بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "
نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت بیست و هشتم
حدیث مولود کعبه
( بخش هفتم )
انباء غیب :
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا هود 49
«اينها از اخبار غيب است که بر تو وحي ميکنيم، پيش از اين، نه تو آنها را ميدانستي و نه قومت».
خدا میفرماید یک واقعه تاریخی را ما برای تو شرح دادیم که تو و قومت آن را نمیدانستید. به چه دلیل آقای طباطبایی این مطلب را به کل قرآن تسری داده است ؟
ممکنست تصور شود که چون قرآن از ابتدای بعثت بر پیامبر نازل شده پس پیامبر قران را نمیدانسته است .
در صورتی که روایات میگویند از ابتدای کودکی پیامبر ، فرشتهای از او محافظت میکند . از کجا معلوم که این فرشته مطالبی را برای او نگفته باشد
حال چه اشکالی دارد که حضرت علی علیه السلام صفات مومنین طول تاریخ را بیان کرده باشند و خداوند در قران این توصیفات را ذکرکرده باشد .
در طول تاریخ ، ادیان الهی وجود داشته اند و در میان آن ادیان ،مومنینی به خدا و پیامبرشان بوده اند و قطعاً این مومنین دارای صفاتی بودند و چه بسا این صفات با هم مشترک باشند .
در مورد وقایع تاریخی و ماجراهای انبیاء که از مصادیق " انباء غیب " می باشند ، به روایت ذیل توجه می کنیم :
بحارالأنوار 17188 باب 1- إعجاز أم المعجزات القرآن الك
تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ أي من الأخبار التي كانت غائبة عن الخلق ما كنت تعرف هذه القصة أنت و لا قومك. فإن قيل أ ليس كان قصة نوح مشهورة عند أهل العالم. قلنا بحسب الإجمال كانت مشهورة و أما التفاصيل المذكورة فما كانت معلومة
پس معنای تو و قومت نمی دانستی این نیست که ای پیامبر تو از قران هیچ اطلاعی نداشتی ، مضافا به اینکه طبق آیه " انا انزلناه فی لیله القدر " قرآن در شب لیلةالقدر بر پیامبر نازل شده است و ما معتقد هستیم بارها این اتفاق افتاده است .
و آنچه که مشخص است هر سال قرآن نازل میشود و هر سال علوم بیشتری از قران بر امام زمان ع عرضه میگردد لذا همیشه قران تازه است و ائمه ما علومشان از قران در هر سال بیشتر میشود . این خاصیتی است که خدا برای قرآن قرار داده و همیشه تفصیل و علوم بعدی در بردارنده علوم قبلی است .
بحث حضرت نوح ع هم همین طور است : تِلْكَ مِنْ أَنْباءِ الْغَيْبِ نُوحيها إِلَيْكَ ما كُنْتَ تَعْلَمُها أَنْتَ وَ لا قَوْمُكَ مِنْ قَبْلِ هذا
سوال این است که ای پیامبر تو چه چیز را نمی دانستی ؟ اجمال یا تفصیل را ؟ قران میگوید تفصیل آنرا نمی دانستی .
لذا اگر سوره مؤمنون قرآن زودتر هم آمده باشد و یا اگر تمام قرآن را پیامبر قبل از بعثت میدانستند این منافاتی با نزول تدریجی بعدی توسط فرشته وحی ندارد .
دانسته های اجمالی پیامبر بعد از بعثت واضح تر و شفافتر و افزونتر شده است و این منافاتی با مقام علم غیب و عصمت ایشان نیز ندارد ، چون بعد که قرآن نازل شد علوم بیشتری از قرآن بر رسول خدا نازل شده است
در بین اهل سنت نیز اختلاف شدیدی وجود دارد که آیا کلامالله حادث است یا قدیم . کسانی از اهل سنت گفته اند کلام الله قدیم است ،یعنی قران وجود داشته است ، چه آقای طباطبائی بپذیرد یا نپذیرد .
حقیقت قران در بیان معصوم علیه السلام :
بحارالأنوار 89120 باب 14- أن القرآن مخلوق ..... ص :
عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنِ الْقُرْآنِ فَقَالَ لِي لَا خَالِقٌ وَ لَا مَخْلُوقٌ وَ لَكِنَّهُ كَلَامُ الْخَالِقِ
یعنی کلام الهی از این نظامی که شما تصور میکنید بیرون است .
حال که کلام الهی سنخش متفاوت با تصورات انسانها می باشد ، نباید تصور کرد خدا وند در یک روز و ساعت معینی شروع به خلق عبارت ( اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذي خَلَقَ ) کرده است .
مدلی که آقای طباطبایی بیان کرده اند این است : (و پیامبر در غار حراء از نزول فرشتة وحي دچار دهشت شد)
اولا : بیان فوق شیعی نیست ،بلکه مدلی از گفتار اهل سنت است و قطعا اشتباه.
ثانیا: ائمه ما فرمودند کلام الله نه خالق است و نه مخلوق ولی یک حقیقتی دارد و آن حقیقت پیوسته رو به فزونی است . لذا هر گاه ائمه ما از قرآن استفاده میکنند علمشان بیشتر میشود و بر همین اساس سوره مومنون و آیاتی که امیرالمؤمنین روی دستان مبارک پیامبر خواندند در عین حال که قرآن بود ولی با زمانی که بر پیامبر نازل شد متفاوت است .قران هر سال علوم تفصیلی ا ش بیشتر شده است . ملتفت باشیم که قران با دیوان حافظ یا مثنوی مولوی متفاوت است و خداوند در بطون قرآن مطالب و علومی را نهاده که هر سال بروز آن علوم را نزد پیامبر و ائمه افزون میکند .
آقای طباطبائی بیان کرده است : کتاب حلیه المتقین ادعا کرده که حضرت علی تمام کتاب ها را خواند در صورتی که تمام در بحار نبود
پاسخ :
مشابه این روایت در جلد 35 از ص 22 چنین آمده :
قَالَ لِي يَا رَسُولَ اللَّهِ أَقْرَأُ قُلْتُ اقْرَأْ فَوَ الَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَقَدْ ابْتَدَأَ بِالصُّحُفِ الَّتِي أَنْزَلَهَا اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى آدَمَ فَقَامَ بِهَا ابْنُهُ شَيْثٌ فَتَلاهَا مِنْ أَوَّلِ حَرْفٍ فِيهَا إِلَى آخِرِ حَرْفٍ فِيهَا حَتَّى لَوْ حَضَرَ شَيْثٌ لَأَقَرَّ لَهُ أَنَّهُ أَحْفَظُ لَهُ مِنْهُ ثُمَّ تَلَا صُحُفَ نُوحٍ ثُمَّ صُحُفَ إِبْرَاهِيمَ ثُمَّ قَرَأَ تَوْرَاةَ مُوسَى حَتَّى لَوْ حَضَرَ مُوسَى لَأَقَرَّ لَهُ بِأَنَّهُ أَحْفَظُ لَهَا مِنْهُ ثُمَّ قَرَأَ زَبُورَ دَاوُدَ حَتَّى لَوْ حَضَرَ دَاوُدُ لَأَقَرَّ بِأَنَّهُ أَحْفَظُ لَهَا مِنْهُ ثُمَّ قَرَأَ إِنْجِيلَ عِيسَى حَتَّى لَوْ حَضَرَ عِيسَى لَأَقَرَّ بِأَنَّهُ أَحْفَظُ لَهَا مِنْهُ ثُمَّ قَرَأَ الْقُرْآنَ الَّذِي أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيَّ مِنْ أَوَّلِهِ إِلَى آخِرِهِ فَوَجَدْتُهُ يَحْفَظُ كَحِفْظِي لَهُ السَّاعَةَ مِنْ غَيْرِ أَنْ أَسْمَعَ مِنْهُ آيَةً ثُمَّ خَاطَبَنِي وَ خَاطَبْتُهُ بِمَا يُخَاطِبُ الْأَنْبِيَاءُ الْأَوْصِيَاءَ ثُمَّ عَادَ إِلَى حَالِ طُفُولِيَّتِهِ وَ هَكَذَا أَحَدَ عَشَر
باید به آقای طباطبائی بگوئیم :
خدا و پیامبر شما و اهل سنت با شیعیان متفاوت است .
خدای اهل سنت کسی است که پایش را درون جهنم میگذارد یا سوار ابر میشود .
مقام پیامبر شما و انها در حد یک پستچی تنزل پیدا کرده است .
پیامبر شما ، پیامبری است که تصور میکند جن زده شده و دیگران به او دلگرمی میدهند که تو جن زده نشدی .
پیامبر شما از حضور جبرئیل دچار ترس شده است و مااین را از سنگینی وحی می دانیم .
ما معتقد هستیم از دوران کودکی یا نوجوانی فرشته ای همراه و نگهبان ایشان بوده است .
ما پیامبری را قائل هستیم که قبل از خلقت جسمانی اش پیامبر بوده و پیامبران به او ایمان داشتند.
امیرالمومنین در خطبه قاصعه میفرمایند :
وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ ص فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَ تَرَى مَا أَرَى إِلَّا أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيٍّ وَ لَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ وَ إِنَّكَ لَعَلَى خَيْر حضرت میفرماید من ناله شیطان را میشنیدم