بسم الله الرحمن الرحیم

خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

قسمت دوم

روش طباطبایی! تخطئه مکتب اهل بیت است

مقدمه

در قسمت پيشين ، عرض کردیم مهمترين اثر مصطفي حسیني طباطبائي كتاب تفسير قران اوست كه در 15 قسمت و با نام " تفسير بيان معاني در كلام رباني "  تکثیر شده است . در اين تفسیر آقاي طباطبائي آراء خویش را با رویکرد سلفي و در ضدیت با مكتب اهل البيت  عليهم السلام را مطرح كرده است !

تفاسیر بزرگان اهل سنت و سلفی  به ویژه تفسیر طبری ماخذ اصلی در نگارش تفسیر " بیان معانی در کلام ربانی " بوده و در مقابل ، خودداری نویسنده در نقل روایات اهل بیت کاملا مشهود است .

بر مبنای تفسیر "بیان معانی " می توان نتیجه گیری کرد ادعاي نه شيعه و نه سني بودن طباطبایی، گزافه ای بیش نیست و حق آن است كه ايشان بیشتر یک متعصب سلفی است تا یک مسلمان لا مذهب . 

در قسمت قبل چند مورد از مخالفت هاي آقاي طباطبائي با مكتب اهل البيت عليهم السلام را متذكر شديم و در اين قسمت برخي ديگر از آن تضادها را اشاره می کنیم :

- يكسان دانستن اعتقاد به ولايت  ائمه عليهم السلام با شرك

درسوره انعام ذيل آيه 14، با زیرکی چنین القاء می کند که اعتقاد به ولايت ائمه شرک است . ملاحظه کنید :

" وليِّ  همه مسلمانان  نيز فقط خداست ، لذا هرگونه احساس و شعاري كه اطاعت مطلق و رقيت و خضوع كامل انسان را در برابر غير خدا شامل ميشود ، شرك است .....

اعتقاد توحيدي فرمان به بندگي خدا ميدهد و بنابراين با "ولي گزيني " در بين انسان ها سازگار نيست (بيان معاني دركلام رباني ،ج3ص21) [1]

 - اطاعت از انبياء را پرستش آنان مي داند

 آقاي طباطبايي ذيل آيه (يوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين اشركوا اين شركاوكم ....انعام /22) اعتقاد به وسيله و شفيع بودن پيامبر اسلام – صلي الله عليه واله – و ائمه عليهم السلام را در تقرب به خداوند ، هم رديف اعتقاد مشرکین به بت ها و پنداري پوچ معرفي كرده و اطاعت از انبيا و بزرگان ديني را به غلط، پرستش آنان قلمداد كرده است :

" آنان كه قدرت ها و عوامل عيني دنيوي مثل بت ها و مقام و ثروت و يا فرشتگان و انبياء را  همه كاره ميدانسته اند ، و يا كارشان در دنيا پرستش و ستايش بزرگان ديني ، دل به شفاعت آنان بسته بودند ، خود را در صحنه آخرت ، بي پناه احساس نموده ، تمام تكيه گاه هاي پنداري را پوچ و بي مقدار ميبيند (بيان معاني دركلام رباني ،ج 3ص25) "[2]

 -تمسخر اقوال ائمه  معصومين عليهم السلام :

 مصطفی حسینی طباطبایی درلابه لاي تفسير خویش هرجا که اقتضاء کرده به زعم خويش اقوال منقول از ائمه اطهار ع را مستقیم و غیرمستقیم مورد تمسخر قرار داده است ، براي مثال ذيل آيه  50 سوره انعام چنین می نویسد :

 " درآثار شيعه آمده است كه : عمار ساباطي از امام صادق ( عليه السلام ) پرسيد : آيا امام غيب مي دانند فرمود نه، ولي هرگاه بخواهد چيزي را بداند خدا آن را به او مي آموزد ! "

سپس با تمسخر نتيجه مي گيرد :

" يعني خداوند تابع و پيرو خواست امام است (بيان معاني دركلام رباني؛ج3ص52)"[3]

-اطلاق زيارت  مشاهد مشرفه به عنوان مصداق شرك

 مفسر قرانی!  ذيل آيه 136 انعام ، زيارت مشاهده مشرفه ائمه اطهار عليهم السلام  و ذريه آنها را معادل  شرك عبادي مشركان گرفته و افاضه می کنند :

" .... آيه به وضوح مي رساند كه مشركان ، بت هايشان را نه در  خالقيت خدا ، بلكه در عبادت او شريك ميشمرند ، كما اين كه امروز اماكن و مقابر بسياري در اين مملكت شريك عبادت خداي تعالي شده اند ...."

 

-صرف هزینه در راه امام عليه السلام را عملی مشركانه برمی شمرد

 مشارالیه در ادامه صرف هزینه در راه امام را نيز شرک می پندارد ،

" (مشركان) هيچگاه از سهم شريكان براي خدا نمي كاهند ولي به راحتي از سهم خدا براي شركاء مايه مي گذارند ، چنان كه برخي از مذهبيون اين ديار مال  و منال در راه فلان امام و امام زاده  فراوان خرج ميكنند  (بيان معاني در كلام رباني،ج3ص150) "

 

-معرفي ايران به عنوان كشور شرك و بت پرستي

 

آقاي طباطبائي ذيل آيه 138 اعراف مي گويد :

در آيه 138 سوره اعراف اشاره شده است : زماني كه خداوند بني اسرائيل را از دريا گذراند به قومي برخوردند كه بر بت هايي گرد آمده بودند ، لذا به حضرت موسي ع گفتند : اي موسي براي ما نيز الهي همچون الهه آنها  قرار بده  ( اجعل لنا الهه كما لهم الهه )

آقاي طباطبايي با ترفندي خاص، ارتباط معنوي و زيارت مشاهد مشرفه ائمه را با عبادت بت ها  يكسان گرفته و نوشته است :

" مردمانی که غایت آمالشان زندگی این دنیا است  برای خود ، خدایان ملموس می طلبند ! خواه اصنامی که به دست خود تراشیده اند و خواه قبور بزرگان !....چنانچه که امروز در این مملکت بسیاری از مسلمین با عبادت مظاهری که برای خدا و به عنوان عزیزان درگاه او ساخته اند ، آرام گرفته ، احساس ادای تکلیف می کنند .....

انسانی که در در بار مخلوقات جامد از اصنام گرفته تا قبور بزرگان خضوع کنند ، خود را به ذلت افکنده و آن رضایت کاذب ، وی را از تلاش های سازنده در راه خدا باز می دارد (بیان معانی در کلام ربانی ج3،ص335).

نویسنده با این سخن،کشور ایران را مرکز شرک و بت پرستی معرفی می کند.

 

-نفي  جانشيني حضرت علي ع بعد از رسول اكرم ص

 

ذیل آیه 142سوره اعراف که اشاره به استخلاف حضرت موسی –علیه السلام – دارد ، بعد از ذکر حدیث منزلت ( یا علی انت منی بمنزله هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی ) با تکرار و شیطنت این گونه توجیه نموده که این استخلاف فقط در زمان حیات پیامبر اسلام –صلی الله علیه و آله – و در هنگام جنگ تبوک بوده و هیچ ارتباطی به دوران بعد از حیات پیامبر ندارد.  (بیان معانی در کلام ربانی ج3،ص341).

 

-زیارت مشاهد را به اعتکاف بنی اسرائیل در اطراف گوساله سامري تشبیه می کند 

 

در بحث پیرامون گوساله سامری و نحوه انحراف قوم بنی اسرائیل و این که خداوند به آنان می فرماید : آیا ندیدند که آن گوساله با ایشان سخن نمی گوید و راهی به آنان نمی نماید : (انه لا یکلمهم و لا یهدیهم سبیلا) پس آن گوساله را (به عنوان عبادت) گرفتند و ستمگر بودند، آقای طباطبایی اتخاذ گوساله توسط بنی اسرائیل را با ارتباط معنوی با ائمه اطهار –علیهم السلام – و زیارت مشاهد و قبور متبرکه آنها ، یکسان می گیرد و می نویسد :

" (گوساله پرستان) آیا عقل خویش به کار نگرفتند تا بی حاصلی آن شیء را دریابند که نه سخنی دارد و نه هدایتی ؟ و این دقیقا سوالی است که امروزه برا ی کلیه زائران قبور و متوسلان به امام و امام زاده ها قابل طرح است. هر چند با قوه خیال (نه برهان) آنها را مالک الرقاب جهانیان می پندارند ! (بیان معانی در کلام ربانی،ج3،ص350)"

 

- توسل  به ائمه را هم ردیف اتخاذ جمادات و بت ها قرار داده است

 

آقاي طباطبائي ذیل آیه ( ا یشرکون ما لا یخلق شیئا و هم یخلقون.... اعراف / 191 آیا چیزی را شریک می گیرند که هیچ نیافریده و خود آفریده شده اند ) ، همگام با سلفی گرایان ، هرچه تهمت و افترا بوده به ائمه شیعه و شیعیان نسبت داده است. او در اولین قدم ، اعتقاد به ائمه و مقام توسل و شفاعت آنها را معادل اتخاذ جمادات و بت ها گرفته وتمام آیاتی را که شان نزول آنها مرتبط به بت ها و معبودان دروغین است، به زیارت ائمه- علیهم السلام-و توسل به ایشان تسری داده است :

" کجا آن جمادات بی مقدار و یا ائمه(ع) با همه شانشان توانسته اند موجوداتی را پدید آوردند؟"

از آقای طباطبایی می پرسیم در کجای اعتقادات شیعی ، ائمه ع به عنوان خالق معرفی شده اند ؟

وی ادامه می دهد :

" آیا اگر با تبر بر سر آن بتها می زدند و یا امروز مرقد یکی از ائمه را به توپ ببندند، قادر به دفاع از خود خواهند بود؟ پس چگونه است که از آنان (مدد) طلبیده به درگاهشان متوسل و ملتجی می شوند؟

چطور ممکن است انسان با شعور به اصنام (و یا قبور ساکت و صامت) برای آرامش و برآورد حاجات روی آورد؟

....اینان مخلوقاتی چون شمایند و شایسته انسان نیست که یکی چون خود را به عبادت گزیند ، حتی انبیاء و اولیاء خدا را نباید خواند زیرا آنها نیز مصداق عباد امثالکم می باشند.

آن معبودهايي كه مورد نظر شما هستند يا جمادي بي روح اند وكاري از آنها ساحته نيست و يا اگر از بندگان مقرب خدا هستند ، ‌از عالم اختيار خارج شده و از بعد ديگر هستي ، به مانند ملائك جز به فرمان الهي كاري نتوان كرد ، برويد به درگاهشان استغاثه كنيد و ببينيد كجا را خواهيد گرفت ؟ ساكنان اين مرز و بوم بعد از قرنها علي(ع) و ابوالفضل(ع) خواني به كجا رسيده اند؟

به قبرپرستان بايد گفت: اگر مقصود از روي آوردن به قبور بزرگان اين است كه روحشان ياريتان كنند، كار بي معنايي است و اگر منظور آن است كه از آن اجساد كاري ساخته است ، آنها ابزار لازم را براي كار و اقدام در اختيار ندارند."

آن معبودان خيالي، هيچ قدرتي براي جلب منفعت به سوي خود يا شما (كه پيروشان هستيد) و يا دفع ضرر از خود و شما ندارند. مؤثردر عالم ، فقط مالك و فرمانده جهان است... مقطع آيه كه درباره بت ها سخن مي گويد عكس هاي پنداري از بزرگان و شخصيت هايي را در نظر تداعي مي كند كه مورد پرستش قرار گرفته اند....(بيان معاني در كلام رباني،‌ج 3، ص410تا412)."

 

-انكار امام زمان عليه السلام

در آيات: ﴿يريدون ان يطفئوا نور الله بافواههم و يابي الله الا ان يتم نوره ... و دين الحق ليظهره علي الدين كله... توبه /32 و 33) خداوند اراده فرموده كه نور او خاموش نشده و دينش غلبه يابد، و با وجود اینکه روايات بي شماري از قول پيامبراكرم – صلي الله عليه و آله – و ائمه اطهار – عليه السلام – آمده كه تحقق نهايي اين مسئله به امام زمان- عليه السلام- وعده داده شده است؛ اما آقاي طباطبايي با علم به اين موضوع رسماً منكر مي شود و مي نويسد:

" بالاخره اين دين جهانگير شده ... و اين امر در دنيا واقع شد ... شيعه اماميه در تفسير  آيه به انحراف رفته و مي گويد منظور، امام زمان است كه قيام نموده، اسلام را جهانگير خواهد ساخت . درصورتي كه پيش بيني آيه در تاريخ اتفاق افتاد و از طريق ظهور امام زمان نبود و اگر هم باز پيش مي آيد ، به همان شيوه سابق يعني در پرتو لياقت و فداكاري مردم مسلمان و البته با رهبري صحيح به وقوع خواهد پيوست ... و نيز آيه شريفه نمي رساند كه شخص معلومي از تبار معين بدين كار همت خواهد گماشت (بيان معاني در كلام رباني،ج3،ص551)."

 

- نفي عصمت پيامبر خاتم صلي الله عليه و آله

 

ذيل آيه ( عفا الله عنك لم اذنت لهم ... توبه /43 ) – بر اساس نظريه انكار عصمت ( جز در ابلاغ وحي ) آيه را به عنوان ملامت پيامبر معرفي مي كند و براي آن كه نظرش را قطعي نمايد ، با يك تهمت و دروغ كه اصلا در بيان ائمه عليهم السلام رد پايي ندارد ، مي نويسد :

" فرقه اماميه پيامبران را بالذات معصوم مي داند ( بيان معاني در كلام رباني ، ج 3 ، ص 571 )"

حال آنكه شيعيان ؛ پيامبر صلي الله عليه وآله  و ائمه عليهم السلام را بالاختيار  و بالعلم و با توفيق الهي معصوم مي دانند نه بالذات .

سوال این است : چرا آقاي طباطبائي اينگونه نسبت ناروا می دهد ؟ 

ملاحظه می کنید که به مصداق " و لتعرفنهم فی لحن القول " واقعیت اعتقاد ایشان از لابلای سخنانش هویدا گردیده است .

ادامه دارد ... 

پاورقی


[1] ما در آينده نشان خواهيم داد كه شرط پذيرش اطاعت مطلق از خدا ، همانا پذيرش اطاعت از وليّ خداست و تبيين مي كنيم كه گزينش "وليّ" توسط خود خداوند انجام مي گيرد و اين گزينش نه تنها با اعتقاد توحيدي ناسازگاري ندارد ، بلكه عين توحيد است .


[2] در قسمت اول ، به طور خلاصه و در آينده مفصلا توضيح خواهيم داد كه شفاعت به اذن خدا ، براي برگزيدگان و مقربين و به منظور بزرگداشت آنان  و بروز رحمت الهي اعتقادی مسلم و قطی است .

 [3] ائمه معصومين سلام الله عليهم اجمعين همواره علم غيب را از قبل خويش  نفي و آن را اعطاء از جانب خدا اعلام فرموده اند . همچنین در روایات شریف می خوانیم که " خدا حکیم تر و کریم تر از آن است که حجت خویش را در قبال سوال مردم بدون پاسخ رها کند لذا بر او چیزی را پنهان نمی دارد ".  عجيب است كه آقاي طباطبائي درخواست علم از خداوند توسط ائمه معصومين را به تبعيت خداوند از امام تعبیر مي کند . ايشان غافل از اين حقيقت قراني است كه درخواست هرگونه نعمت و روزي از خداوند – در رأس آنها علم و آگاهي – سيره انبياء و ائمه معصومين مي باشد . و  اگر خداوند درخواست حجج و اولیاء خود را براي علم و آگاهی اجابت كند ، پيرو بنده اش نشده است.

 

دیدگاه‌ها

0 # اهل القران 1394-12-07 14:13
سلام علیکم.
>من واقعاً با خواندن این مطالب منطقی ودور از غلوّ و شرک، لذت بردم دورد برشرف جناب استادمصطفی طباطبایی واحسنت به این بزرگوار که به مانند استادمرحوم قلمداران وعلامه ابن الرضا ودکترصبحی منصور حقیقتاً اهل القران است.
>خداوندایش ان را حفظ کند.[censo red]
+1 # هیئت تحریریه سایت 1395-01-24 18:08
سلام علیکم.
>البته از ابراز احساساتی که کردید چنین پیداست که همه این افراد را در یک راستا می دانید، درصورتی که یکی از منتقدین احمد صبحی منصور، خود آقای طباطبائی است، به نظر ما اهل القرآن که مطرود جامعه اهل سنت می باشند، راه افراط و غلو را در نفی حدیث پیموده اند. حال چطور شما همه این مجموعه را در یک راستا و آن هم در جهت نفی غلو می دانید از عجایب روزگار است و باید در کتاب گینس ثبت گردد.[cens ored]

شما مجاز به درج دیدگاه نیستید! شاید باید در سایت عضو و یا وارد شوید.