مصطفی حسینی طباطبائی

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت ششم: رسول خدا ص و اوصیاء ایشان در امر حکومت چه جایگاهی دارند؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت ششم

    رسول خدا ص و اوصیاء ایشان در امر حکومت چه جایگاهی دارند؟

    آیا حکومت کردن بر مردم، منصبی الهی است یا خیر؟

    اسلام دینی جامع و فراگیر است پس بدون شک در شئون حکومتی، دارای احکام روشن و مشخص می باشد. حال یک سوال مطرح می شود:

    آیا حاکمیت بر مردم، از شئونات رسول خدا (ص) و اولیای الهی است یا خدا این مورد را به مسلمین و شورای آنها واگذار کرده است؟

    و آیا عدم حاکمیت پیامبر ص در برهه ای از زمان و برکناری ائمه ع از خلافت در اکثر دوران زندگی خویش، دلیل بر این است که آنان چنین مقامی را شان اختصاصی خویش نمی دانسته اند؟

    همانطور که در مقالات پیشین بیان شد، مدعیان قرآنی شئون همه انبیاء را منحصر در تبشیر و انذار می دانند و اصرار دارند که حکومت کردن برخی از انبیاء یک امر عارضی بوده است. یعنی اگر حکومتی هم توسط گروه معدودی از انبیاء برپا شده به هدف تبشیر و انذار بوده نه اینکه خود حکومت و برقراری یک نظام الهی و اجرای احکام خدا، موضوعیت داشته است.

    ذیلا برخی از آراء و نظرات آقای مصطفی حسینی طباطبایی را در این خصوص می آوریم:

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت نهم: محدوده عصمت انبیاء الهی در مکتوبات مدعی قرآنی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت نهم

    محدوده عصمت انبیاء الهی در مکتوبات مدعی قرآنی

    مصطفی حسینی طباطبایی در مکتوبات خویش به نفی عصمت انبیاء پرداخته و آن را به تلقّی و ابلاغ وحی محدود می سازد. ما به اختصار برخی از نظرات وی را ذیلا می آوریم.

    مصطفی طباطبایی می نویسد :

    « معصوم دانستن انبیاء و امامان در بین علمای شیعه یک مبحث کلامی است نه قرآنی. می گویند اگر ما نتوانیم عصمت پیامبران را ثابت کنیم اعتقادمان نسبت به آنان کم می شود زیرا ممکن است در وحی الهی هم دخل و تصرفی کرده باشند و چون چنین افکاری را الگوی ذهنی خود قرار داده اند آن لغزش هایی را که قرآن کریم از انبیاء مطرح می کند به انحاء گوناگون تأویل کرده معنای دیگری از آن آیات استخراج می کنند. بدین ترتیب به جای اصلاح افکار خویش و انطباق آن با کتاب خدا افکار بشری خود را به قرآن تحمیل کرده اند! شکی نیست که پیامبران در ابلاغ وحی معصوم بوده اند و نمی توانستند تغییری در وحی الهی بدهند، چنانکه در قرآن می خوانیم:

    فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِن بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ رَصَدًا. لِيَعْلَمَ أَن قَدْ أَبْلَغُوا رِسَالَاتِ رَبِّهِمْ وَأَحَاطَ بِمَا لَدَيْهِمْ وَأَحْصَى كُلَّ شَيْءٍ عَدَدًا.( سوره جن/27-28)

    یعنی: (و برای آن رسول) از پیش رو و پشت سر (خداوند) نگهبانانی (از قوای ملکوتی) قرار داده است تا بداند که آنها رسالات پروردگارشان را ابلاغ کرده اند و خداوند به آنچه نزد رسولان است احاطه دارد و حساب هر چیز در اختیار اوست.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت هشتم: آیا پیامبران الهی همچون سایرین در اثر عوامل محیطی و احساسی مرتکب خطا می شوند؟

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت هشتم

    آیا پیامبران الهی همچون سایرین در اثر عوامل محیطی و احساسی مرتکب خطا می شوند؟

     مطالبی که از سوی سلفیان وطنی در باب عصمت انبیای الهی ارائه می شود در واقع تکرار  شبهات متقدمین بوده و سخن تازه ای را به ارمغان نیاورده اند . لینک زیر پاسخ به مقاله کاربری با عنوان "اسلام" در موضوع عصمت انبیاء است که قبلا به آن پرداخته شده و علاقمندان می توانند مطالعه نمایند.

    آقای مصطفی حسینی طباطبایی می پندارد انبیای الهی متاثر از عوامل محیطی مغلوب احساسات خویش شده و دچار خطا و سهو می گردند . وی می نویسد :

     1-    سورة یوسف،آیة 13:  قَالَ إِنِّي لَيَحْزُنُنِي أَنْ تَذْهَبُوا بِهِ وَأَخَافُ أَنْ يَأْكُلَهُ الذِّئْبُ وَأَنْتُمْ عَنْهُ غَافِلُونَ

    ... یعقوب محبت استثنایی خود را نسبت به یوسف بر خلاف خیر و صلاحی که می دانست (مذکور در آیة 5) عیان ساخت، و بدون آنکه بخواهد سرود یاد مستان داد و طریقه از بین بردن یوسف را به برادران بنمود !

     آیه از یک سو نشان می دهد که چگونه ممکن است پیامبران در مقام بشری، دچار احساسات شوند و از امری غفلت ورزند و...   

    ( بیان معانی در کلام ربانی، جلد 4،ص215 )

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت هفتم: استنادهای غلط به آیات در ردّ ولایت تکوینی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت هفتم

    استنادهای غلط به آیات در ردّ ولایت تکوینی

    در مقاله پیشین دریافتید که سلفی های وطنی  ولایت و شان حاکمیتی برخی از انبیاء و رسول خدا ص بر پیروانشان و انسانها را قبول ندارند لذا بدیهی است که هر نحوه ولایت پیامبران بر جهان خلقت نیز در نزد آنان بی معنا باشد. در این راستا آقای مصطفی حسینی طباطبایی به هر آیه ای تشبّث جسته تا ولایت تکوینی را برای رسول خدا ص و برخی از انبیاء منتفی کند.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت پنجم: آیات قرآن موضوعیت پیامبر اسلام ص را بوضوح نشان می دهد

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت پنجم

    آیات قرآن موضوعیت پیامبر اسلام ص را بوضوح نشان می دهد

    مقدمه

    در قسمت چهارم از سلسله مقالات پیرامون نبوت از دیدگاه مدعیان قرآنی ، موضوعیت و طریقیت انبیاء مطرح گردید. اکنون به کنکاشی بیشتر می پردازیم.

    منظور از طریقیت داشتن وسیله ای برای نیل به یک هدف مشخص آن است که رسیدن به آن هدف، اصل می باشد و اگر غیر از این طریق ، قابل دستیابی باشد می توان از وسیله ای دیگر بهره جست. به عبارت دیگر خود وسیله مورد نظر نیست. اما اگر رسیدن به هدف تنها از طریق وسیله ای خاص میسر باشد، در اینصورت ابزار در عین طریقیت ، موضوعیت نیز خواهند داشت. یعنی در این شرایط طریقیت و موضوعیت ،هر دو در یک شیء جمع می شود. گاهی یک شیء از یک جهت جنبه طریقیت و از جهتی دیگر جنبه موضوعیت دارد.

  • جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها - قسمت چهارم: انبیاء در مجموعه دین الهی هم جنبه طریقیت دارند و هم جنبه موضوعیت

    بسم الله الرحمن الرحیم

    جایگاه انبیاء الهی از منظر مصطفی حسینی طباطبایی و سلفی ها 

    قسمت چهارم

    انبیاء در مجموعه دین الهی هم جنبه طریقیت دارند و هم جنبه موضوعیت

    مقدمه

    در موضوع جایگاه و شأن پیامبران الهی ، به مرجعیت دینی و ولایت ایشان پرداختیم . در این نوشتار، می خواهیم نشان دهیم برخلاف دیدگاه مصطفی حسینی طباطبایی، انبیاء الهی نه تنها جنبه طریقیت در دعوت به سوی خدا دارند بلکه خود ایشان موضوعیت داشته و ایمان به آنان از ارکان اعتقادات است .

    همانطور که پیشتر مطرح شد، از دیدگاه سلفی های وطنی، شأن پیامبران منحصر در ابلاغ وحی است. بر اساس این پندار،  موضوعیت ایشان در مجموعه دین بطور کامل منتفی بوده و به ایشان فقط به عنوان وسیله، سبب و طریق نظر می شود.

  • خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت اول: روش طباطبایی! تفسیر قرآن مبتنی بر عقاید سلفی ها

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

    قسمت اول

    روش طباطبایی ! تفسیر قرآن مبتنی بر عقاید سلفی ها

    مقدمه

    مهمترين اثر مصطفي حسیني طباطبائي كتاب تفسير قرآن اوست كه در 15 مجلد و با نام " تفسير بيان معاني در كلام رباني " تكثير شده است . در برگه هاي تبليغاتي هواداران آقاي طباطبائي و در سايت اينترنتي ايشان و نيز در آثار مكتوب وي ، به این تفسیر استناد شده لیکن کل کتاب مذکور در دسترس همگان قرار داده نشده است !.

    در اوان نوشتن این تفسیر، مجلدات اوليه ( جلد 1 تا 4 ) در اختيار افراد محدودی  بود و مصطفی حسینی طباطبایی نیز با توجه به شرايط سیاسی و اجتماعی آن زمان ،عقاید خویش را با صراحت بیشتری ابراز می کرد لذا می توان دریافت که مشار الیه مکنون قلبی خویش را در آن مجلدات و ذيل آيات قرآن آشکار کرده است.

    مجلدات بعدي اين كتاب يعني از جلد چهارم به بعد در محل نماز جمعه وی در معرض فروش قرار گرفت. در اين مجلدات آقاي طباطبائي با احتياط بيشتري عمل كرده ولي به هر حال  آراء سلفي مآبانه آقاي طباطبائي و ضدیت با مكتب اهل البيت  در اينجا نیز مشاهده مي شود. از کوزه همان برون تراود که در اوست!

  • خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت دهم: سردرگمي در ترجمه و تفسير قرآن

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

    قسمت دهم

    سردرگمي در ترجمه و تفسير قرآن

    با در نظر گرفتن نظرات آقاي طباطبائي در فهم و تفسير قرآن ، در مراجعه به ترجمه  و تفسير وي در كتاب  "بيان معاني در كلام رباني " مشاهده مي كنيم كه نامبرده بر خلاف ادعاهاي نظري خويش در آسان و روشن بودن آيات قرآن در بسياري از موارد خود در فهم اوليه آيات قرآن ، وامانده و  واژه هائي از قبيل " احتمالاً" ، " ظاهراً" ، "ممكن است " ، " يا آنكه " و غيره  ، را در ترجمه و تفسیر خویش بکار می برد .گویا اصلا به  نظريه سست بنيان " بي نيازي از رجوع به غير در فهم قرآن"  معتقد نیست و فراموش می کند که با تبلیغ نظریه مذکور عده ای را از مراجعه به معلمين و مبينين آسماني قرآن ، يعني اهل بيت طهارت عليهم السلام باز داشته است .

    اكنون به مواردی از ترجمه و تفسير آقاي مصطفی طباطبائي كه حكايت از سردر گمي و واماندگي ايشان در فهم آيات قرآن دارد ، مي پردازيم :

  • خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت دوازدهم: برخوردهای گزینشی در استفاده از شان نزول آيات قرآنی

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

    قسمت دوازدهم

    برخوردهای گزینشی در استفاده از شان نزول آيات قرآنی

     

    مصطفی طباطبايي در تفسير خويش به گونه اي وانمود مي كند كه آگاهي از شان نزول آيات قرآن، ياريگر انسان در فهم قرآن بوده، و البته اطلاق و شمول آيه را محدود نخواهد کرد . اما عملكرد وی در مواجهه با شان نزول آيات الهي ، برخلاف ادعای مذکور است .

  • خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت دوم: روش طباطبایی! تخطئه مکتب اهل بیت است

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

    قسمت دوم

    روش طباطبایی! تخطئه مکتب اهل بیت است

    مقدمه

    در قسمت پيشين ، عرض کردیم مهمترين اثر مصطفي حسیني طباطبائي كتاب تفسير قران اوست كه در 15 قسمت و با نام " تفسير بيان معاني در كلام رباني "  تکثیر شده است . در اين تفسیر آقاي طباطبائي آراء خویش را با رویکرد سلفي و در ضدیت با مكتب اهل البيت  عليهم السلام را مطرح كرده است !

    تفاسیر بزرگان اهل سنت و سلفی  به ویژه تفسیر طبری ماخذ اصلی در نگارش تفسیر " بیان معانی در کلام ربانی " بوده و در مقابل ، خودداری نویسنده در نقل روایات اهل بیت کاملا مشهود است .

    بر مبنای تفسیر "بیان معانی " می توان نتیجه گیری کرد ادعاي نه شيعه و نه سني بودن طباطبایی، گزافه ای بیش نیست و حق آن است كه ايشان بیشتر یک متعصب سلفی است تا یک مسلمان لا مذهب . 

    در قسمت قبل چند مورد از مخالفت هاي آقاي طباطبائي با مكتب اهل البيت عليهم السلام را متذكر شديم و در اين قسمت برخي ديگر از آن تضادها را اشاره می کنیم :

  • خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت سوم: طباطبایی نظام مرجعیت را شخص پرستی می نامد

    بسم الله الرحمن الرحیم

    خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

    قسمت سوم

    طباطبایی نظام مرجعیت را شخص پرستی می نامد

    مقدمه

    در قسمت هاي پيشين برخي از عناوين مخالفت هاي آقاي مصطفی حسینی طباطبائي با مكتب اهل البيت عليهم السلام  را به شرح ذيل بیان کردیم:

    1. نفي و انكار شفاعت
    2. عدم پيروي از امامان عليهم السلام
    3. انكار صريح امامت منصوص 
    4. ترویج قران بدون عترت
    5. نفي صريح  عصمت پيامبر اسلام ( صلي الله عليه م آله )
    6. اطلاق " اولي الامر " به معناي كارگزاران و مقامات لشكري
    7. انكار ماجراي غدير
    8. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت سیزدهم: تفسير به رأي و تأويل غير مستند

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت سیزدهم

      تفسير به رأي و تأويل غير مستند

       

      ما در شماره هاي پيشين اين سلسله مقالات ، بيان كرديم كه ادعاهای آقاي مصطفی طباطبايي در  فهم آيات قرآن با  عملكرد ايشان در تفسیر خویش مغاير است . اكنون اين دوگانگي را در معرض قضاوت خوانندگان محترم قرار داده و نشان خواهیم داد که آقاي  طباطبائي  بآسانی  به تاویل نابجای آیات قرآن می پردازد .

    9. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت شانزدهم: تفسیر ذوقی و تاویل گرایانه در برخی واژه های آیات قرآنی

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت شانزدهم

      تفسیر ذوقی و تاویل گرایانه در برخی واژه های آیات قرآنی

      ادعاهای آقاي مصطفی حسینی طباطبايي در موضوع فهم آيات قرآن با  عملكرد ايشان در تفسیر خویش مغاير است. ما با ذكر شواهدي چند، نشان داديم كه ايشان به آساني به تأويل نابجاي آيات قرآني مي پردازد . اكنون با ذكر مواردي ديگر مطلب را پي گيري مي كنيم . مصطفی طباطبایی می نویسد:

      11 - سوره اعراف آيه 12، در مورد خلقت شيطان { خلقتني من نار و خلقته من طين }

       "... از اينجا به دست مي آيد كه :

      جنيان نيز به مانند فرشتگان ، پيش از انسان خلق شده اند ( حجر – 27 ) و اصولا آفرينش (( انرژي )) و لوازم آن ، ‌قبل از خلقت موجودات مادي بوده است .

      بيان معاني در كلام رباني  ج 3 ص 201 "

      تعبير خلقت جنيان به (( انرژي و لوازم آن )) در كجاي قرآن آمده است ؟ اين موضوع ،‌ تبيين و توضيح قرآن از خلقت جنيان است يا تفسير به رأي آقاي طباطبائي ؟

    10. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت ششم: فهم قرآن و شيوه تفسيري مصطفي طباطبائي از ادعا تا عمل

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت ششم

      فهم قرآن و شيوه تفسيري مصطفي طباطبائي از ادعا تا عمل

      مقدمه

      ادعای بنیادین آقاي مصطفي حسینی طباطبائي ، خودبسندگی قرآن در بیان معارف دینی می باشد. البته ايشان در خصوص احکام شرعی به ناچار می پذیرد که بسیاری از احكام در قرآن به اجمال بیان شده و می بایست در آن امور به سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) مراجعه کرد. لذا از دیگر عقاید ایشان ، عرضه سنت منقول از رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) به قرآن است که در صورت انطباق با قرآن ( و نه صرفا عدم مخالفت آن با قرآن ) ، می بایست به آن عمل نمود. اما در این ادعا ، آقاي طباطبائي به دور باطل دچار شده و با تغافل ( از ارجاع مجملات قرآن به سنت و تائید سنت با قرآن ) و بدون حل این تناقص، به تبیین نظرات خود مي پردازد .

      اولین سوالی که مطرح می شود ،  این است که دیدگاه و روش نظری آقاي طباطبائي سلفي در فهم قرآن چگونه است ؟ آیا روش و شیوه عملی او منطبق و هم راستا با ادعا و اعتقاد اولیه خودش هست یا خیر ؟ به علاوه ، پی گیری این نکته نیز ضروری است که آیا شیوه ایشان در فهم و تبیین قرآن ، موید قرآنی دارد یا خیر ؟

      دیدگاه نظری مصطفي طباطبائي در باب قرآن

       همان طور که در مقدمه توضیح دادیم ، یکی از مبلغان بارز و شاخص سلفیگری و وهابيت در ايران ، آقاي مصطفی حسینی طباطبایی است که نظریات وی در باب قرآن و فهم و تفسیر آن به عنوان محور و مرجع مورد استناد و بهره برداری مخالفین شیعه قرار مي گیرد .

      اگر چه آقاي مصطفی طباطبایی ، آراء و نظریات خویش در باب فهم قرآن را در كتاب تفسير " بیان معانی در کلام ربانی " و يا ضمن مقالات و مکتوبات مستقل و همچنين در خلال ساير مباحث خويش ، عرضه کرده ، اما تمام آن گفته ها به طور مبسوط در مکتوبی تحت عنوان " دقایق معانی در کلام ربانی"  و در پیش گفتار كتاب " بیان معانی در کلام ربانی " در سال 1384 منتشر شده است .

      ما با استناد به این نوشته ها و عمدتا آخرین مکتوب یعنی" دقایق معانی در کلام ربانی"  به طرح و بررسی ادعاهای طباطبایی پرداخته و صحت و صداقت آن معتقدات را در تفسیر " بیان معانی در کلام ربانی " محک خواهیم زد .

      مصطفی طباطبایی و فهم قرآن

      تا قبل از نگارش پیش گفتار تفسیر مذکور ، ملخص نظرات مصطفی طباطبایی در مکتوبات وی  به شرح ذیل عرضه شده است :

      1 - معانی آیات قرآن روشن و واضح است و برداشت های گوناگون و مختلف از آیات معلول وابستگی های فکری و روحی افراد به اعتقادات و پیش فرضهایی خارج از کتاب می باشد .

      حقیقت آن است كه اگر افراد با تفکری عاری از دلبستگی های روحی شان سراغ قرآن بروند ، جز یک معنا در نمی یابند و همه به وحدت نظر خواهند رسید .

      (بیان معانی در کلام ربانی ج1 ص327ذیل آیه 213سوره بقره )

      2 - قرآن کریم در كتاب خدا بدين صورت معرفی شده است که کتابی از سوی خداست وآیاتش روشن ومقاصدش واضح و بدون ابهام است .

      (بیان معانی در کلام ربانی ج4 ص412ذیل آیه 1 سوره حجر )

      3 - خداوند برخلاف تصور عده ای ، خواسته كه قرآن به فهم عمومی نزدیک شود و ویژه گروهی خاص نباشد .

      (بیان معانی در کلام ربانی ج7 ص51 ذیل آیه 35 سوره نور)

      4 -  بیان قرآن آسان است و همگان محورهای اصلی و اصولی آن را می فهميده اند. خدا می فرماید:

        ای پیامبر  این کتاب را به زبانی ساده و روشن به تو دادیم تا همگان تکلیف خود را از زبانت بشنوند .

      (بیان معانی در کلام ربانی ج5 ص345ذیل آیه 97 سوره مریم )

      5 - شایان توجه این که خداوند کتابش را مبین و روشن و واضح معرفی کرده است .البته آیاتی وجود دارند که شاید در نظر اول چندان روشن ننمایند و یا چند معنی و مقصود برای آنها به نظر آيد ، ولي :

       اولا : این موارد فراگیر و محوری نیست

      ثانیا : با تدبر در آیات و توجه به قبل و بعد آنها (سیاق) می توان رفع شبهه کرد و به درک قطعی مقاصد الهی رسید.

      (بیان معانی در کلام ربانی ج8ص5ذیل آیه 2 سوره شعرا )

      6 - از دعوت عمومی به تدبر در قرآن معلوم می شود که قرآن قابل تدبر و فهم عمیق برای همگان است و رموزی در آن نیست كه قسمتهائي را فقط اشخاص خاص بتوانند بفهمند .

      ( بيان معاني در كلام رباني ج 2 ص382 ذيل آيه 82 سوره نساء )

      7 – از چهره هاي بارز قرآن اين است كه غالبا در آيات خود ، قرائني گذاشته كه زمينه لازم را براي استدلال به معناي صحيح به دست مي دهد و از اين رو با تعمق در آيات قران مي توان به كشف معاني پرداخت و نياز مبرم در اين راه ،‌ به روايت و شأن نزول نيست .به عبارت ديگر ، قرآن را ، خود بهتر از هر كس تفسير مي كند .

      ( بيان معاني در كلام رباني ج 1 ص 368)

      8 – فرا گيري سبك و اسلوب قرآن به آگاهي و دقت نياز دارد ، ولي مقصد اساسي آن روشن است و راه قران را با مختصري انصاف و تدبر مي توان شناخت و از هدايتش برخوردار شد .

      ( بيان معاني در كلام رباني ج 4 ص 203 ذيل آيه 1 سوره يوسف )

      9 – ما هم زبان با اسلاف قرآني خود بارها گفته ايم كه قران كريم ، آسان و تبيان و بيان و نور مبين است . چنانكه خودش فرموده است :

      و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر ( قمر/17 و 22 و 32 و 40، نحل /89 ، آل عمران 138 ، نساء 174 ).

      در عين حال قرآن مجيد داراي نكته ها و ظرائف و امتيازات گوناگوني است و اين دو مقام با يكديگر قابل جمع اند.

      ( قرآن بدون حديث هم قابل فهم است ، ص 20 )

      10 – با وجود توضيح قران كريم در باره اين كه فهم قران آسان است (( و لقد يسرنا القران للذكر فهل من مدكر )) ، خود قرآن عهده دار تبيين خويش است .

      (رسول خدا و تبيين آيات ص 8 )

      11 – قران در آيات متعددي خود را روشن و قابل فهم ، بلكه روشنگر معرفي كرده است .

      ( رسول خدا و تبيين آيات ص 12 )

      12 – خداي بس بخشنده قرآن را آموزش داد . آموزش قرآن به عنوان درخشان ترين تجلي رحمت خدا ذكر شده است . دو نكته اساسي در مورد آيه شريفه در خور توجه است :

      اول آنكه خدا قران را به چه كسي آموخت ؟ ذكر پيامبر در آيه نشده و اگر مراد شخص پيامبر مي بود ، شايد مناسبتر آن بود كه بفرمايد : " الرحمان انزل اليك القرآن " . ولي چنين نفرموده و بنابراين تعبير ، آموزش قران ، رحمت واسعه خدا را نسبت به همه قرآن پژوهان مي رساند ، در حقیقت می فرماید : خدا قرآن را بر پیامبر نازل كرد و درک و فهم آن را برای عموم میسر ساخت .

       (بیان معانی در کلام ربانی ج13ص137سوره رحمن  آیات 1و2)

      نقد و بررسي  

      همانگونه كه گفتيم آقاي طباطبائي معتقد است که پاره اي از احكام در قرآن به اجمال بیان شده و بايد در آن امور به سنت مراجعه کرد. ایشان ، در مواضع ديگري بسيار تأكيد مي كند كه سنت منقول از رسول خدا (صلي الله عليه و آله ) بايستي به  قرآن عرضه شود تا با انطباق آن با قرآن ، دستورات عملي احكام حاصل ايد .

       

      اما در این موضع ، آقاي طباطبائي نه تنها ، خود را به تغافل مي زند ، بلكه به وادي مهلك دور باطل مي افتد .يعني مجملات قرآن را به سنت ارجاع مي دهد و براي تأييد سنت از  قرآن استمداد مي جويد و بي اعتنا به اين تناقص، به تبیین نظرات خود مي پردازد .

      آقاي مصطفی طباطبایی قائل است که غالبا در آیات قرآن قرائنی وجود دارد که زمینه لازم را برای استدلال به معنای صحیح به دست می دهد .او از سوی دیگر آیات قرآن را روشن و واضح معرفی می کند  اما معلوم نیست که قرائن مورد ادعای وی در قرآن برای دست یابی به معنای صحیح کدام آیات غیر روشن ، به کار می رود ؟ نتیجه اين سخن آقاي طباطبائي این است كه آیات قرآن از جهت دستیابی به معنا حداقل در دو دسته قرار می گیرند :

      1 – روشن

      2 – غير روشن

      و این خود نقض غرض است .

      وي همچنین اشاره می کند که مقاصد اساسی قرآن روشن است ، اما معلوم  نمی کند که مقاصد اساسی چیست ؟ و آیا مقاصد غیر اساسی نیز در قرآن وجود دارد ؟ و آیا آن مقاصد غیر اساسی هم روشن است ؟ و اصولا ملاک تفکیک مقاصد اساسی از غیر اساسی چیست ؟

      نحوه استدلال آقاي طباطبایی در ذیل آیه 1و2 سوره رحمن نيز نوعی مصادره به مطلوب و تغافل از ده ها دلیل قرآنی است که برخلاف نظریه ایشان می باشد . وی با استناد بر این که چون در آیه مذکور عبارت "(انزل الیک القرآن)" نیامده و خطاب بر رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) نشده است ، لذا رسول خدا ( صلي الله عليه و آله ) نقش شاخصي در آموزش و تعلیم قرآن ندارند . حال آنکه ده ها آیه دیگر خلاف ادعای وی را نشان می دهد. آیاتی كه شآن تعلیم قرآن را به رسول خدا(صلي الله عليه و آله) اختصاص داده است .

      آقاي طباطبائي شأن تعليم و تبيين قران را از پيامبر اسلام حذف و اين مقام را به راحتي به خود و ابن جریر طبري و سایر مفسران بي نام و نشان تفویض مي کند . داستان ارادت مخصوص و شيفتگي آقاي طباطبائي به تفسير طبري مجال ديگري مي طلبد . ايشان گستاخانه به بيان نظرات شخصي خود و طبري و ساير مفسرين _ غالبا بي نام و نشان و يا غير شيعه _ پرداخته ، و فراموش می کند كه قبلا قران را روشن  و بي نياز از تفسير پيامبر و روايات حضرتش معرفي كرده است . آقاي طباطبائي شأن تفسير را در كتاب خويش از پيامبر خدا مصادره و براي  خودش و سایر مفسران – خصوصا طبري – و حتی كتب اهل كتاب تثبیت می نماید . مصادیق چنین عملکردی بيش از صدها مورد است و ما براي جلوگيري از اطاله كلام فقط به مواردي اشاره مي كنيم تا تناقض میان ادعا و عمل ايشان بيشتر آشكار گردد . به جهت اختصار از نام تفسير آقاي طباطبائي صرفنظر كرده و فقط به مجلد و صفحه آن اشاره مي كنيم :

      ج1ص102: در تفسير طبري راجع به آيه فوق مي گويد...

      ج1ص105: طبري در تفسير آيه مي گويد...

      ج1ص171: طبري مي گويد...

      ج1ص300: تفسير طبري گويد:

      ج1ص370: در تفسير طبري از قول قتاده آمده است...

      و صدها مورد از این قبيل .

      اما مواردی از مفسرین بي نام و نشان قران :

      ج1ص121: در تاريخ هست...

      ج3ص534 : به گزارش تاريخ...

      ج10ص42: بنا به تاريخ...

      ج12ص203: چنانكه در تاريخ آمده...

      ج13ص93: در شأن نزول آورده اند....

      و موارد فراوان ديگر...

      جاي بسي تأسف است كه استناد به تاريخ در تفسير آقاي طباطبائي بدون ذكر سند و بررسی تطابق آن با متن قران ، اعتبار دارد ، اما بيان رسول خدا – صلي الله عليه و آله _ و ائمه اطهار عليهم السلام ، و تفسیر آنان از قران هیچ موضوعيتی ندارد . به عبارت روشنتر آقاي مصطفی طباطبائي قرآن را تنها بي نياز از توضيح و تفسير و شأن نزول و تبيين پيامبر معرفي مي كند  و نه خود و دیگر مفسران .

      ج1ص387 : تورات هم مي گويد...

      ج2ص340 : چنانكه در انجيل هست...

      ج2ص 564 : در تورات مي خوانيم...

      ج3ص380 : چنانكه در تورات مي خوانيم...

      ج4ص132: در تورات است كه...

      حيرت انگيز است كه با آنكه در مصادر شيعي و حتي اهل سنت از قول رسول خدا – صلي الله عليه و آله _ روايات فراواني پيرامون زندگي و رخدادهاي انبياء و امم سابق نقل شده ، اما آقاي طباطبائي به نقل هاي رسول خدا و اميرالمومنين و ائمه اطهار – عليهم السلام _ كه برگزيدگان الهي در تبيين آيات الهي مي باشند ، بي اعتناست و با اينكه وي به صراحت بيان مي كند كه كتب اهل كتاب تحريف شده ، اما ذكر داستان ها و مطالب آن كتب را بر بيان رسول خدا و ائمه اطهار ترجيح مي دهد .

      حال به ذكر صفحات و مواردي كه این مفسر قراني! بيان و تفسير شخص خود را در كتابش ، جايگزين تبيين رسول خدا – صلي الله عليه و آله _ براي آيات قران مي كند ، توجه كنيد :

      ج1ص120: اين قول از نظر ما اصلح است .

      ج2ص485: از نظر ما آيه به شرايط احتضار افراد اشاره دارد

      ج3ص387:از نظر ما بنا به سياق آيات ..

      ج5 ص187: ما رأي مجاهد را مي پذيريم

      ج11ص181: به نظر ما مقصود آيه ..

      ج13ص127: ما معناي اخير را برگزيده ايم .

      حال شما خواننده محترم قضاوت کنید :

      آيا مبتنی بر ادعای اولیه آقای طباطبایی ، قراني كه نور است ، نيازي به بيان ایشان دارد ؟! و اگر دارد چرا اين شأن را براي پيامبر _ صلي الله عليه و آله _ و ائمه معصومين _ عليهم السلام _ قائل نيست و پرچم تبيين قرآن را براي مفسرين بي نام و نشان و كتب اهل كتاب ، به اهتزاز در مي آورد ؟
      ادامه دارد...

       

    11. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت نهم: برخی از آیات قرآن در تفسیر آقای مصطفی طباطبایی روشن و قابل فهم نیست

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت نهم

      برخی از آیات قرآن در تفسیر آقای مصطفی طباطبایی روشن و قابل فهم نیست

      یادآوری

      مصطفی حسینی طباطبایی در مقام ادعا معتقد است و اظهار می کند همه آیات قران روشن و قابل فهم است و حتی بر این نظر خویش استدلالهایی ارائه می کند . بنابر این هر کسی انتظار دارد در تفسیر ایشان سخنانی روشن و قطعی در ترجمه و تفسیر آیات ملاحظه نماید. اما واقعیت موجود انسان را متحیر ساخته و دوگانگی در ادعا و عمل را بوضوح مشاهده می کند . البته این سوال نیز مطرح می شود که چرا مقلدین و پیروان آقای طباطبایی در قبال چنین تناقض آشکاری دم فرو بسته اند ؟! و همچنان به تعلم ! از ایشان مشغولند . اكنون و در اين  مقاله بيان مي كنيم كه چگونه آقاي طباطبائي براي ترجمه و تفسير قرآن و رهائي از جهل و بي اطلاعي خويش ، متوسل به تئوري احتمالات مي شود و با واژه هائي از قبيل " احتمالا" ، " ظاهرا" ، "ممكن است " ، " يا آنكه " و غيره  ، قدم در وادي مهلك وهم آلود  نظريه سست بنيان " بي نيازي از رجوع به غير در فهم قرآن"  گذاشته و ديگران را از مراجعه به معلمين و مبينين آسماني قرآن ، يعني اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام باز مي دارد .

    12. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت هشتم: عدم پايبندي عملي مصطفي طباطبايي در ترجمه و تفسير قرآن به اصول نظري خويش

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت هشتم

      عدم پايبندي عملي مصطفي طباطبايي در ترجمه و تفسير قرآن به اصول نظري خويش

      در قسمت هاي پيشين اين نوشتار ، بيان كرديم كه مهمترين اثر مصطفي حسیني طباطبائي كتاب تفسير قرآن اوست كه " تفسير بيان معاني در كلام رباني " نام دارد. در اين تفسیر آقاي طباطبائي آراء سلفي مآبانه خويش را ارائه كرده است.

      ادعای بنیادین آقاي مصطفي حسینی طباطبائي ، خودبسندگی قرآن در بیان معارف دینی می باشد. ما در بخش هاي قبلي اين نوشتار خلاصه نظريه آقاي طباطبائي را به قلم خودش به شرح ذيل بازگو كرديم :

    13. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت هفتم: جايگاه تبيين رسول خدا ( ص ) از قرآن در ديدگاه مصطفي طباطبائي

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت هفتم

      جايگاه تبيين رسول خدا ( ص ) از قرآن در ديدگاه مصطفي طباطبائي

      خلاصه ديدگاه آقای مصطفي حسینی طباطبائي در موضوع فهم قرآن این است که به غير از آيات مجمل مربوط به احكام ، بقيه آيات توسط خود قرآن تبيين شده و روشن مي باشد . قرآن به بيان و تفسیری بيرون از خود نياز ندارد ، زيرا تحصيل حاصل است  و همه قرآن را مي توان بدون رجوع به حديث فهميد . توضيح و تبيين پيامبر صلي الله عليه و آله  و ائمه معصومين عليهم السلام در باره بعضي از آيات نيز حكم ارشادي دارد و عقل سليم مي تواند با تدبر در قرآن ، معناي مزبور را از خود قرآن دريابد و كسي كه ادعاي نياز قرآن به توضيح بيرون از خود را دارد ، ناچار به كسر بيان در كلام الهي قائل شده است . رسول اكرم (ص) نيز وظيفه بيان نكته هاي قرآني براي امت نداشت ، بلكه مردم را به تدبر در قرآن براي فهم  نكته ها سفارش كرده است .

      وی در مکتوبات خویش چنين مي نويسد :

    14. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت هفدهم: شمّه ای دیگر از تفسیرهای ذوقی و تاویل های بی دلیل

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت هفدهم

      شمّه ای دیگر از تفسیرهای ذوقی و تاویل های بی دلیل

      ادعاهای آقاي مصطفی حسینی طباطبايي در موضوع فهم آيات قرآن با  عملكرد ايشان در تفسیر خویش – بیان معانی در کلام ربّانی - مغاير است. ما با ذكر شواهدي چند، نشان داديم كه ايشان به آساني به تأويل نابجاي آيات  مي پردازد . اكنون  مواردي ديگر را اشاره مي كنيم .

      مصطفی طباطبایی می نویسد :

      1 – بقره / 255 ( آيه الكرسي ) " وسع كرسيه السماوات والارض "

      (( از نظر ما كرسي در اينجا كنايه از سلطنت است و قدرت و احاطه خدا را بر تمام جهان مي رساند . پادشاهي را هم كه مي گويند بر تخت نشسته يعني بر مملكتش اقتدار و فرمانروائي دارد .

      (( بيان معاني در كلام رباني ج 1 ص 397 ))

       مصطفی حسینی طباطبایی با زير پا قرار دادن نظريه خويش در فهم قرآن ، بدون ذکر هيچ دليل قرآني ، می نویسد :  " از نظر ما " كلمه " كرسي"  كنايه از سلطنت گرفته شده است . در حالی که  اگر تفسير آيات قرآن  همواره و توسط هر اندیشمندی با رجوع به سایر آیات ، مقدور بود لازم می آمد که ایشان با قاطعیت در معنای کرسی حکم کند و نظر خویش را به سایر آیات مستدلّ سازد ، نه آنکه صرفا با گزینش معنایی که عبارت آیه را موجّه می سازد اکتفاء نماید . به بیانی دیگر ؛ ترجمه مذکور چه رجحانی نسبت به ترجمه ای دیگر که کرسی را کنایه از علم باریتعالی گرفته ، خواهد داشت ؟ چگونه می توان در میان ترجمه های این چنینی مراد واقعی خدا را از آیه دریافت ؟ در این موارد ، ملاك رسيدن به مراد واقعي حق متعال چیست ؟

    15. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت پانزدهم: برخی دیگر از تاویل های نابجا در تفسیر کلام خدا

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت پانزدهم

      برخی دیگر از تاویل های نابجا در تفسیر کلام خدا

       پیرو مقالات پیشین به موارد ديگري از تفسیرهای بی دلیل در مکتوبات مصطفی حسینی طباطبایی می پردازیم:

       8 – سوره انعام آيه 98  هو الذي انشأكم من نفس واحده فمستقر و مستودع 

      و هموست كه شما را از يك تن آفريد كه قرارگاه و امانتگاهي داريد...

      منظور از امانتگاه،‌ صلب مرد و قرارگاه رحم زن مي باشد، نطفه هر انساني از صلب مردي نشأت يافته و در رحم زني شكل گرفته، مستقر مي شود...

      بيان معاني در كلام رباني  ج 3 ص 100 

      نقد و بررسي:

      آقاي طباطبائي طبق معمول با فراموشي كامل از مدعاي خود مبني بر اين كه " قرآن آسان و روشن بوده و آياتش در خود قرآن تبيين و توضيح داده شده است "،‌  بدون هيچ سند و مدركي از قرآن،‌كلمات (( مستقر )) و (( مستودع )) را توضيح داده، لذا مي توان به وي اعتراض کرد كه چرا بدون ذکر شاهدی از قرآن واژه های مذکور را تفسير نموده است؟

    16. خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي - قسمت پنجم: مصطفی طباطبایی فضایل ائمه ع را مخالف قرآن قلمداد و از دشمنان اهل بیت دفاع می کند

      بسم الله الرحمن الرحیم

      خطاهای تفسیری مصطفي حسيني طباطبائي 

      قسمت پنجم

      مصطفی طباطبایی فضایل ائمه ع را مخالف قرآن قلمداد و

      از دشمنان اهل بیت دفاع می کند

      مقدمه

      در قسمت هاي پيشين مقاله، بيان كرديم كه مهمترين اثر مصطفي حسني طباطبائي كتاب " تفسير بيان معاني در كلام رباني "  است. در اين مجلدات آقاي طباطبائي آراء سلفي مآبانه  و ضدیت با مكتب اهل البيت  عليهم السلام را آشکار كرده است!

      ايشان با اقتباس از تفسير طبري و برخی مفسران سلفی  به نفی معتقدات شیعه همت گماشته و با تعمد خاصی از نقل و تبيين ائمه اطهار – عليهم السلام – در زمينه آيات قرآن پرهیز کرده است.

      در چهار مقاله قبل مخالفت و ضديت صريح آقاي طباطبائي با مكتب اهل البيت عليهم السلام  را شماره کردیم اكنون به رويكرد آقاي طباطبائي در خصوص مقامات ائمه اطهار عليهم السلام  اشاره مي كنيم.