بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "
نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت بیست و چهارم
حدیث مولود کعبه
( بخش سوم )
دو فرهنگ و دو مکتب در رابطه با پیامبر :
دو فرهنگ راجع به پیغمبر اسلام سخن می گویند :
1 : پیامبری که همیشه در معرض خطا و شرک و بت پرستی است ، که این سخن متعلق به اهل سنت است و آقای طباطبائی زیر همین پرچم آماده باش ایستاده است .
2 : پیامبر دارای مقام شامخی است و منظور از اینگونه خطابها مردم می باشند . پیامبر رسالت خود را جز به رحمت پروردگار نمی داند . به هر حال آیه که میگوید فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَفِرِينَ در این مقام نیست که پیامبر کمک کفار بوده است ، بلکه خطاب قران به مسلمانان است و اینکه مسلمانان آمدن قران را فقط به رحمت خدا بشناسند .
فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَفِرِينَ : گر چه روی سخن خدا با پیامبر است ولی طرف خطاب مردم است که یاور کافرین نباشید و یا با خدا اله دیگری را نخوانید . .
آقای طباطبائی دو آیه را آورده و به دنبال آن از این آیه هم سوء استفاده برای انکار فضیلت علمی امیرالمومنین و اثبات جهل قبل از بعثت پیامبر به قران کرده است .
خلاصه بر مبنای روایت علی بن ابراهیم خطاب خداوند در ایه فوق به پیامبر ولی منظور سایر مردم می باشد .
نزول کتاب قبل از بعثت :
در اینجا تنبه دیگری لازم می آید و آن این است که چه اشکالی دارد بگوئیم که حضرت عیسی که در گهواره فرمود : إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا ، هم پیامبر بوده و هم ادعا کرده که کتاب بر او نازل شد ، با توجه به اینکه در گهواره هنوز انجیل نازل نشده بود . اگرهم گفته شود که فعل بصورت گذشته آمده ولی آینده حتمی الوقوع را خبر میدهد ، یعنی خدا بمن کتاب خواهد داد ، ما در پاسخ خواهیم گفت : همین گونه که خدا به زبان عیسی کلماتی را القاء کرده است ، همینطور هم تکوینا به زبان امیرالمومنین سخنانی را به جریان انداخته است و هیچیک از نظر عقلی اشکالی ندارند .
مطلب دیگر این که بعضی از کلمات فعلی قران ، یک سری گزارش های بشری هستند که قبل از نزول قران واقعیت داشته اند
مانند :
إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لي ساجِدينَ (4)یوسف
وَ قالَ يا أَبَتِ هذا تَأْويلُ رُءْيايَ مِنْ قَبْلُ قَدْ جَعَلَها رَبِّي حَقًّا . . . (100) یوسف
إِذْ قالَ لِأَبيهِ يا أَبَتِ لِمَ تَعْبُدُ ما لا يَسْمَعُ وَ لا يُبْصِرُ وَ لا يُغْني عَنْكَ شَيْئاً (42)
يا أَبَتِ إِنِّي قَدْ جاءَني مِنَ الْعِلْمِ ما لَمْ يَأْتِكَ فَاتَّبِعْني أَهْدِكَ صِراطاً سَوِيًّا (43)
يا أَبَتِ لا تَعْبُدِ الشَّيْطانَ إِنَّ الشَّيْطانَ كانَ لِلرَّحْمنِ عَصِيًّا (44)
يا أَبَتِ إِنِّي أَخافُ أَنْ يَمَسَّكَ عَذابٌ مِنَ الرَّحْمنِ فَتَكُونَ لِلشَّيْطانِ وَلِيًّا (45)
قالَتْ إِحْداهُما يا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمينُ (26)
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قالَ يا بُنَيَّ إِنِّي أَرى فِي الْمَنامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُني إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرينَ (102)
این نقل قول ها کلامهای بشری می باشند که الان قران از آن خبر میدهد ولی حاوی ظهر و بطن دیگری هستند. به عبارت دیگر حقایقی وجود دارند که به اذن الهی ، قبل از نزول قران در سینه علی علیه السلام وجود داشته اند .
مطالبی را هم که امیرالمومنین از سوره مومنون بر پیامبرخوانده اند ، بعد ها مردم با قران با آن حقایق آشنا شدند و گفتند که امیرالمومنین بر پیامبر سوره مومنون را خوانده است .
بررسی آیه 52 سوره شوری:
وَ كَذلِكَ أَوْحَيْنا إِلَيْكَ رُوحاً مِنْ أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْري مَا الْكِتابُ وَ لاَ الْإيمانُ
این آیه هم دلالت بر نظر آقای طباطبائی نمی کند ، زیرا الکتاب میتواند کل و یا جزء کتاب را در بر بگیرد .
اگر بخواهیم نزول دفعی را مد نظر قرار دهیم معنای آیه اینگونه می شود که پیامبر اسلام به هنگام نزول تدریجی ، آگاهی و علم به کتاب داشته اند و حدیث مورد بحث با این آیه متناقض نمی باشد .
در مورد ایمان پیامبر نیز این اهل سنت هستند که اشکالاتی را بر پیامبر اکرم می گیرند و الا شیعه ایمان پیامبر را قبل از بعثت حضرت بر مبنای دین حنیف ابراهیمی می داند .
بررسی آیه هود 49 :
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا
پاسخ :
آیه فوق هم ارتباطی با مدعای آقای طباطبائی ندارد ، زیرا منظور از تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ میتواند غیب خاصی باشد و عبارت ( مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا ) به این معنا باشد که قبل بدون قران تو مطلع از آنها نبودی و هیچ مسلمانی قائل به این نیست که پیامبر اسلام قران را بر خودش نازل کرده است و همینطور قوم رسول خدا نیز قبل از آنکه آیات برایشان خوانده شود ، اطلاعی از قران نداشتند . این گونه نیست که خدا بخواهد به پیامبر و قوم او بگوید شما یکسان نمی دانستید ، یعنی خدا برای پیامبر اکرم ص و مسلمین یک حکم ندانستن صادر کرده باشد و همه در ندانستن یکی باشند .
کما اینکه فهم و برداشت ما از کلمات " ولایت " و " اطاعت " و " اولی الامر " با آقای طباطبائی ، برقعی ، قلمداران و دیگران در آیه ( يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَطيعُوا اللَّهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُم ) یکسان نمی باشد .
بدیهی است که پیامبر قبل از نزول دفعی قران ، ادعای آگاهی قران را بیان نمی کردند و مسلمین نیز قبل از آنکه پیامبر آیات الهی را بروز دهند ، مطلع از قران نبوده اند .
ادامه این بحث در بخش بعد