بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب "درسی از ولایت" نوشته سید ابوالفضل برقعی

نویسنده : محمد شمسیانی

قسمت چهارم

 

بررسی آیه 55 سوره مائده در باب ولایت :

آيه ديگر که در رابطه با ولايت تشريعي در کتاب درسي از ولايت مطرح گرديده است همان آيه 55 سوره مائده است که به آيه ولايت معروف است :

إ ِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ

همانا فقط ولی شما خدا ورسول و مومنینی هستند که نماز بپای می دارند و در حال رکوع زکات می دهند. "

شيعيان بر اين اعتقادند که اين آيه در موضوع رهبری و زعامت امير مومنان علي عليه السلام و يا به عبارتی تمامي ائمه عليهم السلام نازل گرديده است .

ابتدا به نقد و بررسي آراء آقای برقعی در ذيل اين آيه مي پردازيم و سپس ادله خود را در باب اختصاص ولايت به افرادی خاص (ائمه اطهار عليهم السلام ) که مورد نظر اين آيه بوده است بيان مي کنيم .

نويسنده کتاب درسي از ولايت ابتدا کلمه ولي را در اين آيه به معنای دوست گرفته و سپس به تلاش برای نفي ولايت تکويني از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله دست زده است و البته يادآور مي شويم که ایشان، اين آيه را در ذيل عنوان آياتي که دلالت بر ولايت تشريعي دارند ، آورده ولي وجوه دلالت آيه بر ولايت تشريعي را ذکر نکرده است . در ادامه بعضي از جملات وی را عينا از کتاب درسي از ولايت نقل مي کنيم :

- در اين آيه ولي را مي توان به معني دوست گرفت به قرينه آيات قبل وبعد آن که قرينه اي است برای اين معني .

- اگر معني ولي غير از دوست باشد ، اينجا از تناسب مي افتد زيرا نمي توان برای کفار ولايت تکويني را اثبات و يا نفي نمود و کسي از مومنين آنان را ولي تکويني نگرفته تا خدا نهي کند.

- ضمير کم ، در « انما وليکم الله » خطاب مومنين است و مي فرمايد ولي شما و نفرموده ولي آسمانها و زمين.

نويسنده در اين آيه ، کلمه ولي را به معنای دوست گرفته و سپس بررسی دلالت آیه بر ولايت تشريعي را کنار گذاشته و به سراغ ولايت تکويني رفته است . ما معتقديم که اين آيه بر ولايت تشريعي هم دلالت دارد ، البته منطبق بر تعريفي که در قبل آوردیم . اما سوال این است : اگر آقای برقعی کلمه "ولي" را در این آیه به معنای دوست فرض کرده ،یعنی خدای متعال در این آیه اقدام به معرفی دوستان مومنین کرده است ، بدین ترتیب ولایت تشریعی پیامبر از کجای آیه نتیجه گیری شده است ؟ و جهت آوردن اين آيه به عنوان آيه ای که بر ولايت تشريعي دلالت دارد، چیست ؟

دیگرآنکه نويسنده ، ناخود آگاه ولایت تشریعی را حداقل برای عده ای از مومنین در کنار خدا ورسول اثبات نموده است واین با سایر اعتقادات آقای برقعی ناسازگار است .

البته این شدت و حدت که خدا ولایت را برای عده ای نفی و با ادات حصر برای عده ای اثبات می نماید قطعا با معنی دوستی صرف ، برای واژه "ولی" تناسب ندارد .

از همه این موارد که بگذریم خدا در این آیه می گوید " دوست شما فقط خدا و رسول و.... است "یا "ولی تشریعی شما فقط خدا و رسول و...است "نه اینکه خدا و رسول و... فقط دوست یا ولی تشریعی شما هستند که آقای برقعی ذوق کرده و عدم ولایت تکوینی رسول را نتیجه گیری کرده اند به عبارت دیگر حصر برای خدا و رسول و... است نه برای "ولی".

یعنی حداکثر آیه ، در صدد اثبات ولایت تشریعی است ونه حصر آن و نفی ولایت تکوینی .

