بسم الله الرحمن الرحیم

توحید از منظر مصطفی حسینی طباطبائی و سلفیه 

قسمت ششم

حربه تکفیر ابزار مصطفی حسینی طباطبائی در تعریف عبادت

مقدمه

در مقاله قبل از سری مقالات بررسی توحید عبادی از منظر مصطفی حسینی طباطبائی، در پی جستجوی تعریف عبادت در آثار وی بر آمدیم. واقع امر آن بود که از مکتوبات وی، بیانی که به صورت رسا و منطبق بر کتاب و سنت، عبادت الهی را تعریف کرده باشد، به دست نیامد. همچنین بیان شد که مصطفی طباطبائی صرفاً با کلی گویی و بدون مشخص نمودن معنای دقیقی از عبادت و حد و مرز آن، ذکر مصادیق و موارد خاصی را جایگزین تعریف عبادت نموده است. حال خواهیم دید وی چگونه با ادعای اینکه، عده ای عبادت را  برای غیر خدا بجا می آورند، به اعمال شیعیان حمله نموده و آنان را مشرک قلمداد می کند.  

 

 تعریفِ تعریف

تعریف در لغت به معنای شناساندن، آگاهانیدن و حقیقت امری را بیان کردن است[1]. بدین منظور دو روش عمده برای تعریف وجود دارد که اولی تعریف به حد (بیان حقیقت آن) و دومی تعریف به رسم (بیان محدوده و مرزهای آن) می باشد. قسم دیگری هم در انواع تعریف ذکر شده است و آن «تعریف به مثال» و «تعریف به تشبیه» است که در آن مصادیقی از آن مفهوم ذکر می شود تا ذهن از میان آنها به تعریفی برای تشخیص حدود و مرزهای مفهوم برسد[2]. در این شکل از تعریف ، مفهومی را که دارای شباهت با مفهوم مجهول است ولی خود آن برای فرد معلوم است و وجه شباهتش نیز روشن است، ذکر می گردد تا تصویری از مفهوم را ارائه دهد. عبارت قبل عبارتی بسیار در خور توجه می باشد. با توجه به گزارشی که از نحوه تعریف عبادت توسط مصطفی طباطبائی بیان گردید، تعریف وی یک تعریف از نوع تعریف به مثال و تشبیه است که نزد عقلآ، بایستی مثالی که جهت ارائه انتخاب می گردد، نزد مخاطب تعریف شده ، باشد. این جا دقیقاً همان جایی است که طباطبائی فن استادانه خود را برای القاء منظور خویش بر ذهن مخاطب به کار می بندد، یعنی وی تعریفی را که نزد خود برای عبادت سراغ دارد به عنوان تعریف اصلی به مخاطب القاء نموده و سپس با ارائه مثال هایی این تعریف را در ذهن وی تحکیم می بخشد .

گفتم به نیرنگ و فسون پنهان کنم ریش درون             پنهان نمی‌ماند که خون بر آستانم می‌رود

 

در مقالات قبل تشبیه و تجسیم خداوند در عقاید سلفیان گذشته و کنونی همچون ابن تیمیه و مصطفی طباطبائی بررسی گردید. اجمالاً بیان شد که خداوند متعال منزه است از اینکه وجه داشته باشد و توجه به خدا معنایی جز توجه به آیات و نشانه های وی ندارد. بر این اساس، مشخص گردید که چگونه سلفیان با تشبیه و تجسیم خداوند، از یک سو خود گرفتار شرک شده و از سوی دیگر معنای نادرستی از توحید را با فریب و نیرنگ در ذهن مخاطب القاء می کنند. اولین چیزی که در اثر این القای نادرست در ذهن مخاطب تخریب می گردد، عبادات وی است . انسانی که در گذشته عبادات خود را مطابق رضای خداوند انجام می داد، با گرفتار شدن در دام سلفیان، حال باید عباداتش را با تکلفاتی که این مکر پیشگان تلقین کرده اند به انجام رساند .

 صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد

حال اجازه دهید تا با ذکر مواردی، نشان دهیم چگونه مصطفی طباطبائی از کاه، کوه می سازد :

راهی به سوی وحدت اسلامی، ص 92-93:

همه مسلمین اتفاق نظر در توحید عبادت دارند و علمای فریقین اعتراف و اذعان کرده اند که هیچکس حق ندارد غیر خدا را بندگی کند و مجاز نیست که مراسم عبودیت، از نماز و سجده و قربانی و نذر و طواف و غیر اینها را برای کسی جز خدا معمول دارد، چنانکه اختصاص این اعمال از کتاب و سنت ثابت می شود.

« قُلْ إِنَّ صَلاَتِي وَنُسُكِي وَمَحْيَايَ وَمَمَاتِي لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ [3]» و نیز می خوانیم « فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ[4]»  و همچنین می فرماید: «طَهِّرا بَيْتِيَ لِلطَّائِفينَ وَ الْعاكِفينَ[5]» و نیز «إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا[6]» که از این آیات و امثال اینها، به روشنی معلوم میشود نماز و قربانی و طواف و عکوف و نذر، همگی اختصاصی به خدای تعالی دارند.

ذیل سوره انعام، آیه 3 [7]:

 مجدداً بحث توحید عبادت مطرح شده که در کل هستی، یگانه مقام درخور عبادت و ستایش خداست (هرچند دیگران، بنا به جهل، گرد قبر مردگان طواف کنند و از ایشان ولو از مقربین درگاه الهی باشند، حاجت طلبند، و دل به شفاعتشان سپرده، روضه خوانی و نذورات به نامشان برپا دارند و قربانیها برایشان روا دانند که اینها روی هم رفته اعمالیست که مشرکان با بت هایشان به پا داشته و از دیدگاه قرآن جملگی عبادت به شمار می رود) (بیان معانی در کلام رانانی، ج ۳ ص ۹)

ذیل سوره انعام، آیه 56[8]:

و نه تنها پیامبر، بلکه هر مسلمان متکی به قرآن، از توسل جویی به غیر خدا و دل به شفاعت بزرگان بستن و نذر و قربانی برایشان آوردن و سایر امور متشابه (که همه از اقسام عبادت بوده و اعمالیست که مشرکان عرب نسبت به بت های خود انجام می دادند) نهی شده است. ( بیان معانی در کلام راتانی، ج ۳ ص ۵۵)

ذیل سوره مائده، آیه ۷۶[9]:

عبادت به معنای بندگی است که چیزی جز توسل جستن و قربانی کردن، حاجت طلبیدن و امثال اینها نیست، چرا باید افراد اینگونه کارها را نسبت به کسانی انجام دهند که کوچکترین تأثیری در سرنوشت شان نخواهد داشت. (بیان معانی در کلام ربانی، ج ۲، ص ۶۳۴)

از این موارد که امثال آن در آثار طباطبائی کم نیست، مشخص می گردد که نگرانی مصطفی طباطبایی در امر عبادت، خواندن غیر خدا و طلب رفع حاجت از غیر، توسل و شفاعت، مسأله نذورات، زیارت قبور، سجده، طواف و قربانی بوده و به دیگر امور عبادی در بحث عبادت خیلی تأکید نمی کند، چنان که گویی مرز بین عبادت خداوند و غیر او در موارد فوق خلاصه می شود. برای مثال روی طواف و قربانی به عنوان عبادت الهی تأکید و اصرار می ورزد، اما در مورد روزه، وضو، نماز، سعی بین صفا و مروه، رمی جمرات، اداء زکات و بسیاری از مصداق عبادی دیگر در زمینه های عبادات عملی شخصی و احکام الهی در معاشرت و امور اجتماعی، اقتصادی و مکاسب و... آن گونه که در موارد فوق الذکر تأکید دارد، اصرار نمی ورزد. آیا آن کسی که وضو را آنگونه که خدا و رسول او و ائمه هدی فرموده اند، به جا نیاورده و به امر سایرین عمل کند، موافق با توحید عبادی عمل کرده است؟ آنگونه که مدعیان قرانی در بحث طواف تاکید دارند که فقط برای خداوند بجا آورده شود و در غیر این صورت شرک است، چرا در موارد دیگر از ارکان حج تأکید و اصرار ندارند؟

حقیقت امر آن است که آن مصادیقی از عبادت ، توسط مصطفی طباطبایی و همفکرانش بزرگ نمایی می شود که به زعم ایشان ، شیعه را همچون بت پرستان صدر اسلام، جلوه داده و در توحید عبادی مشرک معرفی می نماید. لذا هرجا که بحث عبادت و توحید عبادی مطرح می کند ، بدون ارائه تعریفی دقیق از عبادت ، فقط به ذکر مصادیقی از امور عبادات، به عنوان عبادت الهی می پردازد، که بتواند در آن موارد شیعه را مشرک معرفی کند. و بر همین اساس در تعریف شرک نیز، بدون ارائه تعریف دقیق شرک و حد و مرزهای آن، به ذکر مواردی از مصادیق شرک می پردازد، تا به زعم خودش راحتر بتواند شیعیان علی بن ابی طالب علیه السلام را مبتلای به شرک نشان دهد (این همان روشی است که همفکران وی در کسوت وهابیت سعودی و خلف نامشروع آن داعش پی می گیرند).

آنچه که تا بدین جا توسط مصطفی طباطبائی در تعریف عبادت مطرح گردید به طور خلاصه چنین بود :

·        با کلی گویی و بدون ارائه یک تعریف دقیق مساله ای تحت عنوان عبادت را مطرح کرد.

·        با ذکر مصادیق و مواردی خاص، این موارد را به عنوان عبادت الهی بزرگنمایی کرد.

·   با این ادعا که عده ای این مصادیق را برای غیر خدا بجای می آورند، آنان را مشرک قلمداد نمود و به زعم خویش تعریف خود از عبادت الهی را تکمیل کرده است.

البته در این وادی، فقط و فقط طباطبائی است که تلاش و مجاهده می کند، و عالمان دینی مشغول چپاول مردم و گرفتن پولهای آنان و سرگرم کردن ایشان با افسانه های عاشورایی هستند.

در مقالات آینده نشان خواهیم داد که وی چگونه برای اثبات و تثبیت چنین جایگاهی برای خود، به طور مستقیم و غیر مستقیم در پی مشرک نشان دادن شیعیان بر خواهد آمد.

[1] معین، محمد، فرهنگ فارسی، تهران: انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۰، چاپ چهارم، ج۲، ص۱۱۰۰.
[2] المنطق التعلیمی، ص 80.
[3]  الانعام، ۱۶۲
[4]  کوثر، 2
[5]  بقره، 125
[6]  مریم ، 126
[7]  هُوَ اللَّهُ فِي السَّمَاوَاتِ وَفِي الْأَرْضِ يَعْلَمُ سِرَّكُمْ وَجَهْرَكُمْ وَيَعْلَمُ مَا تَكْسِبُونَ
[8]  قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ
[9]  قُلْ أَتَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لا يَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلا نَفْعاًوَاللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید