بسم الله الرحمن الرحیم

یادداشتهایی پیرامون کتاب "حکومت دراسلام" نوشته حیدرعلی قلمداران

قسمت اول

مقدمه

کتابی که بنا بر نقد آن داریم کتاب "حکومت در اسلام" نوشته آقای حیدر علی قلمداران است.

ایشان در این کتاب سعی کرده که حکومت را از منظر اسلام بررسی کند و در این میان به حوادث بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرداخته و بر اساس پندارهای خویش ، در باره وقایع حکومت خلفای پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اظهار نظر کرده است. ایشان در دیگر بخش های کتاب خود ، به تبیین وظایف حکومت می پردازد.

هدف اصلی نویسنده در این کتاب ، همانند سایر نوشته هایش ، رد عقیده شیعه در زمینه خلافت و امامت بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است. البته از این رهگذر، انتقاد هایی را نیز نسبت به برخی عقاید حکومتی اهل سنت وارد می کند ، اما در نهایت نظر مکتب سقیفه را مبنی بر شورایی بودن خلافت و امامت پذیرفته و بر عقاید آنان در این باره صحه می گزارد.

ایرادات و اشکالات کتاب حکومت اسلامی

در اینجا لازم است به طور خلاصه و گذرا به چند نکته و اشکال مهم در باره نوشته ایشان اشاره ای داشته باشیم واستنادات و تفصیل کلام خود را در مورد ایرادات وارد بر کتاب ، به سلسله مقالات پیرامون محتوای نوشته ایشان و از لابلای سطور کتاب ( حکومت در اسلام ) نوشته آقای حیدر علی قلمداران ، موکول می کنیم .

اکنون خلاصه اشکالات :

1 – اغراق در کلام : کلام ایشان مالامال از اغراق ها و تمجید های اثبات نشده مخصوصا در مورد خود می باشد . ایشان نوشته ها و نظریات مغشوش خود را به طرز خنده آوری به عرش می رساند.

2 – اهانت به مخالفین : آقای قلمداران مخالفان خود را به بدترین طریق مورد خطاب قرار داده و آنان را افرادی نالایق و گمراه و نادان می پندارد.

3 - تناقضات عدیده : نویسنده کتاب ( حکومت در اسلام ) در میان سخنانش دچار تناقضات فراوان شده و نتیجه گیری های نامناسب می نماید ، به طوریکه این امر ، صحت ادعاهای وی را به وضوح تحت الشعاع قرار می دهد.

4 - روش غیر منطقی نقد : روش منطقی در این گونه نقد ها این است که دلایل طرفین نقل و سپس در بوته نقد گذاشته شود و در نهایت نویسنده نظر خود را اعمال کند.

5 – گزینش سطحی : متاسفانه آقای قلمداران در ابتدای کتاب به صورت سطحی و گزینشی برخی روایات را که به زعم خودش مورد استناد شیعه می باشند ، ذکر کرده و آن ها را مورد نقد قرار داده است.

6 – تقطیع غیر اصولی : روایات مورد استشهاد ایشان مورد تقطیع و برداشتهای غیر اصولی و نامناسب قرار گرفته است .

7 – کاربرد ناصحیح روایات : بعضی از روایات مورد استفاده آقای قلمداران ، به طور اختصاصی مربوط به اعتقاد مهدویت می باشند و در باب اثبات امامت مورد استناد شیعه نمی باشند!

8 – پیش فرض مخالف با قران از اصل شوری : آقای قلمداران شوری را بسیار بزرگ و با اهمیت تلقی کرده و آن را مورد تایید حضرت امیر علیه السلام جلوه داده است . ایشان در مسئله حکومت اسلامی ، اصل را بر شورایی بودن حکومت گذاشته و با پیش فرض شورایی بودن حکومت ، به نقد نظریه شیعه پرداخته است. یعنی قبل از اینکه ادله طرفین شیعه و سنی را ببیند و آن ها را نقد کند ، بنا را بر صحت نظر اهل سنت گذاشته است .

9 – استنتاج غلط از آیات قران : آقای قلمداران در اثنای سخنان خویش به آیاتی از قرآن برای بحث حکومت اسلامی استناد می کند که آیات مورد استفاده ایشان بر خلاف نظر او همگی دلالت بر منصوصیت خلافت پیامبر از جانب خدا می کند و این که امامت و حکومت از جانب خدا است و این امر همان نظر تشیع است. اما آقای قلمداران به جای اینکه با این آیات نظر شیعه را تایید کند ، از آن ها نتایجی مخالف قرآن و مخالف نظر شیعه نتیجه گیری می کند !

10 – ادعای شورائی بودن خلافت بدون استناد به سنت پیامبر : معلوم نیست چگونه آقای قلمداران خلافت بعد از پیامبر را شورایی می داند در حالی چنین دستوری از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در مورد حکومت بعد از خود وجود ندارد.

11 – مخالفت با قران : چگونه می شود که رسول خدا (ص) بعد از بیان احکام قران حتی یک کلمه در مورد حکومت و اجرای احکام اسلامی که به خلافت پس از خود وابسته است ، نگفته باشند ؟ چگونه است که در قران نصب پیامبران و جانشینانشان از طرف خدا انجام می شود اما جانشین پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله را باید مردم تعیین کنند؟

12 – ستیز با عقل : چگونه عقل مطلبی را بپذیرد مبنی بر اینکه پیامبر بعد از خودش جانشین تعیین نکرده باشد؟ آن هم با در نظر گرفتن احادیث فراوانی که در زمینه جانشینی بلافصل پیامبر در منابع شیعه و سنی نقل شده است .

13- تهمت به رسول الله (ص) : کسانی که می گویند پیامبر (ص) همه چیز به جز حکومت پس از خود را بیان کرده و خلافت پس از خود را به انتخاب مردم گذاشته است ، به رسول الله (ص) تهمت می زنند. آیا مردم باید مطیع شخصی باشند که توسط غیر خدا انتخاب شده است و عجز و نادانی خود را بارها اعلام می کند ؟ آقای قلمداران چگونه پاسخ رسولخدا (ص) را در محشر حساب و کتاب الهی خواهند داد که در اثر همین طرز تفکر ایشان شخص شرابخواری به خلافت مسلمین می رسد و دستور می دهد سر پسر پیامبر (ص) را از تن جدا کنند ؟

14 – اشگ تمساح برای بنی امیه و بنی عباس : ایشان بار ها و بارها از چند سده ی اول اسلام به عنوان دوران طلایی اسلام یاد می کند و آن را مرهون توجه حکومت اسلامی می داند ، در حالیکه خودش در خلال کتاب مکررا این حکومت ها را جبارانه و فاسد قلمداد می کند !

16 – مشوش بودن اصل متن کتاب : اصل متن کتاب نیز تا حدودی مشوش است یعنی دقیقا واضح نیست که نویسنده می خواهد به چه نتیجه ای برسد یا چه چیزی را مورد انتقاد قرار دهد ضمن اینکه چیزهایی را به عنوان نظر شیعه مطرح می کند که اصلا شیعه به آن اعتقادی ندارد. مثلا همان طور که گفتیم برای نقد احادیث حکومتی شیعه به احادیث مهدویت استناد کرده و برای تبیین نظر شیعه در مورد حکومت آن را عین امامت دانسته در صورتیکه در منظر شیعه امامت و حکومت دو چیز متفاوت هستند و حکومت یکی از شئون امامت است که ممکن است محقق نشود .

نکته ی دیگر اینکه ایشان در نقل مطالب رعایت امانتداری را نکرده است. ایشان این کتاب را در مدت یک سال و نیم نوشته اند و بنابر ادعای خودشان برای انجام این کار 3000 جلد کتاب را مطالعه کرده اند. یعنی در هر روز به طور متوسط ایشان حدودا 6 جلد کتاب مختلف را مطالعه یا حد اقل به آن مراجعه کرده اند! که با توجه به ادعای ایشان مبنی بر داشتن مشغله زیاد بسیار بعید به نظر می رسد. تنها نتیجه ای که می توان گرفت این است که ایشان برخی مطالب را از منابع دست دوم (غیر مرجع) گرفته اند ا که کار شایسته ای نمی باشد. واقع مطلب این است که کتاب ایشان بر پایه مطالبی می باشد که خرقانی در محو الموهوم گرد آورده است. البته در این جا باید متذکر شویم که عقیده آقایان خرقانی، برقعی، قلمداران و امثال اینان در مورد حکومت مانند کار بت پرستان است زیرا بت پرستان به دست خود بت می تراشیدند و به زعم خود آن را اطاعت و عبادت می کردند و این ها هم به دست خود امام و خلیفه الهی تعیین می کنند و آن را واجب الاطاعه قلمداد می کنند. در صورتي كه شيعه ميگويد همانطور كه پيامبر را بايد خدا انتخاب كند بايد امام را هم خدا انتخاب كند و لذا حكم امام هم مثل حكم پيامبر حكم الله است همانگونه كه حكم حضرت هارون نه به خاطر پيامبريش بلكه به خاطر جانشيني حضرت موسي حكم الله بوده است .لذا مردم بايد از او تبعيت ميكردند، كه نكردند. البته داستان شوری از جهات مختلف قابل نقد است که این را در خلال نقد کتاب انجام می دهیم.

نکته آخر اینکه ایشان برای ارائه نظریه شیعه به کتب مهم شیعه در این مورد مانند احقاق الحق، الغدیر و عبقات الانوار تقریبا هیچ مراجعه ای نداشته اند تا ببینند که دلایل روایی شیعه برای مدعایشان چیست. البته در مواردی هم که مراجعه داشته اند اقدام به نقل مطالبی خلاف ادعای آن کتب کرده اند. مثلا در معنای کلمه ولی به نقل از کتاب شریف الغدیر مطالبی نوشته اند که صحیح نمی باشند.

در ادامه به نقد مطالب کتاب می پردازیم.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید