بسم الله الرحمن الرحیم

یادداشتهایی پیرامون کتاب "حکومت دراسلام" نوشته حیدرعلی قلمداران

قسمت سوم

 

اکنون در ادامه سخن ، به نمونه های دیگری از گزافه گوئیها و تناقضات گفتاری آقای حیدرعلی قلمداران توجه فرمائید . ایشان در صفحه ی ب پاراگراف 6 می نویسند :

"...عموم فرق مسلمین در این مسئله مهم و ضروری جاهل و گمراه بوده و با اطمینان و یقین می توان گفت اصل الاصول انحطاط و سر واقعی بدبختی و عقب ماندگی آنان هم همین معنی است"

آقای قلمداران "عموم مسلمین "را "جاهل و گمراه" دانسته اند . در اینجا باید سوال کنیم که آیا عموم مسلمین در عدم اعتقاد به تشکیل حکومتی که نام اسلام داشته باشد گمراه بوده اند ، یا اینکه در پیروی از بانیان حکومتهائی که ایشان آنرا دوره طلائی صدر اسلام نامیده اند به بیراهه رفته اند ؟ به عبارت دیگر ، گمراهی آنان در عدم تشکیل حکومت بوده است و یا کنار گذاردن امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه معصومین علیهم السلام از صحنه اجتماع ؟

بر همگان روشن است که (( عموم مسلمین )) بی اعتقاد به تشکیل خلافت و حکومت نبوده اند ، بلکه ((جهل و گمراهی )) عنوان شده توسط آقای قلمداران ، به پیروی از غاصبین حق علی علیه السلام باز می گردد ؟ چگونه آقای قلمداران عملکرد و رفتارهای خلیفه اول و دوم و سوم در رابطه با (( جهل و گمراهی )) مردم را توجیه می فرمایند ؟

در کتاب ارمغان آسمان ایشان مدعی شده است که :" اصیل‌ترین علل انحطاط و ذلت مسلمین تعطیل حدود الهی است" و در جای دیگر گفته که:" بعد از علت جهل و نادانی که عمدة علت عقب‌ماندگی و ذلت مسلمین است علت عمدة دیگری که میتوان گفت علت ‌العلل انحطاط مسلمانان است همانا موضوع حکومت است"

ملاحظه می فرمائید که آقای قلمداران ، علت العلل انحطاط و عقب ماندگی مسلمین را در یکجا " عدم توجه به حکومت " و در جای دیگر " جهل و نادانی " و بار دیگر اصیل ترین علت انحطاط و ذلت مسلمین را "تعطیل حدود الهی " ذکر کرده اند . بر خردمندان بسی روشن است که نویسنده کتاب (( حکومت در اسلام )) به این مطلب توجه نداشته اند که ((جهل و نادانی )) و (( تعطیل حدود الهی )) ، به دلیل انحراف بانیان مکتب سقیفه از سرچشمه زلال نبوت و امامت پدید آمده است . اکنون جا دارد که با طرح چند سوال بیشتر به عوامل عقب ماندگی و انحطاط مسلمانان بیندیشیم .

اگر ((جهل و نادانی )) عامل انتخاب ابوبکر و عمر بوده است ، چگونه آقای قلمداران و پیروانش ، حکومت شورائی و به دنبال آن قبضه قدرت توسط بانیان سقیفه را تأیید می کنند ؟ و اگر (( تعطیل حدود الهی )) عامل بدبختی و انحطاط مسلمین است ، پس چرا از حکومت خلیفه اول و دوم و بنی امیه و بنی عباس به عنوان دوران درخشان صدر اسلام یاد می شود ؟ آیا این ((سردمداران دوره طلائی)) آقای قلمداران ، همان عاملین ((تعطیل حدود الهی)) نیستند ؟

آقای قلمداران به تبعیت از وهابیت و اندیشه های سلفی ، اشاره نفرموده اند که عامل اصلی انحطاط و عقب ماندگی و بدبختی مسلمین ، ((عدم اطاعت از امر رسول اکرم ( ص ))) در پذیرش ((امامت امیرالمومنین علی علیه السلام و ائمه معصومین ( ع ))) به عنوان (( منصب الهی)) است . ایشان متذکر این نکته نشده اند که (( جهل و نادانی )) مردم در غفلت و فراموشی از حقیقت ((غدیر )) است . ای کاش نویسنده کتاب ((حکومت در اسلام )) به این نکته توجه می کردند که ، ((تعطیل حدود الهی )) به علت مصدر نشینی کسانی است که از علوم اسلامی هیچ بهره ای نبرده و (( معدن علم الهی )) و (( باب مدینه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم)) را خانه نشین کرده بودند .

نویسنده کتاب (( حکومت در اسلام )) در صفحه ی ب پاراگراف 7 می نویسد :

"دو فرقه ی عظیم شیعه و سنی به طور قطع در مسئله ی حکومت در اشتباه و گمراهیند و ما این مدعی را با دلائل قاطع و روشن در این کتاب ثابت و حقیقت قضیه را چنان که باید واضح و مبرهن نموده ایم و خواننده پس از مطالعه یقین خواهد کرد که گزاف نگفته و لاف نمی زنیم"

در این جا نیز آقای قلمداران عموم مسلمانان ، یعنی شیعه و سنی را در امر حکومت ، جاهل و گمراه پنداشته و شمشیر اتهامات خود را متوجه ایشان کرده و آنان را "به طور قطع" "در اشتباه و گمراهی" می داند . بدینگونه سخن گفتن ، توهینی آشکار به عموم مسلمین است . بدیهی است که تفاوت آشکار و عظیم بین برداشت آقای قلمداران از امر " حکومت در اسلام " که ایشان در یکجا مصادیق طلائی آنرا در حکومت های غاصبانه و ظالمانه خلفای غاصب صدر اسلام و بنی امیه و بنی عباس مشاهده فرموده اند ، با اعتقاد به " امامت منصوص" در فرهنگ تشیع ، وجود دارد . بهتر این است که نویسنده کتاب " حکومت در اسلام " به جای چنین برخوردی ، نظریات خود و دو گروه شیعه و سنی را در باره امامت و حکومت در اسلام ، مطرح کرده و قضاوت را به عهده دیگران واگذار کند . خوانندگان محترم در مقالات آینده مشاهده خواهند فرمود که چگونه آقای قلمداران در بند " غلو " و " گزافه گوئی و لاف زنی " که ایشان از خود نفی نموده است ، گرفتار است ؟

در اینجا توجه مبلغین وهابی آثار آقای قلمداران در داخل و خارج کشور را که از " غلو " در اعتقادات فرق اسلامی فریاد سر داده اند ، به سخن ایشان در صفحه ج پاراگراف 2 کتاب جلب می کنیم . بنگرید که ایشان غلو و مبالغه در کلام را به کجا می رساند ؟ وی می گوید :

"در میان میلیون ها بلکه میلیارد ها تالیف و آثار دانشمندان اسلامی..."

در تحقیقات علمی ، اغراق جایگاهی ندارد . متاسفانه در کتاب (( حکومت در اسلام )) موارد اغراق آمیز بسیاری مانند عبارت فوق یافت می شود که به خاطر اطاله ی کلام به آن ها نمی پردازیم و عبارت فوق را به عنوان نمونه تقدیم می کنیم. به کار گرفتن عبارت (( ملیون ها بلکه میلیاردها تألیف و آثار دانشمندان اسلامی...)) نشان دهنده این واقعیت است که آقای قلمداران به هنگام نوشتن سطور کتابش ، به مفهوم و کاربرد عدد توجه علمی نداشته است.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید