بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث " نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت چهلم - بخش اول
حدیث معرفتی بالنورانیه
مقدمه:
نویسنده کتاب " نقد کتب حدیث" در فصل نهم کتاب خود به نقد آثار مرحوم مجلسی پرداخته و به احادیثی که ایشان آورده اشکالاتی وارد نموده است. در این مقاله سعی شده است که به اشکالات نویسنده درباره حدیث هفتم این فصل پاسخ های کوتاه و قانع کننده داده شود تا خواننده محترم به راحتی مسئله را درک کرده و به سستی و بی اساسی ایراد منتقد از هر جهت اعتراف نماید. ما به تدریج اشکالات نویسنده را مطرح کرده و پاسخ قاطع و روشنگر خواهیم داد .امید آن که خواننده محترم با دقت در مباحث مطرح شده حقیقت را دریابد و بدون هیچ تعصب و پیش داوری قضاوت نماید .
قسمت هائی از حدیث که مورد اشکال نویسنده قرار گرفته :
طباطبایی می نویسد : مجلسي در مجلد بيست و ششم از «بحار الأنوار» حديث غريبي را از کتابي ناشناخته بدين صورت نقل ميکند": «ذکر والدي – (ره) – أنه رأي في کتاب عتيق جمعه بعض محدثي أصحابنا في فضائل أمير المؤمنين -عليه السلام- هذا الخبر و وجدته أيضا في کتاب عتيق مشتمل علي أخبار کثيرة. قال روي عن محمد بن صدقة أنه قال: سال أبوذر الغفاري سلمان الفارسي – (رض) – يا أبا عبدالله ما معرفه الامام أمير المؤمنين -عليه السلام- بالنورانيه؟ ... «پدرم – که رحمت خدا بر او باد – گفت در کتابهاي قديمي که بوسيلة برخي از محدّثين شيعه دربارة فضائل امير مؤمنان -عليه السلام- گردآوري شده، اين خبر را ديده است و من نيز در کتابي کهن که اخبار بسياري را در بر داشت آن را يافتم. در آنجا نوشته بود از محمّد بن صدقه روايت شده که گفت ابوذر غفاري از سلمان پارسي پرسيد:اي ابا عبدالله، شناسايي امام امير مؤمنان-عليه السلام-به نورانيت کدامست؟...
آقای مصطفی طباطبائی در صفحه ۸۵ کتاب نقد کتب حدیثش اینگونه اشکال میکند :
اولاً بلحاظ سند، مجلسي و پدرش اين روايت را در کتابي قديمي يافتهاند که هيچ معلوم نيست مؤلف آن چه کسي بوده و از چه راهي اين روايت بدو رسيده است؟!
بعلاوه در سند روايت مذکور، انقطاع وجود دارد زيرا محمّد بن صدقه – راوي آن – با ابوذر و سلمان معاصر نبوده و معلوم نيست چگونه اين روايت را از آن دو نقل ميکند؟!
از اين گذشته، ما در کتب رجال دو شخص به نام محمّد بن صدقه داريم. يکي محمّد بن صدقة عبدي است که با امام صادق -عليه السلام- و امام کاظم -عليه السلام- معاصر بوده و ابو عمرو کشّي او را «بتري مذهب» ميداند و خود مجلسي هم وي را تضعيف ميکند[2]. دوّم محمّد بن صدقة عنبري بصري است که با امام رضا -عليه السلام- معاصر بوده و شيخ طوسي و علامة حلّي هر دو، او را از غلاه معرفي نمودهاند.[3]
پس اين دو تن، علاوه بر آنکه فاصلة زماني با ابوذر و سلمان داشتهاند، مورد وثوق همة علماي اماميه نيز نيستند و از اينرو سند روايت مذکور، مخدوش و بياعتبار است.
شگفت آنکه خود مجلسي هم بدان اعتماد ندارد! و هنگامي که تصميم ميگيرد اين روايت را توجيه نمايد مينويسد: لو صح صدور الخبر عنه -عليه السلام- لاحتمل ان يکون المراد ...[4]
يعني: «اگر صدور اين خبر از علي -عليه السلام- درست باشد احتمال دارد که مراد آن حضرت اين بوده است که ...»...!
" پاسخ ما به اشکال نویسنده در مورد ضعف سند حدیث "
نويسنده كتاب در ابتداي نقد خود اشكالاتي به سند حديث وارد مي كند كه هر يك از آن ها در ذيل بررسي مي گردند:
۱- مفهوم ضعیف بودن سند حدیث در دیدگاه محدثین:
آقای طباطبائی در ابتدای نقل روایت ، دو برداشت شخصی خود را به کلام مرحوم مجلسی می افزاید و می نویسد: " مجلسي در مجلد بيست و ششم از «بحار الأنوار» حديث غريبي را از کتابي ناشناخته بدين صورت نقل ميکند...
سخن ما:
و حال آن که عدم درک آقای طباطبائی از حدیث و نا آگاهی او نسبت به کتب قدیمی شیعه باعث چنین برداشت مغرضانه و نامنصفانه ای شده است که ذهنیت خواننده را به آن سوق می دهد.
نویسنده: مرحوم مجلسی رحمه الله علیه در ابتدای بیان سند حدیث این گونه می نویسد: " ذکر والدي – (ره) – أنه رأي في کتاب عتيق جمعه بعض محدثي أصحابنا في فضائل أمير المؤمنين -عليه السلام- هذا الخبر و وجدته أيضا في کتاب عتيق مشتمل علي أخبار کثيرة "
یعنی " «پدرم – که رحمت خدا بر او باد – گفت در کتابهاي قديمي که بوسيلة برخي از محدّثين از اصحاب ما (شيعه اثنی عشری امامیه) دربارة فضائل امير مؤمنان -عليه السلام- گردآوري شده، اين خبر را ديده است و من نيز آنرا در کتابي کهن که اخبار بسياري را در بر داشت يافتم."
سخن ما:
یعنی مرحوم مجلسی این روایت را هم از پدر خویش و هم در سایر کتب روائی مشاهده کرده است ضمنا پدر ایشان نیز از محدثین و اصحاب ، نقل روایت نموده اند. بنا بر این بدان معنا است که افرادی که این روایت را نقل کردند از محدثین معتبر و آگاه به فن حدیث بوده اند؟
آن چه واضح است که این کتاب قدیمی برای خود مرحوم مجلسی و هم برای پدرشان جزو کتب معتبر حدیثی بوده است هرچند که نام این کتاب را که شايد اشتهار خاصی در آن زمان نداشته است ، ذکر نکرده است. بنابراین اگرچه این کتاب قدیمی نامش و مجموعه روایاتش برای ما و نگارنده سوال ناشناخته است ، ولی محدثین ، اخبار آن را جمع کرده و نوشته اند و اعتماد ما به متخصصین حدیثی مان باعث اعتماد به متن حدیث می شود .
آری می پذیریم که یک محدث و فقیه می تواند به اعتماد مرحوم مجلسی اتکاء ننموده و بدلیل انقطاع سند به روایت اعتماد نکند ولی حق ندارد به صرف اشکال سندی روایت را مجعول پنداشته و تخطئه نماید.
البته ضعفهایی که در علم حديث به سند روايات نسبت داده مي شود متفاوت است . در مجموع اطلاق ضعیف به احادیث ، همیشه یکسان نیست :
گاهی ضعف حدیث مربوط به سند احاديثي است كه فقيه ، آگاهی كامل نسبت به راويان آن ندارد و ازحسب و نسب و جرح و تعديل ايشان بی اطلاع است .
و گاهی ضعف حدیث به این دلیل است که راوی آن مجهول بوده و در کتب رجال از او سخنی ذکر نشده است . بنابراين اگر دقت کرده باشید این دو نوع ضعف از یک مقوله نیستند . در مورد حديث مذکور ، اگرچه نام راويان احاديث نيامده اما مرحوم مجلسي بر محدث بودن و التزام آنان به تشيع اماميه تاكيد كرده است.
۲- بررسي ادعاي انقطاع راويان حديث:
آقای مصطفی حسینی طباطبائی ، سپس به انقطاع راويان حديث اشكال كرده و مي نويسد:" ( بعلاوه در سند روايت مذکور، انقطاع وجود دارد زيرا محمّد بن صدقه – راوي آن – با ابوذر و سلمان معاصر نبوده و معلوم نيست چگونه اين روايت را از آن دو نقل ميکند؟! "
سخن ما:
نويسنده هم عصر نبودن راوي حديث (محمد بن صدقه) با كساني كه حديث را از آنان نقل كرده ، دليل بر ضعف حديث مي داند . گرچه ممکن است اين حديث منقطع باشد اما صرف انقطاع موجب بی توجهی به متن حدیث نمی شود. از طرف ديگر در بررسي كتب رجالي به چهار شخص متفاوت با اسم محمد بن صدقه برخورد مي كنيم. محمد بن صدقه العنبری البصری، محمد بن صدقه الفدکی ،محمد بن صدقه ديگري كه مقدم بر الفدکی بوده است و محمد بن صدقه الجبلانی الحمصی.
الف : محمد بن صدقه العنبری البصری.
اين نام در کتب رجالی شیعه مذکور است؛ مرحوم مامقاني نيز در تنقيح المقال نام او را آورده است . مرحوم شیخ و مرحوم نجاشی نیز نام او را در رجال خود ذکر کرده اند و مرحوم شیخ به او نسبت غلو داده ودر موردش نوشته ، این شخص از امام کاظم و امام رضا صلوات الله علیهما روایت نقل کرده و از اصحاب این دو امام همام به شمار میرود.
روایات این شخص در کتب اهل سنت نیز موجود و آنچه هست از امام کاظم عليه السلام روایت شده است کما اینکه در کتب شیعه نیز روایات وی منحصر به مواردي است که از امام کاظم عليه السلام نقل کرده و یا به واسطه از امام صادق عليه السلام روایت کرده و از غیر معصوم روایتی ندارد. رجالیون اهل سنت وی را مجهول بر شمردهاند و اگر چه شخص او در کتب اهل سنت موجود است، ولی شخصیت وی برای آنان مجهول میباشد! پس برای محمد بن صدقه العنبری نه در کتب شیعه و نه در کتب اهل سنت، روایتی که او از غیر از ائمه معصومین نقل کرده باشد وجود ندارد؛ بلکه روایات او مربوط به حضرت صادق و حضرت کاظم عليهما السلام است.
ب : محمد بن صدقه الفدکی؛
در کتابهای اهل سنت روایات این شخص موجود میباشد. او از راویان مالک به شمار میرود و مرحوم شیخ طوسی در امالی خود روایتی را از مالک نقل فرموده که در سند آن همین محمد بن صدقه همراه با توثیق مذکور است. عین این روایت را الرامهرمزی در کتاب المحدث الفاصل بین الراوی و الواعی ولی بدون ذکر توثیق نقل کرده است؛
ج : محمد بن صدقه ديگري مقدم بر فدكي؛
محمد بن صدقه دیگری نیز در کتب رجال اهل سنت وجود دارد که از نظر طبقه بر الفدکی مقدم میباشد و گفتهاند پدرش صحابی بوده است. ابن ابی حاتم رازی و بخاری در تاریخ خود از این شخص یاد کرده و بدون ذکر توثیق و یا تضعیفی از او نام بردهاند. با توجه به اینکه روایت مورد نظر در بحار الانوار از طریق محمد بن صدقه از ابوذر غِفاری نقل شده است، لا جرم احتمال اینکه مراد از وی، همین شخص تابعی باشد، بسيار زياد است؛ زیرا تنها او است که امکان روایت از ابوذر غِفاری بدون واسطه برایش متصوّر است.
د : محمد بن صدقه الجبلانی الحمصی؛
شخص دیگری هم به نام محمد بن صدقه الجبلانی الحمصی وجود دارد که نسبت به قبلیها از نظر طبقه متأخر است و از مشایخ نسایی به شمار میرود. ابو حاتم رازی او را صدوق دانسته است؛ گرچه بسیار بعید است .
پس در نتيجه براي پيدا كردن شخصيت يك فرد در تاريخ نبايستي با اولين برخورد با نام او مسئله را تمام شده فرض كرد. بلكه بايستي با تحقيق دقيق تر ساير گزينه هاي محتمل را در نظر گرفت و از قضاوت زود هنگام اجتناب كرد وگرنه تحقيقي كه همچون كشتي در جستجوي ساحل حقيقت است در باتلاق جهل و شتابزدگي باطل فروخواهد رفت.
۳- بررسي شخصيت راوي حديث:
نويسنده در ادامه شبهه خود شخصيت راوي را براساس برداشت خويش زير سوال مي برد و مي نويسد: " از اين گذشته، ما در کتب رجال دو شخص به نام محمّد بن صدقه داريم. يکي محمّد بن صدقة عبدي که با امام صادق -عليه السلام- و امام کاظم -عليه السلام- معاصر بوده و ابو عمر و کشّي او را «بتري مذهب» ميداند و خود مجلسي هم وي را تضعيف ميکند. دوّم محمّد بن صدقة عنبري بصري که با امام رضا -عليه السلام- معاصر بوده و شيخ طوسي و علامة حلّي هر دو، او را از غلاه معرفي نمودهاند."
سخن ما :
در پاسخ می گوئیم افراد متفاوتي با نام يكسان محمد بن صدقه وجود داشته اند كه در كتب رجالي اهل سنت و شيعه در مورد ايشان بحث شده است. البته اين نكته را بايستي در نظر داشت كه كتب رجالي که بر اساس شواهد تاريخي و سخنان افراد نگاشته شده است؛ عاري از اشتباه نبوده و وحي منزل نمي باشند . كما اينکه مرحوم مامقاني صاحب كتاب تنقیح المقال ، این مجموعه عظیم را طی دو سال و يا کمتر فراهم آورده است و لا جرم، کاری به این گستردگی در زمانی به این کوتاهی، عاری از اشتباهات نخواهد بود. لذاست که مرحوم شیخ محمد تقی تستري کتاب قاموس الرجال، خود را در ذیل تنقیح المقال تألیف کرده و در مواردی اشتباهات مرحوم مامقانی را متذکر شده است.
یکی از موارد اشتباه در تنقیح المقال ، ذکر محمد بن صدقه العبدی است. زیرا براساس يافته هاي مرحوم تستري کسی به این نام وجود ندارد. مرحوم مامقانی به تبع از مرحوم بحر العلوم این عنوان را مطرح فرموده و این اشتباه، به سبب تصحیف کلمه مسعدة پدید آمده است؛ زیرا با مراجعه به کتب حدیثی در مييابيم روایاتی را که مرحوم مامقانی تحت عنوان محمد بن صدقه العبدی بدان اشاره کرده، مربوط به مسعده بن صدقه میباشد. پس براين اساس محمد بن صدقه العبدی وجود خارجی نداشته و مسعده بن صدقه صحیح است که در کتب رجال معروف میباشد.
در نتیجه با توجه به اینکه روایت مزبور از کتب مشایخ شیعه نقل شده است، در بين هیچ يك از علما و محدثين شیعی سابقه نداشته است كه روایتی از ائمه هدی عليهم السلام نقل شده باشد، و راوی بدون ذکر نام آن بزرگواران و صرفاً به عنوان روایت عادی آنرا ذکر کند و نامی از امام معصوم نبرد. در نتیجه می توان فهمید که این روایت از محمد بن صدقه العنبری نیست؛ پس یا از محمد بن صدقه مقدم بر الفدکی است و یا از خود الفدکی. و احتمال اولی بیشتر است؛ زیرا با توجه به اینکه او صحابی زاده است، اولاً از تابعین به شمار میرود و ثانیاً امکان روایت از ابوذر برایش محتمل است. و يا در تصحيف كلمه مسعده اشتباه پيش آمده و محمد به جاي آن نوشته شده است و راوي حديث مسعده بن صدقه بوده است. در هر صورت بايد با كنكاش دقيق تاريخي و مراجعه به اهل فن به حقيقت دست يافت.
۴- بررسي ادعاي عدم اعتبار حديث و عدم اعتماد علما شيعه به آن:
آقای طباطبائی بر اساس فرض هاي مذکور در قبل اين چنین نتیجه گیری مي نويسد:
" پس اين دو تن، علاوه بر آنکه فاصلة زماني با ابوذر و سلمان داشتهاند، مورد وثوق همة علماي اماميه نيز نيستند و از اين رو سند روايت مذکور، مخدوش و بياعتبار است. شگفت آنکه خود مجلسي هم بدان اعتماد ندارد! و هنگامي که تصميم ميگيرد اين روايت را توجيه نمايد مينويسد: لو صح صدور الخبر عنه -عليه السلام- لاحتمل ان يکون المراد ...يعني: «اگر صدور اين خبر از علي -عليه السلام- درست باشد احتمال دارد که مراد آن حضرت اين بوده است که ...»!
سخن ما :
همان طور كه در بالا بحث شد از آنجا كه نويسنده راوي حديث را شخصي فرض كرده است كه بعضي از علماي تشيع به او اعتماد نكرده اند لذا حديث را از نظر سندي مخدوش و بي اعتبار دانسته است . اما از آنجا که این دو شخص مذكور از راویان عامه هستند، چه بسا بزرگان تشيع از باب الفضل ما شهدت به الاعداء،" برتري آن است که دشمنان به آن شهادت دهند " این روایت را در باب نوادر آورده اند تا همه جهات احتیاط رعایت شده باشد.
از جهت دیگر آقای مصطفی حسینی طباطبائی ادامه بيان مرحوم مجلسي را نياورده است كه در توضيح حديث نوشته اند:" بيان قوله أنا الذي حملت نوحا أقول لو صح صدور الخبر عنه ع لاحتمل أن يكون المراد به و بأمثاله أن الأنبياء ع بالاستشفاع بنا و التوسل بأنوارنا رفعت عنهم المكاره و الفتن كما دلت عليه الأخبار الصحيحة. "یعنی:" انبیاء با طلب شفاعت از ما و توسل به انوار ما ، فتنه ها و دشواري ها از آنها برداشته شد؛ همانطور كه اخبار صحيحي بر آن دلالت مي كند." هرچند كه ايشان احتياط كرده و صحت صدور را مشروط، بیان کرده اما در انتها بر احاديث صحيحي كه محتواي اين حديث را تاييد مي كند؛ استناد مي كند و در ضمن در ابتداي نقل حديث هم بطور ضمنی، منبع آن را تاييد کرده است . وگرنه اگر اين حديث را اصلا قبول نداشت چه لزومي داشت آن را نقل كند و خود را به زحمت بيندازد . بنابراين ادعاي نويسنده كتاب كه علماي اماميه اين حديث را قبول ندارند باطل است " ذلِكَ قَوْلُهُمْ بِأَفْواهِهِم "...
ادامه دارد ....