بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور" نوشته سید ابوالفضل برقعی
قسمت سیزدهم
عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علی علیه السلام - (بخش هفتم)
در قسمت های پیشین ، تناقض و مخالفت آشکار گفته های سید ابوالفضل برقعی را با فرمایشات حضرت امیرالمومنین علیه السلام در استشهاد به بخشی از خطبه 83 نهج البلاغه پیرامون عالم قبر و برزخ را بیان کردیم . ایشان در ((کتاب خرافات وفور در زیارات قبور)) و در ادامه ادعای خود مبنی برخالی بودن عالم قبر و برزخ از حركات حياتي و قطع ارتباط با دنيا ، به قسمتی از خطبه 110 نهج البلاغه ، استناد کرده است . ایشان در بیان این مطلب می نویسند :
و فرموده: «فهم جيرة لايجيبون داعياً ولا يمنعون ضيماً ولايبالون مندبةً، إن جيدوا لم يفرحوا، وإن قحطوا لم يقنطوا جميع وهم آحاد، وجيرة وهم أبعاد، متدانون لا يتزاورون
رفتگان همسايگاني هستند كه هرگاه آنان را بخوانند پاسخي نميدهند و ظلم و ستمي را دفع نمي كنند، و متوجه نوحه سرايي و مداحي نمي شوند، اگر در حق ايشان نيكي شود شاد نگردند، و اگر قحطي شود نااميد نمي شوند، با هم هستند در حالي كه تنها هستند و همسايه اند در حالي كه از هم دورند، به زيارت يكديگر نميروند
نقد وبررسی :
خطبه 110 نهج البلاغه در مذمت دنيا سخن می گوید . حضرت امیر علیه السلام در تحذیر دنیا می فرمایند:
أَمَّا بَعْدُ فَإِنِّي أُحَذِّرُكُمُ الدُّنْيَا فَإِنَّهَا حُلْوَةٌ خَضِرَةٌ حُفَّتْ بِالشَّهَوَاتِ وَ تَحَبَّبَتْ بِالْعَاجِلَةِ وَ رَاقَتْ بِالْقَلِيلِ
پس از حمد بر خدا و درود بر پيغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم) شما را از دنيا بر حذر مىدارم، زيرا دنيا شيرين و سبز و خرّم است، به شهوتها پيچيده شده است، و بوسيله متاعهاى زود از بين رونده اظهار دوستى مىنمايد، و به زيورهاى اندك شاد مىنمايد،
وَ تَزَيَّنَتْ بِالْغُرُورِ لَا تَدُومُ حَبْرَتُهَا وَ لَا تُؤْمَنُ فَجْعَتُهَا غَرَّارَةٌ ضَرَّارَةٌ حَائِلَةٌ زَائِلَةٌ نَافِدَةٌ بَائِدَةٌ أَكَّالَةٌ غَوَّالَةٌ
و براى فريب خويش را آرايش نموده ، شادى آن پايدار نيست، و از درد و اندوهش آسوده نمىبايد گشت، بسيار فريبنده و زيان رساننده است، تغيير دهنده حالات است ، نابود و تباه مىگردد، شكمخوارهاى است كه هلاك مىنمايد
لَا تَعْدُو إِذَا تَنَاهَتْ إِلَى أُمْنِيَّةِ أَهْلِ الرَّغْبَةِ فِيهَا وَ الرِّضَاءِ بِهَا أَنْ تَكُونَ كَمَا قَالَ اللَّهُ تَعَالَى : ( كَماءٍ أَنْزَلْناهُ مِنَ السَّماءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَباتُ الْأَرْضِ فَأَصْبَحَ هَشِيماً تَذْرُوهُ الرِّياحُ وَ كانَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ مُقْتَدِراً)
زمانيكه آرزوى راغبين بدنيا كه بآن خوشنود هستند به نهايت رسيد دنيا از اينكه مىباشد تجاوز نمىكند ، همچنانكه خداوند تعالى (در قرآن كريم در سوره کهف آیه 45) مىفرمايد:
َ (مثل حیات دنیا) مانند آبى است كه از آسمان فرستاديم، پس گیاهان زمین با آن آميخته شدند پس آن گیاهان بامداد خشك گرديد به قسمى كه بادها آنرا پراكنده مىسازند، و خداوند بر همه چيز قادر و توانا است))
حضرت مولی الموحدین علیه السلام در ادامه خطبه ، بسیار محکم و بلیغ و رسا و ادیبانه از دنیا و خصوصیات آن یاد می کنند ، و بر خواننده محترم بدیهی و مبرهن است که نه تنها اینگونه جملات و کلمات را از هیچ کسی به جز خاندان وحی نمی توان سراغ گرفت و فقط زیبنده حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام و فرزندان معصومش می باشد ، بلکه خود بهترین گواه بر حجت خدا بودن آنان است.
حضرتش از موقعیت دنیا به عنوان گريه گلوگير یاد کرده ، بارش پی در پی ابرهای بلا را هشدار می دهند ، از به هم آمیختگی خوشی با اندوه ، شیرینی با تلخی ، زندگی با مرگ ، تندرستی با بیماری و ثروت با تهیدستی در دنیا سخن می گویند ، و نیز متذکر تلخی و عداوت و خوف و رنج و فریب دنیا می شوند ، یادآور کوچکی و ذلت و زوال دنیا می شوند ، عبرت آموزی از آثار و آرزوها و جمعیت و لشگرهای گذشتگان را بیان می فرمایند .
حضرت علی علیه السلام پس از تذکرات و هشدارها در رابطه با نزدیک بودن مرگ و یادآوری اینکه تقوی بهترین توشه آخرت می باشد ، به بحث جدائی از دنیا و روانه شدن انسان به سوی قبر می پردازند :
حَتَّى ظَعَنُوا عَنْهَا لِفِرَاقِ الْأَبَدِ
تا اينكه از آن براى هميشه جدا گشته و كوچ كردند
دقت شود که حضرت (مردن) را خوابيدن و بيهوش شدن نمی دانند ، بلکه آنرا به (کوچ کردن ) تشبیه می کنند . بدیهی است تفاوت کوچ کردن با خوابیدن ، فاصله زمین تا آسمان است . در سفر و کوچ ، حیات و آگاهی مشاهده می شود ، نه بی خبری و عدم علائم حیاتی ، که مورد ادعای آقای برقعی است .
وَ هَلْ زَوَّدَتْهُمْ إِلَّا السَّغَبَ َوْ أَحَلَّتْهُمْ إِلَّا الضَّنْكَ أَوْ نَوَّرَتْ لَهُمْ إِلَّا الظُّلْمَةَ أَوْ أَعْقَبَتْهُمْ إِلَّا النَّدَامَةَ
آيا جز تنگى (گور) جائى چيزي به آنها داده شده و آيا جز گرسنگى توشهاى و جز تنگى (گور) جائى و جز تاريكى (قبر) نورى بايشان داد يا در پى آنان جز پشيمانى سختيهاشان را تدارك نمود
جای بسی حیرت و تعجب است که چگونه آقای برقعی این همه صراحت و وضوح در کلام امیر المومنین علیه السلام را برای حیات و درک و شعور در عالم قبر ندیده و از بی حرکتی و عدم آثار حیاتی در قبر سخن گفته است ؟! چرا ایشان به فضای صحبت امیر مومنان علیه السلام در تمام خطبه و عبارات پیشین و پسین مورد استشهاد خود توجهی نکرده است ؟ احساس تنگی قبر و تاریکی و پشیمانی برای جسد مرده ای که فهم و شعور ندارد ، چگونه توجیه می شود؟ آیا این احساسات ناشی از علائم حیاتی می باشد ویا بی خبری و عدم تحرک ؟
اگر به سخنان حضرت علی علیه السلام دقت کنیم ، واضح می شود که آثار حیاتی ذکر شده ، علیرغم مرده بودن جسم در قبر ، بر روح انسان که توجه به قبر و بدن خود دارد ، مترتب است و این روح به هويت قبر خود نظر دارد .
حضرت امیر علیه السلام پس از بیان حالات برزخ و عالم قبر ، مردم را مور خطاب قرار می دهند :
أَ فَهَذِهِ تُؤْثِرُونَ أَمْ إِلَيْهَا تَطْمَئِنُّونَ اَمْ عَلَيْهَا تَحْرِصُونَ
آيا چنين دنيا ئی را اختيار مىكنيد يا حرص آن را ميزنيد
فَبِئْسَتِ الدَّارُ لِمَنْ لَمْ يَتَّهِمْهَا وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا عَلَى وَجَلٍ مِنْهَا
بد سرائى است براى كسيكه بآن بد گمان نبوده و هنگام اقامت در آن از خطرش خوف و ترس نداشته است
فَاعْلَمُوا وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ بِأَنَّكُمْ تَارِكُوهَا وَ ظَاعِنُونَ عَنْهَا وَ اتَّعِظُوا فِيهَا بِالَّذِينَ قَالُوا (مَنْ أَشَدُّ مِنَّا قُوَّةً)
پس بدانيد ، و خودتان هم مىدانيد ، که دنيا را ترك گفته از آن كوچ خواهيد نمود و موعظه کنید در دنیا کسانی را که می گفتند : ( چه کسی از ما قوی تر است ؟ )
ما قبلا توضیح دادیم که حضرت امیر علیه السلام کلمه ( کوچ کردن ) را برای انتقال به دنیای برزخ و قبر به کار برده است و این لغت حامل معنای حیات و آگاهی و زندگی است .
در این قسمت به جملات مورد استشهاد آقای برقعی می رسیم که إن شاءالله در مقاله آینده به نقد وبررسی آن خواهیم پرداخت.