بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "
نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت بیست و دوم
حدیث مولود کعبه
( بخش اول )
آقای طباطبائی حدیثی را از کتاب شریف بحارالانوار در رابطه با ولادت حضرت علی علیه السلام در خانه کعبه نقل و به بررسی آن می پردازد :
" مجلسي در کتاب «بحار الانوار» روايت مفصّلي از امام صادق - عليه السلام- دربارة ولادت علي - عليه السلام- در خانة کعبه آورده است. در ضمن آن روايت ميخوانيم که پس از تولّد علي - عليه السلام- و بازگشت مادرش به خانه، حضرت محمّد - صلى الله عليه و آله و سلم- براي ديدن نوزاد تصميم گرفت به خانة ابو طالب رود و آنگاه:
«دخل رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم- فلما دخل اهتز له أمير المؤمنين -عليه السلام- و ضحک في وجهه و قال: السلام عليک يا رسول الله و رحمة الله و برکاته. ثم تنحنح بإذن الله تعالي و قال: بسم الله الرحمن الرحيم. قد أفلح المؤمنون. الذين هم في صلوتهم خاشعون. إلي آخر الآيات. فقال رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم- قد أفلحوا بک و قرء تمام الآيات إلي قوله: أولئک هم الوارثون. الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون. فقال رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم-: أنت و الله أميرهم[1] الحديث».
يعني: «رسول خدا -صلى الله عليه و آله و سلم- به خانة (ابوطالب) وارد شد و چون بدانجا قدم نهاد امير مؤمنان (که تازه تولّد يافته بود) به حرکت در آمد و در چهرة او خنديد و گفت: اي فرستادة خدا، درود و رحمت و برکات خداوند بر تو باد! سپس به اذن خداي بزرگ صدائي از سينهاش بر آورد و اين آيات را خواند: «بسم الله الرحمن الرحيم. قد افلح المؤمنون. الذين هم في صلوتهم خاشعون ....» تا پايان آيات. رسول خدا -صلى الله عليه و آله و سلم- به او فرمود: مؤمنان بسبب تو رستگار ميشوند. سپس علي -عليه السلام- تمام آيات سورة مؤمنون تا أولئک هم الوارثون. الذين يرثون الفردوس هم فيها خالدون را قرائت نمود و رسول خدا -صلى الله عليه و آله و سلم- بدو گفت: سوگند به خدا که تو امير ايشان هستي...»!
بنابر مفاد اين روايت، ده سال پيش از آن که حضرت محمّد بن عبدالله -صلى الله عليه وسلم- به نبوّت رسد و در غار حراء، قرآن بر او نازل شود، علي -عليه السلام- بهنگام نوزادي، قرآن خوانده و از آيات سورة مؤمنون آگاه بوده است! با آنکه در خود قرآن تصريح شده که پيش از وحي، نه پيامبر از قرآن اطلاعي داشته است و نه قوم وي! چنانکه ميفرمايد:
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا(. (هود / 49)
«اينها از اخبار غيب است که بر تو وحي ميکنيم، پيش از اين، نه تو آنها را ميدانستي و نه قومت».
باز در قرآن ميفرمايد:
وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ(. (شوري / 52)
«اينچنين روحي را به فرمان خو بسوي تو با وحي فرستاديم، تو نميدانستي که کتاب چيست و نه ايمان کدامست»!.
و همچنين ميفرمايد:
وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ(. (قصص / 86)
«تو اميد نداشتي که اين کتاب بسويت فرو فرستاده شود مگر آنکه رحمت خدايت چنين کرد».
جايي که پيامبر ارجمند اسلام -صلى الله عليه و آله و سلم- پيش از بعثت و نزول روح القدس، از کتاب خدا خبر نداشت (و در غار حراء از نزول فرشتة وحي دچار دهشت شد) چگونه علي -عليه السلام- در نوزادي قرآن خوانده است؟ آيا او پيش از رسول خدا -صلى الله عليه و آله و سلم- به دريافت وحي نائل آمدهاست؟! آيا اين افسانه، از جملة اخباري نيست که غاليان براي بزرگداشت مقام امير مؤمنان -عليه السلام- ساختهاند؟! عجب آنکه در ذيل همين حديث ميخوانيم: «فلما کان من غد دخل رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم- علي فاطمة (بنت أسد) فلما بصر علي -عليه السلام- برسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم- سلم عليه و ضحک في وجهه و أشار إليه أن خذني إليک و اسقفي بما سقيتني بالأمس قال: فأخذه رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم- فقالت فاطمة: عرفه و رب الکعبة قال فلکلام فاطمة سمي ذلک اليوم يوم عرفة يعني أن أمير المؤمنين -عليه السلام- عرف رسول الله -صلى الله عليه و آله و سلم-» (بحار، ج 35، ص 38) يعني: «چون فردا فرا رسيد پيامبر خدا -صلى الله عليه و آله و سلم- دوباره بر فاطمة بنت اسد (مادر علي -عليه السلام-) وارد شد و چون چشم علي -عليه السلام- بر پيامبر -صلى الله عليه و آله و سلم- اوفتاد سلام کرد و در چهرهاش بخنديد و اشاره نمود که مرا در آغوش خود بگير و از آنچه ديروز بمن نوشاندي (يعني از آب دهانت!) امروز هم بنوشان. رسول خدا -صلى الله عليه وسلم- او بر گرفت و فاطمة بنت اسد گفت سوگند بخداي کعبه که او را شناخت! و بخاطر سخن فاطمه، آن روز را روز عرفه ناميدند! يعني امير مؤمنان -عليه السلام- پيامبر -صلى الله عليه و آله و سلم- را شناخت»!
در حالي که نزد مورّخان از جمله مسلّمات تاريخ است که روز «عرفه» پيش از تولّد علي -عليه السلام- نامگذاري شده بود و در ميان عرب مشهور و معروف بوده است.
پاسخ:
چگونه به سخن در آمدن امیر المومنین در کودکی آقای طباطبائی را متحیر کرده است ، در حالیکه قران علاوه بر حضرت عیسی ، از سخن گفتن مورچه یا هدهد و یا عفریتی از طایفه جن صحبت می کند .
با توجه به این اوصاف ، چرا آقای طباطبائی از سخن گفتن حضرت علی علیه السلام در گهواره و ولادت ایشان در کعبه و اینکه ایشان در کودکی پیامبر را شناخته است ، به حیرت افتاده اند ؟
سخن گفتن حضرت علی علیه السلام به عنوان جانشین پیامبر درحالیکه واجد اقیانوسی از مقامات و شوون الهی می باشند ، امر پیچیده و تعجب آوری نیست .
دو بیان در توضیح آیه 86 سوره قصص:
ما ذیلا دو بیان از بزرگان شیعه را در ترجمه و توضیح آیه 86 سوره قصص ذکر می کنیم و همانگونه که مشاهده می شود ، در هیچیک از دو بیان ، یاس پیامبر به رحمت الهی و جهل ایشان در مورد آیات الهی مشاهده نمی شود .
1 - تبیین تفسیر اطیب البیان پیرامون آیه شریفه ( وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ ... قصص 86 ):
در کتاب " أطيب البيان في تفسير القرآن، ج10، ص: 285" چنین آمده است :
وَ ما كُنْتَ تَرْجُوا أَنْ يُلْقى إِلَيْكَ الْكِتابُ إِلاَّ رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ فَلا تَكُونَنَّ ظَهِيراً لِلْكافِرِينَ (86)
و نبودى تو اميدوار اينكه القاء بشود بسوى تو اين كتاب قرآن مجيد مگر رحمتى بود از پروردگار تو پس پشتيبان از براى كافرين مباش.
مكررا مخصوصا در مقدمه ، مراتب نزول قرآن را بيان كردهايم كه اولين مرتبه نزول بر نور مقدس نبى اكرم بود و اخبارى در اين باب داشتيم و، شواهدى هم از قرآن بر او اقامه كرديم مثل وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ (طه آيه 113) و دارد امير المؤمنين حين ولادت سوره مؤمنون را تلاوت فرمود قَدْ أَفْلَحَ الْمُؤْمِنُونَ الايه و پيغمبر فرمود «قد افلحوا بك يا على».
مرحوم طیب نویسنده اطیب البیان در ادامه می گوید :
قران خواندن حضرت امیر علیه السلام در کودکی با مبانی اعتقادی اهل تسنن سازگاری ندارد چرا که مطابق عقيده عامه ، پيغمبر قبل از بعثت جاهل به قران بوده و العياذ بالله به دين اسلام نبوده است " .
همانگونه که مشاهده می شود مرحوم طیب گفته اند که قران دو نزول دارد و ما اضافه می کنیم که اقل مطلب بر این است که بین شیعه و سنی دو نظریه برای نزول قران وجود دارد : نزول دفعی و تدریجی . البته ما در کیفیت این نزول بحثی نمی کنیم و بر مبنای دو نزول داشتن قران ( نزول دفعی بر سینه مبارک رسول خاتم (ص) و نزول تدریجی در طول سالهای بعثت )، هیچ اشکالی ندارد که پیامبر بر مبنای نزول تدریجی قران ، به تمامی آیات قران ،از قبل عالم بوده باشند. زمانی هم که پیامبر به قران قبل از بعثت عالم باشند ، یعنی قران تحقق داشته باشد ، دیگر اشکالی ندارد آیات قران را که تحقق دارد بر زبان امیرالمومنین که وصی آن پیامبر است ، جاری کند. پس بنا بر این ، روایت مورد بحث و القاء آیات بر امیرالمومنین علیه السلام در کودکی هیچ استبعاد عقلی و قرانی نخواهد داشت . مرحوم علامه طباطبائی هم به بعضی از آیات قران برای نزول دفعی داشتن آن استشهاد کرده اند .
آقای مصطفی طباطبائی بدون اثبات یک نزول داشتن قران ( نزول تدریجی ) ، در مقام رد حدیث ولادت علی علیه السلام بر آمده است ،که این خود محل اختلاف و آغاز کلام است .
وقتی هم که قران دو نزول داشته باشد ، آیه ( وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ قصص / 86) اینگونه ترجمه می شود :
تو در نزول تدریجی آیه فوق ، فقط به رحمت خداوند امید داشتی .
الکتاب در آیه فوق هم می تواند قرینه باشد بر اینکه منظور از کتاب جزء آن است ، نه تمام آن .
اگر هم بخواهیم هردو معنا را برای " الکتاب " ( کل قران یا جزء قران ) محتمل بدانیم و اصرار بر یکی از دو معنا نکنیم ، اینجا خود محل کلام خواهد بود و آقای طباطبائی نمی توانند معنای کل کتاب و نزول تدریجی را فصل الخطاب بدانند ! آیه ( قد افلح المومنون ...) نیز بر مبنای نزول قبلی و دفعی داشتن قران ، می تواند در نزد پیامبر حاضر بوده و در یک مواجهه خصوصی میان پیامبر و امیرالمومنین به واسطه علم پیامبر بر زبان امیرالمومنین جاری شده باشد و بر همین اساس ،روایت فوق با قران مخالفتی ندارد ، مگر آنکه آقای طباطبائی بخواهد اثبات کند که قران نزول دفعی نداشته است ، که در اینصورت ما شما را به معتقدین علماء شیعه و سنی در موضوع دو نزول داشتن قران ارجاع میدهیم.
نویسنده کتاب تفسیر اطیب البیان سخنی از ابن عباس در رابطه با بخش اول آیه ( ما کنت ترجوا ان یلقی الیک الکتاب ) نقل می کند كه ایشان گفته اند «القران كله اياك اعنى و اسمعى يا جاره» است .مرحوم طیب برای این مدعا از تفسير على ابن ابراهيم شاهد ارائه می کند كه گفته است : «المخاطبة للنبى (ص) و المعنى للناس» . مرحوم طیب ادامه می دهند که این جواب (المخاطبة للنبى (ص) و المعنى للناس) ، مبتنى بر اينست كه: إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ را مستثناى منقطع بگيريم يعنى تو اميد نداشتى و لكن رحمت الهى مقتضى نزول شد. در این بیان مردم هستند که امیدوار نمی باشند .
البته صاحب اطیب البیان مدعای ابن عباس را نپذیرفته و توضیح می دهد که : "و ما مكرر گفتهايم كه مستثناء منقطع در قرآن نداريم ، بنا بر اين (إِلَّا رَحْمَةً مِنْ رَبِّكَ ) استثناء وصل است و معنى اين ميشود كه تو اميدت در القاء كتاب فقط به رحمت پروردگارت بود و به جاى ديگرى اميدوار نبودى."
خلاصه بیان مرحوم طیب در توضیح پیرامون آیه این است که " ای پیامبر تو در القای رحمت الهی به جای دیگری امیدوار نبودی .
ادامه این بحث در بخش بعد