سلفیون وطنی

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت دوم: نقش مرجعیت دینی انبیاء از دیدگاه سلفیون وطنی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت دوم

    نقش مرجعیت دینی انبیاء از دیدگاه سلفیون وطنی

    مقدمه

    پس از بررسی مختصری در باب وظیفه و شئون انبیاء الهی، نگاهی به شأن مرجعیت دینی پیامبران از دیدگاه مصطفی طباطبایی خواهیم داشت. همانطور که بارها تذکر داده ایم ، هدف از نگارش این سلسله مقالات ، بررسی آراء مدعیان قرآنی در ایران است که نظراتشان متمایل به ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب می باشد که البته مباحث خود را در قالبی متناسب با جامعه شیعه در ایران عرضه می دارند. در زمان حاضر آقای مصطفی حسینی طباطبایی از جمله تئوری پردازان این تفکر بوده که در قالب نوشته ها و سخنرانی های خود ، به بیان و تشریح مواضع موحدین قرآنی پرداخته است.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت سوم: محدوده ولایت انبیاء بر امت خویش

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت سوم

    محدوده ولایت انبیاء بر امت خویش

    مقدمه

    در مقاله پیشین – قسمت دوم -  به بررسی آراء سلفیان در نقش مرجعیت دینی انبیای الهی پرداختیم. در این نوشته به واکاوی و نقد دیدگاه آنان در موضوع ولایت انبیاء می پردازیم.

    از دیدگاه سلفیان وطنی، وظیفه و شأن انبیاء محدود به ابلاغ وحی می شود، بسان نامه رسانی که تنها وظیفه دارد مرسوله ای را به مخاطبین برساند.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت ششم: رسول خدا ص و اوصیاء ایشان در امر حکومت چه جایگاهی دارند؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت ششم

    رسول خدا ص و اوصیاء ایشان در امر حکومت چه جایگاهی دارند؟

    آیا حکومت کردن بر مردم، منصبی الهی است یا خیر؟

    اسلام دینی جامع و فراگیر است پس بدون شک در شئون حکومتی، دارای احکام روشن و مشخص می باشد. حال یک سوال مطرح می شود:

    آیا حاکمیت بر مردم، از شئونات رسول خدا (ص) و اولیای الهی است یا خدا این مورد را به مسلمین و شورای آنها واگذار کرده است؟

    و آیا عدم حاکمیت پیامبر ص در برهه ای از زمان و برکناری ائمه ع از خلافت در اکثر دوران زندگی خویش، دلیل بر این است که آنان چنین مقامی را شان اختصاصی خویش نمی دانسته اند؟

    همانطور که در مقالات پیشین بیان شد، مدعیان قرآنی شئون همه انبیاء را منحصر در تبشیر و انذار می دانند و اصرار دارند که حکومت کردن برخی از انبیاء یک امر عارضی بوده است. یعنی اگر حکومتی هم توسط گروه معدودی از انبیاء برپا شده به هدف تبشیر و انذار بوده نه اینکه خود حکومت و برقراری یک نظام الهی و اجرای احکام خدا، موضوعیت داشته است.

    ذیلا برخی از آراء و نظرات آقای مصطفی حسینی طباطبایی را در این خصوص می آوریم:

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت نهم: محدوده عصمت انبیاء الهی در مکتوبات مدعی قرآنی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت نهم

    محدوده عصمت انبیاء الهی در مکتوبات مدعی قرآنی

    مصطفی حسینی طباطبایی در مکتوبات خویش به نفی عصمت انبیاء پرداخته و آن را به تلقّی و ابلاغ وحی محدود می سازد. ما به اختصار برخی از نظرات وی را ذیلا می آوریم.

    مصطفی طباطبایی می نویسد :

    « معصوم دانستن انبیاء و امامان در بین علمای شیعه یک مبحث کلامی است نه قرآنی. می گویند اگر ما نتوانیم عصمت پیامبران را ثابت کنیم اعتقادمان نسبت به آنان کم می شود زیرا ممکن است در وحی الهی هم دخل و تصرفی کرده باشند و چون چنین افکاری را الگوی ذهنی خود قرار داده اند آن لغزش هایی را که قرآن کریم از انبیاء مطرح می کند به انحاء گوناگون تأویل کرده معنای دیگری از آن آیات استخراج می کنند. بدین ترتیب به جای اصلاح افکار خویش و انطباق آن با کتاب خدا افکار بشری خود را به قرآن تحمیل کرده اند! شکی نیست که پیامبران در ابلاغ وحی معصوم بوده اند و نمی توانستند تغییری در وحی الهی بدهند، چنانکه در قرآن می خوانیم:

    فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا. لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا.( سوره جن/27-28)

    یعنی: (و برای آن رسول) از پیش رو و پشت سر (خداوند) نگهبانانی (از قوای ملکوتی) قرار داده است تا بداند که آنها رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده اند و خداوند به آنچه نزد رسولان است احاطه دارد و حساب هر چیز در اختیار اوست.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت هشتم: آیا پیامبران الهی همچون سایرین در اثر عوامل محیطی و احساسی مرتکب خطا می شوند؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت هشتم

    آیا پیامبران الهی همچون سایرین در اثر عوامل محیطی و احساسی مرتکب خطا می شوند؟

     مطالبی که از سوی سلفیان وطنی در باب عصمت انبیای الهی ارائه می شود در واقع تکرار  شبهات متقدمین بوده و سخن تازه ای را به ارمغان نیاورده اند . لینک زیر پاسخ به مقاله کاربری با عنوان "اسلام" در موضوع عصمت انبیاء است که قبلا به آن پرداخته شده و علاقمندان می توانند مطالعه نمایند.

    آقای مصطفی حسینی طباطبایی می پندارد انبیای الهی متاثر از عوامل محیطی مغلوب احساسات خویش شده و دچار خطا و سهو می گردند . وی می نویسد :

     1-    سورة یوسف،آیة 13:  قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ

    ... یعقوب محبت استثنایی خود را نسبت به یوسف بر خلاف خیر و صلاحی که می دانست (مذکور در آیة 5) عیان ساخت، و بدون آنکه بخواهد سرود یاد مستان داد و طریقه از بین بردن یوسف را به برادران بنمود !

     آیه از یک سو نشان می دهد که چگونه ممکن است پیامبران در مقام بشری، دچار احساسات شوند و از امری غفلت ورزند و...   

    ( بیان معانی در کلام ربانی، جلد 4،ص215 )

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت هفتم: استنادهای غلط به آیات در ردّ ولایت تکوینی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت هفتم

    استنادهای غلط به آیات در ردّ ولایت تکوینی

    در مقاله پیشین دریافتید که سلفی های وطنی  ولایت و شان حاکمیتی برخی از انبیاء و رسول خدا ص بر پیروانشان و انسانها را قبول ندارند لذا بدیهی است که هر نحوه ولایت پیامبران بر جهان خلقت نیز در نزد آنان بی معنا باشد. در این راستا آقای مصطفی حسینی طباطبایی به هر آیه ای تشبّث جسته تا ولایت تکوینی را برای رسول خدا ص و برخی از انبیاء منتفی کند.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت پنجم: آیات قرآن موضوعیت پیامبر اسلام ص را بوضوح نشان می دهد

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت پنجم

    آیات قرآن موضوعیت پیامبر اسلام ص را بوضوح نشان می دهد

    مقدمه

    در قسمت چهارم از سلسله مقالات پیرامون نبوت از دیدگاه مدعیان قرآنی ، موضوعیت و طریقیت انبیاء مطرح گردید. اکنون به کنکاشی بیشتر می پردازیم.

    منظور از طریقیت داشتن وسیله ای برای نیل به یک هدف مشخص آن است که رسیدن به آن هدف، اصل می باشد و اگر غیر از این طریق ، قابل دستیابی باشد می توان از وسیله ای دیگر بهره جست. به عبارت دیگر خود وسیله مورد نظر نیست. اما اگر رسیدن به هدف تنها از طریق وسیله ای خاص میسر باشد، در اینصورت ابزار در عین طریقیت ، موضوعیت نیز خواهند داشت. یعنی در این شرایط طریقیت و موضوعیت ،هر دو در یک شیء جمع می شود. گاهی یک شیء از یک جهت جنبه طریقیت و از جهتی دیگر جنبه موضوعیت دارد.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت چهارم: انبیاء در مجموعه دین الهی هم جنبه طریقیت دارند و هم جنبه موضوعیت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت چهارم

    انبیاء در مجموعه دین الهی هم جنبه طریقیت دارند و هم جنبه موضوعیت

    مقدمه

    در موضوع جایگاه و شأن پیامبران الهی ، به مرجعیت دینی و ولایت ایشان پرداختیم . در این نوشتار، می خواهیم نشان دهیم برخلاف دیدگاه مصطفی حسینی طباطبایی، انبیاء الهی نه تنها جنبه طریقیت در دعوت به سوی خدا دارند بلکه خود ایشان موضوعیت داشته و ایمان به آنان از ارکان اعتقادات است .

    همانطور که پیشتر مطرح شد، از دیدگاه سلفی های وطنی، شأن پیامبران منحصر در ابلاغ وحی است. بر اساس این پندار،  موضوعیت ایشان در مجموعه دین بطور کامل منتفی بوده و به ایشان فقط به عنوان وسیله، سبب و طریق نظر می شود.