بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "

نوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت بیست و ششم

حدیث مولود کعبه

( بخش پنجم )

قران خواندن علی علیه السلام در طفولیت :

آقای طباطبائی می گوید :

" جايي که پيامبر ارجمند اسلام -صلى الله عليه و آله و سلم- پيش از بعثت و نزول روح القدس، از کتاب خدا خبر نداشت (و در غار حراء از نزول فرشتة وحي دچار دهشت شد) چگونه علي -عليه السلام- در نوزادي قرآن خوانده است؟ "

جواب :

 آقای طباطبائی در موارد عدیده عنوان داشته اند که سنی نیستند ،  اما عبارات و عقاید تسنن و وهابیت و سلفی ها از حلقوم مبارکشان بدون کم و کاست خارج میشود . ایشان پیامبری را که منتظر فرشته وحی شد و از سنگینی وحی احساس خستگی کرد را تبدیل به شخصی کرده اند که ترسیده و به گونه ای شده بود که نمی دانست فرشته را دیده یا جن زده شده است . البته سنی ها عنوان کرده اند که پیامبرچند بار می خواسته خودش را به پائین پرت کند . اگر آقای طباطبائی اندکی در آیه شریفه " وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ " تامل کنند ، در می یابند که منظور از " ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ " به قرینه کلمه " ایمان " آگاهی نداشتن از قران نیست .

 مسلم است که سابقه ایمان پیامبر به قبل از بعثت ایشان باز می گردد و بر همین اساس ، کتاب هم ممکن است غیر از قران باشد .

علی علیه‌السلام به اذن خداي بزرگ توانست قران بخواند و در طفولیت صدائي از سينه‌اش درآورد ،‌ یعنی همان کاری را که عیسی به اذن الله کرد علی علیه‌السلام نیز به اذن الله انجام داد . هر دو کار یکی است و هر دو به اذن الله .

امیرالمؤمنین به اذن خدا قرآن خواند ،‌آن قرانی که فرض کنیم هنوز بر پیامبر نازل نشده است . آیا اگر این عمل به اذن الهی باشد اشکال دارد ؟ در ضمن این مطلب ، امری بوده بین امیرالمومنین و شخص پیامبر .

آقای طباطبائی در ماجرای قران خواندن حضرت امیر علیه السلام به هنگام کودکی ، خلقت پیامبر ص و امیرالمومنین ع را مثل خلقت پدر و مادر خودش تصور کرده است .

ما در رابطه با خلقت نوری پیامبر (ص) و امیر المومنین (ع) به منابع روایی عامه مراجعه می کنیم :

امام احمد بن حنبل در « مسند » و میر علی همدانی شافعی در « موده القربی» و ابن مغازلی فقیه شافعی در « مناقب» و مولانا دیلمی در « فردوس»  با سلسله روایات و اسناد صحیحه نقل می نمایند که پیغمبر فرمود: خلقت انا و علی من نور واحد قبل ان یخلق الله تعالی ادم باربعه عشر الف عام فلما خلق الله تعالی ادم رکب ذلک النور فی صلبه فلم یزل فی شی ء واحد حتی افترقا فی صلب عبدالمطلب فقی النبوه و فی علی اخلافه . من و علی از یک نور افریده شدیم، قبل از ایجاد ادم به چهارده هزارسال ،پس از خلقت ادم ان نور را در صلب ادم قرار داد، پس بلا زوال با هم یکی بودیم تا در صلب عبدالمطلب از هم جدا شدیم، پس در من نبوت و در علی خلافت مقرر گردید.

وحی از سنخ نور است نه فهم بشری :

ما كُنْتَ تَدْري  از سنخ درایت نیست  ، یعنی تو با فهم و تیز هوشی خودت نمی توانستی دریابی ، زیرا وحی از سنخ نور است نه از سنخ  فهم کردن .

وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا وَ إِنَّكَ لَتَهْدي إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ (52 شوری )

وحی نوری است که بسوی تو قرار دادیم .ما علم اصلی را از سنخ نور میدانیم واین آن علمی نیست که خطا پذیر است و با درایت حاصل میشود . حال به دو بیان ازآیه فوق توجه کنید :

1 : ما ( ما کنت تعلم ) را مفهوما ترجمه کنیم یعنی : "  وقتی که روح آمد تو نمی دانستی که کتاب و ایمان چیست ."

آقای طباطبائی با ترجمه فوق ، درصدد ایجاد مقطع زمانی برای آمدن روح است و اینکه روح مربوط به زمان بعثت است .

2 : آیه اساسا در مقام زمان دادن به روح نیست .

بر اساس مبانی اعتقادی شیعه ، روح القدس همواره و از بدو تولد با پیامبر بوده است . خداوند می فرماید :

ما روح را از امر خود بسوی تو فرستادیم و این قصه به فهم و درایت تو نیست ، زیرا فهم کتاب و ایمان ، نور است که باید به قلب بتابد و این روح القدس است که چنین میکند و ما هر بنده ای را که بخواهیم اینگونه هدایت میکنیم .

به نکات مهم زیر دقت کنیم :

1 : روایات زیادی وجود دارند که فرشته روح در کنار پیامبران و پیامبر اسلام و ائمه ع بوده است و این روح با فرشته وحی تفاوت دارد تا اینکه گفته شود جبرئیل از اول بعثت بر پیامبر نازل شده است ، بلکه روح القدس در کنار پیامبر و ائمه از قبل و همواره بوده و این امر تداوم داشته است .

2 : پیامبر به درایت خودش ، کتاب و ایمان را ، نمی شناسد . بلکه خدا هر کسی را با نور راهنمائی میکند . کتاب و ایمان از سنخ نور می باشند .

3 : قبلیتی که از آیه در ذهن القاء میشود قبلیت رتبی است . ای پیامبر فهم و معرفتت به کتاب و ایمان رتبتا به واسطه روح القدس است .

4 : ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ . تو با درایت به ایمان دست نمی یابی بلکه ایمان به نور است و اگر نور در دلی کسی نشست هدایت حاصل است و این خاص پیامبر نیست ،  بلکه وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا

ادامه این بحث در بخش بعد

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید