بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور" نوشته سید ابوالفضل برقعی
قسمت هفتم
عالم قبر و برزخ در سخنان حضرت علی علیه السلام - (بخش دوم)
در مقاله پیشین ادعای آقای سید ابوالفضل برقعی در زمینه عدم آثار حیاتی و زندگی در عالم برزخ را مردود دانسته و با استناد به فرازهائی از فرمایشات حضرت مولی الموحدین در خطبه 83 نهج البلاغه بیان کردیم که حالات و علائم حیاتی از قبیل انس ، وحشت ، اطمینان ، فریادخواهی ، احساس تنگی قبر و تکلم بر زندگی اهالی قبور در عالم برزخ حاکم است . اینک ادامه مطلب :
امیرالمومنین علی علیه السلام در ادامه فرمایشات خود از احوال و رفتار مردم در دنیا و مهلتی که داشته اند و توصیه برای روز حساب و فرا رسیدن مرگ و چگونگی برانگیخته شدن سخن می گویند . حضرت لحظات زوال و پیری و فرارسیدن مرگ را چنین توصیف می فرمایند :
((وَ تَلَفُّتِ الِاسْتِغَاثَةِ بِنُصْرَةِ الْحَفَدَةِ وَ الْأَقْرِبَاءِ وَ الْأَعِزَّةِ وَ الْقُرَنَاءِ
و چشم به اطراف داشتن براى درخواست فرياد رسى و يارى جستن از خدمتگزاران وخويشان و دوستان و همسران
فَهَلْ دَفَعَتِ الْأَقَارِبُ
پس آيا خويشان دفع ميكنند؟
أَوْ نَفَعَتِ النَّوَاحِبُ
و آيا شيون آنها سودى دارد ؟))
در اینجا باید سوالی مطرح کنیم و آن این استکه : آیا شیون دوستان متوفی ، مربوط به قبل از مرگ است یا داخل قبر ؟ می توانیم با دقت در جملات بعدی از فرمایشات امام علی علیه السلام که از محله اموات و تنهایی و تنگی قبر سخن می کویند ، نتیجه گیری کنیم که توصیفات فوق مربوط به حالات روح پس از مرگ می باشد.
((وَ قَدْ غُودِرَ فِي مَحَلَّةِ الْأَمْوَاتِ رَهِيناً
در حالتى كه در گورستان به گرو داده شده
وَ فِي ضِيقِ الْمَضْجَعِ وَحِيداً
و در خوابگاه تنگ (قبر) تنها مانده است ))
چگونه كسي كه چيزي را نمي فهمد ، تنهائي در قبر را متوجه است ؟ آیا کسی که فاقد فهم و شعور است ، برایش فرقی می کند که در قبر تنها باشد يا نباشد ؟ احساس تنهائي در قبر و ترس زماني معنا دارد كه فهم وجود داشته باشد.
از فرمایش حضرت علی علیه السلام اینگونه بر می آید كه روح پس از دفن شدن بدن در قبر ، دچار تنگي و فشار است و کتاب و سنت حالات حیاتی در عالم قبر و برزخ را متعلق به روحی می داند که فهم و شعور دارد ، نه از آن جسم مرده و بی حرکت .
خواننده محترم اگر با دقت به جملات ذیل از مولای متقیان توجه کند ، در می یابد که پاره پاره شدن و پوسیدگی و محو و نابودی مربوط به بدن مرده است ، نه روح زنده .
(( قَدْ هَتَكَتِ الْهَوَامُّ جِلْدَتَهُ
گزندهها پوست تنش را پاره پاره كردند
وَ أَبْلَتِ النَّوَاهِكُ جِدَّتَهُ
و سختيها تازگى او را پوسانيد و از بين برد
وَ عَفَتِ الْعَوَاصِفُ آثَارَهُ
و بادهاى سخت آثارش را محو كرد
وَ مَحَا الْحَدَثَانُ مَعَالِمَهُ
و مصائب دوران نشانههاى او را نابود نمود
وَ صَارَتِ الْأَجْسَادُ شَحِبَةً بَعْدَ بَضَّتِهَا
و جسدها پس از طراوت و تازگى تغيير يافت
وَ الْعِظَامُ نَخِرَةً بَعْدَ قُوَّتِهَا
و استخوانها بعد از توانائى پوسيده شد ))
برای بار دیگر یادآوری می کنیم که اعتقاد شیعه بر بقا و زندگی و شنوائی و ارتباط روح در عالم برزخ و قبر استوار است.
(( وَ الْأَرْوَاحُ مُرْتَهَنَةً بِثِقَلِ أَعْبَائِهَا
و جانها در گرو بارهاى گران بماند ))
ملاحظه می کنید که در اينجا صحبت از روح است و سنگینی گناه و عمل زشت انسانها را ارواح به دوش می کشند و درک سنگینی گناه ، دائر مدار حیات و آگاهی روح است .
((مُوقِنَةً بِغَيْبِ أَنْبَائِهَا
و به اخبار غيب و ناديده يقين حاصل نمودند))
در اینجا انسان می فهمد که چه سیئاتی داشته و چه خرابکاری هائی کرده است . به این نکته دقت داریم که در این مقال ، سخن از قيامت نيست و روح در همان عالم برزخ به یقین از اخبار غیبی می رسد و نسبت به اعمال خویش معذب است .
(( لَا تُسْتَزَادُ مِنْ صَالِحِ عَمَلِهَا
زياد كردن كردار نيكو را از ايشان نمىطلبند
وَ لَا تُسْتَعْتَبُ مِنْ سَيِّئِ زَلَلِهَا
و از بدى خطاهاشان رضا و خوشنودى بدست نمىآورند
أَ وَ لَسْتُمْ أَبْنَاءَ الْقَوْمِ وَ الْآبَاءَ وَ إِخْوَانَهُمْ وَ الْأَقْرِبَاءَ
آيا شما پسران اين مردم و پدران و برادران و خويشان ايشان نيستيد
تَحْتَذُونَ أَمْثِلَتَهُمْ وَ تَرْكَبُونَ قِدَّتَهُمْ
كه از رويّه ايشان پيروى كرده بر مركب آنان سوار شده
وَ تَطَئُونَ جَادَّتَهُمْ فَالْقُلُوبُ قَاسِيَةٌ عَنْ حَظِّهَا
در راهى كه رفتهاند قدم مىنهيد پس دلها سخت است براى بدست آوردن نصيب و بهره خود))
حضرت ميفرمايند : بعدي ها هم اينگونه هستند ، يعني عبرت نمي گيرند وقلوبشان قسي است ، ولذا از مرگ پدر ومادر وبرادر و دوستانشان عبرت نمي گيرند.