بسم الله الرحمن الرحیم
بررسی و نقد کتاب "خرافات وفور در زیارات قبور" نوشته سید ابوالفضل برقعی
قسمت پنجم
آگاهی ارواح از دنیای ما
خلاصه ادعای بی دلیل :
نویسنده کتاب (( خرافات وفور در زیارات قبور )) در رابطه با حيات وممات پیامبر ( ص ) و امام ( ع ) صحبت كرده و خلاصه مدعای ایشان اين است كه ارواح انبياء و اولياء بعد ازشهادت يا وفات دربهشت برزخي و ارواح بدكاران در جهنم برزخي قرار دارند و ما به ارواح انبياء و اولياء و ائمه بعد ازشهادت و يا وفات دسترسي نداريم و ایشان از ما بی خبر هستند .
نویسنده کتاب ازصفحه 178 به بعد با استفاده از آیه شریفه ((وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ)) (154/ بقره) در صدد بر آمده است که بگوید : پیامبر و ائمه و شهداء پس از مرگ از زائر خود به هنگام زیارت آگاهي ندارند و علیرغم داشتن حيات برزخی ، از اين دنيا بي خبر هستند.
ایشان توضیح می دهند که کشته شدگان در راه خدا (( عندربهم )) یعنی نزد خدای خودشان متنعم به روزی الهی هستند.
نقد و بررسی :
آیات مورد استشهاد نویسنده دلالتی در نفی و یا اثبات آکاهی ارواح از دنیای ما ندارند :
1 - آيه مورد استشهاد و آیه دیگر ((وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلُوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)) (169/آل عمران) که اشاره بر همین مطلب دارد ، دلالتي در نفی و یا اثبات آگاهی ارواح از دنیای ما ندارد ، بلكه فقط مقام قرب معنوي شهید را می رساند .
اين گونه آيات دو نکته را یاد آوری می کنند :
I – شما به خودی خود نحوه حیات شهید را درک نمی کنید.
II – هر دو آيه فوق يك مطلب مشترك را بیان مي کنند و آن این است که شهداء مرده نیستند و علیرغم مرگ ظاهریشان زنده هستند.
روح مومن و روح کافر در بقاء مساوی هستند :
2 - به ديده قرآن ، روح شهيد و مؤمن و كافر در بقاء با هم فرقي ندارند و حتی (در غیر موارد استثنا) جسم هر سه گروه متلاشی می گردد ((وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ )) (100/ مومنون) .
قرآن در باره ارواح آل فرعون ، که در کافر بودن آنان شکی نیست ، مي فرمايد :
((النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ )) ( 46 / غافر)
ترجمه : [اينك هر] صبح و شام آتش بر آنها عرضه مىشود و روزى كه رستاخيز بر پا شود [فرياد مىرسد كه] فرعونيان را در سختترين [انواع] عذاب درآوريد
اما تاکید قرآن بر حیات شهدا و نفی موت از این گروه نشانه این است که حیات روحانی مقتولین فی سبیل الله تفاوتی ماهوی با ارواح سایر اموات دارد .و لازمه چنین حیات والائی شعور و آگاهی ویژه برای آنان می باشد .به گونه ای که فهم آن برای اکثر مردم زنده مقدور نیست .
تفاوت روح مومن با روح کافر:
پس روح فرعون و روح موسي هر دوبعد از مرگ يا شهادت از نظر بقاء وجود دارند، با این تفاوت که فرعون در جهنم برزخی و موسي در بهشت برزخی است. در اين جا مطلبی که باید مد نظر قرار گیرد این است که روح شهيد با غير شهيد ، روح مومن با غیر مومن تفاوت دارد و ما این تفاوت و چگونگی روح و زنده بودن آن را درک نمی کنیم و لذا خداوند مي فرمايد: ((و لكن لاتشعرون)).
البته ما در جای خود بیان خواهیم کرد که (( لا تعلمون )) ها و ((لا تشعرون )) های قران با اذن و عنایت الهی و با تعلیم معلمین آسمانی قران تبدیل به (( تشعرون )) و (( تعلمون )) می شوند ، و به بیان دیگر خداوند متعال از طریق وحی و احادیث در مورد چگونگی روح و زندگی ارواح مومنین به فراخور فهم مخاطبین سخن گفته است . امروزه دانش بشری نیز از طریق علوم مربوط به روح و روان پرده از گوشه ای از اسرار ارواح برداشته است .
3 - ((عند رب)) كجا است ؟
باید بگوئیم : همان گونه که (بهشت) يا (دارالسلام) عند رب هستند ، (جنات تجري) نیز عندرب می باشد . همان گونه كه اعتقاد داريم بهشت و دارالسلام وجود دارد و ما نمي دانيم كجا هستند ، شهيد هم زنده است و ما نمي دانيم كجا ست ؟
نکته ای که باید مد نظر قرار گیرد این است که : خدا همه جا هست . فردي كه در امريكا زندگي مي كند نزد خدا است ، من و شما هم كه زندگي مي كنيم عندرب هستيم .آن فرد هم كه در هند زندگي مي كند عندرب است .اما من در تهران هستم ود ر امريكا يا هند نيستم و فرد امريكايي نیز در آمريكا است و درتهران نیست . ما محدود هستيم و خدا محدود نیست . ما هر جا باشيم عند رب هستيم .
معنای قرب و بعد از خدا :
پس باید توجه کنیم که قرب وبعد ما از خداوند از نوع دوری و نزدیکی مکانی و ظاهري و جسمي نیست ، بلکه از نوع دوری و نردیکی معنوي می باشد و این مطلب مؤمن و كافر را در بر می گیرد.
پس وقتي گفته می شود شهدا (عند رب) هستند ، منظور مقام قرب خداست نه مقام مكاني .
از آنجائیکه خدا همه جا هست پس شهيد هم به اذن و قوه الهی احاطه بسیار وسیعتری از زندگی دنیائی اش به مکانها دارد و محدود کردن او به یک مکان خاص دلیل قرانی و روائی و عقلی ندارد .
تاکید الهی بر حیات ویژه شهدا و قرب معنوی آنها منطقی است که این نتیجه را بدست می دهد که ارواح شهدا از احاطه علمی بیشتری نسبت به دیگران برخوردارند و محدود کردن مکانی و علمی ارواح شهدا با ظاهر آیه ناسازگار است