بسم الله الرحمن الرحیم

پاسخ به نقد کاربر محترم جناب "اسلام" در موضوع عصمت انبیاء 

قسمت دوم

 

مقدمه

ما در بخش دوم؛ ابتدا به نقد اول ایشان (6مهر93) می پردازیم و سپس بخشی از نقد دوم (20مهر93) را مورد بررسی قرار خواهیم داد.

در بخش دوم از نقد (6مهر93) جناب "اسلام" نکات ذیل به چشم می خورد:

الف- پیامبران خطا می کنند ولی خدا پس از اشتباه ، آنان را آگاه می کند، این معنای "انا بشر مثلکم" است و در این صورت برای سایرین الگو قرار می گیرند. در غیر اینصورت انبیاء از تشابه با بشر، خارج می شوند.

ب- عادلانه نیست که انبیاء پس از خطا و گناه از مقام خویش خلع گردند زیرا آنان بشری همچون سایر مردم هستند.

ج- روایاتی در متون شیعه دلیل برتری علی علیه السلام را بر سایر انبیاء چنین توضیح می دهد که آن حضرت همچون سایر انبیاء به خطا و گناه دچار نشده ، این خود دلالت بر مدعای منکرین عصمت می کند.

د- مرحوم مجلسی به وجود خطا برای ائمه ع اعتراف کرده است.

 

پاسخ:
الف – در واقع شما مدعی هستید پیامبران خطا می کنند ولی خدا پس از ارتکاب، به آنان گوشزد می نماید.

ولی ما عرض می کنیم خدا قبل از ارتکاب به عمل خطا ،به آنان هشدار و آگاهی عطا می کند و لذا آنان با اختیار خویش راه صواب را طی می کنند و مرتکب اشتباه نمی شوند و با این مکانیزم پیامبران، معصوم از خطا و اشتباه خواهند بود.

اما گاهی خدا؛ چنین هشدارهایی را به برخی از انبیاء نمی دهد و آنهم حکمتی دارد که عرض خواهیم کرد . ولی مسلم است چنین خطاهایی که سهوا رخ می دهد ( ونه عمدا) تحت شرایط و در مواقعی است که تاثیر منفی برای دعوت و هدایتگری آنان در بین امت خویش نخواهد داشت . این تبصره به حکم و الزام عقل است تا نقض غرض در ارسال رسولان پیش نیاید.

از خطا که بگذریم در خصوص گناه ، ادعای شما رنگ می بازد زیرا گناهان و محرمات الهی قطعا قبلا بیان شده است و پیامبران از آن آگاهی دارند. اگر پیامبری به گناه دست یازد اگر عمدی باشد که در مقابل خدا شمشیر کشیده و این از ساحت آن بزرگان به دور است و اگر سهوی باشد و او در مقدماتش بی توجهی کرده ، مانند کسی که می داند اگر الان بخوابد نمازش قضا می شود  ، چنین عملی از نبی خدا پسندیده نیست و تاثیر منفی در هدایتگری وی خواهد داشت.

و اگر سهوی باشد که عرف ، نبی را مقصر نداند در اینصورت امکان رخداد آن هست اگرچه در این مورد اطلاق گناه به آن عمل ،جای تامل دارد.

نکته دیگر:

هر امتی نسبت به پیامبر خویش و حجت زمانش باید مطیع محض باشد و این حکم در رابطه با پیامبران گذشته اساسا معنا ندارد مگر به تایید پیامبر فعلی.

البته احکام عقلی و اخلاقی و مشترک ادیان الهی ، برای همه امم لازم الاتباع است و تردیدی در آن نیست .

------------------------------------------------------------------------------

 

حال سوال می کنیم اگر خدا پیامبرانش را قبل از عمل خطا  با مکانیزم خاصی ، هشدار دهد و آنان مطلع گردند یا در پیشآمد یک گناه ، توفیق بخشد که در دام گناه نیفتند آیا با چنین کاری انبیاء از حوزه بشری خارج شده و آنان را به چشم فرشتگان می نگرند؟

مثالهایی از قرآن:

از پیامبرانی که در حق آنان غلو شده و آنان را به مقام ربوبیت رسانده اند حضرت عیسی روح الله است . خدا در مقام استدلال و برای نفی ادعای نصاری چنین می فرماید :

مَا الْمَسيحُ ابْنُ مَرْيَمَ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ وَ أُمُّهُ صِدِّيقَةٌ كانا يَأْكُلانِ الطَّعامَ انْظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ الْآياتِ ثُمَّ انْظُرْ أَنَّى يُؤْفَكُون

بشری بودن رسول خدا در این آیه با این نکته تذکر داده می شود که " آنان طعام می خورند".

پس نیازی نیست که نبی در بین مردم به خطا و گناه بیفتد تا مردم دریابند که او بشر است و سپس او را الگو قرار دهند .

بالاتر اینکه ؛ حضرت عیسی ع بدون پدر متولد شده  و ما عجالتا بشری را سراغ نداریم که اینگونه باشد ، با استدلال شما حضرت عیسی ع هرگز نمی تواند الگوی امت خویش باشد .اما با این تفاوت عظیم میان حضرت عیسی و امتش ،کسی از حواریون و پیروان راستین مسیح ، وی را فرابشری ندانسته و تابع وی بودند و ایشان را اسوه خویش قرار دادند. لذا دلیلی ندارد که کسی بخواهد عصمت را بهانه کند و انبیاء را بواسطه عصمتشان ،ماوراء بشر فرض نماید.

چه در بین ما، انسانهای با تقوا و اهل احتیاط هستند که به گناه و خطائی در منظر ما آلوده نمی شوند و ما آنان را از حوزه بشریت خارج نکرده و الگوی خویش نیز قرار می دهیم.

آیه ای دیگر : وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ وَ ما يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْ‏ءٍ وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظيما

در این آیه خدا به وضوح بیان می دارد که قبل از اینکه منافقان و کافران پیامبر را بفریبند و به خطا بیندازند خدا فضل عظیم و رحمتش را نصیب پیامبر نموده و ایشان را حفظ می کند.

آیه ای دیگر : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ وَ لا نَبِيٍّ إِلاَّ إِذا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطانُ في‏ أُمْنِيَّتِهِ فَيَنْسَخُ اللَّهُ ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آياتِهِ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ

در این آیه خدا دخالت شیطان را در خواسته های انبیاء نسخ کرده و پیامبران را حفظ می کند و نشانه های خود را مستحکم می سازد.

و آیات دیگر....

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

ب- شما می فرمایید عادلانه نیست که پیامبری پس از خطا و گناه خلع گردد.

عرض می کنیم اگر (به قول شما-حضرت موسی ع )پیامبری قتل نفس شبه عمد انجام دهد چگونه شایسته است که همچنان بر مسند نبوت و رسالت باقی بماند ؟ آیا در تعاملات بشری خلع ید از چنین شخصی را ناعادلانه می دانید؟

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 

ج- در رابطه با روایاتی از شیعه ، که ناظر بر خطا و گناه انبیاء گرفته اید: اولا قطعی است که انبیاء و اوصیاء دارای مقامات و درجات متفاوتی هستند و در نوشته قبل هم، آیه آن بیان شد . گناه عمدی را قطعا نمی توانید به انبیاء نسبت دهید به عبارت دیگر انبیاء خدا مرزهای واجب و حرام شریعت خود را قطعا رعایت نموده اند .

در رابطه با خطا و سهو ، امکان آن وجود دارد ولی همانطورکه گفتیم در فضایی بوده که خدشه بر امر هدایت مردم وارد نمی آورد .

با این مقدمات که چند بار هم تذکر دادیم می گوییم اگر آن حجت خدا مقامش بالاتر می رود به دلیل آن است که خطا و سهو کمتری دارد و یا تعبد و توکل بالاتری دارد (نه اینکه مقام پایین ترش گناه و حرام و خطا باشد) ،در نتیجه تقربش به حق متعال بیشتر است.

فراموش نکن  "حسنات الابرار سیئات المقربین"

حال ما ادعا می کنیم روایات مورد وثوق شیعه مبرای از اتهام زنی بر انبیاء و اولیاء خداست . قبول ندارید بیاورید تا گفتگو کنیم .

-----------------------------------------------------------------------------------------------

 د- آنچه را مرحوم مجلسی بیان کرده تقطیع نمودید و بعید می دانم خود حضرتعالی مراجعه مستقیم به متن کرده باشید .

ایشان پس از ادعای اجماع در موضوع عصمت در بین علمای شیعه ، از مرحوم صدوق و استادش ابن ولید نام می برد که قائل به اسهاء در مورد نبی معظم اسلام می باشند و این بدان معناست که در موارد بسیار معدودی ، خدای متعال بنابر حکمتهایی، خود، پیامبر را به سهو می اندازد.

این کجا و ادعای شما کجا !!

نقد مقاله (6مهر93)  ادامه دارد...

--------------------------------------------------------------------------------

 

حال بپردازیم به بخشی از مقاله 20مهر93 جناب "اسلام" :

جناب "اسلام" از بین تمام استدلالهای قرانی و عقلی ما  کریمانه گذر کرده و برخی سخنان گذشته خویش را تکرار فرمودند، مانند آنچه در رهبریهای اجتماعی گفتیم و یا در خصوص حکمت اطاعت از پدر و مادر بیان کردیم و تفاوت ماهوی و اساسی آن را با اطاعت از یک رسول عرض کردیم. در این قسمت قضاوت را به خوانندگان وامی گذاریم.

اما در مورد ادعای ایشان که تمام آیات در مورد پیامبر قابل تسری به آحاد امت است ، عرض می کنیم  این خطایی آشکار است برخی آیات و امر و نهی ها اختصاص به نبی (ص) و یا انبیاء الهی دارد :

- فَقاتِلْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا تُكَلَّفُ إِلاَّ نَفْسَكَ وَ حَرِّضِ الْمُؤْمِنين

این آیه فقط تکلیفی را در شرایطی خاص برای پیامبر اسلام واجب کرده و نه برای مومنین

- النَّبِيُّ أَوْلى‏ بِالْمُؤْمِنينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ أَزْواجُهُ أُمَّهاتُهُم

این حکم در زمان حیات نبی اختصاص به نبی دارد و ازواج ایشان نیز حکمی اختصاصی دارند.

- وَ امْرَأَةً مُؤْمِنَةً إِنْ وَهَبَتْ نَفْسَها لِلنَّبِيِّ إِنْ أَرادَ النَّبِيُّ أَنْ يَسْتَنْكِحَها خالِصَةً لَكَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنين

این حکم هم خاص نبی است . اساسا عدم محدودیت به چهار زوجه خاص نبی ص است

و آیات دیگر....

در مورد گناه حضرت یونس ، شما می فرمایید حضرت یونس علیرغم دستور الهی صبر نکرد و از قومش دوری گزید و خدا او را مجازات کرد و در دل ماهی قرار داد.

ما عرض می کنیم، اگر ادعای شما صحیح باشد و حضرت یونس نافرمانی خدا کرده است ،پس نباید خدا دستور به عذاب قوم وی می داد ، حال به این آیه توجه کنید :

فَلَوْ لا كانَتْ قَرْيَةٌ آمَنَتْ فَنَفَعَها إيمانُها إِلاَّ قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنا عَنْهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَتَّعْناهُمْ إِلى‏ حين.

دقت کنید خدا می فرماید عذاب خوار کننده را از آنان برطرف کردیم، اگر به روایات در این موضوع نگاه کنید می بینید که حتی آثار عذاب بر قوم نمایان گردیده بود، و خدا در خصوص قوم یونس استثناء قائل شد (به حرف استثناء - الا - در این آیه توجه نمایید) .

پس حضرت یونس مطابق سنت الهی در نزول عذاب ،از میان قوم خویش خارج شد.

در علت خروج از شکم ماهی خدا می فرماید :

فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحينَ

خدا نفرمود چون توبه کرد، چون استغفار از گناه کرد و... که موهم گناهی برای یونس ع باشد فرمود " اگر ما را تسبیح نمی کرد "

پس معلوم می شود که ورود در شکم ماهی امتحان و ابتلاء حضرت یونس بوده و نه مجازات گناه ،

 

نتیجه اینکه ، اولا حضرت یونس نافرمانی خدا نکرد ، و عدم صبر بیشتر ایشان گناه نبود

ثانیا ابتلاء به شکم ماهی طبق آیه قران به این جهت بود که یونس ع فکر می کرد خدا بر او تنگ نمی گیرد و خدا خواست او را متذکر کند که خدا حتی پیامبرانش را گاهی در تنگنا قرار خواهد داد .و این پروسه برای ترفیع درجات ایشان بود . البلاء للانبیاء درجه ،

ثالثا خدا در همین حد تذکر را ، برای پیامبر اسلام از قبل آگاهی می دهد . در واقع خود شما با استناد به این آیه نشان دادید که خدا قبل از عمل، به پیامبر هشدار می دهد نه بعد از آن . و با این مثال ادعای خود را که در بند الف در همین نوشته ، آوردیم نقض کرده اید. (لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا )

آنچه از اسائه ادب نسبت به پیامبر اسلام در ادامه نقد 20مهرماه93 روا داشتید به زودی پاسخ خواهیم گفت تا معلوم شود بهره شما از قران بهره ناچیزی است .

"افلا یتدبرون القران ام علی قلوب اقفالها "

===========================================

ضمیمه:

بخش دوم مقاله 6مهر93 جناب "اسلام"

نکته دیگر این است که در قرآن عکس قضیه نیز مطرح شده است یعنی میگوید" مانند پیامبر نباشید و از کردارش الگو نگیرید"!!!!

شاید بگویید امکان ندارد اما حقیقتی است که در قرآن مطرح است و قرآن برخلاف سخنان آقای حسینی میگوید مانند فردی به اصطلاح معصوم(یعنی پیامبر) نباشید

اگر عصمت اطاعت می آورد پس چرا قرآن میگوید مانند آن پیامبر معصوم نباشید؟

(وَلَا تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ إِذْ نَادَىٰ وَهُوَ مَكْظُومٌ ﴿القلم: ٤٨﴾ و مانند همدم ماهى [=يونس] مباش آنگاه كه اندوه زده ندا درداد

ایشان در ادامه میگوید:"آیا مقاله نویس نمی اندیشد که اگر پیامبران دچار اشتباه و گناه در اجرای برنامه دینی و الهی خود بشوند ، اعتماد مردم از ایشان سلب شده و ارسال انبیاء و رسولان عبث خواهد بود ؟ "

این سوال اشتباه است و من در انتهای مقاله قبلی با توجه به داستان موسی و شبان و داستانهای دیگر این مورد را بیان کردم

در داستان موسی و شبان ، حضرت موسی دچار اشتباه میشود ولی خدا او را بوسیله وحی به راه درست هدایت میکند پس اگر پیامبران در اجرای دین اشتباهی کنند وحی اشتباه را تصحیح میکند و زیبایی وجود پیامبر از جنس بشر هم همین است

و گرنه خدا فرشته ای را برای هدایت بشر میفرستاد اما چون پیامبر نیز مانند ما بشر است (به نص صریح قرآن انا بشر مثلکم) میتواند الگویی هم برای ما باشد "لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه"

اما سوال بعدی ایشان:"به زعم نویسنده مقاله چرا حضرت موسی پس از ارتکاب اشتباه در مواجهه با خشم بر برادر خویش و یا "عمل شیطانی" در کشتن یک انسان، از مقام خود خلع نمی شود و بلکه در پست خود ابقاء و با تایید الهی به سراغ فرعون و فرعو نیان می رود؟"

فکر کنم نیازی به توضیح نیست زیرا همانطور که گفتم موسی هم بشری مثل ما بوده است و اشتباه میکند

قرار نیست وی پس از پی بردن به ایراد و اشتباهش مواخذه شود و یا خلع گردد و این دور از انصاف است

نکته ی جالبی که میخواهم در اینجا بیان کنم این است که درمذهب آقای حسینی ورجانی مقام امام علی از بقیه پیامبران بالاتر است و خود امام علی هم علت برتری خود را بر پیامبران دیگر همین اشتباهات میداند

داستان حدیث طولانیست که در لینک قرار داده ام. امام علی دلیل برتری خود بر آدم را اشتباه آدم ، دلیل برتری بر موسی را ترس موسی و .... میداند که گفتگویی است که صعصعه با آن امام انجام میدهد و در لینک مقابل قرار دارد که جالب است بخوانید(لینک برتری علی بر پیامبران)

البته حقیقتا وقتی این غلوهای امام را میشنویم دلمان میخواهد چندتا از آن اشتباهات امام را بگوییم تا کمی سکوت کنند!!

اما حیف که اینجا با امام همام کاری نداریم ا

اما سوال من از آقای حسینی ورجانی این است که چگونه این اشتباهات مایه برتری علی سایر پیامبران میشود یعنی در نگاه امام علی آنها نقص تلقیشده است اما شما همچنان در رد آنها میکوشید؟و آنها را نقصان نمیدانید؟؟؟

هرچند علامه مجلسی پس از نقل سخنان و کردارهای ائمه خودش معترف میشود که ائمه خطاهایی کرده اند

"این مسأله در نهایت اشکال است! زیرا آیات و اخبار زیادی نشان می‌دهند که اشتباهاتی از آنها سر زده است، از طرفی، اصحاب و یاران ما، به صورت کلی قایل به عدم جواز آن شده‏اند مگر آن دسته که از آنها جدا شده و این معصومیت را نپذیرفته‏اند"بحارالانوار (25، 351)

 

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید