بسم الله الرحمن الرحیم
خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي
قسمت یازدهم
در ماندگی مصطفی طباطبایی در فهم آیات روشن الهی
مصطفی حسینی طباطبایی در كتاب تفسیر خویش "بيان معاني در كلام رباني " ، فهم خود را از آیات قران به قلم آورده است. نامبرده بر خلاف ادعاهاي نظري خويش در آسان و روشن بودن آيات قرآن ، در بسياري از موارد در فهم اوليه آيات قرآن ، وامانده و واژه هائي از قبيل " احتمالاً" ، " ظاهراً" ، "ممكن است " ، " يا آنكه " و غيره ، را بکار گرفته است . بدتر آنکه اخیرا به تجدید نظر در تفسیر خویش پرداخته و ویرایش دیگری را وعده کرده است. باید منتظر باشیم و ببینیم به چه کیفیتی به " بازنگری در معانی در کلام ربانی " پرداخته است !
اكنون به موارد ديگري از ترجمه و تفسير آقاي طباطبائي كه حكايت از سردر گمي ايشان در فهم آيات قرآن دارد ، مي پردازيم :
13 – در تبيين آيه 90 سوره آل عمران ( إن الذين كفروا بعد ايمانهم ثم ازدادوا كفرا ) مي گويد :
(( در باره آيه فوق دو قول تفسيري هست :
1 – عده اي از جمله طبري ، معتقدند كه منظور آيه كساني است كه برخي از انبياء پيش از اسلام را انكار نموده و سپس كفر خود را با انكار پيغمبر اسلام ( ص ) افزودند ...
2 – بر پايه استدلال فوق عده اي از جمله عكرمه بن ابو جهل بنا به گزارش طبري منظور آيه را كساني دانسته اند كه پس از مسلمان شدن به كفر مي گروند ... بر پايه اين قول كه از نظر ما اصلح است ...
بيان معاني در كلام رباني ، ج 2 ، ص 128 ))
آقاي طباطبائي در تفسير بسياري از آيات قرآن همچون آيه فوق ، به جاي تفسير قرآن به قرآن و نماياندن معني قرآن از خود قرآن و پرهيز از ارجاع فهم آيات به خارج از قرآن كه ادعاي روش تفسيري اوست ، عملا به نقل نظرات مفسران ديگر پرداخته ، و سپس يك مورد را نسبت به سایرین ترجيح مي دهد ، بدون آنكه ما بقي موارد را رد كند .البته آقاي طباطبائي ، بيان أئمه اطهار عليهم السلام را در تفسير آيات – اگر وجود داشته باشد - مطرح نساخته و يا حذف كرده و يا بي نام و نشان با عنوان " بعضي از اقوال ..." كم رنگ مي كند .
14 – ذيل آيه 12 سوره مريم ( يا يحيي خذ الكتاب بقوه ...) مي نويسد :
(( مراد از " خذ الكتاب " تورات است و به احتمال ضعيف كتاب ديگري كه به خود يحيي ( ع ) وحي شد .
بيان معاني در كلام رباني ، ج 5 ، ص 301 ))
ملاحظه كنيد كه در اينجا آیا این قرآن است که خودش را تفسير مي كند يا آقاي طباطبائي در مورد قرآن نظر مي دهد ؟! آيا اين روش عملي مطابق با اصول نظري مورد ادعاي آقاي طباطبائي در مورد ترجمه و تفسير و فهم قرآن هست یا خیر ؟
بالاخره در این آیه مراد خدا از " كتاب " چيست ؟
نظر قوي و ضعيف از كجاي قرآن استخراج شده است ؟
15 – در توضيح آيه 64 سوره مائده ( قالت اليهود يد الله مغلوله ) مي گويد :
(( و گفتند دست خدا بسته است .
در تفسير اين عبارت اقوال مختلف است ، شايد معتبر ترين آنها كه با عبارات بعدي آيه نيز هماهنگي دارد آنستكه ...
بيان معاني در كلام رباني ، ج 2 ، ص 615 ))
جالب است آقاي طباطبائي مراجعه به نظرات مفسرين و انتخاب يكي از نظرات را ، تفسير قرآن به قرآن و تبيين آيات قرآن به خود قرآن مي نامد ؟! ( آن هم با لفظ شايد ! ) .
ما براي فهم دقيقتر از آيه ، فرمايش امام صادق عليه السلام را در اين باره ذكر مي كنيم :
از امام صادق ( عليه السلام ) در توضیح آیه فوق روایت شده است :
... قالوا قد فرغ من الامر فلایزید و لاینقص .
توحید صدوق، ص ۱۶۷، ح ۱، ب ۲۵;
نورالثقلین، ج ۱، ص ۶۴۹، ح ۲۷۸.
16 – در مورد آيه 39 سوره رعد ( يمحو االله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب ) مي گويد :
(( خدا هرچه خواهد محو يا اثبات كند و مادر همه كتابها نزد اوست . در توضيح و تفسير اين آيه اقوال مختلف تفسيري هست :
قول اول ، ارتباط با آيه قبل را در نظر مي گيرد كه پس از ... بنا به صلاحديد خداوند پس از هر دوره زماني شريعت جديدي جاي شريعت پيشين را گرفت ، ولي همه شرايع بر اساس شريعت مادر و ...
قول دوم ، از طبري است كه مي گويد مقصود امور تكويني طبيعت است كه به امر خدا محو و إثبات يافته ولي ...
قول سوم ، به اختيار إنسان تكيه دارد و مي گويد منظور آنست كه كتاب مشخص و نوشته شده اي براي سرنوشت هر كس نيست ...
بيان معاني در كلام رباني ، ج 4 ، ص 361 ))
تناقض در گفتار و عمل را به وضوح در اين گونه برخورد آقاي طباطبائي مشاهده مي كنيد . بنا بر نظريه آقاي طباطبائي ، اين آيه توضيح و تفسير مي خواهد و از سوي ديگر ايشان مدعي شده اند كه قرآن روشن ، آسان ، مبين و بي نياز از توضيح خارج از خويش بوده و خود قرآن خودش را تبيين كرده است ؟!
17- ذيل سوره لقمان، آیه 17 مي گويد :
(( یا بنی اقم الصلوه وامر بالمعروف و انه عن المنکر واصبر علی ما اصابک إن ذلک من عزم الامور) ...که این از امور جدی و مهم است
درباره «عزم الامور» دو قول آمده یکی آنکه کاری را گویند که خدا بر آن عزم نموده و واجبش شمرده است، قول دوم ان است که كار جدی و مهمی را گویند که مردم باید در اجرای آن، عزمی استوار داشته باشند.
بیان معانی در کلام ربانی ج9،ص152))
مگر قرآن روشن، و آسان نیست، مگر قرآن مبین خودش نیست، دو قول در تبیین " عزم الامور " از کجا آمده است ؟ مگر آقای طباطبایی در دو موضع از قول رسول خدا-صلی الله علیه و آله- تصریح نکرد: «من قال فی القرآن برأیه فاصاب الحق فقد أخطا» ( هر کس درباره قرآن به رأی خود سخن گویند هر چند کلامش به حق اصابت کند ،باز هم خطا کرده راهي به سوي وحدت اسلامي ص 12 ، تفسير بيان معاني ج 3 ص 574 )
بگذریم که وی در این مورد خاص ، خودش هم نمی داند مراد الهی ، کدام رأی است.
حال اگر سه یا چهار یا پنچ قول یا رأی در این مورد بود، آقای طباطبایی چه می کرد؟!
18- در باره سوره یاسین، آیه 35 (لیا کلوا من ثمره و ما عملته ایدیهم افلا یشکرون) مي نويسد :
(( تا از ثمره آنها – که کارکرد دستان ایشان نبود – بخورند، آیا سپاس نمي گذارند ؟ در مورد عبارت «ما عملته ایدیهم»، کار کرد دستان ایشان نبود ، دو قول تفسیری هست ، قول اول ، عبارت مزبور را به معنی نفی مي گیرد، چنانکه ما در ترجمه آورده ایم، قول دوم، کلمه «ما» را به معنای موصولی در نظر می گیرد، بدین معنا که تا از میوه های آن و کارکرد دستانشان بخورند، که در اکثر قرآن ها ، آیه شریفه بدین صورت ترجمه شده است ( تا از نتیجه فعالیت زمین و دسترنج خود بخورند ) اما با توجه به سیاق آیه که بشر را به سپاسگزاری از نعمت خدا فرا می خواند، از نظر ما معنای نفی متناسب تر است
بیان معانی در کلام ربان، ج10،ص 187))
آقای مصطفی طباطبایی با شعار بی نیازی از هر گونه توضیح خارج از قرآن در فهم آیات قرآن ، در مورد این آیه ، بر خلاف شعار خویش به سراغ اقوال تفسیری دیگران رفته و در ترجمه آیه ، دو وجه را پذیرا شده، و بنا بر نظر و رأی خویش یکی را مناسب تر معرفی کرده است، بدون آنکه در نهایت مشخص نماید که مراد خدا در این آیه چیست ؟
او اصلا توجه نکرده که :
اولا : ضمیر «ه» در «ثمره» به چه چیز باز می گردد و با لفظ «آنها» آن را ترجمه کرده است،
ثانیا : دقت ننموده که نقش «و» در آیه چیست؟
19- در باره سوره یونس، آیه 47( و لکل امه رسول فاذا جاء رسولهم قضی بینهم بالقسط...) مي نويسد :
(( و هر امتی را پیامبریست و چون رسولشان بیاید، به عدالت میانشان حکم شود و ستم نمی بینند.
طبری-چنانکه سیاق آیات نیز می نماید- می گوید آیه مربوط به قیامت است و می فرماید هر امتی رسولی دارد که در قیامت، بر پایه کتاب آسمانی آنها میانشان حکم ، می شود اما عده ای آیه را مربوط به این دنیا می دانند که چون پیامبر خدا میان قومی مبعوث شد، خدا بین مخالفان و مومنانش قضاوت خواهد کرد و...
بیان معانی در کلام ربانی،ج4،ص50))
همان گونه که ملاحظه می شود ، بر خلاف ادعای آقای مصطفی طباطبایی که مدعی است در تفسیر خویش به دنبال تفسیر قرآن به قرآن بوده و معتقد است كه قرآن به هیچ توضیح خارج از خویش نیاز ندارد ، چون در این صورت قرآن کریم به کسر بیان متهم می شود، وی در فهم و مراد این آیه ، صرفا دست به دامان بیان طبری و عده ای دیگر شده، تا قرآن را تبیین کنند . در بیان طبری معلوم نیست با چه سياق و دلیل محکمی این آیه را منسوب به قیامت کرده، و معلوم نیست عده ای دیگر که طباطبایی از آن ها تو ضیح قرآن را نقل می کند، با کدام دلیل قرآنی متوجه شده اند که فاعل فعل مجهول قضی حتما خداوند است. وی در نهایت هم نتوانسته معلوم کند که مراد و مقصود خداوند در این آیه چیست .
20- در باره سوره روم، آیه 41 ( ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس...) مي نويسد :
(( برای این آیه دو تفسیر شده است:
اول آنکه می گویند منظور آنست که فساد و تباهی (قتل، جنایت ...) همه جا را با اعمال ناشایست مردم فرا گرفته و خداوند جزای برخی از اعمالی را که انجام داده اند به مردمان می چشا ند تا...
دوم آنکه می گویند آیه شریفه ویرانی های فیزیکی چون سیل ، زلزله و طو فان و غیره را مقصود داشته و می فرماید این سوانح با اعمال مردم رابطه دارد و خداوند وقتی فساد همه جا را پر کرد این سوانح را پیش می آورد تا...
بدین ترتیب در تفسیر اول فساد های اجتماعی مراد است و در تفسیر دوم خرابی های تکوینی مراد دانسته شده و طبری بر قول اول رفته است و ما قول دوم را بنا به قرینه ای ترجیح می دهیم.
بیان معانی در کلام ربانی، ج9،ص 118))
آقای طباطبایی بدون آن که موفق شود مراد الهی را از خود قرآن استخراج کند، و به ادعای خویش که خود قرآن مبین و مفسر خودش است جامه عمل پوشاند ، دست به دامان دو تفسیر از مفسران مورد نظر خویش شده که ظاهرا طبری طرفدار قول اول و آقای طباطبایی طرفدار قول دوم است. البته بنا به قرینه ای که هرگز آن را بیان نکرده است و در نهایت مشخص نکرده كه مراد الهی کدام یک از این دو تفسیر است؟ آیا ممکن است مراد الهی ، چیز دیگری غیر از این دو تفسیر باشد؟
ادامه دارد إن شاءالله ...