در اینجا بد نیست که به معنای واژه "ولی " در آیه ۵۵ مائده دقت بیشتری نموده و ترجمه صحیح آیه را پیگیری کنیم :

نويسنده با استناد به آيه ۵۷ سوره مائده معتقد است خداوند مومنين را از دوستي با کفار و اهل کتاب نهي نموده است. در قبل توضيح داديم که در هيچ آیه ای از قرآن ، خدای متعال مومنين را از هر گونه رابطه دوستي با کفار به نحو مطلق منع نکرده است .برای تاکید بیشتر توجه خوانندگان محترم را به آياتي از سوره ممتحنه جلب می نماییم :

آيه ۸ سوره ممتحنه : لَّا يَنْهَئكمُ‏ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ لَمْ يُقَاتِلُوكُمْ فىِ الدِّينِ وَ لَمْ يخُرِجُوكمُ مِّن دِيَارِكُمْ أَن تَبرَّوهُمْ وَ تُقْسِطُواْ إِلَيهْمْ إِنَّ اللَّهَ يحُبُّ الْمُقْسِطِينَ

ترجمه : خدا شما را نهی نمی کند تا با آنان كه در دين قتال و دشمنى نكرده و از ديارتان بيرون ننمودند نيكى كنيد و به عدالت و انصاف رفتار نماييد، همانا خدا مردم عادل را دوست مى‏دارد.

آيه ۹: إِنَّمَا يَنهْئكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذِينَ قَاتَلُوكُمْ فىِ الدِّينِ وَ أَخْرَجُوكُم مِّن دِيَارِكُمْ وَ ظَاهَرُواْ عَلىَ إِخْرَاجِكُمْ أَن تَوَلَّوْهُمْ وَ مَن يَتَوَلهَّمْ فَأُوْلَئكَ هُمُ الظَّالِمُونَ

ترجمه: فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‏دارد كه در [كار] دين جنگ كرده و از خانه‏هايتان بيرون رانده و در بيرون‏راندنتان يكديگر را پشتیبانی كرده‏اند. و هر كس آنان را به دوستى گيرد، ازستمگران است .

به وضوح از این آیات روشن می شود که دوستی منحصر به مومنین نیست پس چگونه خدای متعال در آیه ۵۵ مائده دوستی را در مومنان محدود کرده است ؟ . در اثر همین رفتار منصفانه مومنين و بالاخص شخص پيامبر اکرم (صلي الله و عليه و آله ) با کافران غیر حربی است که حتی زنان کافران از جبهه کفار گريخته و به مومنين می پيوندند و در همین سوره ممتحنه به این واقعه اشاره شده است.

در آيه ۵۵ مائده ، مخاطب ، ضمير «کم» یعنی مسلمانان مي باشند وخدا در مقام معرفی "ولی "برای آنان است معنای "ولی "هر چه باشد نفی ولایت تکوینی برآسمان و زمین را نمی کند . همانطور که در قبل گفته شد اين رويه معقول نيست چون در اين آيه صحبتي از آسمانها و زمين نيست . پس نمي توان ولايت تکويني را زير سؤال برد. باید منظور خداوند را از الفاظ و کلماتي که در آيه ذکر شده است دريابيم نه اینکه پیشداوری نماییم.

در یافتیم که معنای کلمه «ولي» در آیه دوست نیست و سیاق مورد ادعای آقای برقعی هم موید معنای دوستی نمی باشد. برای بررسی به آیات قبل وبعد مراجعه می کنیم :

آيه ۵۱ سوره مائده : يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لَا تَتَّخِذُواْ الْيهَودَ وَ النَّصَارَى أَوْلِيَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ وَ مَن يَتَوَلهَّم مِّنكُمْ فَإِنَّهُ مِنهْمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِى الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ

ترجمه: اى اهل ايمان! يهود و نصارى را اولیاء خود نگيريد، برخی ازآنان اولیاء برخی ديگرند [و تنها به روابط ميان خود وفا دارند]. و هر كس از شما، ولایت يهود و نصارى را بپذیرد از زمره آنان است بى‏ترديد خدا گروه ستمكار را هدايت نمى‏كند.

در اين آيه خداوند ،کساني را که از يهود و نصاری "ولی " می گیرند هماننديهوديان و نصرانيان بر مي شمرد . در قبل اشاره کرديم خداوند مومنين را از دوستي با کفار و اهل کتاب منع نمي کند چرا که جدای از اصول انسانی ، در اين صورت راهي برای هدايت و دعوت آنان به اسلام باقي نمي ماند. به تفصيل به اين موضوع پرداختيم و برای مثال ،آياتي در موضوع دوستي نصرانيان و مسلمانان( مومنين) آورديم . با این وصف چگونه خداوند به مومنين خطاب مي کند که هر کس با اهل کتاب دوستی کند از آنان است برای مثال آن هنگام که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) به عيادت يک مريض يهودی رفتند، آيا مي توان گفت که پيامبر به جهت محبت ورزيدن به آن يهودی نعوذ بالله از دين خدا خارج شده و در زمره اهل کتاب قرار گرفته اند ؟ لازم به ذکر است که نويسنده کتاب درسي از ولايت در اين آيه نيز از ذکر ادامه آيه اجتناب نموده است در حالي که ادامه آيه به وضوح مقصود خداوند را آشکار مي سازد . درآيه ۳۶ سوره ابراهيم

رَبّ‏ إِنهَّنَّ أَضْلَلْنَ كَثِيرًا مِّنَ النَّاسِ فَمَن تَبِعَنىِ فَإِنَّهُ مِنىِّ وَ مَنْ عَصَانىِ فَإِنَّكَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ

ترجمه: پروردگارا، آنها بسيارى از مردم را گمراه كردند. پس هر كه از من پيروى كند، بى گمان، او از من است، و هر كه مرا نافرمانى كند، به يقين، تو آمرزنده و مهربانى.

جهت همسانی مسلمان و کافر ذکر شده و آن نیست مگر تبعیت .در اين آيه حضرت ابراهيم (ع) خطاب به پروردگار عالم مي فرمايد : خداوندا هر که از من تبعيت کند از من است و هر که از من تبعيت نکند را به مهرباني و آمرزندگي تو واگذار مي کنم . پس معلوم گرديد زمانی انسان در زمره گروهي و يا عقیده ای قرار می گيرد که از فرامين و وملزومات آن گروه و يا عقیده تبعيت کند یعنی فرد ، سرپرستي و زعامت آن گروه را بر خود لازم بداند .

آيه ۵۲ سوره مائده : فَترَى الَّذِينَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ يُسَرِعُونَ فِيهِمْ يَقُولُونَ نخَشىَ أَن تُصِيبَنَا دَائرَةٌ فَعَسىَ اللَّهُ أَن يَأْتىِ‏ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَيُصْبِحُواْ عَلىَ‏ مَا أَسرَّواْ فىِ أَنفُسِهِمْ نَادِمِينَ

ترجمه: گروهى( منافق ) را كه دلهاشان ناپاك است خواهى ديد كه در (راه دوستى) ايشان (کفار) مى‏شتابند و مى‏گويند: ما از آن مى‏ترسيم كه (در گردش روزگار) مبادا آسيبى از آنها (کفار) به ما رسد. باشد كه خدا فتحى پيش آورد و يا امرى ديگر از طرف خود، تا منافقان از آنچه (به نفاق) در دل نهان كردند سخت پشيمان شوند.

در اين آيه خداوند به منافقيني اشاره مي کند که در پیروی از کفار و اهل کتاب از يکديگر شتاب مي گيرند تا مبادا از طرف کفار آسيبي به آنان برسد . آيا اگر بنا بود که از طرف کفار آسيبي به منافقين برسد ، صرف دوستي منافقين با کفار و اهل کتاب و عدم تبعيت از مقاصد و فرامين کفار و تبعيت از دستورات خدا و پيامبر که در مغايرت کامل با اهداف و نيات آنان (کفار) بود ، منافقين را از آسيب احتمالي مصون مي داشت ؟

آيه ۵۳ : وَ يَقُولُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَ هَؤُلَاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانهِمْ إِنهَّمْ لمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسرِينَ

ترجمه: و اهل ايمان گويندآيا اينان ( منافقين ) هستند كه با جديت و مبالغه بسيار به خدا سوگند ياد مى‏كردند كه ما از شما هستيم؟! اعمالشان باطل گرديد و سخت زيانكار شدند.

مسلماً خداوند اعمال منافقين را به جهت يک دوستي ساده با کفار و اهل کتاب باطل نمي داند و آنان را زيانکار بر نمي شمرد بلکه آنان بر فرامين الهي و رسول خدا (ص ) گردن ننهادند و از کفار و اهل کتاب تبعيت نمودند .

آيه ۵۴ :يَأَيهُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ مَن يَرْتَدَّ مِنكُمْ عَن دِينِهِ فَسَوْفَ يَأْتىِ اللَّهُ بِقَوْمٍ يحُبهُّمْ وَ يحُبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلىَ الْكَافِرِينَ يجُاهِدُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ وَ لَا يخَافُونَ لَوْمَةَ لَائمٍ ذَالِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاءُ وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

ترجمه: اى گروهى كه ايمان آورده‏ايد، هر كه از شما از دين خود مُرتَد شود به زودى خدا قومى را كه دوست دارد و آنها نيز آنان خدا را دوست دارند و نسبت به مؤمنان فروتن و نسبت به كافران سرافراز و مقتدرند (به نصرت اسلام) برانگيزد كه در راه خدا جهاد كنند و (در راه دين) از نكوهش و ملامت احدى باك ندارند. اين است فضل خدا، به هر كه خواهد عطا كند و خدا را رحمت وسيع بى‏منتهاست و (به احوال همه) دانا است.

خداوند به مومنيني که ابتدا ايمان آوردند و سپس از دين خدا روی بر تافتند ( منافقين ) وعده مي دهد که قومي را برمي انگيزد که دوستدار خدا هستند و در راه دين خدا از احدی واهمه ندارند . چگونه ممکن است که يک دوستي ساده ميان مومنين واهل کتاب منجر به ارتداد مومنين از دين خدا شود ؟ پس پيداست که تولي در صورتي باعث ارتداد مي گردد که به معنای قبول سرپرستي کافران باشد .

آيه ۵۵ : إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكَوةَ وَ هُمْ رَاكِعُونَ

ترجمه : ولىّ شما، تنها خدا و پيامبر اوست و كسانى كه ايمان آورده‏اند: همان كسانى كه نماز برپا مى‏دارند و در حال ركوع زكات مى‏دهند.

در مقابل آيات قبل که خداوند منافقين را از تبعيت و پذيرفتن سرپرستي و زعامت کفار سرزنش مي کند و در صورت تبعيت از کفار و اهل کتاب ، منافقين را در زمره آنان برمي شمرد و اعمالشان را باطل مي داند ، در اين آيه خداوند اولياء مومنين را معرفی می کند که بر آنان ولايت داشته و تبعيت از فرامين آنان واجب است . یعنی خداوند تبارک و تعالي وسپس رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) و گروهي از مومنين که دارای ویژگی خاصی مي باشند .

همانطور که اشاره کرديم در مجموعه اين آيات صحبت از وجود محبت و دوستي ساده ،در ميان منافقين و کفار و اهل کتاب نیست و لذا اگر بخواهيم به سياق آيات استناد کنيم ، همانطور که در آيه ۵۱ کلمه «اولياء» معنای دوستي نمي دهد و در تمام اين آيات خداوند به نوعي منافقين را از پذيرفتن سرپرستي کفار و اهل کتاب بر حذر داشته است ، در اين آيه نيز نمي توان از معنای کلمه «ولي» دوستي را استنباط کرد و بگوييم خداوند مومنين را به دوستي با خدا و رسول و اهل ايمان توصيه نموده است .

آيه ۵۶: وَ مَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَلِبُونَ

ترجمه: و هر كس كه خدا و رسول و اهل ايمان را ولىّ و فرمانرواى خود داند (پيروز است) كه تنها لشكر خدا فاتح و غالب خواهد بود.

در اين آيه از کلمه « تولي » که به معنای قبول سرپرستی وفرمان برداری است استفاده شده و تاکيد مي کند ، آنان که از خدا و رسول و گروهي از مومنيني که ايمان آورده اند ، تبعيت مي کنند ، لشکر خدا هستند و به طور قطع پيروز اند . آيا مي توان گفت که مسلمانان ، فقط با پذیرش دوستی خدا ورسول خدا و مومنين ، در حزب خدا جای گرفته و غالب خواهند بود ؟!

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید