بسم الله الرحمن الرحیم

آیا ام المومنینی یک مقام و شرافت خاصی برای همسران پیامبر است؟

پاسخ به یک اظهارنظر

 

مقدمه

یکی از وبلاگ نویسان در تشریح آیات سوره احزاب چنین افاضه کرده است :

             نماینده گیلان : ازدواج با پیامبر ص شرف و مقامی والاست، و هر زنی که پیامبرص با او ازدواج نمود جایگاه و شرافت او بالا رفته است، و از جایگاهی برخوردار است که دیگران آن جایگاه را ندارند.
خداوند متعال می‌فرماید: يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا.........يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا. (احزاب:30-32).
«ای همسران پیغمبر، هر کدام از شما مرتکب گناه آشکار می‌شود کیفر او دو برابر (دیگران) خواهد بود، و این برای خدا آسان است و هر کس از شما در برابر خدا و پیغمبرش خضوع و اطاعت کند و کار شایسته انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم داد، و برای او (در قیامت) رزق و نعمت ارزشمندی فراهم ساخته‌ایم. و همسران پیغمبر! شما (در فضل و شرف) مثل هیچ یک از زنان نیستید اگر می‌خواهید پرهیزگار باشید».
می‌بینید که خداوند چگونه بیان کرده است که آنها مثل هیچ یک از زنان عادی نیستند اگر پرهیزگار باشند، و به آنها وعده داده که پاداش آنها چند برابر خواهد بود و نیز وعده داده که عذاب آنها هم چند برابر است. آیا آنها مانند دیگر زن‌ها زن نیستند و مانند دیگران انسان نیستند؟! پس منظور خدا از اینکه می‌فرماید: شما مثل دیگر زنان نیستید چیست؟ آیا سبب آن، مشرف شدن آنها به خاطر ازدواج با پیامبرص نیست؟!
و آیا خداوند بیان نکرده که می‌خواهد با این قوانین پلیدی را از آنها دور نماید و آنان را کاملاً پاک سازد؟ ما معتقدیم که این امر در آنها تحقق یافته است.
مفسرین می‌گویند: وقتی همسران پیامبر ص آن حضرت را انتخاب کردند خداوند در عوض به آنها سه چیز داد:
یکی: اینکه آنها را از سایر زنان برتر قرار داد.
دوم: اینکه آنها را امهات المؤمنین قرار داد.
سوم: اینکه طلاق دادن آنها را بر پیامبر ممنوع کرد).(زاد المسیر / سورة احزاب.

 پاسخ به گزافه گوییهای یک وبلاگ نویس

 

1-     منطقا نفس ازدواج نبی با یک زن دلیل وجود شرافت و مقام والای آن زن در نزد خدا نیست. ای بسا خدای متعال به جهت مصالحی دستور دهد که پیامبری با زنی ازدواج نماید. مثلا خدا یا پیامبر خدا بخواهند با این ازدواج زمینه اسلام آوردن قومی را فراهم کنند و یا حکمی از احکام اسلام را به اجرا درآورند (مانند نقض احکام فرزند خواندگی در جاهلیت عرب ) یا آن زن وسیله امتحان و ابتلاء پیامبر قرار گیرد یا از مفسده ای جلوگیری شود و...

       با همین منطق باز نمی توان حکم کرد که بعد از ازدواج،آن زن به مقام و شرافت بالایی در نزد خدا رسیده است.

       شرافت و مقام در نزد خدا اولا به ایمان و عمل صالح و خالص است.

 2-     واضح است جایگاه اجتماعی یک فرد مسئولیتهای خاصی را برای آن فرد ایجاد می کند و به تناسب آن نیز ثواب و عقاب خاصی خواهد داشت. اگر کسی در موقعیت امام جماعت خطایی کند به دلیل عوارض بدتر، قطعا جزای سنگینتری نسبت به فرد عادی خطاکار خواهد داشت. بنابراین طبیعی است اگر کسی در جایگاه همسر پیامبر باشد و ضوابط شرع را رعایت نکند به حیثیت پیامبر لطمه وارد می شود و به همین جهت طبیعی است که خدا عقوبت سخت تر و در مقابل برای تشویق، پاداش بیشتری لحاظ کند. و اتفاقا چون خدا در هر دو سو هم در جهت عقوبت و هم در جهت پاداش تشدید کرده نشان می دهد که همسران پیامبر افرادی عادی بوده و این مجازات و تشویق صرفا برای حفظ حرمت پیامبر است و این پیامبر است که در اینجا برای خدا مهم و عزیز می باشد. دقت دارید که خطابهای ازواجک و نساء النبی تاکید بر این دارد که این زنان به جهت اینکه هم اکنون همسر پیامبرند در عقوبت و پاداش مضاعف شده اند.

 3-     یکی از حرمتهایی را که خدا برای پیامبرش قائل شده این است که اجازه نداده کسی با همسران پیامبر ازدواج کند به عبارت دیگر ام المومنینی یک مقام یا شرافت برای همسران نبی نیست بلکه اطلاق مادر به آنان شده تا مردم میزان حرمت ازدواج با زنان پیامبر را دریابند و از این کار اجتناب کنند َّ " وَ ما كانَ لَكُمْ أَنْ تُؤْذُوا رَسُولَ اللَّهِ وَ لا أَنْ تَنْكِحُوا أَزْواجَهُ مِنْ بَعْدِهِ أَبَداً إِنَّ ذلِكُمْ كانَ عِنْدَ اللَّهِ عَظيما.  پس در این عبارت "و ازواجه امهاتهم" اثبات شانی برای زنان نیست بلکه نشان دهنده شدت توجه و محبت خدا را به پیامبر گرامی اسلام است.

 4-     پیامبر در طلاق زنانش مختار بود و نه ممنوع. آیه به صراحت گویاست " يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ إِنْ كُنْتُنَّ تُرِدْنَ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زينَتَها فَتَعالَيْنَ أُمَتِّعْكُنَّ وَ أُسَرِّحْكُنَّ سَراحاً جَميلا ". این بزرگواری و رحمت بیکران پیامبر است که بر آزار برخی زنان خویش صبر می کند و طلاق نمی دهد تا اینکه افراد امتش درس گیرند و به سهولت به جدایی نیاندیشند.

 چقدر جاهل است آنکه می گوید "زنان پیامبر را برای همسری خویش برگزیدند" بلکه صحیح این است که پیامبر بر آنان منت گذاشت و آنان را به همسری انتخاب کرد. برخی از این کامنت نویسان منقولات مذهب خویش را فراموش کرده اند که : خلیفه دوم برای دستیابی به شرافت فامیلی با پیامبر قصد کرد تا با نوه پیامبر ازدواج کند !

 5-     آیا اذهاب رجس و طهارت در برخی از همسران پیامبر تحقق پیدا کرده است ؟ همه می دانیم که سوره تحریم بعد از احزاب نازل شده و خدا در سوره تحریم در مورد دو زن از همسران پیامبر عبارت " فقد صغت قلوبکما "  را بکار برده است. آیا با این اوصاف می توان آن دو را منزه از رجس و پلیدی دانست ؟!

 

والسلام علی من اتبع الهدی

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید