بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور" نوشته سید ابوالفضل برقعی

قسمت پانزدهم

عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علی علیه السلام - (بخش نهم)

در مقاله قبل بیان داشتیم که آقای برقعی به عبارات پیشین و پسین جملات ((فَهُمْ جِيرَةٌ لَا يُجِيبُونَ دَاعِياً وَ لَا يَمْنَعُونَ ضَيْماً وَ لَا يُبَالُونَ مَنْدَبَةً )) از خطبه 110 نهج البلاغه توجهی نکرده و در ترجمه فرازهای فوق مرتکب اشتباهات عدیده شده است . همچنین توضیح دادیم که فاعل اجابت نکردن به فریاد خواهی مردگان (لَا يُجِيبُونَ دَاعِياً ) ، قبور همسایه می باشد ، نه زندگان روی زمین . و عرضه داشتیم که همسایگان سایر قبور به ندبه و فریاد تازه مردگان غیر مومن بی اعتناء هستند ، و بر خلاف ادعای آقای برقعی ، حضرت علی علیه السلام نمی خواهند بفرمایند که تازه مردگان نوحه و گریه زندگان روی زمین را نمی شنوند . همچنین توضیح دادیم که نفس آگاهی و فریاد خواهی انسانها در عالم قبر ، نشانه فهم و ادراک و حیات روح می باشد ، نه عدم علائم حیاتی .

اینک ادامه خطبه :

"إِنْ جِيدُوا لَمْ يَفْرَحُوا وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ يَقْنَطُوا جَمِيعٌ وَ هُمْ آحَادٌ وَ جِيرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ مُتَدَانُونَ لَا يَتَزَاوَرُونَ وَ قَرِيبُونَ لَا يَتَقَارَبُونَ حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ لَا يُخْشَى فَجْعُهُمْ وَ لَا يُرْجَى دَفْعُهُمْ اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً وَ بِالسَّعَةِ ضِيقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً وَبِالنُّورِ ظُلْمَةً فَجَاءُوهَا كَمَا فَارَقُوهَا حُفَاةً عُرَاةً قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ إِلَى الْحَيَاةِ الدَّائِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِيَةِ كَمَا قَالَ سُبْحَانَهُ ( كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ)"

ترجمه :

" اگر باران بر ايشان ببارد شاد نمی شوند ، و اگر تنگدستى به آنها رو آورد نوميد نمی گردند ، گرد هم آمده اند ولی تنها می باشند ، و همسايه ‏اند در حالیکه از هم دورند ، به هم نزديكند ولی به ديدار يكديگر نمى ‏روند ، و در کنار هم هستند اما به هم نزدیک نمی شوند ، بردبارانی هستند كه اختیارشان از کفشان برفته است ، نادانانی هستند که كينه شان از بین رفته است ،

از فرياد ایشان كسي ترسي ندارد ، به دفع آنها هم کسی امیدی ندارد ، روی زمین را به زیر زمین و فراخی آنرا به تنگی و آشنائی با اهل را به غربت و بی کسی تبدیل نموده اند ، همانگونه که برهنه به دنیا آمدند ، همانگونه برهنه از آن جدا گشتند ، با كردارشان از دنيا بسوى زندگانى هميشگى و سراى ابدى كوچ كردند ، چنانكه خداوند سبحان مى‏فرمايد : همچنانكه در آغاز ، خلق را ايجاد نموديم ، آنها را باز می گردانيم، و اين وعده ما است كه انجام خواهيم داد ."

توضیح :

إِنْ جِيدُوا لَمْ يَفْرَحُوا : بارش باران در دنيا ایشان را بوجد نمي اورد ، زیرا آنها از دنيا فارغ شده و سرگرم تیره بختي خودشان می باشند و به دنيا ديگر نظرندارند ، و اين مطلب ، برخلاف نظر آقای برقعی که دنیای قبر را عالم سکون و عدم علائم حیاتی می داند ، ميرساند كه مرده درون قبر دارای فهم و شعور و سرگرم مسائل زندگی جدید خودش است و لذا باران باريدن در دنيای بیرون از قبر او را به وجد نمي اورد . بار دیگر این نکته را یادآوری می کنیم که این حالات ، مخصوص افراد خارج از دایره ایمان و غیر مومنین است و ما در جای دیگر این حقیقت را بیان کرده ایم که خیرات و برکات و اعمال صالحه دنیای روی زمین و بستگان متوفی ، به سرور و شادمانی و راحتی مومن متوفی می افزاید .

وَ إِنْ قُحِطُوا لَمْ يَقْنَطُوا : قحطي هم تاثيري براي این کافرین ندارد ، زیرا اصلا ثمرات مادي دنيا هيچ تاثيري در زندگی درون قبر ایشان ندارد .

جَمِيعٌ وَ هُمْ آحَادٌ : همه مردگان در قبرستان در كنار هم ولي تك تك به سر می برند ، به دلیل اینکه بعضی مومن و بعضی كافر هستند ، و همانگونه که گفته شد ، کسی فریادرس غیر مومنین نمی باشد .

وَ جِيرَةٌ وَ هُمْ أَبْعَادٌ : ظاهرا همسايه ولي به جهاتی که در سطور پیشین گفته شد از هم دورند .

مُتَدَانُونَ لَا يَتَزَاوَرُونَ : به هم نزديك هستند ولي نمي توانند یکديگر را زيارت كنند و با هم در رفت وآمد باشند .

وَ قَرِيبُونَ لَا يَتَقَارَبُونَ : در کنار هم هستند ولي نمي توانند به هم نزديك شوند .

حُلَمَاءُ قَدْ ذَهَبَتْ أَضْغَانُهُمْ : بردباري برای کسی معنا دارد که اجازه کار دست خودش هست . اما در اینجا او اختيار ي ندارد كه بردبار باشد . اين افراد در عالم قبر صبوراني هستند كه به اجبار صبور هستند.

وَ جُهَلَاءُ قَدْ مَاتَتْ أَحْقَادُهُمْ : بی خبرانی هستند که آنقدر در قبر دچار مشكل می باشند که در فكر حسادت نيستند .

لَا يُخْشَى فَجْعُهُمْ : از فرياد ودرد و اندوه او كسي باك وترسي ندارد .

وَ لَا يُرْجَى دَفْعُهُمْ : به دفع ايشان هم کسی امیدوار نمي شود به دلیل اینکه اينها وجود دنيوي ندارند .

اسْتَبْدَلُوا بِظَهْرِ الْأَرْضِ بَطْناً وَ بِالسَّعَةِ ضِيقاً وَ بِالْأَهْلِ غُرْبَةً وَ بِالنُّورِ ظُلْمَةً : اين افرادي كه مرده اند ، روی زمین را به قبر و سعه و فراخي آن را به تنگي و همراهي اهل و عيال را به غربت و نور را به ظلمت تبدیل کرده اند و اين نشان ميدهد كه در مورد مومن بايد عكس اين مطلب باشد ، یعنی براي مومن ، داخل قبر "روضه من رياض الجنه" است .

به عبارت دیگر ، همان صله و همان آشنائي و همان نور که برای مومن در دنيا نور بوده است ، در داخل قبر نیز نیز برای مومن نور خواهد بود . اکنون جای دارد که مطلب خود را با حدیثی از پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم که امیرالمومنین علی علیه السلام آنرا نقل فرموده اند ، مزین کنیم :

عَنْ أَصْبَغَ بْنِ نُبَاتَةَ عَنْ عَلِيٍّ ع فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ قَالَ فَقَالَ لِي عَلِيٌّ بَلَى يَا أَصْبَغُ مَا سَأَلَنِي أَحَدٌ عَنْ هَذِهِ الْآيَةِ وَ لَقَدْ سَأَلْتُ النَّبِيَّ ص كَمَا سَأَلْتَنِي فَقَالَ لِي سَأَلْتُ جَبْرَئِيلَ ع عَنْهَا فَقَالَ يَا مُحَمَّدُ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ حَشَرَكَ اللَّهُ وَ أَهْلَ بَيْتِكَ وَ مَنْ يَتَوَلَّاكَ وَ شِيعَتَكَ حَتَّى يَقِفُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ تَعَالَى فَيَسْتُرُ اللَّهُ عَوْرَاتِهِمْ وَ يُؤْمِنُهُمْ مِنَ الْفَزَعِ الْأَكْبَرِ لِحُبِّهِمْ لَكَ وَ أَهْلِ بَيْتِكَ وَ لِعَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع يَا عَلِيُّ شِيعَتُكَ وَ اللَّهِ آمِنُونَ فَرِحُونَ يَشْفَعُونَ فَيُشَفَّعُونَ ثُمَّ قَرَأَ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُونَ

بحارالانوار جلد 46 صفحه 177 به نقل ا زتفسیر فرات کوفی

ترجمه :

أصبغ بن نباته از علی بن ابیطالب علیه السلام در مورد فرمایش خداوند متعال : "وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ" سوال می کند . جضرت علی علیه السلام فرمودند : ای أصبغ ! هیچ کس در مورد این آیه از من سوال نکرده بود و من نیز در مورد همین آیه از رسول خدا سوال کردم . رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به من فرمودند : من در مورد این آیه از جبرئیل پرسش کردم : جبرئیل گفت : ای محمد ! وقتی که روز قیامت بر پا شود ، خداوند تو و اهل بیت تو و کسی که بر ولایت تو باشد وپیروانت را بر می انگیزاند ، تا اینکه در پیشگاه خداوند متعال می ایستند ، پس شیعیان را می پوشاند و آنان را از فزع اکبر به واسطه محبتشان به تو و به اهل بیت تو و به علی بن ابیطالب در امان می دارد . رسول اکرم (ص) قرمودند : ای علی ! والله شیعیان تو شادمان و در امان هستند ، شفاعت می کنند و شفاعت می شوند ، سپس رسول اکرم (ص) این آیه را تلاوت فرمودند :" هیچ نسبی بین ایشان وجود ندارد و ایشان سوال نخواهند کرد ."

همانگونه که مشاهده می شود ، رسول خدا (ص) هیچ نسبی را به جز نسب اهل بیت و ولایت خودشان ، برقرار و مفید فایده نمی دانند .

ادامه توضیح خطبه :

فَجَاءُوهَا كَمَا فَارَقُوهَا حُفَاةً عُرَاةً قَدْ ظَعَنُوا عَنْهَا بِأَعْمَالِهِمْ إِلَى الْحَيَاةِ الدَّائِمَةِ وَ الدَّارِ الْبَاقِيَةِ َمَا قَالَ سُبْحَانَهُ ( كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِيدُهُ وَعْداً عَلَيْنا إِنَّا كُنَّا فاعِلِينَ) : همانگونه که برهنه خلق شدند و به دنیا آمدند ، برهنه نیز از آن جدا و وارد قبرهایشان می شوند و آنچه که با خود به سرای دیگر می برند ، اعمالشان می باشد .

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید