت امیر المومنین علیه السلام و دفن در حرم امن الهی است.حال سئوال ما از آقای مصطفی طباطبایی این است که شما چگونه این تناقض (ایجاد شده توسط خود شما) را توجیه می نمایید؟!
۴- مرهون بودن هر کس به اعمالش، با آیات دیگر حد می خورد.
۱-۴- اصولاً ممکن است برای آیات و روایات، قیودی وجود داشته باشد که می بایست در ذیل آن آیه یا روایت آن قید را لحاظ کرده و مورد بررسی قرار داد . هیچ مانعی وجود ندارد که در میان این قیود استثنائی هم وجود داشته باشد. ما از ایشان سؤال میکنیم مگر ذیل آیات، تمام قیود آن ذکر شده يا توضیحات آن متصل به همان آیه آمده است؟
شما چگونه از مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا ... در میآورید که شخص ، چه نوع حسنه ای باید داشته باشد تا از فزع ایمن باشد؟
بايد به اين نكته ظريف توجه شود كه آیا در آیه فوق واژه حسنه، مطلق بوده و هرگونه حسنه ای را شامل می شود؟ یا اینکه یک حسنه خاص مورد نظر می باشد.
در کتب روایی شیعه و اهل سنت این حسنه، حسنه خاصی است که در ديدگاه اهل سنت از آن تعبير به مشرك نبودن و در روايات شيعي از آن تعبير به ولايت اميرالمومنين عليه السلام شده است. در هرحال در این تفاسیراشاره اي به اعمال ديگر نشده است. برای نمونه ،از هر دو سنخ روايات را ذکر می کنیم :
ترجمه مجمع البيان في تفسير القرآن، ج ۱۸، ص ۱۵۱
حسن و عكرمه و ابن جريح مىگويند: خير در اينجا اسم است و نظر به اينكه حسنه بمعنى ايمان و «لا اله الا اللَّه» است هيچ چيزى بهتر از آن نيست. نخعى قسم ميخورد كه مقصود از «حسنه» گفتن «لا اله الا اللَّه» است.
تفسير نمونه، ج ۱۵، ص: ۵۷۲
مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ) در اينكه منظور از" حسنه" چيست؟ مفسران تعبيرات گوناگونى دارند:بعضى آن را به كلمه توحيد و" لا اله الا اللَّه" و ايمان به خدا تفسير كردهاند.
و بعضى آن را اشاره به ولايت امير مؤمنان على ع و ائمه معصومين مىدانند، و در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت ع رسيده بر اين معنا تاكيد شده است، از جمله: در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم كه يكى از ياران على ع بنام ابو عبد اللَّه جدلى خدمتش آمد امام فرمود آيا از معنى اين سخن خداوند مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها ... (تا پايان آيه بعد) به تو خبر دهم؟ عرض كرد آرى فدايت شوم اى امير مؤمنان! فرمود: الحسنه معرفة الولاية و حبنا اهل البيت و السيئة انكار الولاية و بغضنا اهل البيت: حسنه شناخت ولايت و دوستى ما اهل بيت است، و سيئه انكار ولايت و دشمنى ما اهل بيت مىباشد.
الكافي ج۱ ص ۱۸۵ باب معرفة الإمام و الرد إليه .....
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ وَ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع دَخَلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ الْجَدَلِيُّ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ فَقَالَ ع يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ أَ لَا أُخْبِرُكَ بِقَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ. وَ مَنْ جاءَ بِالسَّيِّئَةِ فَكُبَّتْ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ هَلْ تُجْزَوْنَ إِلَّا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ قَالَ بَلَى يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَقَالَ الْحَسَنَةُ مَعْرِفَةُ الْوَلَايَةِ وَ حُبُّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ وَ السَّيِّئَةُ إِنْكَارُ الْوَلَايَةِ وَ بُغْضُنَا أَهْلَ الْبَيْتِ ثُمَّ قَرَأَ عَلَيْهِ هَذِهِ الْآيَةَ
پس بطور کلی آیات و روایاتی که وعده بهشت یا آمرزش و . . . می دهند ممکن است دارای شروط و قیودی باشند که در دیگر آیات و روایات به آنها اشاره شده است.
۲-۴- آيات ديگري كه به آيه فوق حد مي زند آيات تبديل سيئات به حسنات مي باشد كه برای نمونه می توان به آیه ذیل مراجعه نمود.
لَئِنْ أَقَمْتُمُ الصَّلاةَ وَ آتَيْتُمُ الزَّكاةَ وَ آمَنْتُمْ بِرُسُلي وَ عَزَّرْتُمُوهُمْ وَ أَقْرَضْتُمُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً لَأُكَفِّرَنَّ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ لَأُدْخِلَنَّكُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ...(المائدة ۱۲)
. . . اگر نماز را برپا داريد، و زكات را بپردازيد، و به رسولان من ايمان بياوريد و آنها را يارى كنيد، و به خدا قرض الحسنه بدهيد [در راه او، به نيازمندان كمك كنيد]، گناهان شما را مىپوشانم [مى بخشم] و شما را در باغهايى از بهشت، كه نهرها از زير درختانش جارى است، وارد مىكنم. . . .
نتیجه گیری:
بر اساس ۴ بند یاده شده واضح است که روایت مذکورنه تنها در تناقض با آیات کلام الله مجید و روایات مأثوره از ائمه معصومین علیهم السلام نمی باشد بلکه در راستای معارف والای قرآنی بیان شده است. بنابراین هر مسلمانی با اندک تتبعی در آیات قرآن کریم و روایات ائمه معصومین علیهم السلام به نتیجه فوق دست خواهد یافت.
جا دارد ما از آقای طباطبایی بپرسیم شما که ادعای تتبع و تفکر در آیات را یدک می کشید چگونه به این نکات ساده در آیات قرآن و روایات اهل بیت نرسیده اید؟ اگر جنابعالی بدین نکات ساده دست نیافته اید حق ندارید دست به قلم برده و براحتی روایات را زیر سئوال ببرید و اگر شما بدین نتایج رسیده اید وبه سادگی از کنار آن گذشته اید باید گفت اعتقاد خود را بر آیات قرآن تحمیل نموده و نسبت به خداوند متعال عصیان کرده اید.