بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب " نقد کتب حدیث "
نوشته مصطفی حسینی طباطبائی
قسمت بیست و یکم
حدیث آل یاسین
آقای مصطفی طباطبائی حدیثی را از کتاب «الصافي في تفسير القرآن» ذیل آیه )سَلاَمٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ(. (صافات / 130)از اصول کافی نقل و می نویسد:
" در کتاب «الصافي في تفسير القرآن» اثر «فيض کاشاني» ذيل آية: )سَلاَمٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ(. (صافات / 130) و في المعاني عن الصادق عن ابيه عن آبائه عن علي - عليه السلام- في هذه الآيه قال: يس، محمد و نحن آل يس»(1)
يعني: «در کتاب معاني الاخبار (اثر شيخ صدوق) از امام صادق از پدرش از پدرانش از علي - -عليه السلام- - دربارة اين آيه: (سلام علي آل ياسين) روايت شده که فرمود: يس، محمد -صلى الله عليه وسلم- است و آل يس، ما هستيم»!
همانگونه که ملاحظه ميشود فيض کاشاني سند روايت را از امام صادق - -عليه السلام- - اخذ نموده و تمام سند را ذکر نکرده است. اصل سند در کتاب «معاني الاخبار» بدينصورت آمده است:
«حدثنا محمد بن إبراهيم بن إسحاق الطالقاني –رضي الله عنهم- قال حدثنا أبو أحمد عبدالعزيز بن يحيي بن أحمد بن عيسي الجلودي البصري، قال حدثنا محمد بن سهل قال حدثنا الخضر بن ابي فاطمه البلخي، قال حدثنا وهب بن نافع، قال حدثنا کادح (و في بعض النسخ: قادح) عن الصادق جعفر بن محمد، عن ابيه، عن آبائه، عن علي -عليه السلام-»(2)
در اين سند، افراد مجهولي ديده ميشوند که در کتب رجال، ابداً نامي از آنها نبردهاند مانند: «خضر بن ابي فاطمه بلخي» يا کادح (قادح)! با چنين سندي البته حديث مذکور قابل اعتماد نيست بويژه که متن آن نيز مخالف با قرآن است. زيرا آنچه در سورة «صافات» آمده «سلام علي ال ياسين» است، نه «سلام علي آل ياسين»! و ال ياسين همان «إلياس پيامبر» ميباشد که آن را به دو صورت تلفظ ميکنند مانند «طور سيناء» و «طور سينين» که به هر دو شکل در قرآن کريم بکار رفته است:
وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَيْنَاء(. (مؤمنون / 20) )وَطُورِ سِينِينَ(. (تين / 2)
دليل روشن اين موضوع هم آنست که در سورة صافات ابتدا ميفرمايد: «و إن إلياس لمن المرسلين» آنگاه در آيات بعد ميخوانيم: «سلام علي إل ياسين. إنا کذلک نجزي المحسنين. إنه من عبادنا المومنين» اگر مقصود از «إل ياسين» آل محمد – صلوات الله عليهم أجمعين – بود لازم ميآمد که ضمير جمع براي آنها بکار رود (نه ضمير مفرد) و با تعبير «انهم من عبادنا المومنين» از ايشان ياد شود. اسلوب سورة صافات نيز اقتضا ميکند که مراد از «إل ياسين» همان إلياس نبي باشد زيرا اين سوره ابتدا از رسالت برخي از پيامبران سخن ميگويد و سپس دعوت توحيدي آنها را مطرح ميسازد و آنگاه بر آن پيامبر، درود ميفرستد. هيچ دليلي ندارد که چون به «الياس پيامبر» ميرسد، شيوة مزبور را نقض کند و پس از ذکر الياس، به آل محمد -صلى الله عليه وسلم- درود فرستد!
پاسخ :
آقای طباطبائی می نویسد :
"در اين سند، افراد مجهولي ديده ميشوند که در کتب رجال، ابداً نامي از آنها نبردهاند مانند: «خضر بن ابي فاطمه بلخي» يا کادح (قادح)! با چنين سندي البته حديث مذکور قابل اعتماد نيست "
پاسخ :
نکاتی درباره بررسی سند روایت :
در روایات متعددی قرائت آیه شریفه مورد بحث "سلام علی آل یاسین" ذکر شده است. اگر آقای طباطبائی قصد دارد این مضمون روائی را جعلی و موضوعه بداند ، نمیتواند از بررسی اسناد دیگر روایات خود داری کند، ضمن آنکه، اخبار متعددی از اهل تسنن بر این مطلب دلالت دارد که بررسی سندی آنها نیز باید مد نظر قرار گیرد. افزون بر این، چنانکه در جای خود اثبات شده است ، ضعف سند دلیل کافی بر جعلی بودن روایت نیست.
به هرحال، از آنجایی که در وجود قرائت «سلام علی آل یاسین» تردیدی نیست، نهایتا شبهه سندی نمیتواند در اصل قرائت خدشه وارد کند .
مقصود از آل یاسین آل محمد صلی الله علیه وآله می باشند :
در تفسير برهان 12 روايت در رابطه با آیه فوق نقل شده كه پنج طریق آن به امامان اهل بیت و هفت طریق آن به صحابه می رسد. نکته قابل توجه آن که در این روایات، آیه شریفه به صورت « سَلامٌ عَلى آلْياسين» خوانده شده و در ادامه این مضمون آمده است که مقصود از «یاسین»، «محمد» و مراد از «آل یاسین»، «آل محمد» است.
نظیر این روایات در مدارک اهل تسنن نیز آمده است. «یس» یکی از نامهای رسول خداست(3)، ابن عباس نقل می کند که ما آل محمد، آل یاسین ایم(3)و عمر بن خطاب نیز آیه شریفه را به صورت « سَلامٌ عَلى آلْياسين» خوانده است.
بنابراین، اینکه «یس» یکی از نامهای رسول خدا می باشد و اینکه مقصود از «آل یس» اهل بیت پیامبر هستند ، موضوعی است که در کتب شیعه و سنی نقل شده و جعلی خواندنش مردود است .
اختلاف قرائات:
دربارة قرائت « آلیاسین »؛ یعنی چگونگی خواندن و تلفظ آن، چهار قرائت میان قاریان قرآن، مطرح شده است:
الف - « سَلاَمٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ » که از جمعی از قراء نقل شده است.(4)
ب ـ « سَلاَمٌ عَلَى آلْ يَاسِينَ » که قرائت ابنعامر، نافع و رویس، از یعقوب است.
ج ـ « سَلاَمٌ عَلَى إِدْرَاسِينَ » این قرائت شاذ است و از ابن مسعود نقل شده است.
د ـ « سَلاَمٌ عَلَى الْيَاسِينَ » این قرائت از ابن محیصن و ابی رجا نقل شده که بر اساس آن « ال» از ادات تعریف بوده و همزه آن در هنگام وصل خوانده نمیشود.
دو قرائت نخست از قرائات شایع است. به گفته طبری عموم قاریان مدینه آیه را به صورت « سَلاَمٌ عَلَى آلْ يَاسِينَ » میخوانده اند(5). هنگامی که ابن حجر آیات وارده در شأن اهل بیت را مینویسد آیه فوق را به عنوان سومین آیه ذکر میکند.(5) بنابراین، از آنجاییکه « آل یاسین» جزء قرائات هفتگانه و مشهور است، از استحکام مناسبی برخوردار است و بر برخی استدلالات تفسیری بر آن حکومت میکند. از این رو، سخن آقای طباطبایی که میگوید:
"متن آن [آل یاسین] نيز مخالف با قرآن است. زيرا آنچه در سورة «صافات» آمده «سلام علي ال ياسين» است، نه «سلام علي آل ياسين"
ناشی از جهل و یا کم لطفی ایشان به قرائت مذکور است؛ چرا که در اختلاف قرائت نمیتوان به مخالفت با قرآن (یعنی قرائت مورد نظر آقای طباطبایی) استناد کرد.
آقای طباطبایی در ادامه مینویسد:
"و «ال ياسين» همان «إلياس پيامبر» ميباشد که آن را به دو صورت تلفظ ميکنند مانند «طور سيناء» و «طور سينين» که به هر دو شکل در قرآن کريم بکار رفته است."
اين نكته را برخي از مفسران پیشین گفتهاند، اما حتی اگر این سخن درست هم باشد، مبتنی بر قرائت «إل یاسین» است و نمیتواند قرائت «آل یاسین» را رد کند. افزون بر این، اگر نام حضرت الیاس، «الیاسین» هم بوده باشد، نباید به صورت « ال یاسین» نوشته میشد، بلکه باید به صورت «الیاسین» ثبت میشد.
استناد به ضمیر «ه » در «انه»:
آقای طباطبایی در بخشی از نوشته خود بیان داشته اند:
"اگر مقصود از «إل ياسين» آل محمد – صلوات الله عليهم أجمعين – بود ،لازم ميآمد که ضمير جمع براي آنها بکار رود (نه ضمير مفرد) و با تعبير «انهم من عبادنا المومنين» از ايشان ياد شود."
پاسخ :
چنانکه دیدیم قاریان مدینه در سدههای نخست آیات شریفه را به این صورت میخوانده اند:
« سَلامٌ عَلى آل ياسينَ * إِنَّا كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنينَ * إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنينَ »
ابن عباس ضمن این که آیه را به صورت فوق میخوانده، مقصود از آل یاسین را آل محمد میدانسته است. اکنون باید پرسید آیا امثال ابن عباس آنقدر بر ادبیات عرفی زمان خویش مسلط نبوده اند که اِشکال ضمیر مفرد و جمع را بفهمند؟! این قرائات در نزد عرب از چنان قوتی برخوردار است که میتواند خود مصدر قواعد زبان عربی باشد و یا بر آنان استثنا بزند. اینکه آیا ضمیر «ه» به خود یاسین ـ یعنی رسول خدا ـ بر میگردد یا به «آل» سخن دیگری است، آنچه مهم است چنین اشکالات پیش از اینکه به روایات شیعه برگردد، ادبیات اعراب زمان وحی را مورد طعن قرار میدهند.
بررسی ضمیر مفرد در آیه :
اینکه آقای طباطبائی گفته اند باید برای " آل یاسین " ضمیر جمع بکار رود ، ناشی از ضعف اطلاعات قرانی و عدم آشنائی ایشان به ادبیات عرب می باشد .
کلمه «اهل» و «آل» اسم جمع است و ضمائری که به اسامی جمع برمی گردند میتوانند مفرد و جمع و نیز مذکر یا مؤنث به کار روند. درآیه 66 سوره نحل آمده است:
وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقيكُمْ مِمَّا في بُطُونِهِ مِنْ بَيْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبينَ
سخن در این است که واژه «انعام» جمع است و چون از ذوی العقول نیست مؤنث مجازی است، پس چرا ضمیر «ه» در «بطونه» مفرد مذکر به کار رفته است؟ آلوسی مینویسد:
ضمير بُطُونِهِ للأنعام و هو اسم جمع و اسم الجمع يجوز تذكيره و إفراده باعتبار لفظه و تأنيثه و جمعه باعتبار معناه...».(6)
ضمیر در «بطونه» به «انعام» برمی گردد و انعام اسم جمع است و جایز است ضمیری را که به اسم جمع باز میگردد به اعتبار لفظ مفرد آورد و جایز به اعتبار معنایش مؤنث و جمع آورد...
جالب آنکه قرآن در جای دیگر برای همین واژه انعام ضمیر مؤنث به کار برده است:
وَ إِنَّ لَكُمْ فِي الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقيكُمْ مِمَّا في بُطُونِها وَ لَكُمْ فيها مَنافِعُ كَثيرَةٌ وَ مِنْها تَأْكُلُونَ (مؤمنون/21)
در این خصوص ، مثالهای فراوانی میتوان ذکر کرد ، به یک مورد قرآنی دیگر اشاره میکنیم:
تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ لَها ما كَسَبَتْ وَ لَكُمْ ما كَسَبْتُمْ وَ لا تُسْئَلُونَ عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ (بقره/ 134)
در اینجا امت اسم جمع است که ظاهر لفظ آن مؤنث است و مفهوم مردم را شامل میشود. در آیه واژههای « تِلْكَ»، « خَلَتْ»، «لَها» و «كَسَبَتْ» به صورت مفرد مؤنث و « كانُوا» و «يَعْمَلُونَ» به صورت جمع مذکر به کار رفته است. این نحوه کاربرد ضمیر به دلیل اسم جمع بودن واژه «امة» است.
نتیجه آنکه بحث ادبی آقای طباطبائی در استناد به ضمیر «ه » در «انه» برای رد حدیث "آل یاسین " غیر اصولی و مردود است .
جمع بندی و خلاصه :
1.باید در بررسی سند یک روایت اسناد روایات دیگر را در نظر بگیریم ، ضمن آنکه، اخبار متعددی از اهل تسنن برمحتوای حدیث "آل یاسین" دلالت دارند. افزون بر این، ضعف سند دلیل کافی بر جعلی بودن روایت نیست.
2.از آنجا که قرائت آل یاسین جزء قرائات هفت گانه است و این گونه قرائات متواتر می باشند ، لذا کسی نباید با حربه شبهه سند بگوید این قرائت خلاف قران است .
3.قرائت "آل یاسین " و اینکه " یاسین " یکی از نامهای حضرت رسول اکرم (ص) می باشد ، در منابع اهل تسنن نیز بروشنی ذکر شده است .
4.کاربرد ضمیر مفرد برای اسامی جمع ، مرسوم ادبیات عرب و قران کریم است و لذا استناد آقای طباطبائی یه ضمیر مفرد برای مخدوش دانستن حدیث " آل یاسین " غیر قرانی است.
پاورقی ها :
1. الصافي في تفسير القرآن، ج 2، ص 433.
2. معاني الأخبار، اثر شيخ صدوق، ص 122 (متن حديث در معاني الأخبار بدينصورت آمده است: في قوله عزوجل: «سلام علي آل ياسين» قال ياسين محمد - -صلى الله عليه وسلم- - و نحن آل ياسين).!
3.التبيان في تفسير القرآن، ج8، ص 441؛ مجمع البيان في تفسير القرآن، ج8، ص 650؛ الدر المنثور في تفسير المأثور، ج5، ص 258
4. مجمعالبیان فی تفسیر القرآن، طبرسی، ج 8 ، ص 712 ؛ جامع البيان في تفسير القرآن، ج23، ص: 61
5. جامع البيان في تفسير القرآن، ج23، ص 62
6. روح المعاني في تفسير القرآن العظيم، ج7، ص: 414