بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی آثار و اندیشه های مصطفی حسینی طباطبائی

اختلاف مسلمانان و ادعای وحدت - قسمت پنجم

آقای طباطبایی در بخش دیگری از سخنان خود یک بحث فقهی درباره اهل کتاب مطرح می کند و می گوید:" . . . . غالبا مذاهب ما ديانت هاي ديگر را نجس وپليد ميدانند. من ميگويم مسيحيان نجس هستند يهوديان نجس هستند زرتشتيان نجس هستند بي دينان هر كس كه غير ما هستند نجس هستند یك چنين حالتي در بين افراد مسلمان هست ٠ ولي كسي كه قران را ميخواند سر انصافي در او پيدا ميشود براي اينكه قران ميگويد: وَ طَعامُ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ حِلٌّ لَكُمْ وَ طَعامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الْمُؤْمِناتِ وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنينَ غَيْرَ مُسافِحينَ يعني غذاي اهل كتاب بر شما حلال است وغذاي شما بر آنها حلال است ميتواني يك مسیحي را به منزلت دعوت كني يا دعوتش را بپذيري وهمچنين زنان پاك دامن مسلمين وزنان پاك دامن اهل كتاب بر شما حلال است اگر حق وحقوقشان را بپردازيد اين صريح قران است حالا امكان دارد كسي بگويد اينها گوشت خوك ميخورند شراب ميخورند . اين دليل نمي شود كه بگويم تمام غذاي آنها حرام ميشود كه اگر خوك بد است مسلمانان هم ميخورند. اگر اين عيب است خوب نبايد خورد حرام حرام است واين اختصاص به آنها ندارد."

در جواب ایشان می گوییم که این آیه بحث طعام را گفته ولی ذبیحه آنها را جای دیگر بیان کرده است. آنها گوسفند و گاو و گوساله خود را رو به قبله نمی کشند؛ نیت قربت نمیکنند ؛بدون بسم الله میکشند؛ با تیغ از پشت سر میکشند؛ پس بر این اساس ذبیحه آنها را نمیشود خورد. اما آن گوشت هائی که خدا نهی کرده مثل گوشت خوک آیا آن طعام آنهاست یا نه؟ (اگر فرض شود حرف آقای طباطبایی درست باشد) آیا گوشت خوک جزو طعام آنها هست یا نه ؟ آیا شراب جزو طعام آن‌ها هست یا نه ؟ گوشت خوک و قورباغه جزء طعام مسلمین نیست.

طباطبائی معتقد است که اهل کتاب چیزی مثل بسم الله دارند اما از آنجایی که آنها به اب و ابن و روح القدس قائل هستند ،مشرک می باشند. تورات هم گوشت خوک را حرام میداند پس آنها اهل کتاب نیستند نوعی مشرک هستند.

پس چنین می توان جمع بندی کرد :

1- آقای طباطبائی باید ثابت کند این ها همان اهل کتابی هستند که در قران نامشان آمده است.

2- اگر طعام اهل کتاب همان باشد که عرفاً میخورند امروزه چیز هائی میخورند که مسلمانان آنرا حرام میدانند.

3 - نزول جهان در دست یهودیان است چگونه میتوان طعام آنها را خورد.

4 - حتی طعام هر مسلمانی را هم نمیتوان خورد.ممکن است مال دزدی باشد ویا خمس و زکات مالش را نداده باشد و . .. مال او را هم نمی توان خورد .

نتیجه:

از آنجا که استرس اصلی بحث آقای طباطبایی موضوع وحدت است،باید خاطر نشان کرد که هیچکدام از مذاهب اسلامی مخالف اصل وحدت نیست حتی به این امر در آیات متعددی در قرآن تصریح شده است.از جمله:واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا (آل عمران/103) یا ایها الذین آمنواادخلوا فی السلم کافة و لا تتبعوا خطوات الشیطان انه لکم عدو مبین(بقره/208)ای کسانی که ایمان آورده اید همگی در صلح و آشتی درآیید. با این وجوداز بحث وحدت دو برداشت می توان ارائه کرد:یکی حفظ وحدت امت اسلام و دیگری حفظ دین اسلام.روشن است که در عرصه سیاسی و در برابر دشمن مشترک مسلمانان باید اتحاد خود را حفظ کنند اما این بدان معنا نیست که از تفقه در دین و کشف حقیقت سرباز زنند،در صورتی که ضرورت بحث وحدت برای حفظ دین است و نباید حفظ اصل دین را فدای حفظ وحدت امت مسلمان کرد.محور وحدت بر اساس خود قرآن و آیه اعتصام ،حبل الله است .مفسرین و محدثین فریقین ذیل آیه اعتصام،حدیث ثقلین را به عنوان تفسیر آن آورده اند که نشان می دهد محور وحدت علاوه بر قرآن،اهل بیت پیامبر را نیز شامل می شود.بنابراین ادعای آقای طباطبایی مبنی بر اینکه فقط قرآن محور وحدت می باشد بر اساس خود قران باطل است چراکه اگر چنین بود چرا در میان مسلمانان این قدر شاهد اختلاف و تفرقه هستیم در حالیکه تمام مذاهب اسلامی قرآن را قبول دارند.آقای طباطبایی چگونه می خواهد با تمسک صرف به قرآن میان مسلمین وحدت ایجاد کند؟!

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید