بسم الله الرحمن الرحیم

بررسی و نقد کتاب " بازنگری در معانی قرآننوشته مصطفی حسینی طباطبائی

قسمت اول

پیشگفتار

آقای مصطفی حسینی طباطبایی در کتاب "بازنگری در معانی قران" تلاش کرده تا به زعم خویش ،برخی اغلاط در ترجمه ها و تفسیر آیات قران را توضیح دهد.ما در سلسله نقدهای خویش نشان خواهیم داد که کتاب ایشان خود نیازمند بازنگری است و متاسفانه برخی ترجمه ها و تفسیرهای ایشان خالی از آراء پیش ساخته ، نیست یعنی همان عاملی که علت خطا شده ، خود نویسنده را وادار به تفسیر به رای نموده است . اگرچه آقای طباطبایی مدعی تفسیر آیات به وسیله یکدیگر است اما در استفاده از آیات ،گزینشی برخورد کرده و دشمنی دیرین ایشان با احادیث و باورهای شیعه در نوع نگاهشان به آیات موثر افتاده است .

نویسنده در صفحه ۷ پیشگفتار به تفاوت معنای ترجمه و تفسیر اشاره می کند و در پاورقی صفحه 8 مدعی می شود که به روش تفسیر قران به وسیله قران ،قادر است مجملات یا مبهمات را توضیح داده واز مفاهیم آیات پرده برداری نماید . حال باید دید آقای طباطبایی در این کتاب و در تفسیر " بیان معانی در کلام ربانی " تا چه اندازه بر این روش خویش پایبند است یا اینکه اتخاذ این روش تفسیری ، راهی سریع برای به انحراف کشیدن شیعیان معتقدی است که تبحر در آیات ندارند !

مصطفی طباطبایی در صفحه ۱۲ با زیرکی می نویسد : " در اینجا ممکن است پرسیده شود که چرا در تفسیر قرآن کریم صرفا به احادیث بسنده نمی کنید و تسلیم آنها نمی شوید؟ " وی با طرح سوال بدین صورت ، به طور غیرمستقیم می خواهد القاء کند که مخالف روش تفسیر قران به حدیث نیست بلکه چون اعتماد به سندیت و اعتبار احادیث ندارد به این روش تفسیری نمی پردازد . ما نشان خواهیم داد که ایشان در فهم قران به حدیث معتبر و متواتر و قطعی الصدور هم ملتزم نیست و بلکه قیاسهای باطل خویش را بر کلام نبوی ارجح دانسته و حداکثر نقل طبری را می پذیرد. جالبتر اینکه وی به قول احمد حنبل که خود اهل حدیث و ظاهرگرا است استشهاد می کند که روایات تفسیری اصلی ندارد و این سخن را معتبر می شمرد اما روایت صحیح السند و متواتر پیامبر را در تفسیر آیه تطهیر نادیده انگاشته وآن را تعمیم مصداق می نامد تا نظر خویش را بر آیه تحمیل نماید.

مصطفی طباطبایی که خود زمانی بر مشی اخباریگری بوده به خوبی می داند که روایات تفسیری بیش از آن مواردی است که در تفاسیر روایی ذکر شده و بزرگان شیعه تنها بر اساس سند به نقد و طرح روایات نمی پردازند بلکه متن حدیث خود معیار دیگری در اعتبار حدیث است اما خود را به تغافل زده و روش تفسیر قران به قران و تدبر در آیات را در نقطه مقابل احادیث تفسیری قرار می دهد . اما از آنجاییکه حذف کامل روایات و نادیده انگاشتن همه آنها هم واکنش مسلمین را به همراه دارد با توضیح مختصری در پاورقی صفحه ۱۴ ،روایات موثق و موافق قران را استثناء می کند . لیکن ریش و قیچی در دست خود قران شناس ماست هر جا روایت را با نظر خویش در آیه ای مخالف دید قیچی واردعمل می شود و البته قیچی ایشان در عموم موارد ریشه احادیث شیعه را درو می کند . به خواست خدا در ادامه ، موارد مذکور را با دلیل و سند نشان خواهیم داد.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید