بسم الله الرحمن الرحیم

نقد و بررسی آثار و اندیشه های مصطفی حسینی طباطبائی

خیانت و افترا در نوشته ها

نمونه ای از خیانت و افترا در نوشته های مصطفی حسینی طباطبایی

آقای مصطفی حسینی طباطبایی شخصیتی است که در چهره بیرونی، خود را نویسنده ای توانا و روشنفکری قرانی معرفی کرده و علی الظاهر کمر همت را محکم کرده تا خرافات را از چهره دین بزداید. اگر در آثار ایشان غور کنید به سادگی در می یابید که درآن نوشته ها، مربوط و نامربوط با نوک قلم ، مکتب اهل بیت را هدف قرار داده و کینه توزی را در پوشش نقد علمی پنهان کرده است.

"قد بدت البغضاء من افواههم و ما تخفی صدورهم اکبر"

"خیانت در گزارش تاریخ" مکتوبی در پاسخ به علی دشتی و کتاب بیست و سه سال وی می باشد. مستند دشتی تاریخ طبری است اما مصطفی طباطبایی درمقدمه نقد خویش، پس از تعریض ملایمی به طبری و تاریخش فرصت را غنیمت شمرده و به تبع اسلاف خویش، شیعه مظلوم را سلاخی می کند. گویا تاوان یاوه گویی های طبری و جسارتهای دشتی را پیروان اهل بیت پیامبر ص باید بپردازند. ای کاش این زنگی مست تیغ قلم خویش را به هر سو نمی چرخانید و ساحت تحقیق و نقد را به افترا نمی آلود. مگر اعتراض ما به علی دشتی به خیانت او در گزارش تاریخ نبود؟ چه شده که ناقد توانا خود تقطیع و تحریف می کند تا در این همهمه نفی و اثبات،غاصبان و بدعت گذاران سقیفه فراموش شده و شیعیان اهل بیت عصمت و طهارت مجرم معرفی گردند. اگر عذر آورند که که ایشان از کتابی دیگر نقل کرده و خود مراجعه ننموده، قطعا برای نویسنده متتبع این نیست مگر عذر بدتر از گناه.

در مقدمه کتاب "خیانت در گزارش تاریخ" مصطفی حسینی طباطبایی می کوشد تا اثبات کند اعتقادات شیعیان درموضوع مقامات و فضایل پیامبر و اهل بیت ایشان ،غلو و مخالف قران است. وی مدعی می شود که چنین اعتقاداتی در بین متقدمین شیعه وجود نداشته و متاخرین آنها را جعل و ابداع نموده اند. به عنوان شاهد ادعا، عباراتی از مرحوم ممقانی را بدین شرح می آورد:

« چنانکه برخی از مشاهیر امامیّه به این حقیقت اشاره کرده‌اند، از جمله «ممقانی» صاحب کتاب : «تنقیح المقال فی أحوال الرّجال» که از مهمترین کتب رجال اخیر شیعة امامیّه بشمار می‌آید می‌نویسد : «إن أکثر مایعد الیوم من ضروریات المذهب فی أوصاف الإئمه علیهم السلام کان القول به معدودا فی العهد السابق من الغلو»!. (تنقیح المقال، المجلّد الأوّل، صفحة 212، چاپ سنگی) یعنی : «بیشتر أوصاف ائمّه علیهم السّلام که امروز از ضروریّات مذهب شمرده می‌شود در روزگار گذشته اعتقاد به آنها غلوّ به شمار می‌آمده است»! »

به بیان واضحتر مصطفی طباطبایی در صدد است از زبان و کلام مرحوم ممقانی نشان دهد اعتقاد به علم غیب و عصمت و ولایت تکوینی و حتی امامت منصوص و الهی ائمه مواردی است که در گذشته ایام وجود نداشته و اصالت ندارد و بعدا به مذهب شیعه افزوده گردیده است .

ما کلام مرحوم ممقانی را از تنقیح المقال آورده و ترجمه می کنیم و نشان خواهیم داد نه تنها آن مرحوم در جهت هدف نامیمون طباطبایی سخن نگفته بلکه دقیقا مخالف آن را نظر داشته اما نویسنده "خیانت در گزارش تاریخ" به جهل و یا عمد، سخن را تقطیع و مراد صاحب "تنقیح المقال" را تحریف نموده است.

ممقانی پس از بحث در مورد برخی راویان شیعه که به عنوان غالی در کتب رجال معرفی شده اند چنین می نویسد:

«و تلخیص المقال ان المتتبع النیقد یجد ان اکثر من رمی بالغلو برئ من الغلو فی الحقیقة و ان اکثر ما یعدّ الیوم من ضروریات المذهب فی اوصاف الائمة علیهم السلام کان القول به معدودا فی العهد السابق من الغلوّ و ذلک نشأ من ائمتنا حیث انهم لما وجدوا ان الشیطان دخل مع شیعتهم من هذا السبیل لاضلالهم وفأ لما حلف به من اغواء عباد الله اجمعین حذّروهم من القول فی حقهم لجملة من مراتبهم ابعادا لهم امّا هو غلوّ حقیقة فهم منعوا الشیعة من القول بجملة من شئونهم حفظا لشئون الله جلّت عظمته حیث کان اهمّ من حفظ شئونهم لانه الاصل و شئونهم فرع شئنه نشأت من قربهم لدیه و منزلتهم عنده و هذا هو الجامع بین الاخبار المثبتة لجملة من الشئون لهم و النافیة لها ثم لا یخفی علیک ان مثل الرّمی بالغلوّ فی کثرة وقوع الخطا و الاشتباه فیه من اصحابنا الرّمی بالوقف حیث عدّوا اشتغال الرّجل بالفحص عن امامه الحاضر بعد فوت الامام السابق وقفا مع ان زمان الفحص و البحث زمان العذر و لیس الوقف الا نفی امامته المتأخّر دون التوقف الا ان تقوم الحجة و یتمّ البرهان علی امامته لتکون الهدایة عن بینة دون الجزاف و انّ استوفیت ما فی التراجم و استقصیت جملة وافیة من الاخبار بان لک ما قلناه بیان الشمس فی رایعة النهار .»

ترجمه:

« و خلاصه سخن این است که انسان متتبع و دقیق در می یابد، اکثر راویانی که متهم به غلو شده اند در حقیقت از غلو برئ هستند. و همانا بیشتر آنچه که امروز در خصوص اوصاف ائمه ع از ضروریات مذهب شمرده می شود در زمان گذشته به عنوان غلو محسوب می گردید و این مطلب از جانب خود ائمه نشئت گرفته بود چراکه وقتی ایشان (ائمه) دریافتند که شیطان از این طریق بر شیعه وارد می شود تا آنان را گمراه کند زیرا (شیطان) سوگند خورده تا همه بندگان خدا را اغوا نماید لذا ائمه ع شیعیان را تحذیر داشتند تا در حق ایشان برخی از مقامات را مطرح نکنند و خود را از آن مقامات دور داشتند حال یا به این جهت بود که حقیقتا آن مراتب ، غلو بوده ( ویا اینکه آن مقامات ، غلو نبوده ولیکن) شیعیان را از بیان برخی شئونشان منع کردند تا شئون خدای عز و جل حفظ شود. چرا که حفظ شئون خدا مهمتر از شئون ایشان است و شئون خدا اصل، و شئون ائمه فرع بر شئون خداست و به جهت قرب و جایگاه ایشان در نزد خدا دارای این مقامات شده اند. و این مطلب جمع می کند میان اخباری که اثبات برخی مقامات برای ائمه می کند و اخباری که نفی می کند. پس بر تو پوشیده نیست که همانطور که در اتهام غلو، برخی اصحاب ما به خطا و اشتباه بسیار دچار شدند در اتهام وقف نیز به خطا رفتند . به طوریکه آن فردی را که پس از فوت امام سابق به دنبال جستجوی امام فعلی اش بوده متهم به وقف کرده اند در حالیکه شخص، در زمان فحص و بحث معذور است زیرا بدنبال اقامه حجت و تکمیل دلیل برای تشخیص امام است تا هدایت او مبتنی بر بینه باشد نه گزاف . و لذا چنین شخصی امام فعلی را نفی نکرده تا متهم به وقف گردد. اگر در تراجم بدقت نظر کنی و در اخبار جستجوی تام نمایی این نکات همچون خورشید در وسط روز بر تو آشکار می گردد. »

با توجه به کل متن نکات زیر به دست می آید :

۱- برخی از اصحاب ائمه و بزرگان مذهب در عهد گذشته قائل به مقامات فوق العاده برای ائمه ع بوده اند .

۲- برخی دیگر چنین مقاماتی را نفی می کردند .

۳- هر دو گروه ، به روایاتی از ائمه ع در این خصوص استشهاد کرده اند .

۴- ائمه ع در شرایطی که شیعیان ممکن بود به غلو بیفتند و از طریق اعتدال خارج شوند آن مقامات را از خود نفی کرده اند. لذا برخی روایات نافیه بدین جهت صادر شده است .

۵- اتهام غلو به بسیاری از گروه اول از اصحاب نابجا و ناشی از عدم درک صحیح روایات بوده است.

۶- در رابطه با اتهام وقف نیز نسبت به برخی اصحاب چنین اشتباهی صورت گرفته است .

حال خواننده محترم شما خود قضاوت کنید، آیا مرحوم ممقانی معتقد بوده مقامات ائمه ع به کلی غلو و از مستحدثات شیعیان متاخر است؟

یا اینکه آقای مصطفی حسینی طباطبایی به آن مرحوم افترا زده وبا تقطیع کلام، دربیان منظورگوینده خیانت ورزیده است؟

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید