بسم الله الرحمن الرحیم

توحید از منظر مصطفی حسینی طباطبائی و سلفیه 

قسمت پنجم

توحید عبادی و تعریف عبادت

مقدمه

مصطفی حسینی طباطبایی به تقلید از سلفیان بدون ارائه تعریفی مشخص و برآمده از کتاب و سنت در مورد «عبادت»، بر اساس نظرات شخصی، مفاهیمی را بر این واژه دینی تحمیل کرده و همان را مراد دین معرفی می کند. این در حالی است که وی هرگونه تعریف و برداشت مخالف نظر خود را باطل و گاه در حد شرک اعلام می نماید. در این سری از مقالات با جستجو در آثار مصطفی طباطبائی نشان خواهیم داد که عبادت از نظر وی چه معنایی دارد.

تعریف عبادت الهی و شرک در دیدگاه مصطفی طباطبایی

در جستجوی تعریف عبادت در آثار مصطفی طباطبائی به موارد زیر برخورد می کنیم:

·       ذیل سوره بقره، آیه [1]۲۱: حال باید پرسید، منظور از عبادت چیست؟ زمین هموار شده را عرب ارضی مُعبَد می گوید، پس اصل عبادت را می توان هموار شدن نفس انسان برای قبول فرمانهای الهی در نظر گرفت. به عبارت دیگر عبادت عملی است که روح ناهموار و بی نظم آدمی را برای رسیدن به کمال هموار می کند، و در این مقام، عبادت شامل تمام اعمالیست که انسان برای خدا انجام می دهد و منحصر به نماز و دعا و روزه نیست. (بیان معانی در کلام ربّانی، ج ۱، ص 53)

·       تفسیر طبری می گوید، طاغوت عبارت از هر غیر خدایی است که آدمی را به عبودیت خود بخواند و مرحوم شریعت سنگلجی در کتاب توحید عبادت بر اساس قرآن توضیح داده که فقط تصدیق خالقیت نیست، زیرا چنین تصوری را نسبت به بت ها، مشرکین مکه هم نداشتند، بلکه کمال ستایش به هر نوع، کمال خضوع به هر صورت و فکر و تشخیص خود را در برابر کسی تعطیل کردن و تسلیم او شدن، همه از اشکال عبودیت است. بیان معانی در کلام ربّانی، ج ۱، ص 398)

·       ذیل سوره بقره، آیه [2]34:منظور از واژه سجده در اینجا عبادت نبوده که بنا بر قرآن، در اختصاص خداست، بلکه منظور قبول قلبی و ادای احترام نسبت به خلقت جدید خداوند بوده است... گناه ابلیس از آن جهت عظیم است که علی رغم نزدیکی با خدا و رؤیت حقایقی که برای انسان مقدور نبوده است، عصیانی از نوع بشر کرده و از اطاعت خدا سرپیچید، انسانیت که هر گاه با سلاح عقل در پرتو هدایت الهی، به حقایق رسیده و اراده لازم را برای تنظیم زندگانی، بر اساس حقایقی به کار بندد، به چنان مقامی می رسد که جا دارد ملائکه در برابرش متواضع شوند. (بیان معانی در کلام ربّانی، ج ۱، ص 80)

همان طور که از مرور آثار مصطفی طباطبائی مشاهده می گردد، بیانی که به صورت رسا و منطبق بر کتاب و سنّت، عبادت الهی را مشخص کرده باشد به دست نیامد. وی یکبارعبادت را آمادگی انسان در پذیرش فرمان الهی تعریف می کند و در جای دیگر به تبعیت از شریعت سنگلجی ، عبادت را کمال ستایش و یا کمال خضوع  می نامد ضمن اینکه چنین تعاریفی معنای دقیق عبادات الهی و حد و مرز آن را تعیین نمی کند ، باید پرسید با این تعاریف کدامیک از اعمال شیعیان را می توان شرک عبادی نامید ؟! .

سه تعریف فوق تمام آن چیزی بود که مصطفی طباطبائی در تعریف عبادت بیان کرده بود. وی طبق روش مرسوم خویش در ابتدا آیاتی از کتاب الهی را آورده و سپس تفکرات خود را به عنوان تفسیر این آیات مطرح می کند تا بدین ترتیب معنای کلی عبادت روشن نماید. به جز سه تعریف فوق هر آنچه در آثار وی مشاهده می شود چیزی نیست جز مواردی که وی به عنوان مصداق عبادت و یا مصداق عدم عبادت (شرک) معرفی کرده است.  

در مقاله چهارم از سری مقالات توحید از منظر مصطفی حسینی طباطبائی و سلفیه تحت عنوان " نمونه ای از تلاش طباطبائی در تطهیر تشبیه و تجسیم در آثار ابن تیمیه" عنوان گردید که:

... مصطفی حسینی طباطبایی قطعاً و بی هیچ شک و شبهه ای، اعتقادات سلفیان علی الخصوص بزرگان آنان همچون ابن تیمیه را سرچشمه افکار و آراء خویش قرار داده است. بدیهی است به همان میزان که سلفیان مورد ادعای آقای طباطبایی معتقد به جایگاه هدایتی و علمی ائمه اطهار علیهم السلام بوده اند و خود را ملتزم به اخذ معارف از ایشان دانسته اند، مصطفی طباطبایی نیز به عنوان امام سلفیان ایران به همان اندازه پیرو ائمه اطهار علیهم السلام می باشد. ... آنچه که به وضوح بر اهل انصاف مشخص می گردد این است که سران سلفی در تمام اشکال خود ( وهابی، قرآنی و ...) در یک ویژه گی مشترک اند: اینکه اثبات نمایند نظرات آنها نیز در کنار (یا حتی فراتر از) نظر اهل بیت علیهم السلام دارای اهمیت است و مردم باید برای آنها جایگاهی قائل شده و برای جایگاه علمی ایشان کرنش نمایند. ... معنای هدایت و اصلاحی که امثال طباطبائی از آن دم می زنند در نهایت یک چیز است: توحید آنست که ما می گوییم. تفسیر قرآن آنست که ما می گوییم. مومن آنست که پیرو ما باشد و با ما باشد و مشرک کسی است که با ما مخالفت کند.

 

مصطفی طباطبائی در تعریف عبادت دقیقاً مطابق نوشته های وهابیون و سلفی ها مشی کرده است  در آینده این ادعا روشنتر و مستندتر خواهد شد .

 شایسته است در اینجا تعریفی از عبادت را از زبان حجّت الهی امام جعفر صادق علیه السلام ارائه نمائیم :

أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع‏ فِي قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِيَكُونُوا لَهُمْ عِزًّا كَلَّا سَيَكْفُرُونَ بِعِبادَتِهِمْ وَ يَكُونُونَ عَلَيْهِمْ ضِدًّا[3]- قَالَ لَيْسَ الْعِبَادَةُ هِيَ السُّجُودَ وَ الرُّكُوعَ إِنَّمَا هِيَ طَاعَةُ الرِّجَالِ مَنْ أَطَاعَ الْمَخْلُوقَ فِي مَعْصِيَةِ الْخَالِقِ فَقَدْ عَبَدَهُ.

جناب ابابصیر از  امام جعفر صادق علیه السلام در تفسیر کلام خداوند متعال : و به جاى خدا، معبودانى اختيار كردند تا براى آنان [مايه‏] عزت باشد.  نه چنين است. به زودى [آن معبودان‏] عبادت ايشان را انكار مى‏كنند و دشمن آنان مى‏گردند. فرمودند:  عبادت سجود و ركوع نيست ، بلكه همانا عبادت فرمانبرى از ديگران است؛ هركه فرمان آفريده اى را كه مخالفِ فرمان آفريدگار است، اطاعت كند بى گمان او را عبادت كرده است.

در این تعریف ،عبادت عبارت است از اطاعت مختارانه و بی قید و شرط و استقلالی  ، که با معنای لغوی عبادت هم که خضوع است سازگاری دارد زیرا لازمه اطاعت مختارانه ( و نه از سر اکراه و اجبار ) خضوع و خشوع نسبت به فرمانده است . اما امثال آقای طباطبایی که در جامعه شیعه زندگی کرده اند به جای مراجعه به سرچشمه اصلی معارف، تعاریفی را از دشمنان اهل بیت اخذ و ترویج می نمایند.

اولا صرف آمادگی برای اطاعت از کسی عبادت وی نیست ثانیا کمال ستایش و کمال خضوع نیز معیار مشخصی در حدود عبادت به دست نمی دهد زیرا برای هر کمالی می توان نحوه کاملتری ( اکمل ) فرض و تصور کرد که در اینصورت مراتب پایین تر دیگر عبادت نخواهد بود . از نقاط ضعف تعاریف ابداعی سلفی ها که بگذریم الباقی آنچه در تبیین عبادت گفته اند همگی ذکر مصادیق و موارد خاص است که در مقالات بعدی به آن خواهیم پرداخت .

 توجه به این نکته ضروری است که طباطبائی در هیچ یک از این موارد، تعریفی مبتنی بر قرآن و سنت  ارائه نکرده و تنها نظر خویش را به عنوان تعریف صحیح در نظر گرفته است. وی در عین حال به صورت کاملاً مغرضانه همین موارد را در شیعه بررسی و شیعیان را به عنوان مشرکانی که در عبادت الهی (تعریف شده طبق نظر وی) منحرف شده اند معرفی می نماید.

ادامه دارد....



[1]يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذي خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏
[2]وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ
[3] مريم 19- 81، 82.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید