بسم الله الرحمن الرحیم

خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

قسمت چهارم

طبق نظر آقای مصطفی طباطبایی ولایت فقیه مخالف قرآن است

مقدمه

در قسمت هاي پيشين، بيان كرديم كه مهمترين اثر مصطفي حسیني طباطبائي كتاب تفسير قرآن اوست كه " تفسير بيان معاني در كلام رباني " نام دارد. در اين تفسیر آقاي طباطبائي آراء سلفي مآبانه خويش را ارائه كرده است! تفسير طبري و تفاسیر ديگر مفسران اهل سنت به ویژه سلفی ها، مهمترین منابعی هستند که ایشان در تفسیر خویش از آنان بهره گرفته است. رويه شخص مذکور، جديت تام در خودداري از نقل و تبيين ائمه اطهار – عليهم السلام – ذیل آيات قرآن مي باشد.

ما فهرست برخي از عناوين مخالفت ها و ضديت هاي صريح آقاي طباطبائي با مكتب اهل البيت عليهم السلام را آوردیم و نشان داديم كه ادعاي نه شيعه و نه سني بودن ايشان، گزافه ای بیش نیست و حق آن است كه نامبرده  بیشتر یک متعصب سلفی است تا یک مسلمان لا مذهب.

در ادامه  به موارد ديگري كه بیانگر افکار سلفی و ضد شیعی آقاي طباطبائي مي باشند، اشاره مي كنيم:

 
ديدگاه طباطبائي پيرامون ولايت فقيه :

 آقاي مصطفی حسینی طباطبائي در یکی از مقالات خود  که در سال  1379 نوشته  ضدیت با ولایت فقیه را آشکار ساخته است. وی در پی اثبات این مطلب است که در دین اسلام تشکیل حکومت، مقدمه ای واجب به منظور اجراي احکام اسلام مي باشد. ايشان در تبیین دیدگاه شیعه امامیه برای تشکیل حکومت در زمان غیبت امام زمان -علیه سلام-، دیدگاه امام خمینی را تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه، مطرح نموده و  با آن که شخص ایشان (طباطبایی) امامت منصوص از جانب خداوند را قبول ندارد و وجود امام زمان - علیه السلام- و غیبت او را نیز منکر است  و همچنین مرجعیت شیعه را شخص پرستی می داند، با تمام این اوصاف برای خدشه دار كردن موضوع ولایت فقیه در زمان غیبت، کاسه داغ تر از آش شده و در بحث های تخصصی فقهای شیعه وارد می شود و می نویسد: "ولایت فقیه مورد اتفاق همه فقهای امامیه نیست ". وی با سپر قرار دادن نظر دیگر مراجع و فقهاء شیعه، به زعم خود، به ولایت فقیه حمله کرده و در اظهار نظر خود با تكيه بر دیدگاه اهل سنت می نویسد : " راه قرآنی با نظریه (ولایت مطلقه ) در دو مورد تفاوت دارد "، و با این تهمت که ولی فقیه می تواند احکام شرعی را نقض کند،‌ اصل ولایت فقیه را مخالف قرآن معرفی می نماید.

 

معرفي شيعيان به عنوان غالی  و افراط گر:

آقاي طباطبائي در یکی از مهم ترین مکتوبات خويش به نام " علي بين التقصير  والغلو " که دیدگاه سلفی و ضد شیعی وی را به صراحت هویدا می سازد، خوارج را به عنوان کوته بینان و مقصرین در حق امیر المومنین علي علیه السلام  معرفي مي كند. ايشان در اين جزوه  قائلین به امامت منصوص از جانب خدا و عصمت امیرالمومنین علیه السلام و سایر ائمه را به عنوان غالی  و افراط گر برشمرده و با مکر و شیطنت، به غاصبین حق امیرالمومنین  علیه السلام اصلا نمی پردازد. وی در مقام انکار ولایت مطلقه ائمه  علیهم السلام، به معرفی شیعیان به عنوان غالی پرداخته و مي نويسد:                      

" و اما قولهم ان علیا (ع) و اولاده، معصومین عن الزلل و الخطایا فهذا ایضا غلو و اطراء و قول بلا حجه لان رسول الله (ص) مع رفیع شانه و عظیم منزله لم یکن معصوما عن الخطا الا عند سماع الوحی و ابلاغه فکیف بالائمه من اولاد علی (ع)؟  "

اما عقیده امامیه در باره اين که علی (ع) و فرزندانش از لغزش و خطاء مصون اند، غلو و حد شکنی بی دلیل است، زیرا رسول خدا (ص) با وجود رفعت مقام و علو منزلتش،جز در اخذ و ابلاغ وحی، از سهو و خطاء مبری نبود،  تا چه رسد به فرزندان علی (ع) ؟

در جزوه مذکور، آقای طباطبایی با نفی عصمت و ارائه تاویلی نابجا از آیه تطهیر و انکار نص الهی بر امامت امیر المومنین، غصب حق الهی آن حضرت را رد کرده و آنچه در صدر اسلام رخ داده، نتیجه  مشورت شورای حل و عقد برمی شمرد.

 

تحريف قرآن در رابطه با عصمت پيامبر :  

 متعاقب عکس العمل منتقدان نسبت به آراء آقای طباطبایی، وی جزوه اي با نام  (پاسخ به شبهات ) نوشت تا اثبات کند آنچه در باب عصمت پیامبر اسلام (صلي الله عليه و آله ) و حق الهی امیرالمومنین - علیه السلام- بیان مي شود، اشتباه است.

 وی در موضوع عصمت به صراحت آورده که :

پیامبر گرامی (صلي الله عليه و آله) به اقتضای بشر بودن  گاهی دچار اشتباه و غفلت می شده، و سپس آن اشتباهات با هشدار های خداوند اصلاح می شده است.

او سپس با ذکر آیات امر به استغفار، تلویحا بر موضوع عدم عصمت رسول خدا (ص) اصرار می کند و می نویسد :

" آیا این استغفارها که  پیامبر (ص) موظف به انجام آنها شده، برای چه موضوعی بوده است ؟ "

سپس با ذکر برخی آیات متشابه، عصمت دیگر انبیا را نیز خدشه دار کرده و می نویسد :

" آری پیامبر یک بشر است و ممکن است دچار شتاب زدگی و سهو و نسیان و غفلت شود."

 و در نهایت سخن منقول از امام رضا - علیه سلام- را ( که مقصود و مراد از آن خطاب های عتاب آلود،  امت پیامبر است و نه شخص پیامبر)، دستاویزی باطل و از مقوله تاویلات فرقه ای قلمداد كرده  و کلام ثامن الحجج را به تمسخر می گیرد.

 

تحريف تاريخ: 

 در جزوه فوق الذكر با سفسطه و مغالطه و طرح موضوعات متفرقه و حاشیه ای از اصل موضوع ( غصب حق امیرالمومنین - علیه السلام- ) فرار كرده و  با آوردن برخی روایات آحاد و متشابه و نقل های تاریخی، بدون ذکری از وقایع صدر اسلام، نتیجه می گیرد که امیرالمومنین - علیه السلام- از عمل شیخین رضایت کامل داشته است. در حاليكه عدم رضايت اميرالمومنين در نهج البلاغه و ساير متون روائي و تاريخي شيعه به وضوح و در دفعات متعدد ذكر گرديده است.

 

تحريف قرآن در رابطه با شأن تبيين پيامبر :

 آقاي طباطبائي در جزوات (رفع اشتباه و دفع افتراء)، (قرآن بدون حدیث هم قابل فهم است) و (رسول خدا و تبیین آیات ) پیرامون موضوع فهم و تفسیر قرآن، اصول زیر را مطرح کرده است :

الف. همه آیات قرآن کریم همه کس فهم بوده و به توضیحی خارج از خود قرآن نیازمند نیست.

ب. پیامبر اسلام(ص) و به تبع ایشان ائمه هدی- علیهم السلام- هیچ وظیفه ای در تفسیر و توضیح آیات قرآن نداشته اند.

ج. لفظ تبیین ( لتبین للناس ) در آیه 44 سوره نحل به معنای تلاوت آشکار است و معنای توضیح و تفسیر نمی دهد لذا پیامبر شان تفسیر قرآن را ندارد.

د. وظیفه پیامبر اسلام (ص) فقط ابلاغ وحی بوده و تفسیر کل قرآن وظیفه دانشمندان امت و اهل تدبر است.

البته همين ادعاي اوليه ایشان در رابطه با فهم قرآن در خود کلامشان نقض شده زيرا آقاي طباطبائي  "  همه کس فهمی  قرآن و اينكه  به توضیح خارج از خود نیاز ندارد "را بلافاصله تخصیص زده و می گوید : " به تفسیر دانشمندان امت نیازمند است! "

نظریه " قابل  فهم بودن قرآن براي همگان " إن شاءالله به طور مبسوط در همین سلسله مقالات مورد  نقد و بررسی قرار خواهد گرفت.

 

حمله به اعتقادات شيعه در پوشش افراد ديگر :

 بخش دیگري از آرا و عقاید آقای طباطبایی در مکتوباتی به نام اشخاص حاضر در جلسات او، با املا و یا تحت اشراف مستقیم وی تدوین یافته است. این مکتوبات که حاصل تراوشات فکری شخص ایشان بوده، با نام افراد خاصی همچون فرهاد بهبهانی، غلامرضا رهنما و ديگران نوشته و تکثیر شده است. البته پوشش مذکور جرات و جسارت بیشتری به وی داده تا مستقیما به عقاید اصیل شیعه حمله ور شده و با زدن هر گونه افترا و بکارگیری روش های خصمانه در باب شرک آلود بودن اعتقادات شیعه یاوه سرایی نماید.

 در نوشته اي به نام " قرآن معيار و ميزان " و با نام غلامرضا رهنما كه طی شماره هاي 1، 2 و 3 ( تحت اشراف آقاي مصطفی طباطبائي ) به رشته تحرير در آمده، به شأن پيامبر در زمينه تبيين و تفسير قرآن حمله و عصمت و علم الهي پيامبر اكرم ( ص) و ائمه معصومين ( ع ) را انكار شده است و نيز مسأله توسل و خواندن معصومين را مورد تهاجم مستقیم قرار گرفته است.

با نام همین نویسنده نوشته ديگري به نام " فرار از بيراهه " تکثیر شد و طی آن به اعتقاد شفاعت حمله گردید، و شيعه با اعتقاد داشتن به توسل به پيامبر صلي الله عليه و آله و  ائمه معصومين عليهم السلام، مشرك خوانده شده است.

آقاي فرهاد بهبهاني نيز در نوشته هاي خود، با اشراف و املاي آقاي طباطبائي، به مباني تشيع حمله كرده و شيعه را مشرک معرفی می کند وی با مناقشه در تعداد و مصاديق اهل بيت، رد عصمت، انكار شفاعت و توسل گوی سبقت را از سایرین ربوده است.

ادامه دارد...

 

 

دیدگاه‌ها

+4 # پارسا عبدی 1394-12-24 14:46
ههههه!
>الان این مثلا نقد و رد بیانات و اظهارات گهربار علامه استاد سید مصطفی طباطبائی(ح فظه الله تعالی) بود؟!!!
>[censored ])))
>
>باشه!! کلی شادمان فرمودید!! هههه! [censored] D
>
>
>ببین بزرگوار...
>در کمال احترام ،
>الغرض....
>با خواندن متون و اظهارات شما به این نتیجه میرسیم که حالا حالا ها زمان میبره تا اینکه شما و امثال شما بتوانید افاضات دانشمندانه و قدرتمند شخصی هچون علامه روشنفکر استاد طباطبائی(ح فظه الله) را به چالش بکشید!
>
>
>بیشتر تلاش کن [censored] بیشتر تلاش کن![censor ed]
-1 # هیئت تحریریه سایت 1395-01-24 18:13
مراجعه کننده محترم، عجالتاً در این مقالات تنها به لیست کردن عقاید ایشان پرداخته ایم تا چهره نفاق آلود وی را بر همگان برملا سازیم. در آینده ای نزدیک همه این عقاید را به چالش می کشیم. در آن صورت حتماً به گریه خواهید افتاد![cen sored]
+1 # پارسا عبدی 1394-12-24 14:48
برادر عزیز؛
>پیشنهاد میکنم در مسائلی ورود نمائید که حداقلی از توان و جایگاه را داشته باشید!
>ببخشید... ولیکن [censored]
>" . . . عرصهٔ سیمرغ نه جولانگه توست! "
>
>[censored ]))))
>با تکرار سخنان نخ نما و تحریفات خنده دار امثال ورجانی و جوجه طلبه های مو سفید دیگر و یاصطلاح علمای عمامه گنده حوزه، نه تنها دستتان به جایی بند نمیشود، بلکه بیشتر افتضاح ببار می آورد!
>
>در هر صورت برای اینکه مقدمات شادی و خنده و تفرج مان را مهیا فرمودید سپاسگزاریم !!
>
>«والسلام علی من تبع الهدی»[cen sored]
+1 # هیئت تحریریه سایت 1395-01-24 18:20
فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا
>آن کسی را که شما جوجه طلبه می نامید، استاد شما دانشمند مفضال نامیده است. به نظر شما باید به سخن آقای طباطبائی خندید یا به سخن شما؟ اگر به سخن آقای طباطبائی می خندید پس توصیفاتی که در مورد ایشان کردید بی مورد است و اگر به سخن خودت می خندی که دیگر جای جوابی برای ما نیست و خود گویی و خود خندی، عجب مرد هنرمندی![c ensored]

شما مجاز به درج دیدگاه نیستید! شاید باید در سایت عضو و یا وارد شوید.